Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

خیانت امریکا به متحدان افغان

تهاجم ایالات متحده امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، پس از رویداد حملات ۱۱ سپتمبر، نه‌تنها یک عملیات نظامی، بلکه آغاز یک پروژه سیاسی-امنیتی گسترده در افغانستان بود. این پروژه با وعده‌های کلان، از نابودی تروریزم گرفته تا دولت‌سازی و تأمین ثبات آغاز شد؛ اما آنچه در پایان باقی ماند، کشوری شکننده، جامعه‌ای خسته از جنگ، و هزاران متحدی بود که در میانه بازی قدرت‌ها رها شدند.

در واقع، خیانت امریکا به متحدان افغان زمانی برجسته‌تر شد که ساختارهای حکومتی به‌گونه‌ای شکل گرفت که بدون حمایت بیرونی توان ایستادگی نداشتند. این وابستگی، زمینه‌ساز فروپاشی ناگهانی نظام گردید؛ فروپاشی‌ای که پیامدهای آن تا امروز نیز ادامه دارد.

  • اشغال طولانی؛ وابستگی به‌جای ثبات

حضور بیست‌ساله امریکا در افغانستان، اگرچه در ظاهر به ایجاد نهادهای حکومتی انجامید، اما در سطح عمیق‌تر نوعی وابستگی ساختاری را به‌وجود آورد. نظام سیاسی افغانستان، به‌جای آن‌که بر پایه ظرفیت‌های داخلی استوار گردد، به کمک‌های مالی، نظامی و استخباراتی بیرونی تکیه کرد. این نوع دولت‌سازی از همان ابتدا با یک ضعف بنیادی همراه بود: نبود خوداتکایی.

در نتیجه، زمانی که امریکا تصمیم به خروج گرفت، این ساختار وابسته توان دوام نیاورد. وقوع سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ نشان داد آنچه طی دو دهه شکل گرفته بود، بیشتر یک ساختار ظاهری بوده تا یک نظام پایدار. این فروپاشی صرفاً یک شکست داخلی نبود، بلکه بازتاب مستقیم شیوه مدیریت حضور و خروج امریکا نیز به شمار می‌رود.

در پی این تحولات، هزاران افغان، به‌ویژه کسانی که با نیروهای خارجی همکاری کرده بودند؛ مجبور به ترک خانه‌های‌شان شدند. این افراد که زمانی در کنار امریکا قرار داشتند، اکنون با تهدیدهای جدی و سرنوشت نامعلوم روبه‌رو اند.

  • وعده‌ها و خروج شتاب‌زده؛ از تعهد تا بحران انسانی

یکی از مهم‌ترین ابعاد خیانت امریکا به متحدان افغان، سرنوشت کسانی است که به‌گونه مستقیم با نیروهای امریکایی همکاری داشتند. ترجمان‌ها، کارمندان محلی و برخی نیروهای امنیتی بر اساس وعده‌های رسمی قرار بود از طریق برنامه‌های مهاجرتی به امریکا منتقل شوند؛ وعده‌هایی که برای آنان به معنای امنیت و آینده‌ای روشن تلقی می‌شد.

اما روند طولانی، پیچیده و در مواردی توقف این برنامه‌ها، هزاران تن را در وضعیت بلاتکلیف قرار داد. بخشی از این افراد به کشورهایی مانند قطر منتقل شدند تا به‌صورت موقت در آنجا بمانند، اما این انتظار موقت عملاً به سال‌ها بی‌سرنوشتی تبدیل شد.

در کنار این وضعیت، خروج شتاب‌زده امریکا بدون یک طرح جامع، افغانستان را وارد بحران چندلایه کرد. با فروپاشی نظام سیاسی و آغاز موج گسترده مهاجرت، هزاران افغان، به‌ویژه همکاران نیروهای خارجی مجبور به ترک کشور شدند.

در چنین شرایطی، خیانت امریکا به متحدان افغان به‌گونه روشن نمایان شد؛ زیرا کسانی که سال‌ها بر اساس وعده حمایت اعتماد کرده بودند، در لحظه‌های بحرانی با رهاشدگی و سرنوشت نامعلوم روبه‌رو شدند.

  • وعده‌های مهاجرتی؛ از تعهد تا تعلل

یکی از ابزارهای اصلی امریکا برای جلب همکاری افغان‌ها، وعده انتقال آنان از طریق برنامه‌های مهاجرتی، به‌ویژه ویزای ویژه (SIV) بود. این وعده، برای بسیاری از افغان‌ها به‌مثابه یک تضمین امنیتی تلقی می‌شد. اما روند عملی این برنامه‌ها، از همان ابتدا با مشکلات جدی همراه بود.

روند طولانی، بوروکراتیک و در مواردی توقف این برنامه‌ها، باعث شد هزاران نفر در وضعیت بلاتکلیف باقی بمانند. انتقال برخی از این افراد به کشورهای ثالث مانند قطر، به‌عنوان یک راه‌حل موقت مطرح شد، اما این “موقتی‌بودن” به سال‌ها انتظار و بی‌سرنوشتی انجامید. این وضعیت، نشان می‌دهد که میان تعهدات اعلام‌شده و عملکرد واقعی امریکا، یک شکاف جدی وجود دارد.

  • پیشنهاد بازگشت؛ تناقض در اوج

در تازه‌ترین تحول، گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت دونالد ترامپ به شماری از افغان‌های مقیم قطر پیشنهاد داده است که در بدل دریافت پول، به افغانستان بازگردند. این پیشنهاد که حدود ۱۱۰۰ تن را در بر می‌گیرد، به‌جای آن‌که یک راه‌حل تلقی شود، بیشتر به‌عنوان نشانه‌ای از تناقض در سیاست امریکا قابل تحلیل است.

از یک‌سو، این افراد به‌دلیل همکاری با نیروهای امریکایی در معرض تهدید قرار داشته‌اند و به همین دلیل از کشور خارج شده‌اند؛ از سوی دیگر، اکنون از آنان خواسته می‌شود به همان محیط بازگردند. این رویکرد، عملاً به‌معنای نادیده‌گرفتن همان خطری است که پیش‌تر به رسمیت شناخته شده بود.

در این چارچوب، خیانت امریکا به متحدان افغان نه‌تنها در عدم انتقال آنان، بلکه در پیشنهاد بازگشت به شرایط ناامن نیز قابل مشاهده است. چنین سیاستی، بیشتر به تلاش برای کاهش هزینه‌های سیاسی شباهت دارد تا یک تصمیم مبتنی بر مسئولیت‌پذیری.

  • زندگی در بلاتکلیفی؛ واقعیت تلخ مهاجران افغان

افغان‌هایی که به کشورهای ثالث منتقل شده‌اند، با شرایط دشوار زندگی روبه‌رو اند. نبود فرصت‌های کاری، محدودیت در آموزش و مشکلات دسترسی به خدمات صحی، زندگی را برای آنان سخت ساخته است.

کودکان از آموزش محروم مانده‌اند و بزرگسالان با فشارهای روانی و ناامیدی روبه‌رو اند. این وضعیت، نتیجه مستقیم خیانت امریکا به متحدان افغان است؛ کسانی که به امید یک آینده بهتر، با این کشور همکاری کرده بودند. اما حالا این افراد، نه امکان بازگشت امن به کشورشان را دارند و نه مسیر روشنی برای آینده پیش روی‌شان است.

  • بحران اعتماد؛ پیامد استراتژیک خیانت امریکا به متحدان افغان

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این روند، آسیب جدی به اعتبار امریکا در سطح بین‌المللی است. خیانت امریکا به متحدان افغان، پیامی واضح به سایر بازیگران جهانی می‌دهد: همکاری با قدرت‌های بزرگ، لزوماً به معنای تضمین امنیت و حمایت پایدار نیست.

این موضوع، می‌تواند در آینده بر نحوه تعامل گروه‌ها و دولت‌ها با امریکا تأثیر بگذارد. به بیان دیگر، هزینه این بی‌اعتمادی، فراتر از افغانستان خواهد بود.

خیانت امریکا به متحدان افغان
خیانت امریکا به متحدان افغان: در ازای پول به کشورتان برگردید!
  • جمع‌بندی

در مجموع، آنچه در دو دهه حضور امریکا در افغانستان رقم خورد، تنها یک تجربه نظامی یا سیاسی نبود، بلکه مجموعه‌ای از تصمیم‌ها و سیاست‌هایی بود که در نهایت به یک نتیجه روشن ختم شد: بی‌ثباتی ساختاری، فروپاشی نظام و رهاشدگی هزاران انسان.

در این میان، خیانت امریکا به متحدان افغان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین پیامدهای این دوره، خود را در چند سطح نشان می‌دهد؛ از وابستگی ساختارهای حکومتی و خروج شتاب‌زده گرفته تا سرنوشت کسانی که بر اساس وعده‌های رسمی، وارد همکاری با نیروهای امریکایی شدند اما در لحظه‌های حساس، در وضعیت بلاتکلیف و ناامن رها گردیدند.

این تجربه نشان می‌دهد که فاصله میان وعده‌ها و عملکرد عملی، در سیاست‌های کلان می‌تواند سرنوشت انسان‌ها را به‌گونه مستقیم تحت تأثیر قرار دهد. امروز مسئله فقط گذشته افغانستان نیست، بلکه پرسشی جدی درباره اعتبار ایالات متحده امریکا، میزان پایبندی این کشور به تعهداتش، و آینده اعتماد میان امریکا و متحدان پیشینش مانند افغان‌هایی است که سال‌ها در کنار نیروهای امریکایی کار کردند؛ پرسشی که پیامدهای آن فراتر از افغانستان ادامه خواهد داشت.

زهرا هاشمی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11716

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *