نسلکشی
جهان امروز در گرداب تنشهای متعدد گرفتار شده است؛ از درگیریهای مرزی مرگبار میان پاکستان و افغانستان که به «جنگ باز» تعبیر میشود، تا جنگ تعرفهای گستردهای که دونالد ترامپ با اعمال تعرفههای ۱۰ تا ۵۰ درصدی بر واردات جهانی به راه انداخته و اقتصاد کشورها را به لرزه درآورده، و همچنین ادامه جنگ روسیه و اوکراین که منابع جهانی را تحلیل برده است و تهدیدات مکرر و غیرانسانی ترامپ علیه ایران و حملات نظامی گسترده برای نابودی برنامه هستهای این کشور. این تحولات فضایی از هرجومرج و عدم تمرکز ایجاد کرده که توجه افکار عمومی و رسانهها را از فاجعه انسانی در نوار غزه منحرف میسازد.
در این میان، رژیم صهیونیستی از این آشوب به عنوان فرصتی طلایی بهره میبرد تا بدون پوشش رسانهها، به نقض آتشبس و ادامه جنایات خود بپردازد. اهمیت تحلیل این مسئله در آن است که نشان میدهد چگونه قدرتهای بزرگ با ایجاد بحرانهای عمدی و تشدید تنشها، میتوانند جنایات سیستماتیک علیه یک ملت را پنهان کنند. از اینرو تبیین این موضوع، نه تنها برای افشای واقعیتهای پنهان غزه، بلکه برای جلوگیری از تکرار و ادامهی جنایات جاری در غزه ـ فلسطین است.
-
نقش آمریکا در ایجاد اغتشاش جهانی؛ از دوسیهی اپستین تا تهدیدات هستهای علیه ایران
ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ، در سالهای اخیر به عاملی اصلی برای بیثباتی جهانی تبدیل شده است. دوسیهی جفری اپستین، که همچنان سایه سنگین خود را بر نخبگان سیاسی آمریکا انداخته و پرده از سوءاستفاده جنسی و شبکههای پنهان قدرت را کنار زده، نمادی از فساد اخلاقی و عدم پاسخگویی در بالاترین سطوح است. این دوسیه نه تنها اعتبار آمریکا را خدشهدار کرده، بلکه نشاندهنده عمق مشکلات ساختاری در سیاست خارجی این کشور است که اغلب با استندردهای دوگانه همراه است.
از سوی دیگر، ترامپ با راهاندازی جنگ تعرفهای گسترده، از تعرفه ۱۰ درصدی جهانی تا تعرفههای بالاتر بر شرکای تجاری مانند چین، کانادا و مکزیک، نظم اقتصادی حاکم بر جهان را به هم ریخته و باعث اختلال در زنجیرههای تأمین، افزایش تورم و رکود احتمالی شده است. این سیاستها نه تنها اقتصاد جهانی را تهدید میکند، بلکه کشورها را به سمت تقابل سوق میدهد و توجه را از مسائل انسانی دور میسازد.
همزمان، حملات مکرر ترامپ علیه ایران و پاسخ های کوبنده ایران، تنشها را در خاورمیانه به اوج رسانده و منطقه را در آستانه درگیری بزرگتری قرار داده است. به نظر می رسد که سیاستهای تهاجمی آمریکا و از طرف دیگر اقدامات و تجاوزات پاکستان علیه افغانستان، که منجر به درگیریهای مرگبار مرزی و بمباران کابل شده، بخشی از استراتژی ایجاد هرجومرج کنترلشده است. چنین رویکردی، جهان را در حالت اضطرار نگه میدارد و امکان تمرکز بر جنایات رژیم اسرائیل را از بین میبرد.
-
جنایات ادامهدار رژیم صهیونیستی در غزه؛ نقض آتشبس و تداوم نسلکشی
از زمان برقراری آتشبس شکننده در سال ۲۰۲۵ که با میانجیگری آمریکا و وعدههای بازسازی غزه همراه بود، رژیم صهیونیستی به طور سیستماتیک این توافق را نقض کرده است. گزارشهای سازمان ملل و وزارت صحت غزه نشان میدهد که از آن زمان تاکنون بیش از هزاران فلسطینی کشته و بیش از هزاران نفر دیگر زخمی شدهاند؛ حملاتی که اغلب با پهپاد، تیراندازی مستقیم و بمباران مناطق غیرنظامی انجام میشود.
در ماههای اخیر، حملات اسرائیل به مناطق خارج از کنترل نظامی خود، از جمله پارکهای عمومی در غزه و نقاط جنوبی، منجر به کشته شدن غیرنظامیان، از جمله کودکان و غیر نظامیان شده است. این نقضها شامل ایجاد «خط زرد» ممنوعه که ۶۰ درصد غزه را به منطقه غیرقابل سکونت تبدیل کرده، قطع برق تأسیسات آبشیرینکن و ادامه محاصره انسانی است که منجر به مرگ از گرسنگی و امراض قابل پیشگیری شده است.
اعتقاد بر این است که جنایات رژیم صهیونیسم، از کشتار کودکان و زنان تا تخریب سیستماتیک زیرساختها، بخشی از سیاست عمدی نسلکشی است که حتی پس از آتشبس ادامه دارد. گزارش عفو بینالملل و سازمان ملل تأکید میکند که عدم پاسخگویی جهانی، به اسرائیل اجازه داده تا بدون ترس به اقدامات خود ادامه دهد.
حتی احتمال میرود که این تحولات جهانی از تهدیدات ترامپ علیه ایران تا درگیریهای پاکستان-افغانستان و جنگ تعرفهای عمداً، به عنوان پوششی برای جنایات اسرائیل عمل کنند. زیرا در حالی که جهان مشغول بحرانهای متعدد است، رسانهها کمتر به غزه میپردازند و رژیم صهیونیستی از این فرصت برای تکمیل پروژه پاکسازی قومی و الحاق اراضی استفاده میکند.
-
توجه و حمایت از فلسطین؛ وظیفه انسانی در برابر رژیم خونخوار صهیونیستی
توجه و حمایت از غزه ـ فلسطین، صرفاً یک موضعگیری سیاسی یا منطقهای نیست؛ این موضوع آزمون وجدان بشریت در عصر حاضر است. فلسطین امروز به نماد رنج انسان معاصر بدل شده است؛ رنجی که در برابر چشم جهانیان تکرار میشود و اگر عادیسازی گردد، معنایش فروپاشی معیارهای اخلاقی و انسانی در نظام بینالملل است. کودکانی که در غزه زیر آوار جان میدهند، مادرانی که در میان دود و آتش به دنبال تکهای نان یا جرعهای آباند، و خانوادههایی که بارها آواره میشوند، تنها قربانیان یک جنگ نیستند؛ آنان قربانی سکوت، بیتفاوتی و محاسبات سرد سیاسیاند.
مسئله فلسطین را نمیتوان به حاشیه راند، حتی اگر جهان با بحرانهای همزمان و پیچیده روبهرو باشد. حتی با تداوم تنش و درگیری نظامی میان ایالات متحده آمریکا و ایران؛ حتی اگر جنگ و ناامنی میان افغانستان و پاکستان ادامه یابد؛ حتی اگر اقتصاد جهانی فروبپاشد و نظم سیاسی بینالمللی دچار آشوبی بیسابقه شود، باز هم هیچیک از این تحولات نمیتواند جواز بی توجهی به تداوم کشتار غیرنظامیان فلسطینی باشد. هیچ بحرانی، هرچند بزرگ، نباید بهانهای برای نادیده گرفتن جان انسانهای بیدفاع گردد.
ادامه عملیات نظامی و محاصرههای طولانی، که به تخریب زیرساختهای حیاتی، کمبود دوا و غذا، و آوارگی گسترده انجامیده، نهتنها نقض صریح اصول بنیادین حقوق بشردوستانه است، بلکه تهدیدی علیه مفهوم عدالت جهانی به شمار میرود. اگر جامعه جهانی در برابر چنین فجایعی سکوت کند یا واکنشی حداقلی نشان دهد، در واقع به تداوم چرخه خشونت مشروعیت بخشیده است.
زیرا فلسطین مسئله یک قوم یا یک دین خاص نیست؛ مسئله کرامت انسانی است. دفاع از حق حیات کودکان فلسطینی، دفاع از ابتداییترین اصل اخلاقی مشترک میان همه ملتهاست. معیار انسانیت آن است که جان بیگناه، فارغ از ملیت و مذهب، ارزشمند شمرده شود. اگر امروز نتوان از این اصل دفاع کرد، فردا هیچ تضمینی برای مصونماندن دیگر ملتها از بیعدالتی وجود نخواهد داشت.
از اینرو، جامعه جهانی باید با بهرهگیری از سازوکارهای حقوقی بینالمللی، فشارهای دیپلماتیک مؤثر، توقف حمایتهای نظامی و اعمال تحریمهای هدفمند، برای توقف فوری خشونتها اقدام کند. همچنین نهادهای بشردوستانه باید بدون مانع به مناطق آسیبدیده دسترسی داشته باشند تا از گسترش فاجعه انسانی جلوگیری شود.
هیچ تحول سیاسی، هیچ رقابت ژئوپولیتیکی و هیچ بحران اقتصادی نمیتواند توجیهکننده مرگ کودکان در زیر بمباران یا از گرسنگی باشد. اگر جهان بخواهد هنوز از «نظم مبتنی بر قانون» و «ارزشهای انسانی» سخن بگوید، باید نشان دهد که این مفاهیم در عمل نیز معنا دارند. فلسطین امروز آینهای است که صداقت این ادعاها را میآزماید.
بنابراین، دفاع از مردم فلسطین دفاع از شرافت انسانی است. نباید اجازه داد که رنج آنان در هیاهوی تحولات دیگر گم شود یا به موضوعی عادی و تکراری تبدیل گردد. تا زمانی که کودکی در غزه با ترس از آسمان میخوابد و با صدای انفجار بیدار میشود، مسئولیت اخلاقی جهان پایان نیافته است. فلسطین مسئله بشریت است و بشریت حق ندارد در برابر آن خاموش بماند.
خلاصه اینکه، جهان امروز در آستانه یک آزمون بزرگ اخلاقی قرار دارد: آیا اجازه خواهیم داد که بحرانهای متعدد از تهدیدات هستهای ترامپ علیه ایران و جنگ تعرفهای جهانی تا درگیریهای مرگبار پاکستان و افغانستان به عنوان حجابی برای پنهان کردن نسلکشی در غزه عمل کنند؟
پاسخ این پرسش، نه تنها سرنوشت فلسطین، بلکه اعتبار و سرنوشت انسان معاصر را تعیین میکند. سکوت در برابر جنایات رژیم صهیونیستی، به معنای همدستی در ادامه این فاجعه است.زمانی آن است که صدای مظلومان غزه شنیده شود و فشارهای بینالمللی برای محاکمه جنایتکاران و بازسازی غزه افزایش یابد.زیرا تنها با اتحاد بشری میتوان در برابر این رژیم خونخوار ایستاد و آیندهای عادلانه برای کودکان فلسطین ساخت.
در پایان، امید است که این توضیحات، آگاهیبخشی کند و جهانیان را به سوی اقدام انسانی سوق دهد؛ زیرا تا زمانی که یک کودک در غزه از گرسنگی یا بمب جان میدهد، هیچکس نمیتواند ادعای تمدن کند. عدالت برای فلسطین، عدالت برای همه بشریت است.

عایشه ببرک خیل