جستجو
Close this search box.

خطر داعش جدی و واقعی است، انکار و بی توجهی کار ساز نیست

Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

خطر داعش جدی و واقعی

داعش پیوسته حملات انتحاری و انفجاری انجام می دهد، تمام سازمان های بین المللی، خطر داعش را تهدیدی جدی و نگران کننده می خوانند، اما طالبان همه را انکار می کنند و بعضا دیگران را متهم نیز می نمایند که وضعیت افغانستان را غیر واقعی جلوه می دهند. در چنین وضعیتی چند تا پرسش کلیدی وجود دارد که باید پاسخ داده شود.

نخست اینکه براساس حملات انجام شده از سوی داعش خراسان، وضعیت کنونی این گروه در افغانستان چگونه است؟ ثانیا حامیان و همکاران شاخه خراسان داعش چه کسانی استند؟ ثالثا استراتژی طالبان در قبال داعش و خطر داعش چیست؟ رابعا باتوجه به این وضعیت آینده ای افغانستان چگونه خواهد بود؟

در این یادداشت تلاش می گردد تا به هریک از پرسش های فوق پاسخ مقنع و منطقی داده شود.

  • وضعیت کنونی شاخه خراسان داعش در افغانستان

برپایه­ ی گزارش سازمان ملل متحد، شاخه خراسان داعش، همین اکنون دارای 4000 تا 6000 جنگجو می باشد. این گروه، از ۲۸ فبروری تا ۱۵ می ۲۰۲۴ ؛ شش حمله را در افغانستان انجام داده است. چهار مورد از این حملات مقامات طالبان را هدف قرار داده‌اند و دو حمله ای آن علیه مراکز غیر نظامی و بر علیه مردمان ملکی شیعیان صورت گرفته اند.

بر اساس گزارش سازمان ملل و دیگر سازمان های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای منطقه و جهان، خطر داعش تهدیدی جدی برای امنیت افغانستان به شمار می‌رود و حملات اخیر این گروه نشان‌دهنده افزایش قدرت و فعالیت‌های این گروه تروریستی در منطقه است. برآوردها نشان می‌دهند که تعداد جنگجویان داعش در افغانستان افزایش یافته است. این گروه همچنان به جذب نیرو و تقویت توان نظامی خود ادامه می‌دهد و سعی دارد روابط طالبان با کشورهای همسایه را تضعیف کند و بی‌ثباتی را در افغانستان افزایش دهد.

  • حامیان و همکاران داعش کیستند؟

در دوران جنگ سرد و تقسیم جهان به بلوک غرب و شرق، دولت های غربی و اروپایی به آمریکا و رهبران کاخ سفید چشم امید بسته بودند. اما با فروپاشی جنگ سرد در اوایل دهه 90 میلادی و کوچک شدنِ جماهیر شوروی، به دلیل اینکه جهان را هیچ دشمنی تهدید نمی نمود، جامعه جهانی نسبت به آمریکا و قدرت نظامی این کشور بی تفاوت گردیدند که در چنین وضعیت قدرت نظامی آمریکا تقریبا بی معنی و فاقد کارایی بود.

به همین دلیل آمریکا به دنبال ایجاد یک دشمن فرضی در قبال جهانیان بر آمد و القاعده را به وجود آورد. زمانی که القاعده فعالیت هایش را علیه آمریکا آغاز کرد و در سال 1998، سفارت ­های این کشور را در کنیا و تانزانیا مورد حمله قرار داد، توجه تمام جهان به آمریکا جلب گردید و افزون بر اینکه جامعه جهانی با آمریکا اعلام همدردی نمود، بسیاری از دولت­ ها در مسیر بهبود روابط با آمریکا نیز قرار گرفتند و این چیزی بود که آمریکا تقریبا بیش از یک دهه به دنبال آن بود.

در همین راستا آمریکا سناریوی 11سپتمبر را طراحی نمود و بهانه­ ی قانونی برای اشغال افغانستان و نفوذ در منطقه خاورمیانه را به دست آورد. حفظ اشغال افغانستان و تداوم حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، نیازمندِ بهانه­ ی جدید بود. زیرا آمریکا بخاطر قدرت نمایی و حفظ جایگاه جهانی اش، ناچار به سرکوب القاعده بود، زیرا این گروه دیگر نمی توانست به عنوان بهانه ­ی حضور و نفوذ آمریکا در خاورمیانه و به ویژه در کشورهای عربی کارایی داشته باشد.

به همین دلیل با کشته شدنِ اسامه بن الادن و رفع تهدیدهای ساختگی از سوی القاعده، آمریکا سریعا داعش را به جود آورد و این گروه به صورت برق آسا، در کشورهای عربی و به ویژه سوریه گسترش و تسلط پیدا کرد. داعش افزون بر اینکه بهانه­ ی حضور آمریکا را در منطقه فراهم ساخت، بسیاری از دشمنان ایالات متحده را نیز درگیر ساخت و خسارت های هنگفت نیز به دولت های مخالف آمریکا وارد نمودند.

از همین رو آمریکا داعش را حمایت نمود و با برنامه ریزی دقیق، این گروه را توسعه داد و با همکاری پاکستان، افغانستان را نیز درگیر ساخت. زیرا ارتش پاکستان به دلیل ضعف و ناتوانی در قبال دشمن دیرینه اش یعنی هندوستان، به هر نوع بازی آمریکا دخیل می شود تا روابط نزدیکش را با کاخ سفید حفظ نماید.

باتوجه به توضیحات بالا، اینک می توان گفت که داعش توسط آمریکا ساخته شده و به کمک پاکستان و بعضی از کشورهای عربی در منطقه خاورمیانه و به ویژه افغانستان مستقر گردیده است تا دشمنان آمریکا و غرب را درگیر سازد. داعش اکنون منابع مالی اش را از آمریکا و غرب به کمک بعضی از کشورهای عربی تامین می نماید و نیروی انسانی اش را نیز از کشورهای آسیای میانه به ویژه تاجیکستان فراهم ساخته و با حمایت پاکستان، کل منطقه را درگیر ساخته است.

  • استراتژی طالبان در مقابله با داعش و خطر داعش چیست؟

طالبان از سقوط و فروپاشی دوره پیشین شان در سال 2001 درس ها و عبرت های فراوان فرا گرفته اند. آنها به اهمیت بسیاری از چیزها پی برده اند و نیز آموخته اند که دشمن تراشی نکنند. به همین دلیل طالبان در قبال تمام وقایع و حقایقی که در رابطه به فعالیت ها و حملات داعش وجود دارند و تمام سازمان های بین المللی آنها را گزارش می دهند، از استراتژی انکار استفاده می نمایند.

افزون بر اینکه طالبان حملات واقعی داعش خراسان را انکار می نمایند، سازمان ها و دولت های که خطر داعش را جدی و واقعی گزارش می دهند و نگران کننده می خوانند، از نظر طالبان متهم به غیر واقعی نشان دادن وضعیت افغانستان استند. متاسفانه این استراتژی طالبان، تا اکنون زیان های هنفگت مالی و جانی بر مردم افغانستان تحمیل ساخته اند و چالش های امنیتی فراوان را به بار آورده اند.

به دلیل اینکه خطر داعش جدی و واقعی است و عملا زندگی را به کام مردم افغانستان تلخ نموده و با این حال طالبان این مسئله را انکار و یا دست کم آن را کوچک جلوه می دهند، امید به آینده را از افغانها سلب نموده اند که متاسفانه این وضعیت چشم انداز فردای افغانستان را نیز به شدت وخیم و غیر قابل تصور ساخته است. از این رو بهتر است که طالبان به جای انکار و کوچک جلوه دادن خطر داعش، در هماهنگی با دولت های منطقه، اقدام به مقابله و نبرد جدی و فراگیر با داعش را در دستور کار قرار دهد و با عزم راسخ، این پدیده ای شوم را از افغانستان ریشه کن نماید.

خطر داعش
خطر داعش جدی است، به جای انکار بدنبال تعامل و همکاری برای ریشه کن کردن داعش باشید

مسلم اخلاقی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=6170

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات