Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

موشک‌ های ایران در دفاع از لبنان در دفاع از لبنان

در حالی که بسیاری گمان می‌کردند که پس از برخی توافق‌ها و آتش‌بس‌های نانوشته میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، غرب آسیا به سمت آرامش نسبی حرکت خواهد کرد، رژیم صهیونیستی مسیر کاملاً متفاوتی را در پیش گرفت. چنانچه تجاوزات اسرائیل نه‌تنها متوقف نشد، بلکه هر روز ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد؛ از ویرانی غزه تا بمباران جنوب لبنان، از حمله به ضاحیه بیروت تا تهدید مستقیم جمهوری اسلامی ایران. آتش جنگی که قرار بود خاموش گردد، عملاً شعله‌ورتر شد و منطقه را بار دیگر در آستانه یک رویارویی بزرگ قرار داد.

در چنین شرایطی، تهران بارها هشدار داد که ادامه تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه غزه و لبنان، منطقه را به سمت انفجار گسترده سوق خواهد داد. اما این هشدارها پیوسته از سوی تل‌آویو نادیده گرفته شد و ماشین جنگی اسرائیل بی‌وقفه به پیش رفت. سرانجام جمهوری اسلامی ایران سیاست صبر را کنار گذاشت و با چندین موج حملات موشکی، قلب سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار داد. از نگاه تهران، این حملات صرفاً یک واکنش نظامی نیست، بلکه دفاع مستقیم از مردم مظلوم لبنان و پاسخی به پروژه‌ای است که می‌خواهد سراسر منطقه را در آتش جنگ و اشغال نگه دارد.

پرسش اساسی مقاله حاضر این است که آیا حملات موشکی ایران تنها یک پاسخ موقت به تجاوزات رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود، یا آغاز مرحله‌ای تازه در بازتعریف قدرت، بازدارندگی و معادلات امنیتی در غرب آسیا است؟

  • موشک‌ های ایران در دفاع از لبنان در دفاع از لبنان؛ از تکلیف شرعی تا بازدارندگی منطقه‌ای

جمهوری اسلامی ایران، دفاع از مردم لبنان و غزه ـ فلسطین را یک مسئله صرفاً سیاسی نمی‌بیند؛ بلکه آن را بخشی از یک مسئولیت اعتقادی و اسلامی تعریف می‌کند. از نگاه تهران، هنگامی که زنان و کودکان در غزه ـ فلسطین و لبنان، زیر بمباران قرار می‌گیرند، سکوت دیگر معنا ندارد. چنانچه مقام‌های ایرانی سالهاست که آشکارا تأکید کرده و می‌کنند که «دفاع از مظلوم در برابر ظالم یک تکلیف شرعی است» و بر همین اساس، آنها خود را موظف می‌داند که در کنار مردم غزه ـ فلسطین و لبنان بایستد.

به همین دلیل است که حملات موشکی ایران به اسرائیل، در ادبیات سیاسی تهران، «دفاع از مظلوم در برابر ظالم» تعریف می‌شود؛ نه یک جنگ توسعه‌طلبانه. ایران اعتقاد دارد که اگر امروز در برابر حملات اسرائیل به غزه و لبنان سکوت شود، فردا دامنه این تجاوزات به سراسر منطقه کشیده خواهد شد و کشورهای اسلامی یکی پس از دیگری به سرنوشت غزه ـ فلسطین و لبنان دچار می‌شود.

بنابراین، سکوت در برابر بمباران شفاخانه‌ها، مکاتب و خانه‌های مردم غزه و لبنان، نه‌تنها خلاف وجدان انسانی، بلکه خلاف تعالیم اسلام است. از این‌رو، تهران تلاش می‌کند این پیام را به منطقه منتقل کند که «دوران حمله بدون هزینه به ملت‌های مسلمان به پایان رسیده است». چنانچه، حملات موشکی ایران به سرزمین های اشغالی در واقع تلاشی برای ترسیم خط قرمز جدید در منطقه بود؛ خط قرمزی که می‌گوید امنیت غزه ـ فلسطین، لبنان و تمام کشورهای اسلامی، بخشی از امنیت کل محور مقاومت است و ایران هرگز مقاومت را تنها نمی‌گذارد.

  • بحران کنونی و تحقیر ترامپ توسط نتانیاهو

یکی از مهم‌ترین صحنه‌های بحران کنونی، نه در غزه و لبنان، بلکه در شکاف آشکار میان واشنگتن و تل‌آویو شکل گرفت؛ شکافی که چهره واقعی رابطه آمریکا و رژیم صهیونیستی را بیش از هر زمان دیگری برملا ساخته است. چنانچه ترامپ تلاش کرد خود را مدیریت‌کننده بحران و مهارکننده جنگ معرفی کند. او حتی آشکارا به نتانیاهو توصیه نمود که در پاسخ به حملات موشکی ایران، دست به اقدام نظامی نزند. اما تنها چند ساعت بعد، جنگنده‌های اسرائیلی آسمان ایران را هدف قرار دادند و عملاً به ترامپ نشان داد که گپ آخر را نه کاخ سفید، بلکه تل‌آویو می‌زند.

این صحنه، روایت قدیمی «ارباب و فرمان‌بَر» را وارونه ساخته است و نتانیاهو آشکارا برخلاف خواسته رئیس‌جمهور آمریکا عمل کرد و نشان داد که حاضر است حتی اعتبار سیاسی ترامپ را نیز قربانی پروژه جنگی خود سازد. در واقع، نتانیاهو با این اقدام به جهان ثابت کرد که این اسرائیل است که دستور صادر می‌کند و آمریکا و ترامپ را به هر تنش و جنگی که دوست داشته باشد، می کشاند.

دلیل این رفتار نیز روشن بود. نتانیاهو به شدت از هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا هراس دارد. او به خوبی می‌داند که اگر فضای تنش در منطقه کاهش یابد، پروژه «جنگ دائمی» اسرائیل نیز با بحران روبه‌رو خواهد شد. به همین دلیل، رژیم صهیونیستی تلاش می کند تا منطقه را پیش از هرگونه توافق، وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر سازد؛ تا هر نوع توافق و تفاهم و هر نوع کاهش تنش منتفی شود.

به همین علت، اسرائیل برخلاف فضای آتش‌بس، حملات خود به لبنان را نه‌تنها متوقف نکرد، بلکه هر روز گسترش داد. زیرا تل‌آویو باور دارد که تنها در سایه بحران دائمی، هم حمایت آمریکا را حفظ خواهد کرد و هم محور مقاومت را زیر فشار فرسایشی قرار خواهد داد. از همین زاویه، رژیم صهیونیستی تلاش دارد تا پیش از هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن یا هر آتش‌بس رسمی میان لبنان و اسرائیل، آخرین ضربات سنگین را به جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله لبنان وارد سازد.

  • موشک‌هایی ایرانی و فروپاشی افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل

یکی از مهم‌ترین پیامدهای حملات موشکی ایران به سرزمین های اشغالی، فروپاشی بخشی از روایت رسانه‌های جریان اصلی غربی است. رسانه‌هایی غربی که ادعا می‌کنند تقریباً تمام موشک‌های ایرانی رهگیری شده‌اند و حملات تأثیر خاصی نداشته است. این در حالی است که تصاویر منتشرشده از برخی پایگاه‌های نظامی اسرائیل، روایت دیگری را نشان می‌دهد.

تصاویر ماهواره‌ای و ویدیوهای منتشرشده از پایگاه‌های «نواتیم» و «رامون» نشان می‌دهد که بسیاری از موشک‌های ایرانی از سد سامانه‌های دفاعی عبور کرده و به اهداف خود اصابت نموده‌اند. حتی برخی رسانه‌های اسرائیلی نیز به ناچار بپذیرفته‌اند که سامانه‌های دفاعی در برابر حجم بالای موشک‌ها و موشک‌های فراصوتی ایرانی، عملکرد کامل و بی‌نقصی نداشته‌اند.

این مسئله برای اسرائیل فقط یک خسارت نظامی نیست؛ بلکه یک ضربه روانی و راهبردی است. زیرا سال‌ها «گنبد آهنین» به عنوان نماد شکست‌ناپذیری اسرائیل معرفی می‌گردید، اما حملات موشکی ایران، این تصویر کاذب را شکسته و «افسانه شکست ناپذیری اسرائیل» کاملا فروپاشیده است. این در حالی است که ایران ثابت نموده که در صورت ادامه جنگ، توان فرسوده‌سازی سامانه‌های پدافندی اسرائیل را دارد. به همین دلیل اکنون معادله بازدارندگی کاملا تغییر کرده و جایگاه ایرانِ پر قدرت و مقاوم وارد ادبیات منطقه شده است.

خلاصه اینکه تهران ثابت کرده است که اسرائیل در جنگ‌های طولانی‌مدت، بیش از آنچه نشان می‌دهد آسیب‌پذیر می باشد. زیرا ذخایر موشک‌های رهگیر اسرائیل محدود است، در حالی که توان موشکی ایران همچنان گسترده است و میتواند سالها مقاوت کند. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان باور دارند که در یک جنگ فرسایشی، زمان لزوماً به سود تل‌آویو حرکت نمی‌کند.

در کنار این مسئله، حملات موشک‌ های ایران در دفاع از لبنان این پیام را نیز منتقل کرده‌اند که فریب روایت رسانه‌های جریان اصلی را نباید خورد. واقعیت میدان، همیشه همان چیزی نیست که در تیتر رسانه‌های غربی دیده می‌شود. وقتی بخشی از موشک‌های ایرانی به اهداف خود اصابت کرده‌اند و اسرائیل به شدت عاجز و درمانده‌اند. این واقعیت نشان میدهد که معادله بازدارندگی کاملا تغییر کرده است؛ حتی اگر رسانه‌ها تلاش کنند آن را پنهان نمایند.

موشک‌های ایران در دفاع از لبنان
موشک‌ های ایران در دفاع از لبنان به اهداف مورد نظر اصابت کردند

عایشه ببرک خیل

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12204

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *