تهدید ۴۸ ساعته ترامپ
در جهانی که زیرساختهای حیاتی، شریانهای زندگی ملتها محسوب میشوند، هرگونه تهدید علیه این بنیانها نهتنها یک اقدام نظامی، بلکه ضربهای مستقیم بر پیکر انسانیت است. تهدید اخیر ترامپ مبنی بر حمله به زیرساختهای انرژی ایران، فراتر از یک موضعگیری سیاسی، حامل پیامهایی نگرانکننده در حوزه حقوق بشر، امنیت منطقهای و ثبات اقتصادی جهانی است. زیرا در حال حاضر انرژی، صرفاً یک منبع اقتصادی نیست؛ بلکه اساس زندگی روزمره مردم، از روشنایی خانهها تا عملکرد شفاخانهها و تأمین آب آشامیدنی است.
در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح میشود: آیا هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی یک کشور، بهویژه منابع انرژی، میتواند از منظر حقوق بینالملل و اصول انسانی قابل توجیه باشد، یا اینکه این اقدام بهمثابه مجازاتی جمعی علیه مردم عادی تلقی میشود؟ این مقاله در پی آن است تا با نگاهی تحلیلی، به این پرسش و پیام های تهدید ۴۸ ساعته ترامپ پاسخ دهد.
-
تهدید ۴۸ ساعته ترامپ؛ پیامی از نقض آشکار حقوق بینالملل و اصول بشردوستانه
حمله به زیرساختهای انرژی، در چارچوب حقوق بینالملل بشردوستانه، بهطور جدی مورد منع قرار گرفته است. کنوانسیونهای بینالمللی، بهویژه اصول مرتبط با تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی، تأکید دارند که تأسیسات حیاتی که زندگی مردم به آن وابسته است، نباید هدف حمله قرار گیرند. زیرساختهای انرژی، از جمله نیروگاهها، پالایشگاهها و شبکههای انتقال برق، ماهیت غیرنظامی دارند. تخریب این مراکز، نه یک اقدام تاکتیکی در میدان جنگ، بلکه یک فشار مستقیم بر مردم عادی است. چنین اقدامی میتواند مصداق «مجازات جمعی» تلقی شود؛ امری که در حقوق بینالملل بهشدت محکوم است.
از سوی دیگر، تناقض آشکار در ادعاهای ترامپ نیز قابل تأمل است. او در آغاز تجاوز به ایران، یکی از اهداف خود را «کمک به مردم ایران» عنوان کرده بود. اما چگونه میتوان تخریب زیرساختهایی را که زندگی میلیونها انسان به آن وابسته است، در راستای کمک به همان مردم دانست؟ این تناقض، نهتنها مشروعیت اخلاقی تهدید ۴۸ ساعته ترامپ را زیر سؤال میبرد، بلکه نشان میدهد که در عمل، مردم عادی نخستین و اصلیترین قربانیان اینگونه سیاستها خواهند بود.
-
تصمیم ترامپ و پیامدهای ویرانگرِ انسانی و اقتصادی آن
بدون شک هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی، پیامدهایی فوری و ویرانگر در پی خواهد داشت. چنانچه قطع برق، نخستین و ملموسترین نتیجه چنین حمله است؛ اما این تنها آغاز یک زنجیره بحران است. زیرا بدون برق، سیستمهای تأمین آب از کار میافتند، شفاخانهها با اختلال جدی مواجه میشوند، زنجیره تأمین مواد غذایی دچار فروپاشی میگردد و زندگی روزمره مردم عملاً فلج میشود. این وضعیت، بهسرعت به یک بحران انسانی تمامعیار تبدیل خواهد شد.
از سوی دیگر که همانطور که میدانیم، دامنه این پیامدها، محدود به داخل ایران نخواهد ماند. زیرا ایران بهعنوان یکی از بازیگران مهم در بازار انرژی جهانی، نقش کلیدی در ثبات قیمتها و تأمین منابع انرژی دارد. از اینرو هرگونه اختلال در زیرساختهای این کشور، میتواند باعث افزایش شدید قیمت نفت و گاز در سطح جهانی شود و اقتصاد منطقه و جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
این در حالی است که بدون تردید ایران نیز به مقیاس حملات دشمنانش یا حتی بسیار شدیدتر از آنها، زیر ساخت های مرتبط به آمریکا ـ صهیونیسم و بهویژه زیر ساخت های انرژی کشورهای خلیج فارس را که میزبان پایگاههای آمریکاست، هدف قرار خواهد داد. زیرا تا اکنون تهران اگر یکی خورده است، دوتا زده است. بنابراین تحت هیچ شرایطی دور از ذهن نیست که ایران، کل زیر ساخت های منطقه و کشورهای خلیج فارس را به آتش بکشد. در این صورت جنون و دیوانگی ترامپ، تقریبا کلا منطقه و جهان را با یک بحران بی سابقه مواجه خواهد ساخت.
-
حامیانِ فرامرزی ایران و خطر گسترش بحران به سطح منطقه و جهان
یکی از مسائلی که درطول این مدت کمتر کسی بدان توجه کرده و یا از نظر رسانهها، تحلیلگران و کارشناسان نظامی مغفول مانده، حامیان منطقوی و جهانی جمهوری اسلامی ایران است. این در حالی است که ایران حامیان و پشتیبانانی سر سخت در کل منطقه و حتی جهان دارد. از اینرو افزون بر اینکه تهران هرگونه اقدام نظامی علیه زیرساختهایش را با پاسخ بسیار شدیدتر جواب خواهد داد، حامیان جمهوری اسلامی ایران نیز از حالت انفعال خارج خواهند شد و از هر طریقی وارد معرکه میشوند.
بنابراین درک واکنشها به تهدید ۴۸ ساعته ترامپ، بدون توجه به پیوندهای عمیق اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میان ملتهای منطقه با ایران، ناقص خواهد بود. چنانچه برای نمونه رابطه افغانها با ایرانیان، فراتر از همسایگی بلکه درهمتنیده و گره خورده اند. در طول تاریخ این دو ملت از لحاظ زبان، فرهنگ، مهاجرت و معیشت یکی بودهاند. میلیونها شهروند افغان سالها در ایران زندگی کردهاند، کار کردهاند و معیشت خانوادههایشان در داخل افغانستان، بهطور مستقیم به وضعیت اقتصادی و ثبات ایران وابسته است.
از این منظر، هرگونه تهدید وجودی علیه ایران، افغانها را که خاطره جنگ ۲۰ ساله با ایالات متحده، را نیز در حافظه دارند، میتواند باعث شود که واکنشهای آنها از سطح همدردی و شعارهای سیاسی فراتر روند و به اشکال پیچیدهتر و پیشبینیناپذیرتری بروز یابند. این در حالی است که مقاومت عراق، یمن و لبنان نیز همین اکنون وارد معرکه است و با حملات بی وقفه علیه پایگاههای آمریکا ـ صهیونیسم، قدرتنمایی می کنند. همچنین، حمایتهای بینالمللی از ایران در سطوح مختلف، میتواند معادلات را بسیار پیچیدهتر کند. زیرا در جهانی بههمپیوسته امروز، هر بحران منطقهای، ظرفیت آن را دارد که به یک مسئله جهانی تبدیل شود.
با این حال، باید توجه داشت که هرگونه گسترش درگیری و ورود بازیگران بیشتر، خطر تشدید خشونت و آسیب به غیرنظامیان را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. در شرایطی که تنشها از کنترل خارج شود، نهتنها منطقه، بلکه نظم جهانی نیز با بحرانهای عمیقتری مواجه خواهد شد. افزایش قیمت انرژی، اختلال در تجارت جهانی، و شکلگیری بیثباتیهای گسترده، از جمله پیامدهای احتمالی چنین سناریویی است.
در یک جمع بندی کلی می توان گفت که تهدید ۴۸ ساعته ترامپ به حمله علیه زیرساختهای انرژی، نهتنها یک اقدام نظامی، بلکه چالشی جدی برای اصول انسانی، قوانین بینالمللی و ثبات جهانی است. اینگونه اقدامات، بیش از آنکه به اهداف سیاسی یا نظامی دست یابد، به رنج و آسیب گسترده مردم عادی منجر میشود.
هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی، بههیچوجه قابل توجیه نیست. این اقدام، نهتنها نقض آشکار حقوق بشر است، بلکه میتواند جرقهای برای بحرانی بزرگتر در سطح منطقه و جهان باشد. جهان امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند عقلانیت، گفتگو و احترام به اصول انسانی است؛ نه تصمیماتی که شعلههای جنگ را بر شریانهای زندگی انسانها بیفروزد.

عايشه ببرک خیل