Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در این اواخر، شعارها، متون و موضع‌گیری‌های زیادی در مورد تجزیه افغانستان، ترکستان جنوبی، هزارستان و… در شبکه‌های اجتماعی آنهم از سوی برخی از چهره‌های سیاسی حکومت پیشین به‌چشم می‌خورد که ظاهراً یک موضع‌گیری ساده، اما باطناً خط و نشان بیرونی دارد.

  • روابط عاشقانه پاکستان و سیاسیون جمهوریت

وقتی جمهوریت سقوط کرد و سیاسیون پیشین از افغانستان فرار کردند، پاکستان در ادامه همان سیاست همیشگی خود، مجددا به‌سراغ بازی گذشته خود رفت. زیرا از یکسو طالبان تن به خواسته‌های این کشور نداد و از سوی دیگر تاخت‌وتازهایی که سابق در افغانستان داشت را از دست داد. نشست‌های متعددی پیرامون افغانستان با اشتراک چهره‌های پیشین و با میزبانی اسلام‌آباد برگزار و رفته رفته روابط بین آنها به عاشقانه تبدیل شد.

  • امریکا و پاکستان؛ سناریست ناامنی افغانستان

به‌ یاد دارید که سال گذشته، دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا چندین‌بار با زبان تهدید از طالبان خواست که پایگاه بگرام را در اختیار او قرار دهد، ولی نه‌تنها این خواسته برآورده نشد، بلکه با واکنش تند حکومت فعلی افغانستان مواجه گردید و آنان مرتباً تاکید کردند که پایگاه بگرام که جای خود را دارد، حتی یک وجب از خاک کشور را در اختیار امریکا قرار نمی‌دهند.

به‌یاد دارید که درست پس از همین کنش و واکنش‌ها، پاکستان به افغانستان و مخصوصا به کابل حملات هوایی انجام داد و رفته رفته این تنش‌ها گسترش یافته و تا به امروز ادامه دارد. امریکا نمی‌توانست مجدداً خود را در باتلاقی بیندازد که 20 سال در آن بزرگترین شکست تاریخی را نصیب شده بود. از همین رو به یار دیرینه خود (پاکستان) رجوع کرد و درنهایت تنش سختی بین دو همسایه راه‌انداخت که ماهیت و علت آن واضح و آشکار بوده و است.

  • پاکستان به سراغ مهره‌های سوخته رفت

به‌هر حال، وقتی پاکستان نتوانست از طریق نظامی‌گری، پیروزیِ را در برابر طالبان کسب کند، مجددا به‌سراغ مهره‌های سوخته جمهوریت رفت و در یک بازی جدید، بحث «تجزیه‌طلبی» افغانستان را مطرح کرد.

در واقع این صداهایی که در حال حاضر از سیاسیونی چون نقیب‌الله فایق، بابر فرهمند و تهینج و… بلند می‌شود، طراحی‌های در اتاق فکر آی‌اس‌آی انجام شده است. هرچند که این سرو و صداها می‌تواند خطرناک باشد، ولی کارساز نیست و عملی نشده و نخواهد شد.

  • وحدت اقوام؛ مانع تجزیه افغانستان

آنانی که شعارهای تجزیه افغانستان را مطرح می‌کنند، با آنکه ژست و ادای سیاسی به‌خود گرفته و به‌قولی خود را «سیاست‌دان» می‌دانند، آیا فکر کرده‌اند که در جغرافیای مهمی به‌نام افغانستان با تنوع فرهنگی و قومیِ که دارد، این بحث هیچ‌جایگاهی ندارد و نخواهد داشت.

هیچ ولایت یا منطقه‌ای از افغانستان مربوط به یک قوم نیست که یکی بخواهد آنرا تجزیه کند و شعار بدهد. بلکه به‌طور زیبا و شگفت‌انگیزی در همه جا اقوام مختلف در کنار همدیگر سال‌های سال است که زندگی می‌کنند و مشکلی وجود ندارد که بخواهد آنها را از هم جدا نماید.

  • هدف پاکستان از طرح تجزیه‌خواهی

هدف پاکستان از طرح تجزیه افغانستان، کشاندن کشور به‌سمت بی‌ثباتی، ناامنی و ویرانه‌های دهه هفتاد است. دورانی که عطش قدرت‌طلبی سیاسیون، افغانستان زیبا را به‎‌ویرانه‌ای تبدیل کرد که تاکنون آثار آن باقیست.

ترکستان جنوبی
امثال نقیب‌الله فایق با طرح هایی چون ترکستان جنوبی، بدنبال تجزیه افغانستان هستند
  • صاحب افغانستان، مردم افغانستان هستند

بنابر این نکته مهمی در این باب وجود دارد، پاکستان مجددا شکست خواهد خورد و این شکست حتمی است. این مردم افغانستان هستند که برای سرنوشت کشورشان تصمیم می‌گیرند و هیچ‌گاه نخواهند گذاشت که بیگانگان با استفاده از مهره‌های سوخته، مجددا این جغرافیای زیبا را به‌سمت بحران ببرند.

افغانستان کشوری مربوط به همه‌ای اقوام ساکن در آن است و این یک فورمول حل شده است که چهره‌های سیاسی پیشین دیگر نمی‌تواند از مردم نمایندگی کنند. آنان همان‌هایی هستند که برای خود ثروت و برای مردم بدبختی خریدند و در بدترین حالت ممکن به همین مردم پشت کردند و اکنون در خانه‌هایی که از پول بیت‌المال در اروپا و امریکا خریده‌اند، شعارهای میان‌خالی و صدالبته با خط و نشان پاکستانی – امریکایی می‌دهند.

نه افغانستان تجزیه خواهد شد و نه هم پاکستان و امریکا به‌اهداف خود خواهند رسید.

الیاس احمدی – فعال رسانه‌ای

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11963

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *