Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا بارها و بارها، با لحنی که گویی از یک ملک شخصی سخن می‌گوید، مدعی شده است که تنگه هرمز تحت کنترل کامل امریکا است. او حتی پا را فراتر گذاشته و در اقدامی نمایشی، این آبراه راهبردی را قلمرو جدید امریکا نامیده است.

  • واقعیت کنترل تنگه هرمز

واقعیت میدانی، روایتی کاملاً متفاوت از ادعاهای کاخ سفید را آشکار می‌کند. سخنگوی سپاه پاسداران به صراحت اعلام کرده است که حتی یک شناور امریکایی در خلیج فارس باقی نمانده و ناوهای امریکایی حداقل ۵۰۰ کیلومتر از دهانه تنگه هرمز فاصله گرفته‌اند. فرمانده نیروی دریایی سپاه نیز این فاصله را ۷۰۰ کیلومتر عنوان کرده و با چالشی آشکار گفته است: ما منتظریم ناوهای امریکایی به ورودی تنگه هرمز نزدیک شوند تا آنها را غرق کنیم؛ ما لحظه‌شمار می‌کنیم.

این اظهارات، تصویری از یک عقب‌نشینی محسوس را ترسیم می‌کند، نه کنترل.

زیرساخت این قدرت واقعی، مجموعه‌ای از توانمندی‌های نظامی است که در سکوت، معادلات میدان را تعیین می‌کند. ایران با استقرار سیستم‌های موشکی ساحلی متحرک ضدکشتی، تقریباً کل تنگه هرمز را زیر پوشش آتش دارد. موشک‌های بالستیک با کلاهک‌های هدایت‌شونده، اهدافی در برد ۱۵۰ تا ۳۰۰ کیلومتر را تهدید می‌کنند.

در کنار اینها، ناوگان پشه‌ای متشکل از ده‌ها قایق تندروی مسلح، توانایی ایجاد اختلال در ناوبری را دارند. ماین‌های دریایی نیز به عنوان ابزاری ارزان و کارآمد، مسیرهای عبور را به میدان ماین تبدیل کرده‌اند، تا جایی که ده‌ها کشتی و ابرنفتکش متخلف در مسیری غیرمجاز، با برخورد با ماین غرق شده اند.

  • ترامپ و توهمِ کنترل تنگه هرمز

این مجموعه، یک منطقه غرقاب ایجاد کرده که ورود به آن برای هر ناو مهاجم، هزینه‌ای غیرقابل قبول دارد. ادعای ترامپ نه تنها با واقعیت فیزیکی، بلکه با منطق کنترل نیز در تضاد است. فرمانده نیروهای دریایی سپاه، کنترل ایران بر تنگه را کنترل هوشمند توصیف می‌کند و می‌گوید: شناورهایی که قصد عبور دارند، باید از ایران مجوز بگیرند و عبور آنها از آب‌های ایرانی، تابعی از شرایط و سلسله‌مراتب مجوزدهی است. این یعنی قدرت تعیین‌کننده در تنگه، نه واشنگتن، بلکه تهران است که با اعطا یا سلب مجوز، جریان انرژی جهان را مدیریت می‌کند.

بنابراین، کنترل مورد ادعای ترامپ، بیش از آنکه یک واقعیت عملیاتی باشد، یک روایت زبانی برای پوشاندن شکست راهبردی است. او در وضعیتی که ناوهایش از ترس موشک‌های ایران به عقب رانده شده‌اند، تنها سلاحی که در دست دارد، «کلام» است. ترامپ دیگر نمی‌تواند با اعزام ناو، معادله میدان را تغییر دهد. او فقط می‌تواند در توهمِ کنترل زندگی کند و آن را به رخ بکشد.

  • ترامپ با ادعا می‌جنگد و در عمل شکست خورده است

تنگه هرمز، امروز صحنهٔ نمایش شکاف میان ادعا و توان است و در این نمایش، این ایران است که برگ برنده را در دست دارد و ترامپ، تنها می‌تواند نقش مدعیِ بازنده را بازی کند.

ترامپ کوشید با زبان قدرت، تنگه هرمز را به میدان نمایش برتری امریکا تبدیل کند، اما میدان به او پاسخ داد که کنترل آبراه، نه با توییت و بیانیه، بلکه با حضور موثر، آتش پشتیبان و توان بازدارندگی سنجیده می‌شود.

عقب‌نشینی ناوهای امریکایی از دهانه تنگه و سخنان فرماندهان ایرانی به فاصله‌گیری آنها، نشان داد که واشنگتن در عمل نتوانست معادله را به نفع خود تغییر دهد. در چنین وضعیتی، ترامپ تنها ابزار باقی‌مانده را روایت‌سازی یافت. بزرگ‌نمایی پیروزی، انکار شکست و پناه بردن به ادعاهای نمایشی. اما این روایت نه انرژی جهان را مدیریت می‌کند، نه معادله نظامی را جابه‌جا می‌سازد و نه هزینه ورود به منطقه را برای دشمن کاهش می‌دهد.

ایران با ترکیب موشک، ماین، قایق تندرو و مدیریت مجوز عبور، عملاً برنده این میدان است. بنابراین شکست ترامپ در برابر ایران، شکست یک تاکتیک نیست، شکست یک راهبرد مبتنی بر برتری کلامی در برابر واقعیت میدانی است. او می‌تواند در توهم کنترل بماند، اما تنگه هرمز همچنان صحنه حاکمیت عملی ایران خواهد بود.

تنگه هرمز
ترامپ متوهم است! تنگه هرمز در اختیار کامل ایران است!

احمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13481

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *