افغانستان بار دیگر به استقبال عید قربان میرود؛ عیدی که در فرهنگ اسلامی و سنتهای مردم این سرزمین، تنها یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه نماد ایثار، همدلی، بخشش و پیوندهای انسانی بهشمار میرود. در سرکها و بازارها، مردم خود را برای این عید آماده میکنند، اما در پشت این شور و آمادگی، واقعیتی تلخ نیز جریان دارد؛ واقعیتی که در آن ملیونها شهروند افغانستان هنوز با بیکاری، فقر، گرسنگی و دشواریهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند.
در سالهای اخیر، طالبان تلاشهایی را در بخش اقتصادی رویدست گرفته است. افزایش روابط تجاری با برخی کشورهای منطقه، توسعه برخی پروژههای زیربنایی، رشد نسبی صادرات، تمرکز بر استخراج معادن و تلاش برای تقویت درآمدهای داخلی از جمله اقداماتی است که از سوی مقامهای حکومت مطرح شده است. با این همه، واقعیت زندگی روزانه بسیاری از خانوادههای افغانستان نشان میدهد که فاصله میان شاخصهای اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم هنوز عمیق است.
در حالیکه بخشی از اقتصاد کشور نشانههایی از تحرک را تجربه میکند، میلیونها تن همچنان درگیر بیکاری، کاهش درآمد، نبود فرصتهای کاری و دشواری تأمین نیازهای اولیه زندگیاند. هشدارهای نهادهای بینالمللی و سازمانهای امدادی نیز بارها بر گستردگی بحران انسانی و افزایش آسیبپذیری خانوادهها در افغانستان تأکید کرده است. در چنین شرایطی، عید قربان تنها یک مناسبت دینی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی مسئولیت اجتماعی، همبستگی ملی و توجه دوباره به دردهای خاموش مردم است.
عید قربان؛ پیام ایثار در روزگار دشوار
عید قربان در فرهنگ اسلامی، یادآور بزرگترین جلوه تسلیم، بندگی و فداکاری است. این عید انسان را به گذشت از خواستههای شخصی و توجه به دیگران فرا میخواند. قربانی تنها ذبح حیوان نیست؛ قربانی واقعی آن است که انسان بخشی از آسایش، ثروت و امکانات خود را برای کاهش درد دیگران اختصاص دهد.
امسال، هنگامی که عید قربان فرا میرسد، ملیونها خانواده افغانستانی شاید توان خرید لباس نو، تهیه غذای مناسب یا حتی سهمی از گوشت قربانی را نداشته باشند. برای بسیاری از کودکان، عید نه با شادی و بازی، بلکه با نگرانی خانواده برای تهیه نان فردا همراه است. در چنین شرایطی، مسئولیت اجتماعی تاجران، سرمایهداران، افراد متمکن و همه اقشار جامعه بیش از هر زمان دیگر برجسته میشود. عید قربان میتواند به فرصتی برای بازتوزیع محبت و همدلی تبدیل گردد؛ فرصتی که در آن ثروتمندان تنها به انجام مراسم قربانی بسنده نکنند، بلکه بخشی از هزینههای عید خود را به نیازمندان اختصاص دهند.
خانوادههای بیبضاعت، یتیمان، بیوهها و کارگران روزمزدی که از فشار اقتصادی آسیب دیدهاند، بیش از هر زمان دیگر به حمایت نیاز دارند. اگر هر خانواده توانمند تنها دست یک خانواده نیازمند را بگیرد، هزاران خانه در افغانستان رنگ امید خواهد گرفت.
نقش تاجران و سرمایهداران
افغانستان در طول تاریخ، تاجران و بازرگانانی داشته که در کنار فعالیت اقتصادی، نقش اجتماعی و خیریه نیز ایفا کردهاند. امروز نیز جامعه از سرمایهداران و فعالان اقتصادی انتظار دارد که در کنار توسعه تجارت، مسئولیت انسانی و ملی خود را فراموش نکنند.
عید قربان زمان مناسبی است تا شرکتها، تاجران و افراد دارای توان مالی، برنامههای گسترده کمکرسانی را راهاندازی کنند. توزیع گوشت قربانی میان نیازمندان، حمایت از یتیمخانهها، کمک به زنان بیوه، تأمین مواد غذایی برای خانوادههای فقیر و پشتیبانی از برنامههای اشتغالزایی میتواند بخشی از این مسئولیت باشد.
اما کمکهای مقطعی به تنهایی کافی نیست. افغانستان نیازمند سرمایهگذاری در تولید، زراعت، صنایع کوچک و ایجاد فرصتهای کاری است. اگر سرمایهها به جای خروج از کشور در مسیر تولید داخلی قرار گیرد، نه تنها فقر کاهش مییابد، بلکه پایههای اقتصاد ملی نیز تقویت میشود.
سرمایهدار واقعی تنها کسی نیست که دارایی انباشته کند؛ بلکه کسی است که بخشی از موفقیت خود را به رفاه جامعه پیوند بزند. امروز، افغانستان بیش از هر زمان دیگر به سرمایهگذاری مسئولانه نیاز دارد.
وحدت و همدلی؛ پیام فراموشنشدنی عید قربان
یکی از مهمترین پیامهای عید قربان، وحدت و همدلی است. جامعه افغانستان سالها جنگ، بحران، مهاجرت، اختلافات و دشواریهای فراوان را پشت سر گذاشته است. اکنون بیش از هر زمان دیگر، کشور نیازمند تقویت روحیه همکاری و همبستگی است.
فقر تنها با پول از میان نمیرود؛ بلکه نیازمند مشارکت جمعی است. زمانی که مردم به یاری یکدیگر بشتابند، خانوادههای توانمند دست نیازمندان را بگیرند و جامعه بهسوی همکاری حرکت کند، ظرفیت بزرگی برای عبور از بحران شکل میگیرد.
عید قربان میتواند آغاز این حرکت باشد؛ حرکتی که در آن کینهها قربانی شوند، فاصلهها کاهش یابد و فرهنگ یاریرسانی جای بیتفاوتی را بگیرد. افغانستان زمانی به خودکفایی و ثبات اقتصادی نزدیک خواهد شد که روحیه همدلی در کنار برنامههای اقتصادی تقویت گردد.
اتحاد ملی تنها در شعارها ساخته نمیشود؛ بلکه در دسترخوانهایی شکل میگیرد که میان مردم تقسیم میشوند، در دستانی که برای کمک به نیازمندان دراز میشوند و در قلبهایی که درد همدیگر را احساس میکنند.
مسئولیت حکومت در مبارزه با فقر
در کنار نقش مردم و نهادهای خیریه، مسئولیت اصلی کاهش فقر بر دوش حکومت قرار دارد. اگرچه در بخشهایی از اقتصاد پیشرفتهایی گزارش شده، اما واقعیت این است که مشکل بیکاری هنوز یکی از بزرگترین چالشهای افغانستان باقی مانده است.
ایجاد اشتغال باید در مرکز سیاستگذاری اقتصادی قرار گیرد. پروژههای عمرانی، توسعه راهها، حمایت از زراعت، گسترش صنایع کوچک، استخراج اصولی معادن و سرمایهگذاری در بخش انرژی میتواند فرصتهای کاری گسترده ایجاد کند.
افغانستان کشوری با ظرفیتهای فراوان است. زمینهای زراعتی، منابع معدنی، موقعیت جغرافیایی و نیروی جوان میتواند موتور توسعه اقتصادی باشد؛ اما این ظرفیتها زمانی به نتیجه میرسند که برای آنها برنامهریزی بلندمدت صورت گیرد.
طالبان لازم است در کنار تمرکز بر شاخصهای کلان اقتصادی، به وضعیت معیشتی مردم نیز توجه ویژه داشته باشد. کاهش فقر تنها با افزایش درآمدهای دولتی تحقق نمییابد؛ بلکه زمانی معنا پیدا میکند که آثار آن در زندگی مردم دیده شود.
نقش علما و خطیبان در تقویت فرهنگ همدلی
مساجد در جامعه افغانستان همواره جایگاه مهم اجتماعی و فرهنگی داشتهاند. علما و خطیبان نه تنها نقش دینی، بلکه نقش تربیتی و اجتماعی نیز ایفا میکنند. از همینرو، عید قربان فرصتی است تا این ظرفیت برای تقویت همبستگی اجتماعی به کار گرفته شود.
ضروری است که خطیبان مساجد در خطبههای عید قربان، مردم را به کمک به فقرا، دستگیری از خانوادههای نیازمند و حمایت از یتیمان تشویق کنند. سخن گفتن درباره ارزش انفاق، اهمیت همسایهداری و مسئولیت اجتماعی میتواند روحیه همکاری را در جامعه افزایش دهد. جامعهای که در آن مسجد، بازار، خانواده و نهادهای اجتماعی همگی در مسیر همدلی حرکت کنند، در برابر بحرانهای اقتصادی مقاومتر خواهد بود.
علمای دینی همچنین میتوانند بر این نکته تأکید کنند که قربانی تنها در تقسیم گوشت خلاصه نمیشود؛ بلکه رسیدگی به انسانهای آسیبپذیر، حمایت از محرومان و تلاش برای کاهش رنج مردم نیز بخشی از فلسفه این عید بزرگ است.

راهحل پایدار کاهش فقر
کمکهای بشردوستانه اگرچه برای کاهش دردهای فوری ضروریاند، اما راهحل نهایی نیستند. افغانستان برای خروج از چرخه فقر به اقتصاد مولد نیاز دارد. اشتغالزایی مهمترین ابزار مبارزه با فقر است. هر فرصت کاری که ایجاد شود، میتواند یک خانواده را از وابستگی نجات دهد. حمایت از تولیدات داخلی، توسعه صنایع کوچک، تقویت زراعت و افزایش سرمایهگذاری خصوصی باید در اولویت قرار گیرد.
کشاورزی هنوز ستون اصلی اقتصاد افغانستان است. حمایت از دهقانان، توسعه سیستمهای آبیاری، ایجاد بازار برای محصولات داخلی و سرمایهگذاری روی صنایع تبدیلی میتواند هزاران فرصت شغلی ایجاد کند. همچنین صنایع دستی، قالینبافی، فرآوری محصولات زراعتی، معادن و تجارت منطقهای ظرفیتهای بزرگی برای رشد اقتصادی محسوب میشوند. مردم نیز میتوانند با خرید تولیدات داخلی از اقتصاد ملی حمایت کنند.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به وحدت نیاز دارد؛ وحدتی که از مسجد تا بازار، از خانه تا اداره و از روستا تا شهر امتداد یابد. شاید در سایه همین همدلی، روزی فرا برسد که هیچ کودک افغانستانی با شکم گرسنه به استقبال عید نرود، هیچ مادر نگران نان فردا نباشد و هیچ خانوادهای در تاریکی فقر فراموش نشود.
شکریه نورزی











