Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران

در هفته‌های اخیر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به طور مداوم در حال تهدید و دادن مهلت به جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به توافق بود. از پست‌های توهین‌آمیز در شبکه‌های اجتماعی گرفته تا کنفرانس‌های مطبوعاتی مملو از بی‌احترامی و تهدید، ترامپ بارها اعلام کرد که اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند و به «توافق» تن ندهد، زیرساخت‌های حیاتی این کشور را نابود خواهد کرد.

او صراحتا از «روز نیروگاه‌ها» و «روز پل‌ها» سخن گفته و هشدار داد که تا ساعت معینی، همه پل‌ها و نیروگاه‌های ایران «سوخته، منفجرشده و برای همیشه غیرقابل استفاده» خواهند شد. این تهدیدها در حالی مطرح می‌شد که ایران با استراتژی هوشمندانه و موفق خود – شامل حملات مداوم موشکی دقیق، مسدودسازی کامل تنگه هرمز و حضور گسترده مردمی در میدان – نقشه‌های مشترک امریکا و اسرائیل را به بن‌بست کامل رسانده بود.

ترامپ که جنگ را با وعده  (MIGA (Make Iran Great Again ایران را دوباره بزرگ کنید» آغاز کرد، اکنون به مرحله‌ای رسیده که آشکارا زیرساخت‌های غیرنظامی و زندگی روزمره مردم عادی ایران را هدف قرار می‌دهد. این وعده که ابتدا به عنوان شعار «کمک به ایران» مطرح شد، حالا به ابزاری برای توجیه جنایت جنگی تبدیل شده است. تحلیلگران سیاسی در واشنگتن و تل‌آویو اعتراف می‌کنند که محاسبات اولیه پنتاگون و موساد بر پایه «جنگ کوتاه و پیروزی سریع» بوده، اما مقاومت ایران همه معادلات را برهم زده است.

از ۲۸ فبروری ، وقتی عملیات همه جانبه و مشترک امریکا و اسرائیل آغاز شد، آنها انتظار داشتند که حکومت ایران ظرف چند روز فروبپاشد. اما ایران نه تنها ایستاد، بلکه با موشک‌باران شهرهای اسرائیل، پایگاه‌های امریکایی در خلیج فارس و حتی برخی تاسیسات در کشورهای میزبان نیروهای امریکایی، معادله را معکوس کرد. مسدودسازی تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – که با مین‌گذاری و حضور ناوگان دریایی به عنوان اهرم فشار اقتصادی جهانی عمل کرد – اقتصاد جهان را به لرزه درآورد.

قیمت نفت به بیش از ۱۵۰ دالر رسید و زنجیره تامین انرژی اروپا و آسیا مختل شد. حضور مردمی در میدان، از بسیج عمومی تا حمایت گسترده مردمی از نیروهای مسلح، نشان داد که این جنگ نه تنها جنگ ارتش‌ها، بلکه جنگ ملت‌هاست. ایران با این استراتژی، نقشه‌های امریکا و اسرائیل را به بن‌بست رساند و ترامپ را وادار کرد که از تهدید نظامی مستقیم به تهدید غیرنظامیان روی بیاورد. این تغییر لحن، اعترافی تلخ به شکست استراتژیک است.

  • چرا ترامپ به تهدید حمله به زیرساختهای غیرنظامی ایران رسید؟

ترامپ به مرحله تهدید حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران رسید، چون تمام معادلاتش در میدان نبرد به شدت شکست خورده بود. کاخ سفید پیش‌بینی کرده بود که با حمله اولیه به تأسیسات هسته‌ای، نظامی و رهبری ایران، ظرف چند روز جنگ را پایان می‌دهد و  جمهوری اسلامی ایران را سرنگون می‌کند. اما واقعیت میدانی چیز دیگری نشان داد.

حملات موشکی ایران به اسرائیل و پایگاه‌های امریکایی، نه تنها خسارات سنگین وارد کرد، بلکه نشان داد که سیستم دفاع هوایی گنبد آهنین و پاتریوت امریکایی در برابر حجم بالای موشک‌های بالستیک و کروز ایرانی ناکارآمد است. تنگه هرمز – شاهرگ اقتصادی جهان – به دست ایران بسته شد و هیچ نیروی دریایی نتوانست آن را به سرعت باز کند.

کارشناسان نظامی در پنتاگون اعتراف می‌کنند که جنگ کوتاه به جنگ فرسایشی تبدیل شده و هزینه‌های انسانی و مالی امریکا به طور سرسام‌آوری افزایش یافته است. ترامپ که در کمپین انتخاباتی‌اش قول «پایان جنگ‌های بی‌پایان» داده بود، اکنون در باتلاقی گیر افتاده که خروج از آن بدون پذیرش شکست ممکن نیست. بنابراین، به جای پذیرش واقعیت میدانی، به تهدید حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران روی آورد.

تهدید به نابودی پل‌ها، نیروگاه‌ها و حتی تأسیسات آب‌شیرین‌کن، دقیقا به این دلیل است که ارتش ایران در میدان نبرد شکست‌ناپذیر از آب درآمده. این تهدیدها نه نشانه قدرت، بلکه نشانه ضعف و ناامیدی است. ترامپ که تصور می‌کرد با بمباران اولیه پیروزی قاطع به دست آورد، حالا مجبور است اعتراف کند که «هنوز حتی شروع به نابودی آنچه باقی مانده نکرده‌ایم».

این تغییر رویکرد، تکرار الگوی تاریخی امپراتوری‌های در حال سقوط است. وقتی ارتش در میدان شکست می‌خورد، به هدف قرار دادن غیرنظامیان روی می‌آورند تا فشار روانی و اقتصادی وارد کنند. اما تجربه ویتنام، عراق و افغانستان نشان داده که این تاکتیک نه تنها مقاومت را افزایش می‌دهد، بلکه مشروعیت اخلاقی و حقوقی مهاجم را نابود می‌کند.

  • جنبه حقوق بشری و محکومیت بین‌المللی

از منظر حقوق بشری و حقوق بین‌الملل، تهدید ترامپ به حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، مصداق بارز جنایت جنگی است. کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی آن، حمله به تاسیسات غیرنظامی مانند نیروگاه‌ها، پل‌ها و سیستم آب‌رسانی را که زندگی میلیون‌ها غیرنظامی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، ممنوع کرده است. چنین اقدامی جنایت علیه بشریت است، زیرا منجر به قطع برق، آب و خدمات پایه‌ای برای میلیون‌ها ایرانی می‌شود و فاجعه انسانی به بار می‌آورد.

ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی گفت «امیدوارم مجبور به انجام آن نشوم»، اما این کلمات نمی‌تواند واقعیت را بپوشاند: او آشکارا در حال نقض اصول اساسی حقوق بشری است. سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و حتی برخی سناتورهای امریکایی این تهدیدها را «غیرانسانی» و «نقض فاحش قوانین جنگ» خوانده‌اند.

ترامپ با این تهدیدها، نه تنها ایران را، بلکه اعتبار ادعایی ایالات متحده را هم به چالش کشیده است. تاریخ قضاوت خواهد کرد که این دوره، نقطه تاریکی در کارنامه حقوق بشری امریکا بوده است.

  • اقدام متقابل ایران؛ حق قانونی نابودی زیرساخت‌های منطقه

ایران اقدام متقابل را حق قانونی و مشروع خود می‌داند. طبق منشور سازمان ملل و اصول دفاع مشروع، هر کشوری که مورد تجاوز قرار گیرد، حق دارد به صورت متناسب پاسخ دهد. از آنجایی که آمریکا و اسرائیل جنگ را آغاز کردند و زیرساخت‌های ایران را هدف قرار دادند، ایران حق دارد زیرساخت‌های منطقه را – از اسرائیل تا کشورهای حوزه خلیج فارس که میزبان نیروهای امریکایی هستند – هدف قرار دهد.

ترامپ و تیمش باید بدانند که عواقب هر حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، مستقیما به خودشان برمی‌گردد. ایران اعلام کرده بود که در صورت حمله به نیروگاه‌ها و پل‌ها، پاسخش شامل هدف قرار دادن تاسیسات انرژی اسرائیل، پایگاه‌های امریکایی در قطر، بحرین، امارات و عربستان، و حتی تاسیسات نفتی در خلیج فارس خواهد بود. این پاسخ نه تنها نظامی، بلکه اقتصادی خواهد بود و می‌تواند اقتصاد جهانی را فلج کند. کشورهای میزبان نیروهای امریکایی در منطقه، اکنون هدف مشروع ایران برای پاسخگویی هستند، زیرا آن‌ها با اجازه دادن به حضور نظامی امریکا، عملا در جنگ مشارکت کرده‌اند.

ایران با موشک‌های دقیق و پهپادهای پیشرفته، قابلیت نابودی زیرساخت‌های کلیدی منطقه را دارد. عواقب این رویداد کاملا به امریکا و ترامپ برمی‌گردد: افزایش قیمت انرژی، بحران اقتصادی جهانی و احتمال گسترش جنگ به تمام خاورمیانه. ایران بارها تاکید کرده که جنگ را به منطقه نکشانده، اما اگر امریکا اصرار بر حمله به مردم عادی داشته باشد، پاسخ ایران قاطع، قانونی و گسترده خواهد بود.

حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران
تهدید ترامپ به حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، نقض فاحش قوانین حقوق بشری است! البته اگر در عصر ترامپی قانونی وجود داشته باشد!
  • تفسیر شخصیت ترامپ؛ حیوانی بدون افسار

ترامپ مانند حیوانی است که افسار پاره کرده و هیچ مرزی را به رسمیت نمی‌شناسد. شخصیت او پر از خودبزرگ‌بینی، و عدم توجه به قوانین، او را به خطری برای صلح جهانی تبدیل کرده است. نقد رفتارهایش نشان می‌دهد که او نه یک رهبر مسئول، بلکه فردی است که با شعارهای پوپولیستی و تهدیدهای خام، جهان را به لبه پرتگاه می‌کشاند. ترامپ که در داخل امریکا هم با اتهامات حقوقی از جمله پرونده اپستین روبرو بوده، حالا در سطح بین‌المللی قوانین را نادیده می‌گیرد.

مراجع قانونی امریکا از کنگره تا دادگاه‌های فدرال و نهادهای جهانی مانند دیوان کیفری بین‌المللی، باید جلوی او را به هر شکلی بگیرند. اجازه دادن به چنین فردی برای اقدام جنایت جنگی، نه تنها خطر برای ایران، بلکه خطر برای کل بشریت است. ترامپ شکست را نمی‌پذیرد و حاضر است میلیون‌ها نفر را برای حفظ غرور خود قربانی کند. جهان نیاز دارد که این «حیوان بدون افسار» مهار شود، قبل از آنکه فاجعه‌ای بزرگ‌تر به بار آورد.

در پایان باید گفت که تهدید ترامپ به حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، نشان‌دهنده بن‌بست کامل استراتژی امپراتوری امریکایی است. ایران با مقاومت خود، نه تنها نقشه‌های دشمنانش را خنثی کرده، بلکه الگویی از ایستادگی را به جهان عرضه کرده است. آینده نشان خواهد داد که تاریخ به نفع ملت‌های مقاوم قضاوت خواهد کرد، نه متجاوزان.

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11523

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *