Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

تنگه هرمز دیگر فقط یک گذرگاه دریایی نیست. این باریکه آب، امروز به نماد زنده‌ای از قدرت جيوپوليتيکی ایران تبدیل شده است؛ جایی که جغرافیا، اقتصاد و سیاست در هم تنیده‌اند و هر تصمیم تهران می‌تواند باعث شود نبض بازار انرژی جهان تندتر یا کندتر بزند. در هفته‌های اخیر، واقعیت میدانی تردد کشتی‌ها بیش از هر بیانیه و ادعایی، این حقیقت را فاش کرده است که تنگه هرمز تحت تسلط عملی ایران قرار دارد و این تسلط، به اهرم فشار اقتصادی قدرتمندی برای تهران تبدیل شده است.

چنانچه در روزهای اخیر، عبور کشتی‌ها از این آبراه به‌شدت کاهش یافته و شرکت‌های کشتیرانی با احتیاط و محاسبه ریسک حرکت می‌کنند. بر اساس تازه‌ترین داده‌های کیپلر، در هفته منتهی به ۲۱ آگوست، تنها ۸۹ کشتی از هرمز خارج و ۱۰۳ کشتی وارد آن شده‌اند؛ رقمی که حدود ۹۰ درصد پایین‌تر از سطح معمول پیش از جنگ است.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی فقط این نیست که «تنگه باز است یا بسته»؛ مسئله این است که چه کسی به تنگه‌هرمز مسلط است و آن را مدیریت می‌کند و از این توانایی برای تحمیل هزینه اقتصادی به رقیب بهره بگیرد؟ این مقاله با تمرکز بر جایگاه هرمز، موقعیت ایران و آمار تردد کشتی‌ها می‌کوشد نشان دهد که چگونه این آبراه به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار ایران در جنگ اقتصادی تبدیل شده است.

  • تنگه هرمز؛ باریکه‌ای کوچک با قدرتی به وسعت اقتصاد جهان

پیش از آغاز بحران کنونی، تنگه هرمز روزانه حدود ۱۳۰ کشتی را از خود عبور می‌داد. نزدیک به ۲۰ درصد نفت خام جهان (معادل حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه در روز) و حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) از این آبراه می‌گذشت. بخش عمده‌ای از این جریان به سمت بازارهای آسیایی، به‌ویژه چین، هند، جاپان و کره جنوبی سرازیر می‌شد. عرض محدود تنگه، عمق مناسب برای کشتی‌های غول‌پیکر و نبود جایگزین دریایی واقعی برای صادرات انرژی خلیج فارس، این گذرگاه را به یکی از حیاتی‌ترین نقاط جهان تبدیل کرده بود.

ایران با داشتن ساحل طولانی در شمال تنگه، جزایر راهبردی و توان نظامی دریایی و موشکی، از موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فردی برخوردار است. این موقعیت به تهران امکان می‌دهد بدون نیاز به بستن کامل تنگه، سطح ریسک را به اندازه‌ای بالا ببرد که شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و صاحبان محموله خودشان از تردد صرف‌نظر کنند. نتیجه این وضعیت، همان چیزی است که امروز مشاهده می‌شود. تنگه از نظر فیزیکی باز است، اما عملاً تحت مدیریت و کنترل ایران قرار دارد.

  • وضعیت تردد در هرمز؛ هرچه ایران بخواهد، نه هرچه بازار بخواهد

داده‌های شرکت ردیابی کشتی کیپلر (Kpler) تصویری شفاف از وضعیت کنونی ارائه می‌دهد. در هفته منتهی به ۲۱ آگوست ۲۰۲۶، تنها ۸۹ کشتی از تنگه خارج و ۱۰۳ کشتی وارد آن شده‌اند. این رقم حدود ۹۰ درصد کمتر از سطح معمول پیش از جنگ است. در روزهای اخیر این روند حتی شدیدتر شده است. چنانچه روز یکشنبه تنها چهار کشتی کالایی عبور کردند، روز شنبه ۱۳ کشتی و چند روز پیش‌تر نیز تنها هفت کشتی (چهار ورودی و سه خروجی) ثبت شد. هیچ نفتکش بزرگ (VLCC) یا حامل LNG در میان آن‌ها دیده نمی‌شود.

این آمار نشان می‌دهد که «باز بودن» جغرافیایی تنگه به معنای «عادی بودن» تردد نیست. وقتی بخش اعظم ناوگان تجاری جهان از ورود به منطقه خودداری می‌کند، اثر اقتصادی آن تقریباً معادل انسداد گسترده‌ی تنگه‌ هرمز است. زیرا ایران نیازی ندارد تمام کشتی‌ها را متوقف کند؛ کافی است سطح خطر را در حدی نگه دارد که محاسبه ریسک برای شرکت‌های کشتیرانی به‌صرفه نباشد.

  • اجازه عبور انتخابی از تنگه هرمز؛ نشانه‌ای از مدیریت واقعی ایران

یکی از روشن‌ترین نشانه‌های تسلط عملی ایران بر تنگه هرمز، اعطای مجوز عبور به برخی نفتکش‌های عراقی است. گزارش‌ها تأیید کرده‌اند که ایران پس از درخواست‌های مکرر بغداد، اجازه عبور شماری از نفتکش‌های حامل نفت عراق را صادر کرده است. این اقدام نشان می‌دهد که تردد دیگر یک جریان خودکار تجاری نیست، بلکه به تصمیم سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. ایران می‌تواند به یک محموله اجازه عبور بدهد، مسیر دیگری را پرریسک کند و عملاً جریان تجارت را مدیریت کند.

این وضعیت، هرمز را از یک آبراه بین‌المللی به ابزاری در دست تهران تبدیل کرده است. عبور یا عدم عبور هر کشتی می‌تواند پیام سیاسی داشته باشد و هزینه اقتصادی را به طرف مقابل تحمیل کند.

چنانچه کاهش شدید تردد، پیامدهای ملموسی بر بازار انرژی داشته است. واردات فرآورده‌های سبک و میان‌تقطیر (مانند گازوئیل، جت‌فیول و پطرول) در آسیا در ماه آگوست حدود ۲۱ درصد پایین‌تر از میانگین پیش از بحران بوده است. حاشیه سود پالایشگاه‌ها در سنگاپور و دیگر مراکز آسیایی به سطوح بسیار بالایی رسیده و کمبود فرآورده‌های پالایشی فشار را بر مصرف‌کنندگان و پالایشگاه‌ها افزایش داده است. هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل نیز به‌طور قابل توجهی بالا رفته است.

این عدم تقارن قدرت، ارزش راهبردی هرمز را دوچندان می‌کند. طرف مقابل می‌تواند زیرساخت‌های ایران را هدف قرار دهد، اما ایران می‌تواند بخشی از هزینه این فشار را مستقیماً به بازار جهانی انرژی و اقتصاد کشورهای وابسته منتقل کند. همین ویژگی، تنگه هرمز را به یکی از مؤثرترین اهرم‌های ایران در جنگ اقتصادی تبدیل کرده است.

  • خلاصه ایران با تنگه هرمز معادلات جهان را بازنویسی می‌کند

تنگه هرمز امروز بیش از یک آبراه است؛ تجسم قدرت ایران در صحنه بین‌المللی است. واقعیت میدانی نشان می‌دهد که تهران توانسته سطح ریسک، شرایط عبور و جریان تجارت را به‌طور تعیین‌کننده‌ای تحت تأثیر قرار دهد. سقوط حدود ۹۰ درصدی تردد نسبت به دوران پیش از جنگ، نبود کشتی‌های بزرگ حامل انرژی در بسیاری از روزها و اعطای مجوزهای انتخابی، همگی گواه این تسلط عملی استند.

در نتیجه، قدرت واقعی ایران در هرمز در این نیست که صرفاً اعلام کند «تنگه را بسته‌ام»؛ بلکه در این است که می‌تواند باز و بسته‌شدن عملی جریان تجارت، میزان ریسک عبور و هزینه اقتصادی آن را مدیریت کند. ایران می‌تواند به یک کشتی اجازه عبور بدهد، دیگری را متوقف کند، مسیرها را پرریسک سازد و با کاهش تردد، بازار انرژی جهان را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل، هرمز برای تهران یک اهرم معمولی نیست؛ اهرم فشاری است که هر زمان ایران بخواهد می‌تواند از آن برای تغییر محاسبات اقتصادی و سیاسی رقیب استفاده کند.

تنگه‌ هرمز
تنگه‌ هرمز، در کنترل کامل ایران است!

عایشه ببرک خیل

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12930

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *