Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

نشست منطقه‌ای در کابل

روز سه‌شنبه (26 جوزا)، کابل میزبان نشستی منطقه‌ای با حضور نمایندگان، رؤسا، پژوهشگران و سیاست‌گذاران مراکز مطالعات راهبردی افغانستان، کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان بود؛ نشستی که به ابتکار مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه برگزار گردید و موضوعاتی چون امنیت و ثبات منطقه، توسعه تجارت، گسترش اتصال منطقه‌ای، همکاری‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری، انرژی و ترانزیت در محور گفت‌وگوهای آن قرار داشت. همچنین شرکت‌کنندگان درباره وضعیت همکاری‌های جاری، ظرفیت‌های مشترک و راه‌های توسعه پیوندهای اقتصادی و پژوهشی میان کشورهای منطقه تبادل نظر نمودند.

اما فراتر از محتوای گفت‌وگوهای این نشست، نفس برگزاری چنین رویدادی در کابل حامل پیامی مهم‌تر است؛ اینکه افغانستان همچنان می‌تواند بخشی از معادلات منطقه‌ای باشد و از جایگاه جغرافیایی و سیاسی خود برای بازتعریف نقش خویش بهره گیرد. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری بر پایه پیوندها، تعاملات، وابستگی‌های متقابل و همگرایی‌های منطقه‌ای حرکت می‌کند و در چنین نظمی، انزوا نه یک انتخاب بلکه نوعی عقب‌ماندن از جریان تحولات است. افغانستان نیز اگر بخواهد از دور باطل رکود، فشار اقتصادی و محدودیت‌های سیاسی فاصله بگیرد، ناگزیر است مسیر تعامل، همکاری و اتصال با محیط پیرامونی خود را با جدیت بیشتری دنبال کند.

از همین‌رو، نشست منطقه‌ای در کابل را می‌توان فراتر از یک برنامه دیپلماتیک معمولی تلقی کرد؛ رویدادی که می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای تبدیل‌کردن افغانستان از یک موضوع امنیتی به یک شریک اقتصادی و حلقه اتصال منطقه‌ای باشد. با این حال، تجربه سیاست منطقه‌ای همواره نشان داده است که هر فرصت تازه، در کنار ظرفیت‌های خود، نیازمند محاسبه، دقت و شناخت عمیق از محیط پیرامون نیز است. به همین دلیل پرسش اساسی اینست که آیا کابل خواهد توانست از این گشایش منطقه‌ای برای تثبیت جایگاه اقتصادی و سیاسی افغانستان بهره ببرد، یا آنکه این مسیر بدون هوشیاری راهبردی به بازتولید وابستگی‌ها و پیچیدگی‌های تازه منجر می‌شود؟

  • دیپلماسی منطقه‌ای؛ گامی در مسیر بازتعریف جایگاه افغانستان

برگزاری نشست منطقه‌ای در کابل با حضور نمایندگان و اندیشکده‌های کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان را می‌توان نشانه‌ای از تلاش برای عبور از انزوا و حرکت به سمت تعامل فعال منطقه‌ای دانست. افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به توسعه روابط اقتصادی، سیاسی و ترانزیتی با محیط پیرامونی خود نیاز دارد. کشوری که دهه‌ها هزینه جنگ، ناامنی و گسست اقتصادی را پرداخته، بدون گشودن دروازه‌های همکاری منطقه‌ای امکان دست‌یابی به توسعه پایدار را نخواهد داشت. از این منظر، میزبانی چنین نشست‌هایی را می‌توان اقدامی در مسیر درست ارزیابی کرد.

آنچه به این نشست اهمیت بیشتر داد، ماهیت موضوعات مطرح‌شده در آن بود. امنیت و ثبات منطقه، توسعه تجارت، سرمایه‌گذاری، اتصال منطقه‌ای و گسترش همکاری‌های اقتصادی، همه موضوعاتی‌ بودند که مستقیماً با آینده افغانستان پیوند دارند. حضور مراکز پژوهشی و نهادهای سیاست‌گذاری از کشورهای ازبیکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرغیزستان، تاجیکستان و آذربایجان نیز نشان داد که گفت‌وگو صرفاً در سطح شعار باقی نمانده و تلاش شده تا بسترهای فکری و راهبردی همکاری نیز شکل بگیرد.

از سوی دیگر، موقعیت جیوپلیتیکی افغانستان ظرفیتی است که سال‌ها کمتر از آن بهره‌برداری شده است. افغانستان می‌تواند حلقه اتصال آسیای مرکزی به جنوب آسیا و بازارهای بزرگ‌تر منطقه باشد. پروژه‌هایی چون انتقال انرژی، توسعه کریدورهای ترانسپورتی و افزایش مبادلات تجاری زمانی معنا پیدا می‌کند که کابل بتواند اعتماد همسایگان را جلب کرده و خود را به‌عنوان شریک قابل اتکا معرفی نماید. از همین‌رو چنین نشست‌هایی، اگر با سیاست‌گذاری عملی همراه شوند، می‌توانند بخشی از این مسیر را هموار سازند.

همچنین نباید از این نکته غافل شد که حضور کشورهای منطقه در کابل، در شرایطی که نگرانی‌هایی درباره وضعیت امنیتی افغانستان مطرح است، حامل نوعی پیام سیاسی نیز می باشد؛ پیامی مبنی بر اینکه بخشی از بازیگران منطقه‌ای ترجیح می‌دهند به جای فاصله‌گرفتن، مسیر تعامل و گفت‌وگو را دنبال کنند. برای افغانستان، این رویکرد می‌تواند به معنای افزایش فرصت‌های اقتصادی، تقویت جایگاه منطقه‌ای و کاهش فشارهای ناشی از انزوای سیاسی باشد.

  • تعامل منطقه‌ای؛ ضرورتی که باید با هوشیاری دنبال گردد

با وجود تمام امتیازهای بالقوه چنین نشست‌ها، تجربه سیاست منطقه‌ای نشان داده است که روابط خارجی را نمی‌توان صرفاً از دریچه شعارهای همکاری، تجارت و همگرایی ارزیابی کرد. در محیط پیچیده جیوپلیتیکی، هر کشور علاوه بر اهداف اقتصادی آشکار، مجموعه‌ای از ملاحظات امنیتی، رقابت‌های سیاسی و محاسبات راهبردی خاص خود را نیز دنبال می‌کند. از همین رو، گسترش روابط منطقه‌ای زمانی به سود افغانستان خواهد بود که همراه با استقلال تصمیم‌گیری، شناخت دقیق از بازیگران و حساسیت نسبت به پیامدهای بلندمدت باشد.

چنانچه در نشست روز سه شنبه، حضور جمهوری آذربایجان، از زاویه‌ای واقع‌بینانه باید مورد توجه قرار گیرد. زیرا باکو طی سال‌های گذشته روابط نزدیک و چندلایه‌ای با اسرائیل در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی، انرژی و همکاری‌های تکنالوژیکی برقرار کرده و این موضوع در سطح منطقه همواره محل بحث و تحلیل بوده است. افزون بر برقرار بودن روابط رسمی میان آذربایجان و اسرائیل، در برخی محافل سیاسی و رسانه‌ای منطقه نیز گمانه‌زنی‌هایی درباره ابعاد جیوپلیتیکی این روابط و تأثیر آن بر موازنه‌های منطقه‌ای مطرح شده است.

هرچند این برداشت‌ها یکدست نیست و همه آن‌ها به یک اندازه قابل اثبات یا پذیرش نیستند، اما نفس وجود چنین حساسیت‌هایی نشان می‌دهد که در سیاست خارجی، صرف حضور یک شریک اقتصادی نباید مانع نگاه دقیق‌تر به لایه‌های پنهان‌تر روابط شود.

زیرا افغانستان بیش از بسیاری از کشورها هزینه ورود بازیگران بیرونی، رقابت‌های نیابتی و تبدیل‌شدن به میدان کشمکش قدرت‌ها را پرداخته است. به همین دلیل، سیاست خارجی موفق برای کابل نه در بستن درها و نه در خوش‌بینی مطلق خلاصه می‌شود؛ بلکه در هنر تعامل همراه با مراقبت نهفته است. هر همکاری که به تجارت، ترانسپورت، سرمایه‌گذاری، انتقال تکنالوژی و رفاه مردم کمک کند، باید مورد استقبال قرار گیرد؛ اما در همان حال، باید مراقب بود که هیچ رابطه‌ای به بستری برای انتقال رقابت‌های امنیتی، نفوذهای نامتوازن یا بازشدن مسیر بازی‌های استخباراتی تبدیل نشود.

از این رو، شاید بهترین مسیر برای افغانستان آن باشد که در عین استقبال از همه فرصت‌های منطقه‌ای، یک اصل را همواره حفظ کند: روابط متوازن، منافع ملی و فاصله‌گرفتن از هرگونه صف‌بندی فرسایشی. کابل می‌تواند با همه گفت‌وگو کند، با همه تجارت کند و از همه فرصت بگیرد؛ اما نباید اجازه دهد که هیچ بازیگری (فارغ از نام و جایگاهش) افغانستان را به امتداد رقابت‌های بیرونی یا میدان آزمون پروژه‌های دیگران تبدیل کند. دیپلماسی زمانی موفق است که در کنار گشودگی، حافظه تاریخی و هوشیاری راهبردی نیز داشته باشد.

  • جمع‌بندی نشست منطقهای در کابل؛ استقبال از فرصت، پرهیز از غفلت

همانطور که گفته شد نشست منطقه‌ای در کابل، نشانه‌ای مثبت از تلاش برای فعال‌سازی ظرفیت‌های دیپلماسی منطقه‌ای افغانستان است. کشوری که سال‌ها درگیر بحران بوده، امروز برای بازسازی اقتصاد، افزایش تجارت، جذب سرمایه و تقویت جایگاه جیوپلیتیکی خود ناگزیر از تعامل گسترده با محیط پیرامونی است. از این منظر، هر ابتکاری که افغانستان را به شبکه همکاری‌های منطقه‌ای نزدیک‌تر کند، شایسته توجه و حمایت است.

در عین حال، تجربه تاریخی منطقه یادآور می‌شود که همه همکاری‌ها به یک اندازه بی‌هزینه و بی‌پیامد نیستند. موفقیت سیاست منطقه‌ای زمانی تضمین می‌شود که کابل بتواند میان فرصت و تهدید تمایز قائل شود؛ از ظرفیت همه کشورها بهره ببرد، اما اجازه ندهد رقابت‌های بیرونی به درون افغانستان منتقل گردد. در نهایت، شاید مهم‌ترین دستاورد چنین نشست‌هایی نه صرفاً امضای تفاهم‌نامه‌ها، بلکه تثبیت یک اصل باشد: افغانستان باید دروازه همکاری باشد، نه میدان رقابت؛ پل اتصال باشد، نه گذرگاه نفوذ. رسیدن به چنین جایگاهی، هم به جسارت در تعامل نیاز دارد و هم به هوشیاری در انتخاب همراهان.

نشست منطقه‌ای در کابل
نشست منطقه‌ای در کابل

مریم مرادی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12280

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *