Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

حملات هوایی پاکستان به افغانستان

شامگاه شنبه ۲۱ فبروری سال جاری، حملات هوایی اردوی پاکستان به مناطقی در خاک افغانستان بار دیگر روابط دو کشور را وارد مرحله‌ای پرتنش کرده است. این حملات که به‌گفته مقام‌های پاکستانی با هدف مقابله با تهدیدات امنیتی صورت گرفته، از سوی مقامات کابل به‌عنوان نقض صریح حاکمیت ملی افغانستان محکوم شده است. گزارش‌ها درباره هدف قرار گرفتن مناطق مسکونی و حتی یک مدرسه دینی، نگرانی‌های گسترده‌ای را در میان افکار عمومی افغانستان برانگیخته است.

تکرار چنین اقداماتی نه‌تنها امنیت مرزی را بهبود نبخشیده، بلکه بر بی‌اعتمادی میان دو کشور افزوده است. در شرایطی که منطقه بیش از هر زمان دیگر به ثبات و همکاری نیاز دارد، گسترش تنش‌های نظامی می‌تواند پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیری به‌همراه داشته باشد. پرسش اساسی این است که آیا حملات نظامی پاکستان به خاک افغانستان می‌تواند راه‌حلی برای مشکلات امنیتی این کشور باشد، یا آنکه این رویکرد، بحران را عمیق‌تر و فرصت‌های دیپلماتیک را از بین می‌برد؟

  •  نقض‌های مکرر حریم افغانستان و تجاوز اخیر

حملات اخیر پاکستان، رویدادی منفرد و بی‌سابقه نیست. در سال‌های گذشته نیز بارها گزارش‌هایی از حملات توپخانه‌ای، هوایی و ورود نیروهای مرزی پاکستان به خاک افغانستان منتشر شده است. این اقدامات همواره با اعتراض رسمی کابل روبه‌رو بوده و افکار عمومی افغانستان آن را تجاوز به حاکمیت ملی کشور دانسته است.

در تازه‌ترین مورد، حملات هوایی که به‌گفته منابع محلی منجر به تلفات غیرنظامیان شده، واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت. مقامات حکومت سرپرست افغانستان این اقدام را محکوم کرده و آن را خلاف اصول حسن همجواری دانستند. آنان تأکید کردند که هیچ کشوری حق ندارد بدون هماهنگی و توافق رسمی، وارد حریم هوایی کشور دیگر شود یا عملیات نظامی انجام دهد.

از منظر حقوق بین‌الملل نیز اصل عدم مداخله و احترام به تمامیت ارضی کشورها از اصول بنیادین منشور سازمان ملل متحد است. حمله هوایی به قلمرو یک کشور مستقل، بدون مجوز یا توافق دوجانبه، نقض آشکار این اصول محسوب می‌شود. چنین اقداماتی نه‌تنها مشروعیت سیاسی را زیر سؤال می‌برد، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز واکنش‌های متقابل و چرخه‌ای از تنش شود.

علاوه بر این، هدف قرار گرفتن یک مدرسه دینی و تلفات افراد ملکی، در ماه مبارک رمضان، واکنش‌های عاطفی و سیاسی شدیدی را در افغانستان برانگیخته است. حتی اگر ادعای هدف قرار دادن عناصر مسلح مطرح باشد، حمله به مکانی آموزشی و مذهبی، آن هم در زمان حساس مذهبی، از نظر افکار عمومی اقدامی بسیار نگران‌کننده تلقی می‌شود.

ادامه این روند می‌تواند دروازه‌های دیپلماتیک را ببندد. هر حمله نظامی، سطح بی‌اعتمادی را افزایش می‌دهد و امکان گفت‌وگوهای سازنده را کاهش می‌دهد. اسلام‌آباد باید در نظر داشته باشد که چنین اقداماتی، بیش از آنکه برایش دستاورد امنیتی داشته باشد، می‌تواند هزینه‌های سیاسی و منطقه‌ای سنگینی به‌همراه داشته باشد.

  • رفع اتهام از افغانستان و بررسی بهانه‌های پاکستان

پاکستان در توجیه حملات و تجاوزاتش پیوسته، ادعا کرده است که برخی گروه‌های مسلح از خاک افغانستان علیه امنیت این کشور استفاده می‌کنند. یکی از ادعاهای مطرح‌شده، هدف قرار دادن پایگاه‌های داعش در داخل افغانستان می‌باشد. این در حالی است که شواهد و گزارش‌های متعدد طی سال‌های گذشته نشان داده است که شبکه‌های مرتبط با داعش و دیگر گروه‌های افراطی، تحت فشار و حملات طالبان مجبور شده است که از افغانستان مهاجرت و در برخی مناطق پاکستان مستقر شوند.

کارشناسان منطقه‌ای بارها تأکید کرده‌اند که مسئله ناامنی در پاکستان، ریشه‌های داخلی پیچیده‌ای دارد؛ از تنش‌های قومی گرفته تا اختلافات سیاسی و چالش‌های ساختاری در مدیریت مناطق مرزی. حتی برخی چهره‌های سیاسی و امنیتی پاکستانی نیز در اظهاراتی اذعان کرده‌اند که همه مشکلات امنیتی این کشور را نمی‌توان به افغانستان نسبت داد. این مواضع نشان می‌دهد که روایت رسمی مبنی بر انتقال کامل تهدیدات از خاک افغانستان، با تردیدهایی در داخل خود پاکستان نیز مواجه است.

بنابراین اتهام‌زنی یک‌جانبه و انجام عملیات نظامی بدون ارائه اسناد روشن و قابل بررسی، نه‌تنها کمکی به حل بحران نمی‌کند، بلکه فضای همکاری را تضعیف می‌کند. اگر پاکستان اسناد و اطلاعات مشخصی درباره حضور گروه‌های مسلح در افغانستان دارد، راه‌حل منطقی ارائه این اطلاعات از طریق کانال‌های رسمی و گفت‌وگوهای امنیتی مشترک است، نه بمباران و اقدام نظامی.

  • مواضع حکومت سرپرست افغانستان و احتمال پاسخ متقابل به حملات هوایی پاکستان به افغانستان

پس از حملات اخیر، مقامات حکومت افغانستان به‌شدت واکنش نشان دادند. سخنگویان رسمی کابل اعلام کردند که چنین اقداماتی را تحمل نخواهند کرد و از تمامیت ارضی کشور دفاع خواهند کرد. آنان همچنین تأکید کردند که افغانستان اجازه نخواهد داد خاکش علیه هیچ کشوری استفاده شود، اما در مقابل نیز انتظار دارد که همسایگانش به حاکمیت ملی افغانستان احترام بگذارند.

در اظهارات مقام‌های طالبان، حملات هوایی پاکستان به افغانستان به‌عنوان نقض آشکار قوانین بین‌المللی و تجاوز به خاک کشور توصیف شده است. مقامات کابل هشدار دادند که ادامه چنین روندی می‌تواند پیامدهای جدی در روابط دوجانبه داشته باشد.

بدون تردید، تداوم این وضعیت می‌تواند افغانستان را به سمت واکنش‌های متقابل سوق دهد. هرچند مقام‌های کابل تأکید کرده‌اند که خواهان تشدید درگیری نیستند، اما در عین حال اعلام کرده‌اند که دفاع از حاکمیت ملی یک اصل غیرقابل معامله است. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که پاسخ متقابل وجود دارد.

چنین سناریویی می‌تواند منطقه را وارد چرخه‌ای از تنش کند که کنترل آن دشوار خواهد بود. در شرایطی که هر دو کشور با چالش‌های اقتصادی و امنیتی مواجه‌اند، گسترش درگیری نظامی می‌تواند پیامدهای منفی گسترده‌ای داشته باشد.

حملات هوایی پاکستان به افغانستان
حملات هوایی پاکستان به افغانستان نه تنها روابط روابط این دو کشور، بلکه وضعیت کل منطقه را پر تنش می کند
  • راه برون‌رفت؛ ضرورت بازگشت به دیپلماسی و همکاری منطقه‌ای

با وجود همه تنش‌ها، واقعیت این است که افغانستان و پاکستان دو همسایه جدایی‌ناپذیرند. مرز طولانی، پیوندهای قومی و اقتصادی، و چالش‌های مشترک امنیتی ایجاب می‌کند که دو کشور به‌جای تقابل نظامی، به‌دنبال سازوکارهای همکاری باشند.

مشکلات امنیتی مرزی، پدیده‌ای پیچیده و چندلایه است که راه‌حل آن صرفاً نظامی نیست. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که حملات هوایی و عملیات یک‌جانبه نه‌تنها ریشه‌های افراط‌گرایی را از بین نبرده، بلکه گاه به افزایش نارضایتی‌های محلی انجامیده است.

اگر پاکستان نگران تهدیدات امنیتی است، می‌تواند از طریق سازوکارهای مشترک اطلاعاتی، گفت‌وگوهای امنیتی و حتی میانجی‌گری منطقه‌ای، نگرانی‌های خود را مطرح کند. در مقابل، افغانستان نیز باید با شفافیت و همکاری، هرگونه سوءاستفاده از خاکش را بررسی کند. این رویکرد می‌تواند اعتمادسازی را تقویت کند.

در نهایت، ادامه حملات نظامی می‌تواند پاکستان را در افکار عمومی افغانستان و منطقه بیش از پیش منفور سازد و فرصت‌های همکاری اقتصادی و سیاسی را کاهش دهد. در مقابل، انتخاب مسیر گفت‌وگو و احترام متقابل می‌تواند زمینه‌ساز ثبات پایدار باشد.

بنابراین راه‌‌حل مشکلات و چالش‌های دو کشور در بمباران و نقض حاکمیت یکدیگر نیست، بلکه در گفت‌وگو، شفافیت و تعهد به اصول همجواری نهفته است. اگر این مسیر انتخاب نشود، تنش‌ها ادامه خواهد یافت و هزینه آن را نه‌تنها دو دولت، بلکه مردم دو کشور خواهند پرداخت.

بسم الله ختک

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=10995

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *