Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

وقتی یمن اعلام می‌کند که باب‌ المندب را به روی کشتی‌های اسرائیلی یا کشتی‌های مرتبط با اسرائیل می‌بندد، این فقط یک خبر نظامی یا دریایی نیست؛ این یک پیام راهبردی به اسرائیل، امریکا، غرب و همه دولت‌هایی است که گمان می‌کنند خون مردم فلسطین، لبنان و منطقه بی‌هزینه ریخته می‌شود. باب‌المندب در ظاهر یک تنگه آبی است؛ اما در واقع یکی از شریان‌های حیاتی تجارت جهانی، انتقال انرژی و رفت‌وآمد کشتی‌ها میان اقیانوس هند، خلیج عدن، دریای سرخ و کانال سوئز به شمار می‌رود. اکنون همین تنگه، به دست یمنی که سال‌ها زیر فشار جنگ، محاصره و ویرانی بوده، به یکی از مهم‌ترین میدان‌های فشار علیه اسرائیل تبدیل شده است.

یمن با این تصمیم نشان داد که قدرت همیشه از دل ثروت، تکنالوژی پیشرفته و حمایت قدرت‌های بزرگ بیرون نمی‌آید. گاهی قدرت از دل ایمان، اراده، جغرافیا، صبر تاریخی و ایستادگی در برابر ظلم زاده می‌شود. یمن کشوری است که سال‌ها هدف جنگ، بمباران، محاصره و بحران انسانی قرار گرفت؛ اما امروز همان کشور، با وجود همه زخم‌ها، در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند معادلات دریایی اسرائیل و حامیان آن را زیر فشار قرار دهد.

این تحول ساده نیست. این همان لحظه‌ای است که یک ملت مظلوم، از جایگاه قربانی خاموش بیرون می‌شود و به بازیگری اثرگذار در معادله منطقه‌ای تبدیل می‌گردد. یمن امروز با زبان دریا سخن می‌گوید؛ زبانی که اسرائیل و متحدانش ناگزیر به شنیدن آن هستند.

  • اصل ماجرا؛ یمن چه پیامی فرستاد؟

اعلام یمن درباره بستن مسیر عبور کشتی‌های اسرائیلی از باب‌ المندب، ادامه همان سیاستی است که در ماه‌های گذشته با هدف حمایت از مردم فلسطین و فشار بر اسرائیل دنبال شده است. پیام صنعا روشن است: تا زمانی که اسرائیل به تجاوز، محاصره، کشتار و نقض حقوق مردم لبنان ادامه دهد، مسیرهای امن اقتصادی و دریایی آن نیز نمی‌تواند مثل گذشته آرام و بی‌هزینه باقی بماند.

از نگاه یمن، جنگ لبنان یک جنگ ساده نیست. این جنگ، آزمون وجدان امت اسلامی و جهان آزاد است. اگر اسرائیل با حمایت امریکا و غرب، مردم لبنان را زیر بمباران و آوارگی قرار می‌دهد، جبهه مقاومت نیز حق دارد از ظرفیت‌های خود برای فشار بر این رژیم استفاده کند. در این چوکات، باب‌ المندب دیگر فقط مسیر تجارت نیست؛ بلکه به ابزار دفاع سیاسی و راهبردی از لبنان تبدیل شده است.

  • اهمیت راهبردی باب‌ المندب

باب‌ المندب یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های آبی جهان است. این تنگه دریای سرخ را به خلیج عدن و سپس به اقیانوس هند وصل می‌کند. کشتی‌هایی که از آسیا به اروپا می‌روند، یا از مسیر کانال سوئز عبور می‌کنند، اهمیت باب‌ المندب را به‌خوبی می‌دانند. هر اختلال در این مسیر می‌تواند تجارت جهانی، قیمت انرژی، بیمه کشتی‌ها، زمان انتقال کالا و هزینه‌های حمل‌ونقل را تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین موقعیتی، یمن با قرارگرفتن در کنار این تنگه، از یک موقعیت جغرافیایی بسیار مهم برخوردار است. شاید برخی کشورها از نظر اقتصادی ثروتمندتر باشند، اما همه کشورها چنین جایگاه ژئوپولیتیکی حساسی ندارند. یمن با استفاده از همین موقعیت نشان داده است که جغرافیا، وقتی با اراده سیاسی و نظامی همراه شود، می‌تواند به قدرت راهبردی تبدیل گردد.

اسرائیل و حامیانش به‌خوبی می‌دانند که ناامن‌شدن باب‌ المندب برای کشتی‌های مرتبط با اسرائیل فقط یک تهدید نظامی نیست؛ بلکه ضربه‌ای روانی و اقتصادی نیز محسوب می‌شود. شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌های بین‌المللی و بازارهای تجارتی، بیش از آنکه منتظر انفجار باشند، از «احتمال خطر» می‌ترسند. همین احتمال کافی است تا مسیرها تغییر کند، هزینه‌ها بالا برود و فشار بر اسرائیل افزایش یابد.

  • قدرت یمن؛ از محاصره تا بازدارندگی

یکی از مهم‌ترین نکات این تحول، نمایش قدرت یمن است. یمن نه ناوهای بزرگ امریکایی دارد، نه پایگاه‌های جهانی، نه اقتصاد چندصد میلیارد دالری. اما چیزی دارد که در معادلات قدرت بسیار تعیین‌کننده است: اراده جنگاوری، جغرافیای حساس، تجربه میدانی و ایمان به هدف.

سال‌ها جنگ و محاصره، یمن را نابود نکرد؛ بلکه بخشی از نیروهای آن را سخت‌تر، منظم‌تر و مصمم‌تر ساخت. امروز یمن با تکیه بر موشک‌ها، طیاره‌های بی‌سرنشین، عملیات دریایی و شناخت دقیق محیط جغرافیایی، توانسته است بر یکی از مسیرهای مهم جهان اثر بگذارد. این همان قدرت نامتقارن است؛ یعنی نیرویی که شاید از نظر تجهیزات کلاسیک با قدرت‌های بزرگ برابر نباشد، اما با انتخاب نقطه حساس دشمن، هزینه جنگ را بالا می‌برد.

  • باب‌ المندب به زبان مقاومت سخن می‌گوید

باب‌ المندب امروز فقط یک تنگه نیست؛ به زبان مقاومت تبدیل شده است. این تنگه می‌گوید که جبهه حق، اگر لازم باشد، در زمین، هوا، دریا، سیاست و اقتصاد حضور پیدا می‌کند. این حضور، پیام روشنی برای اسرائیل دارد: دوران بزن در رو تمام شده است.

اسرائیل سال‌ها تلاش کرده است خود را در جایگاه حمله‌کننده همیشگی و مقاومت را در جایگاه واکنش‌دهنده محدود نگه دارد. این رژیم می‌خواهد هر زمان که خواست غزه را بمباران کند، لبنان را هدف قرار دهد، سوریه را بزند، دانشمندان و فرماندهان را ترور کند و سپس از جهان بخواهد که هرگونه پاسخ مقاومت را محکوم کند. اما منطق مقاومت این معادله را تغییر داده است.

مقاومت می‌گوید امنیت یک‌طرفه وجود ندارد. نمی‌شود غزه را ویران کرد و انتظار داشت بندرهای اسرائیل آرام بماند. نمی‌شود جنوب لبنان را هدف قرار داد و تصور کرد که مرزهای شمالی اسرائیل امن خواهد ماند. نمی‌شود مردم فلسطین را در محاصره و گرسنگی نگه داشت و همزمان کشتی‌های مرتبط با اسرائیل بدون نگرانی از باب‌ المندب عبور کنند. این همان پیام اصلی یمن است: تجاوز هزینه دارد.

  • اسرائیل میان دو گلوگاه؛ هرمز و باب‌ المندب

یکی از مهم‌ترین ابعاد راهبردی این موضوع، قرارگرفتن اسرائیل زیر فشار دو گلوگاه بزرگ منطقه‌ای است: باب‌ المندب و تنگه هرمز. در شرق و جنوب، باب‌ المندب زیر سایه قدرت یمن قرار دارد؛ در شرق، تنگه هرمز در محیط راهبردی جمهوری اسلامی ایران واقع شده است. این وضعیت برای اسرائیل یک پیام سنگین دارد: این رژیم دیگر نمی‌تواند امنیت دریایی، انرژی و تجارت خود را یک امر تضمین‌شده بداند.

باب‌ المندب دروازه دریای سرخ است و هرمز یکی از حساس‌ترین مسیرهای انرژی جهان. یکی در کنار یمن و دیگری در محیط نفوذ ایران قرار دارد. وقتی این دو نقطه در کنار هم دیده شوند، یک تصویر بزرگتر شکل می‌گیرد: جبهه مقاومت می‌تواند در صورت لزوم، اسرائیل را از چند جهت زیر فشار بگذارد. این فشار فقط نظامی نیست؛ اقتصادی، روانی، سیاسی و ژئوپولیتیک نیز هست.

  • پیام به امریکا و غرب

اقدام یمن در باب‌ المندب پیام روشنی برای امریکا و غرب دارد. آنان نمی‌توانند تا بی‌نهایت از اسرائیل حمایت کنند و انتظار داشته باشند که منطقه بی‌واکنش بماند. حمایت نظامی، سیاسی و دیپلماتیک غرب از اسرائیل، بخشی از مشکل است. اگر اسرائیل احساس می‌کند که می‌تواند بدون مجازات به غزه، لبنان و دیگر نقاط حمله کند، دلیل آن حمایت بی‌قید و شرط قدرت‌های غربی است.

اما باب‌ المندب نشان می‌دهد که این حمایت نیز هزینه دارد. امریکا می‌تواند ناو بفرستد، ائتلاف دریایی بسازد، تهدید کند و فشار بیاورد؛ اما نمی‌تواند واقعیت جغرافیا و اراده مقاومت را حذف کند. هرچه غرب بیشتر از اسرائیل حمایت کند، خشم ملت‌های منطقه بیشتر می‌شود و میدان‌های تازه‌ای برای فشار بر اسرائیل و منافع حامیان آن شکل می‌گیرد.

این پیام باید در واشنگتن، لندن و دیگر پایتخت‌های غربی جدی گرفته شود: امنیت اسرائیل با ناامنی ملت‌های منطقه ساخته نمی‌شود. اگر غرب واقعا نگران ثبات دریای سرخ، تجارت جهانی و امنیت انرژی است، باید ریشه بحران را ببیند؛ و ریشه بحران، اشغال، محاصره، کشتار و حمایت بی‌حد از اسرائیل است.

باب‌ المندب
پیام بسته شدن تنگه هرمز و تنگه باب‌ المندب برای اسرائیل: دوران تضمین امنیت دریایی، انرژی و تجارت تمام شد!
  • باب‌ المندب، نماد مرحله تازه مقاومت

باب‌ المندب امروز به نماد مرحله تازه‌ای از نبرد میان مقاومت و اسرائیل تبدیل شده است. این مرحله فقط جنگ زمینی یا هوایی نیست؛ جنگ مسیرها، تنگه‌ها، اقتصاد، روان بازار و اراده سیاسی است. یمن با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود نشان داد که مقاومت می‌تواند میدان نبرد را گسترش دهد و هزینه اشغال را بالا ببرد.

اسرائیل امروز در برابر واقعیتی ایستاده که نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. از یک‌سو، غزه همچنان قلب مقاومت و مظلومیت است. از سوی دیگر، لبنان با وجود نقض آتش‌بس و حملات اسرائیل، همچنان میدان بازدارندگی است. در جنوب، یمن باب‌ المندب را به ابزار فشار تبدیل کرده است. در شرق، تنگه هرمز در محیط راهبردی ایران قرار دارد. این مجموعه، تصویر روشنی از مرحله تازه منطقه ارائه می‌دهد: اسرائیل دیگر نمی‌تواند جنگ را محدود، یک‌طرفه و بی‌هزینه نگه دارد.

پیام یمن ساده اما عمیق است: اگر اسرائیل امنیت مردم لبنان را نابود کند، نباید انتظار داشته باشد که امنیت اقتصادی، دریایی و روانی خودش دست‌نخورده باقی بماند. اگر اشغال ادامه یابد، مقاومت نیز راه‌های تازه‌ای برای فشار پیدا خواهد کرد. اگر آتش‌بس در لبنان نقض شود، جبهه مقاومت نیز حق دارد از ظرفیت‌های خود برای دفاع از مظلوم استفاده کند.

امروز صدای باب‌ المندب، صدای یمن، صدای مردم لبنان و فلسطین و صدای امت اسلامی است؛ صدایی که می‌گوید دوران تجاوز بی‌هزینه پایان یافته است.

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12254

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *