Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران اخیرا طی یک سخنرانی گفته بود که “خطرناک‌تر از ناو، سلاحی است که آن را به قعر دریا می‌فرستد”. در نگاه اول این موضوع یک گزاره عادی در میدان جنگ است؛ مثل اینکه بگویید خطر اصلی برای یک کشتی جنگی، همان ابزار غرق ‌کردن آن است. اما زبان سیاست و ادبیات قدرت، معمولا ساده نمی‌ماند. در این‌گونه عبارات، ناو تنها یک وسیله نیست؛ نماد است. قعر دریا هم تنها یک مکان نیست؛ استعاره است. و سلاح نیز فقط آهن و آتش نیست؛ گاهی یک ایده، یک اراده، یک شبکه، یا یک ایمان می‌تواند نقش همان سلاح را بازی کند.

اگر این جمله را در کنار مفهوم “الله اکبر” قرار بدهیم، که به معنی «خدا بزرگ‌تر است، بحث از سطح نظامی فراتر می‌رود و وارد یک میدان عمیق‌تر می‌شود: میدان سنجش قدرت. اینجا پرسش اصلی دیگر این نیست که کدام موشک یا اژدر توان غرق ‌کردن دارد؛ بلکه این است که چه چیزی می‌تواند هیبت قدرت‌های بزرگ را در ذهن و روان ملت‌ها غرق کند و در پاسخ، ایمان و باور، جایگاهی پیدا می‌کند که از سلاح سخت هم اثرگذارتر می‌شود.

  • ناوهای امریکایی؛ ابزار جنگ یا زبان سیاست؟

در جهان امروز، ناو جنگی بیش از آن‌که فقط یک وسیله جنگ باشد، زبان سیاست است. وقتی یک ناو در آب‌های دوردست ظاهر می‌شود، پیامی را با خود حمل می‌کند. مثلا اینکه بگوید ما دست بالا را داریم، ما می‌توانیم برسیم، ما حضور داریم. این حضور، گاهی پیش از شلیک گلوله، به هدف خود می‌رسد؛ یعنی ترساندن، بازداشتن و القای ناتوانی در طرف مقابل.

به همین دلیل، ناو را باید نماد قدرت آشکار دانست. قدرتی که دیده می‌شود، اندازه دارد، وزن دارد، بودجه دارد و در رسانه‌ها به نمایش گذاشته می‌شود. اما مشکل قدرت آشکار این است که بیش از حد به هیبت وابسته است. اگر هیبتش بشکند، کارایی‌اش را از دست می‌دهد؛ حتی اگر از نگاه فنی هنوز هم قدرتمند باشد.

پس جمله خطرناک‌تر از ناو، سلاحی است که آن را به قعر دریا می‌فرستد، از همین نقطه آغاز می‌شود، قدرتهای بزرگ، با همه عظمت‌شان، آسیب‌پذیر اند. این آسیب‌پذیری فقط فنی نیست؛ روانی هم هست. ناو اگر غرق شود، تنها آهن غرق نمی‌شود؛ روایت شکست‌ناپذیری هم غرق می‌گردد.

  • سلاح همیشه ملموس نیست: از اژدر تا اراده

در معنای نظامی محض، سلاح غرق‌کردن ناو می‌تواند اژدر، موشک ضدکشتی، ماین دریایی یا حتی حمله هوایی باشد. اما در زبان سیاست، سلاح ممکن است چیزی باشد که قواعد بازی را تغییر می‌دهد. از اراده‌ای که نمی‌شکند، تا شبکه‌ای که از دل مردم برمی‌خیزد، دانشی که راه‌های مقابله را می‌آموزد و مهم‌تر از همه، باوری که ترس را بی‌اثر می‌سازد.

آیا در همه نبردهای تاریخ، طرفی پیروز شد که تجهیزات برتر داشت؟ یا طرفی که روحیه و باورش، دوام بیشتری داشت؟ البته تکنالوژی مهم است، اما همیشه تعیین‌ کننده نیست. چه بسیار ارتش‌هایی که با امکانات کمتر جنگیدند و با پشتوانه معنوی، میدان را ترک نکردند. این‌جا است که ایمان، به عنوان یک منبع قدرت، وارد می‌شود.

  • الله اکبر یعنی چه؟ معیاری برای عظمت

“الله اکبر” در ترجمه لغوی یعنی خدا بزرگ‌تر است. اما بزرگ‌تر از چه؟ از هر چیزی که در ذهن انسان به عنوان بزرگ‌ترین تهدید یا بزرگ‌ترین امید جا گرفته باشد. وقتی انسان می‌گوید الله اکبر، در واقع یک معیار معرفی می‌کند: بزرگ‌ترین چیز، نه ناو است، نه زرادخانه، نه رسانه، نه تحریم، نه ثروت، نه حتی مرگ. بزرگ‌ترین، خدا است.

این جمله، اگر واقعا از دل برخیزد، در رفتار اجتماعی اثر می‌گذارد. زیرا در آن لحظه، ترس از قدرت‌های زمینی کوچک می‌شود؛ و انسان به جای آنکه دچار پرستش هیبت گردد، به توکل می‌رسد. توکل، در منطق اسلامی، به معنای دست کشیدن از تدبیر نیست. توکل یعنی تدبیر کردن، اما نترسیدن؛ یعنی کار کردن، اما اسیر بزرگ‌نمایی دشمن نشدن. پس الله اکبر یک اعلامیه است: قدرت‌های زمینی بزرگ اند، اما مطلق نیستند.

  • ایمان جایگزین فکر نیست؛ موتور فکر است

گاهی یک سوءتفاهم رایج وجود دارد: برخی خیال می‌کنند ایمان یعنی تعصب و تعصب یعنی تعطیلی عقل. اما ایمان درست، در سنت اسلامی، عقل را کنار نمی‌زند؛ بلکه آن را جهت می‌دهد. ایمان می‌گوید: هدف حق است، روش باید حکیمانه باشد. در این چوکات، ذکر الله اکبر قرار نیست ابزار فریب یا احساساتی‌سازی شود؛ باید ترجمان یک رویکرد واقع‌بینانه باشد: شناخت دشمن، شناخت توان خود، استفاده از اسباب و در عین حال، نباختن روحیه.

در همین‌جا است که جمله مورد بحث معنا پیدا می‌کند: یک ناو هرچقدر هم بزرگ باشد، نقطه ضعف دارد. یک سیستم هرچقدر هم پیچیده باشد، آسیب‌پذیر است. عقلانیت، دقیقا یعنی یافتن همان آسیب‌پذیری‌ها. ایمان هم این عقلانیت را تقویت می‌کند، چون مانع تسلیم روانی می‌شود. یعنی ایمان می‌گوید: دشمن بزرگ است، اما شکست‌ناپذیر نیست. و عقل می‌گوید: پس باید راه‌های شکست‌دادن را جست‌وجو کرد.

  • چرا باور از باروت جلو می‌زند؟

در علوم سیاسی، از دو نوع قدرت سخن گفته می‌شود: قدرت سخت (سلاح، اقتصاد، تحریم، ارتش) و قدرت نرم (فرهنگ، روایت، مشروعیت، روحیه). تجربه نشان داده قدرت سخت بدون قدرت نرم، پایدار نمی‌ماند. چون مردم، با سلاح تنها اداره نمی‌شوند؛ با معنا اداره می‌شوند. اگر یک قدرت بزرگ بتواند روایت برتری بسازد، دیگران را می‌ترساند. اگر آن روایت فرو بریزد، بخشی از سلطه‌اش تضعیف می‌شود.

در همین‌جاست که ایمان، از جنس قدرت نرم می‌شود. الله اکبر اگر به تجربه اجتماعی تبدیل گردد، یک روایت می‌سازد: روایت اتکا به خدا، روایت عزت، روایت مقاومت، روایت امید. این روایت می‌تواند در برابر روایت ما بزرگ‌ترینیم امپریالیزم بایستد. در نتیجه، غرق شدن ناو، فقط یک حادثه نظامی نیست؛ یک حادثه روایتی هم هست و گاهی همین تغییر روایت، خطرناک‌تر از خسارت مادی است.

ناوهای امریکایی
قدرت اراده و ایمان، قوی تر از قدرت ناوهای امریکایی

کلام آخر

ناو، نماد قدرت بزرگ و نمایان است. سلاح غرق‌کننده، نماد نیرویی است که آن قدرت را از کار می‌اندازد، چه در میدان جنگ، چه در میدان ذهن. “الله اکبر” یک اعلام معنوی است که به انسان و جامعه می‌گوید: هیچ قدرت زمینی مطلق نیست. ایمان وقتی با عقلانیت همراه شود، سلاح نامرئی می‌شود: ترس را می‌شکند، هیبت‌های ساختگی را کوچک می‌سازد و جامعه را از فلج‌ شدن روانی نجات می‌دهد.

در این چوکات، خطرناک‌تر از ناوهای امریکایی فقط اژدر نیست؛ بلکه هر نیرویی است که معادله ترس و هیبت را تغییر بدهد و از میان همه نیروهای نرم، ایمانِ درست، ایمانی که با حکمت، تدبیر، عدالت و صبر همراه باشد، توانایی دارد که ناو روانی دشمن را غرق کند. اما الله اکبر پاسخ می‌دهد: بزرگترین، خدا است؛ پس هیچ ناوی، هیچ امپراتوری و هیچ تهدیدی، آخرین کلمه نیست.

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11046

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *