در حالیکه افغانستان زیر سایهی تحریمها، انزوای بینالمللی، فقر و گرسنگی دستوپنجه نرم میکند، نشست دو روزه مخالفان طالبان در انقره ـ ترکیه، بار دیگر نگاهها را به بیرون از مرزهای این کشور جلب نموده است. این نشست که به میزبانی مرکز پژوهشی و پالیسی «لاجورد یولی» برگزار شد، با تمرکز بر «تحول سیاسی و نظم منطقهای» تلاش نموده است تا جایگاه افغانستان را در معادلات جدید ژئوپلیتیک بررسی نماید.
با این حال؛ حضور دهها فعال مدنی، دیپلمات و چهرههای مخالف طالبان در این نشست، نشان داد که این گردهمایی صرفاً یک بحث آکادمیک نبوده، بلکه تلاشی برای بازتعریف اپوزیسیون و شکلدهی به یک بدیل سیاسی نیز به شمار میرود. با این حال پرسش اساسی اینجاست که آیا این نشستها میتوانند به ایجاد یک نیروی سیاسی مستقل و مؤثر برای آینده افغانستان منجر شوند، یا صرفاً بخشی از بازی قدرتهای منطقهای برای مدیریت اپوزیسیون استند؟
نشست انقره؛ تلاقی سیاست، اپوزیسیون و تحولات جیوپلیتیک
نشست انقره را باید در بستر تحولات کلان نظام بینالملل تحلیل کرد؛ جایی که رقابت قدرتهای بزرگ تشدید شده و اتحادهای منطقهای در حال بازتعریف استند. به همین خاطر، برگزارکنندگان این نشست تلاش داشتند افغانستان را در متن این تحولات قرار دهند و نشان دهند که سرنوشت این کشور، جدا از معادلات منطقهای و جهانی نیست. این رویکرد، از یکسو میتواند توجه بازیگران بینالمللی را به وضعیت افغانستان جلب کند و از سوی دیگر، زمینهساز شکلگیری گفتمان جدیدی در میان مخالفان طالبان شود.
با این حال، واقعیت این است که این نشست بیش از آنکه بیطرفانه باشد، ماهیتی انتقادی و مخالف با نظام حاکم در افغانستان دارد. مرکز میزبان، یعنی لاجورد یولی، خود در صف منتقدان طالبان قرار دارد و همین موضوع، جهتگیری کلی نشست را مشخص میکند. بنابراین، بحثهایی مانند «تعامل سازنده» در چنین فضایی، بیشتر جنبه نظری و شعاری داشتند تا عملی.
نکته قابل توجه دیگر، نقش ترکیه بهعنوان میزبان است. ترکیه در عین حفظ روابط نسبتاً گرم با طالبان، طی سالهای گذشته به یکی از پایگاههای مهم مخالفان طالبان تبدیل شده است. این وضعیت دوگانه، نشاندهنده سیاستی حسابشده است؛ سیاستی که در آن، انقره تلاش میکند هم با قدرت حاکم تعامل داشته باشد و هم از اپوزیسیون بهعنوان یک اهرم فشار و ابزار آینده استفاده کند.
لاجورد یولی؛ سکوی سیاسی ترکتباران و مخالفان نظم طالبانی
مرکز پژوهشی و پالیسی لاجورد یولی که پس از سقوط جمهوریت در ترکیه تأسیس شد، بهسرعت جای خود را در میان جریانهای سیاسی مرتبط با افغانستان باز کرده است. ریاست این مرکز را عالیه یلماز بر عهده دارد؛ شخصیتی از ترکتباران افغانستان که تلاش دارد نقش این طیف را در آینده سیاسی کشور برجسته کند.
این مرکز، در عمل فراتر از یک نهاد پژوهشی عمل میکند و به سکویی برای گردهمایی نخبگان ترکتبار و مخالفان طالبان تبدیل شده است. ارتباط نزدیک مرکز پژوهشی و پالیسی لاجورد یولی با عبدالرشید دوستم و حزب جنبش ملی، نشان میدهد که این مرکز در امتداد یک جریان سیاسی مشخص حرکت میکند که توانسته است چهرههایی مانند محمد محقق را در این چارچوب جذب کند.
با این حال، یکی از اهداف مهم مرکز پژوهشی و پالیسی لاجورد یولی، ترویج ایده «پانترکیسم» در افغانستان است؛ رویکردی که بهدنبال تقویت همگرایی ترکتباران در یک چارچوب فراملی است. این مسئله، اگرچه میتواند به انسجام سیاسی برخی گروهها کمک کند، اما در عین حال خطر تشدید شکافهای قومی را نیز به همراه دارد. از سوی دیگر، فعالیت چنین مرکزی بدون حمایت یا حداقل موافقت ضمنی دولت ترکیه دشوار به نظر میرسد. این موضوع، نشان میدهد که لاجورد یولی تنها یک نهاد مستقل نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد گستردهتر در سیاست منطقهای ترکیه محسوب میشود.
ترکیه و مدیریت اپوزیسیون؛ از واقعگرایی سیاسی تا پروژه پانترکیسم
همانطور که اشاره شد، نقش ترکیه در این معادله را باید فراتر از میزبانی یک نشست ساده دید. انقره با فراهم کردن بستر فعالیت برای مرکز لاجورد یولی، در واقع در حال مدیریت و جهتدهی به اپوزیسیون افغانستان است. این سیاست به ترکیه امکان میدهد تا در صورت تغییر شرایط سیاسی، از یک شبکه آماده و همسو بهرهمند شود.
در همین راستا، ایده پانترکیسم بهعنوان یکی از محورهای سیاست منطقهای ترکیه مطرح است. زیرا انقره که پیشتر نفوذ خود را در آسیای مرکزی گسترش داده، اکنون بهدنبال امتداد این نفوذ به شمال افغانستان است. از همینرو همسویی چهرههایی چون عبدالرشید دوستم و محمد محقق با این اهداف، نشان میدهد که این پروژه تنها یک ایده نظری نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به یک راهبرد عملی است.
با این حال، این سیاست با چالشهای جدی نیز مواجه است. افغانستان کشوری با بافت پیچیده قومی است و هرگونه تلاش برای برجستهسازی یک هویت خاص، میتواند به بیثباتی بیشتر منجر شود. علاوه بر این، اپوزیسیونی که بیش از حد به حمایت خارجی وابسته باشد، ممکن است در داخل کشور با بحران مشروعیت روبهرو شود.
در نهایت، نشست انقره را باید بخشی از یک رقابت پیچیده منطقهای دانست؛ رقابتی که در آن، ترکیه تلاش میکند جایگاه خود را در معادلات آینده افغانستان تثبیت کند. این نشست، اگرچه میتواند زمینهای برای گفتوگوها را در آینده فراهم کند، اما بیش از آن، بازتابی از تلاش برای مدیریت آینده سیاسی افغانستان از بیرون مرزهای آن است.

مریم مرادی











