Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

اهداف امریکا و پاکستان در منطقه

سه‌شنبه شب منطقه در آتش بود. امریکا به ایران حمله کرد، اوکراین روسیه را هدف قرار داد، ترکیه به کردها حمله نمود و پاکستان حملات هوایی را بربخش‌های از افغانستان انجام داد. اما مهم‌ترین نکته در این رویدادها، همزمان آنها، مخصوصا حملات امریکا و پاکستان بود که با کنار هم قراردادن پازل‌ها، یکسان و هماهنگ شده بود.

حمله هوایی پاکستان به خاک افغانستان، آن هم درست در ساعاتی که منطقه دچار اخبار حمله امریکا به ایران بود، از یک هم‌افزایی عملیاتی پرده برمی‌دارد که هدفی فراتر از «مبارزه با تروریسم» دارد، یعنی مهندسی ناامنی کنترل‌شده در عمق استراتژیک شرق ایران.

  • هم‌پوشانی زمانی؛ تصادف یا تقسیم کار استراتژیک؟

وقوع هم‌زمان این دو حمله، نشانه‌ای کلاسیک از «استراتژی فشار چندجبهه‌ای» است. در حالی که جهان متوجه تنش در خلیج فارس و خاک ایران است، پاکستان با چراغ سبز امریکا، جبهه شرقی ایران را فعال کرده است.

منطق حکم می‌کند که اهداف امریکا و پاکستان، ایجاد یک بحران هم‌زمان در محور ایران برای منحرف‌سازی ظرفیت ژئوپلیتیک ایران و متحدان منطقه‌ای‌اش باشد. پاکستان در این سناریو، نقش نیابتی کلاسیک را ایفا می‌کند. بازیگری که پوشش «جنگ علیه تروریسم» را برای پیشبرد اهداف فرامرزی واشنگتن به عاریه گرفته است.

  • نقاب تروریسم و مهندسی معکوس تهدید

ادعای کشته شدن ۲۶ تروریست از سوی اسلام‌آباد بدون ارائه شواهد قابل راستی‌آزمایی، تکرار سناریوی فرسوده‌ای است که در آن، هر مخالف ژئوپلیتیکی، ذیل برچسب تروریسم مصادره می‌شود.

در این مقطع حساس، تروریسم برای پاکستان یک تهدید وجودی نیست، بلکه یک ابزار سیاست خارجی است. ارتش پاکستان با این حمله، نه تنها به دنبال سرکوب تحریک طالبان پاکستانی (TTP) است، بلکه هم‌زمان بهای وفاداری خود به محور غرب را در بازار سیاست بین‌الملل تسویه می‌کند.

  • تراژدی انسانی و قتل کودکان به نام نظم جهانی

کشته شدن ۱۱ کودک  که توسط منابع گزارش شده، تنها یک خطای نظامی یا ادعای واهی نیست، بلکه نمود عریان نقض سیستماتیک حقوق بین‌المللی است. در حقوق جنگ، اصل تفکیک و تناسب یک الزام مطلق است.

هدف قرار دادن مناطق غیرنظامیان، مصداق بارز جنایت جنگی است، اما سکوت نهادهای بین‌المللی در قبال این جنایت، نشان از استانداردهای دوگانه‌ای دارد که ذیل اولویت‌های استراتژیک امریکا تعریف می‌شود. خون این کودکان، بهای تثبیت یک نظم امنیتی تحمیلی در منطقه است که در آن، جان غیرنظامیان افغان، بی‌ارزش‌تر از اهداف تاکتیکی پاکستان و امریکا قلمداد می‌شود.

پاکستان کاملاً آگاه است که افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، در کنار چالش‌ها، فرصت‌هایی را نیز به‌وجود آورده است. حمله به خاک این کشور، یک اقدام تحریک‌آمیز برای فروپاشی ثبات کابل است.

یک دولت بی‌ثبات در کابل، به معنای موج جدیدی از بی‌جایی و افراط‌گرایی است که امنیت مرزهای شرقی ایران و کریدورهای اقتصادی نوظهور مانند کریدور شمال – جنوب را مستقیماً تهدید می‌کند. این دقیقاً همان آشفتگی است که امریکا برای زمین‌گیر کردن رقبا و بازگرداندن منطقه به عصر «دولت‌های درمانده» به آن نیاز دارد.

  • اهداف امریکا و پاکستان؛ کلام پایانی

سه‌شنبه شب، مرز میان تروریسم دولتی و غیردولتی به کل محو شد. پاکستان با بمباران غیرنظامیان افغان، هم‌صدا با طبل جنگ امریکا علیه ایران، نشان داد که جان انسان‌ها در معادلات قدرت، چیزی جز یک رقم آماری و یک اهرم فشار نیست. جنگ علیه تروریسم این بار نه در کوه‌های توره بوره، که بر پیکر بی‌جان کودکان افغان و در هماهنگی کامل با حمله به تأسیسات ایرانی معنا شد.

اهداف امریکا و پاکستان
اهداف امریکا و پاکستان در منطقه؛ ایجاد بحران همزمان

الیاس احمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12208

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *