افغانستانِ پس از 2021 با آنکه از امنیت نسبتا خوبی برخوردار است، ولی همچنان درگیر مشکلات سیاسی و مخصوصا اقتصادی بوده که موجب شده میلیونها تن از شهروندان این کشور آسیبپذیر شوند. حضور بیستساله امریکا در افغانستان موجب شد که تمامی زیرساختهای مهم برای بهبود زندگی مردم از بین برود و بدون شک این مورد در تمام ابعاد بهوضوح دیده میشود.
اما مصر، کشور عربیِ که وضعیت خوبی نسبت به افغانستان دارد. بیکاری آن بهاندازه بیکاری افغانستان نیست، فقر و مشکلات اقتصادی آن خیلی کمتر از وجود این پدیده درافغانستان است و خیلی از موارد دیگر که نمیشود این دو کشور را با هم مقایسه کرد.
شجاعت افغانها و ایستادن در مسیر درست تاریخ
ولی نکته ریز و بهشدت مهمی در این بین وجود دارد که نمیشود از آن بهسادگی گذشت. زمانی که امریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران حمله کردند و جنایاتی چون هدف قراردادن شهید خامنهای، بمباران مکتب میناب، هدف قراردادن دانشگاهها، مراکز صحی، مکاتب و خانههای غیرنظامیان را رقم زدند، مردم افغانستان در کنار سایر ملتها با نگرش درستی که از وضعیت داشتند/ دارند، مثل گذشته صف خود را از کشورهایی که بقای خود را درپیروی از خواستههای امریکا میبینند، جدا کردند.
افغانها در حالیکه با شدیدترین بحران اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، ولی در نبرد حق و باطل و ایستادن در مسیر درست تاریخ، مسیر حق را برگزیدند و با استفاده از ابزارهای مختلف، حمایت خود را از ایران اسلامی اعلام کردند.
حکومت طالبان و جنگ ایران
در کنار آن، حکومت طالبان که اما و اگرهای زیادی پیرامون آن وجود داشت و روایتهای زیادی از وابستگی آن به امریکا و غرب از سوی نهادها و چهرههای خارجنشین مطرح میشد، ولی تسلیم فشارهای امریکا نشد و از طروق مختلف، در کنار ایران ایستاد.
بهیاد دارید که قبل از جنگ، بارها و بارها دونالد ترامپ با زبان تهدید، خواستار گرفتن پایگاه بگرام شد و تاکید کرد که اگر طالبان این پایگاه را در اختیار امریکا نگذارد، اتفاقات بدی برای حکومت این گروه رخ خواهد داشت. ولی چنین چیزی ممکن نشد. نه طالبان زیربار حرف زور رفتند و نه هم افکار عمومی افغانستان اجازه چنین کاری را برای حکومت موجود میداد.
مصرِ خنثی
اما مصر؛ کشوری که در خیلی از مسائل تلاش کرده موضع خنثی داشته و منافع خود را بهخطر نیندازد. صدالبته که این منافع ازنظر خود حکومت السیسی تعریف شده، وگرنه در خیلی از مسائل این خنثی بودن بیشتر به ضرر است تا سود و فایده. در مسئله جنگ ایران و امریکا و اخیرا جنگ ایران و امریکا – امارات، مصر تلاش کرد تا در کنار موضع بیطرفانه خود، نقش میانجی را نیز در این میان بازی کند تا از آسیبهای وارده به خود جلوگیری نماید.
در تنشهایی اخیری که بین جمهوری اسلامی ایران و امارات رخ داد، جمعه هفته گذشته السیسی به امارات سفر کرد، زیرا زمزمههای از خروج امارات از اتحادیه عرب بهگوش میرسد و اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، مصر طاقت خروج سرمایههای امارات از بانکهای خود را ندارد. بهنظر میرسد که السیسی رفته تا رئیس امارات را برای ماندن در این اتحادیه قناعت بدهد و از شوک بزرگ اقتصادی در کشور خود جلوگیری کند.
مصر و بحرانِ چندلایه
ولی نکته مهمی که در این سفر وجود دارد که احتمال آن کم است، اگر مصر بخواهد بههر نوعی در کنار امارات قرار بگیرد و مواضع ضد ایرانی اتخاذ کند، هرچند این متن از هزاران کیلومتر دورتر از مصر (افغانستان) نوشته میشود، ولی باور دارم که به زیان قاهره تمام شده و عواقب فلجکنندهای برایش خواهد داشت.
میگویند تنگه هرمز برای مصر آنچنان مهم نیست، ولی برعکس این شریان حیاتی انرژی جهان، برای قاهره نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است و در کنار آن قرارگرفتن در کنار امارات، یعنی تقابل با ایران و این یعنی منافع مصر در همه کشورهایی که با ایران رفیق هستند، بهخطر میافتد. از جمله کشورهای مثل یمن، لبنان، عمان و…
بخش بزرگی از مردم مصر با آن که عرب هستند، اما از کشورهای عربی مثل امارات بهدلیل اعمال ضد اسلامی شان، بیزار هستند و بدون شک السیسی نمیتواند مردم خود را آرام کند و به مرور این بیزاری برای سیسی دردسرساز شده و شورشهای داخلی بهراه خواهد افتاد.
از افغانستان تا امارات؛ مصر کدام طرف؟
بناءً یکی میشود افغانستان که با تحمل همه سختیها و مشکلات، تن به ذلت نمیدهد و در جهت درست و مسیر حق، با ایران اسلامی علیه قاتلان کودکان در جزیره اپستین، فلسطین، لبنان و… مبارزه میکند و یکی میشود امارات که بهننگ جامعه اسلامی تبدیل شده و خاک خود را در اختیار قاتلان مسلمانان جهان قرار داده است. در این میان مصر و مصرها باید انتخاب کنند که در کدام مسیر حرکت میکنند؟

احمدی











