در روزگاری که بر زندگی دختران افغان، به ویژه در عرصه آموزش و حضور اجتماعی، سایهای از محرومیت و تنگنا افتاده است، هر جلوهای از آفرینش هنری آنان تنها یک رویداد فرهنگی ساده نیست، بلکه بیانیهای روشن از بقا، امید، هویت و ایمان است. نمایشگاه هنرهای اسلامی دختران هراتی که در آن یکصد اثر هنری از سوی چهارده دختر هنرمند به مدت چهار روز در معرض دید قرار گرفت، از همین جنس است.
رخدادی که باید آن را بیش از یک نمایشگاه، تجلی خاموشنشدنی روح زن افغان دانست. این آثار، نه صرفا مجموعهای از نقش و رنگ و خط، بلکه روایت ایستادگی نسلی است که با وجود محدود شدن افقهای رسمی آموزش، از راه هنر، زبان خویش را یافته و پیام خود را به جامعه رسانده است.
در میان آثار این نمایشگاه، بیگمان برجستهترین و پرمعناترین اثر، نسخهای دستنویس از قرآن کریم است که طی دو سال، به همت چهارده دختر هنرمند، کتابت و سپس با هنر تذهیب آراسته شده است. این اثر، تنها یک دستاورد هنری نیست؛ نمادی است از پیوند دانش، صبر، دیانت، ذوق، انضباط روحی و باور عمیق به ارزش کلمه الهی.
کتابت قرآن، در سنت اسلامی، کاری فراتر از نوشتن است؛ نوعی عبادت است، نوعی تهذیب نفس است، نوعی فروتنی در برابر کلام وحی است. آنگاه که این رسالت معنوی به دست دخترانی انجام میشود که از بسیاری حقوق ابتدایی خویش محروم شدهاند، معنای آن دوچندان میگردد. آنان به زبان هنر گفتهاند که خاموش نشدهاند؛ کنار نرفتهاند؛ فراموش نشدهاند؛ بلکه هنوز در متن جامعه ایستادهاند و میتوانند در تعالی فرهنگ دینی و هنری این سرزمین سهمی بلند و ماندگار داشته باشند.
نمایشگاه هنرهای اسلامی دختران هرات؛ تداوم یک سنت سترگ تاریخی
نمایشگاه هنرهای اسلامی دختران هرات در ذات خود حامل چندین پیام است. نخست آنکه دختران افغان، برخلاف تصویر ناعادلانهای که گاه از آنان بهعنوان قربانیان خاموش ترسیم میشود، صاحبان اراده، استعداد و ظرفیتاند. دوم آنکه هنر اسلامی هنوز در این سرزمین زنده است و نفس میکشد؛ نه در کتابهای تاریخ، بلکه در دستان نسل جوان. سوم آنکه اگر فرصت، امنیت، آموزش و حمایت فراهم آید، همین دختران میتوانند از مهمترین سازندگان فردای فرهنگی و معنوی افغانستان باشند. هنر آنان نه در حاشیه، که در متن هویت این ملت جای دارد.
هرات، زادگاه این نمایشگاه، خود شهری است که نامش در تاریخ هنر اسلامی با احترام، عظمت و شکوه یاد میشود. این شهر از دیرباز یکی از کانونهای بزرگ فرهنگ، ادب، عرفان، خوشنویسی، نگارگری و تذهیب در جهان اسلام بوده است. در سدههای درخشان تمدن اسلامی، به ویژه در عصر تیموریان، هرات به یکی از بزرگترین مراکز تولید نسخههای نفیس خطی و پرورش هنرمندان نامدار بدل شد. هرات شهری با سنتی دیرپا در خوشنویسی، نگارگری و کتابآرایی بوده و شکوفایی کارگاههای هنری آن، اوج فرهنگ کتاب در دوره تیموری بوده است.
هرات در روزگار تیموریان، خاصه در قرن پانزدهم میلادی، نه تنها پایتخت سیاسی، بلکه پایتخت فرهنگی و هنری بخشی وسیع از جهان فارسیزبان و اسلامی بود. شکوفایی تذهیب، نگارگری و کتابت در هرات چنان بود که برخی از معتبرترین مراجع هنری، «مکتب هرات» را از اوجهای هنر کتابآرایی در سنت ایرانی ـ اسلامی دانستهاند.
از همین رو، وقتی امروز از دختران هنرمند هرات سخن میگوییم، نباید آنان را پدیدهای منفصل از تاریخ بدانیم. آنان ادامه همان مسیرند؛ شاخههای تازه همان درخت کهنسالاند. دستهایی که امروز قرآن را کتابت میکنند و آن را به تذهیب میآرایند، در حقیقت، امتداد همان سنتیاند که روزگاری در کارگاههای باشکوه هرات، نسخههای نفیس را پدید میآورد.
این نکته از اهمیتی ویژه برخوردار است: هنر دختران امروز هرات، تقلیدی بیجان از گذشته نیست، بلکه احیای یک میراث است. ارزش کار آنان در این است که سنت را تنها حفظ نکردهاند، بلکه آن را در متن رنجها و واقعیتهای روزگار خویش دوباره معنا کردهاند. زمانی که آموزش رسمی از آنان دریغ میشود، آنان از مکتب هنر، مدرسهای تازه میسازند. زمانی که راه حضور اجتماعی محدود میشود، آنان از صفحه کاغذ، میدان حضور میآفرینند. زمانی که صدایشان کمتر شنیده میشود، آنان با خط و رنگ و تذهیب، رساترین سخن را میگویند.
میراثی که در رگهای دختران امروز جاری است
کتابت قرآن کریم توسط چهارده دختر هنرمند در مدت دو سال، در این معنا، یک واقعه عادی نیست. از نظر هنری، اجرای چنین کاری مستلزم دقت فراوان، مهارت در خط، شناخت تناسبات، تسلط بر اصول تذهیب و صبری بسیار است. از نظر معنوی، این کار نشانه پیوند قلبی با متن مقدس و درک حرمت و قداست آن است. از نظر اجتماعی، بیانگر آن است که دختران افغان نه تنها در پاسداشت فرهنگ دینی، که در آفرینش جلوههای ممتاز آن نیز میتوانند نقشی بنیادی ایفا کنند.
در حقیقت، نمایشگاه هنرهای اسلامی دختران هرات پاسخی است متین و ریشهدار به هر نگاه تقلیلگرایانهای که زن افغان را یا صرفا نیازمند ترحم میبیند، یا از مشارکت سازنده در حیات فرهنگی و دینی ناتوان میپندارد. این آثار نشان میدهد که دختران این سرزمین، سرمایههای انسانی و فرهنگی افغانستاناند؛ سرمایههایی که اگر به آنان امکان رشد، آموزش، تجربه و حضور داده شود، میتوانند در عرصههای گوناگون، از هنر و فرهنگ تا آموزش، پژوهش، اخلاق اجتماعی و بازسازی هویت ملی، نقشی بزرگ و سرنوشتساز ایفا کنند.
جامعهای که نیمی از استعدادهای خویش را از میدان رشد و آفرینش کنار بگذارد، در حقیقت خود را از بخش عظیمی از نیروی پیشبرندهاش محروم کرده است. هر دختر بااستعداد افغان، نه فقط یک فرد، بلکه امکان شکوفایی یک جهان است؛ جهانی از ایده، مهارت، زیبایی، فهم، تربیت و آیندهسازی. اگر این امکانها مجال بروز یابند، افغانستان نه تنها از حیث توسعه اجتماعی، بلکه از منظر احیای میراث تمدنی خویش نیز تواناتر خواهد شد. هنر اسلامی، بهویژه در قلمروهایی چون خوشنویسی، تذهیب، نگارگری و هنر کتاب، از جمله عرصههایی است که دختران افغان میتوانند در آن سهمی ممتاز و الهامبخش داشته باشند.
این نکته نیز شایسته تأمل است که هنر اسلامی در ذات خود، هنری مبتنی بر نظم، تأمل، معنا، توازن و نور است. خوشنویسی تنها نوشتن زیبا نیست؛ نوعی انضباط روحی و بصری است. تذهیب تنها آرایش صفحه نیست؛ آفرینش هندسهای از نور و ذکر است. و کتابت قرآن، فقط مهارت دست نیست؛ تربیت چشم و دل نیز هست. از این منظر، پرداختن دختران به این گونه هنرها، صرفا تولید اثر هنری نیست، بلکه نوعی تربیت فرهنگی و معنوی است که میتواند در سلامت اخلاقی و هویتی جامعه نیز اثر بگذارد.
هرات بهعنوان شهری که قرنها با محراب، مدرسه، مناره، کتابخانه، خانقاه و کارگاههای هنری شناخته شده، امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند آن است که سرمایههای زندهاش دیده شوند. میراث تاریخی هرات تنها در آجرهای کهن و بناهای تاریخی آن خلاصه نمیشود؛ این میراث زمانی زنده میماند که در جان نسل جدید استمرار یابد. دخترانی که امروز قلم به دست گرفتهاند و از دل تنگناها، اثری در خور تاریخ هرات آفریدهاند، در حقیقت حافظان زنده این میراثاند.

حکیم تاجیک











