Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

تحولات ماه‌های اخیر در منطقه نشان داده است که پایان یک مرحله از درگیری، لزوماً به معنای پایان رقابت و تنش نیست؛ بلکه در بسیاری موارد، میدان تقابل از یک جبهه به جبهه‌ای دیگر انتقال می‌یابد. در چنین شرایطی، جنوب لبنان بار دیگر به یکی از کانون‌های مهم تحولات امنیتی منطقه مبدل شده است؛ منطقه‌ای که منازعه بر سر حضور اسرائیل، وضعیت حزب‌الله و آینده حاکمیت دولت لبنان همچنان در آن ادامه دارد.

در روزهای اخیر، این تنش‌ها در ارتفاعات «علی‌ الطاهر» آشکارتر شده است. حملات اسرائیل به جنوب لبنان که در جریان آن دست‌کم ۱۱ تن کشته شدند، از مرگبارترین موج حملات از زمان آتش‌بس ماه جون توصیف شده است. هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره آمادگی اردوی اسرائیل برای ادامه عملیات در جنوب لبنان منتشر شده و علی‌ الطاهر بار دیگر به یکی از نقاط مهم درگیری مبدل شده است.

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که تفاهم میان لبنان و اسرائیل برای پایان درگیری‌ها و خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان همچنان با اختلاف‌های جدی رو‌به‌رو است. اسرائیل خروج نیروهایش را به خلع سلاح حزب‌الله پیوند زده است، در حالی که لبنان و حزب‌الله بر ضرورت پایان حضور نظامی اسرائیل و بازگشت کامل حاکمیت دولت لبنان تأکید دارند.

از این منظر، علی‌ الطاهر تنها یک ارتفاع در میدان نبرد نیست؛ بلکه نقطه‌ای است که یک درگیری میدانی را با مناقشه‌ای بزرگ‌تر بر سر آینده نظم امنیتی خاورمیانه پیوند می‌دهد.

  • علی‌ الطاهر؛ فراتر از یک ارتفاع

علی‌ الطاهر در شمال رود لیتانی و در نزدیکی نبطیه موقعیت دارد و از ارتفاعات مهم جنوب لبنان به شمار می‌رود. موقعیت مرتفع این منطقه، امکان دیده‌بانی و نظارت بر مسیرهای پیرامونی را فراهم می‌کند و به همین دلیل، از نگاه نظامی اهمیت ویژه دارد.

در منطق جنگ، کنترل یک ارتفاع راهبردی تنها به معنای در اختیار گرفتن چند کیلومتر زمین نیست؛ بلکه می‌تواند امکان نظارت بر تحرکات نیروهای مقابل، کنترل مسیرهای ارتباطی و ایجاد عمق بیشتر برای عملیات نظامی را فراهم کند.

از همین رو، تمرکز اسرائیل بر علی‌ الطاهر را نمی‌توان صرفاً یک عملیات مقطعی دانست. اگر حضور اسرائیل در این منطقه تثبیت شود، این ارتفاع می‌تواند به بخشی از آرایش امنیتی جدید اسرائیل در جنوب لبنان مبدل شود؛ آرایشی که دامنه حضور نظامی این کشور را فراتر از نوار مرزی گسترش میدهد.

  • از علی‌ الطاهر تا شمال لیتانی؛ تغییر در عمق حضور اسرائیل

رود لیتانی در معادلات امنیتی جنوب لبنان جایگاه مهمی دارد و در سال‌های گذشته یکی از نقاط اصلی محور اصلی بحث‌ها درباره ترتیبات این منطقه بوده است. اهمیت رود لیتانی با قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز ارتباط دارد؛ قطعنامه‌ای که بر توقف درگیری‌ها و ایجاد ترتیبات امنیتی در جنوب لبنان و تقویت حضور نیروهای دولت لبنان و یونیفل در این منطقه تأکید دارد. از این منظر، حضور نظامی اسرائیل در شمال لیتانی فقط یک تحول میدانی نیست، بلکه می‌تواند بر ترتیبات امنیتی و حاکمیت لبنان در این منطقه نیز اثر بگذارد.

علی‌الطاهر اما در شمال این رود موقعیت دارد و همین موقعیت، بر اهمیت راهبردی آن می افزاید.

اگر حضور اسرائیل در این ارتفاع تثبیت شود، مسئله دیگر تنها ایجاد یک کمربند امنیتی در نزدیکی مرز نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به معنای تثبیت مواضع مسلط اسرائیل در عمق بیشتری از خاک لبنان و گسترش آرایش نظامی این رژیم در شمال رود لیتانی باشد. اینجا یک تحول مهم رخ می‌دهد: منطقه‌ای که با عنوان اقدام امنیتی و موقت وارد معادله شده، می‌تواند به‌تدریج به یک وضعیت پایدار تبدیل شود.

تجربه منطقه نیز نشان داده است که هرچه یک وضعیت نظامی برای مدت طولانی‌تری ادامه پیدا کند، بازگرداندن شرایط به وضعیت قبلی دشوارتر می‌شود. از همین رو، اهمیت علی‌الطاهر تنها در ارزش نظامی آن خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در نقشی است که می‌تواند در شکل‌گیری آینده امنیتی جنوب لبنان ایفا کند.

  • تفاهمی که در میدان با بن‌بست مواجه شده است

تفاهم میان لبنان و اسرائیل با میانجی‌گری ایالات متحده امریکا برای کاهش تنش و حرکت به سوی پایان درگیری، بر مجموعه‌ای از تعهدات متقابل استوار است؛ از جمله خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی و افزایش نقش اردوی لبنان در تأمین امنیت جنوب، هم‌زمان با پیشرفت روند خلع سلاح حزب‌الله.

اما اختلاف بر سر ترتیب اجرای این تعهدات، روند توافق را با مشکل مواجه ساخته است. اسرائیل بر خلع سلاح حزب‌الله تأکید دارد و خروج خود را به پیشرفت این روند پیوند می‌زند؛ در مقابل، حزب‌الله خروج نیروهای اسرائیلی  از خاک لبنان را پیش‌شرط هرگونه بحث درباره سلاح خود می‌داند.

به این ترتیب، یک چرخه متقابل شکل گرفته است: حضور اسرائیل، استدلال حزب‌الله برای ادامه مقاومت را تقویت می‌کند و ادامه فعالیت حزب‌الله نیز بهانه امنیتی اسرائیل برای ادامه حضور در جنوب را تقویت می‌سازد. تا زمانی که این چرخه شکسته نشود، بازگشت کامل حاکمیت دولت لبنان بر جنوب کشور دشوار خواهد بود.

  • مسئله‌ای فراتر از لبنان

اما اهمیت این تحولات تنها به لبنان محدود نمی‌شود. تداوم حضور نظامی اسرائیل در خاک یک کشور عربی، در کنار تحولات فلسطین، مسئله‌ای گسترده‌تر درباره جایگاه حاکمیت و موازنه قدرت در جهان عرب ایجاد می‌کند. فلسطین در بخش بزرگی از تاریخ معاصر، یکی از محورهای اصلی سیاست و هویت سیاسی جهان عرب بوده است. مسئله فلسطین تنها به مردم فلسطین محدود نمی‌شد؛ بلکه با اشغال سرزمین‌های عربی، آوارگی فلسطینیان و درگیری‌های منطقه‌ای پیوند خورده بود.

اما در دهه‌های اخیر، رویکرد شماری از دولت‌های عربی تغییر کرده است. برخی کشورها مسیر عادی‌سازی روابط با اسرائیل را در پیش گرفته‌اند، برخی نقش میانجی را برگزیده‌اند و برخی دیگر، با وجود مخالفت با سیاست‌های اسرائیل، از رویارویی مستقیم فاصله گرفته‌اند. این تغییر به معنای از میان رفتن حمایت مردم عرب از فلسطین نیست؛ اما نشان‌دهنده کاهش نقش تقابل مستقیم با اسرائیل در سیاست رسمی شماری از دولت‌های عربی است. در نتیجه، فلسطین همچنان در اعلامیه‌ها و موضع‌گیری‌های رسمی حضور دارد، اما دیگر مانند گذشته محور یک سیاست مشترک و تقابلی عربی نیست.

  • عادی‌سازی و کاهش هزینه سیاسی اسرائیل

در سال‌های اخیر، شماری از کشورهای عربی مسیر عادی‌سازی روابط با اسرائیل را در پیش گرفته‌اند؛ این در حالی است که اسرائیل همچنان به اشغال فلسطین ادامه می‌دهد و در سوریه نیز پس از سقوط بشار اسد، حضور نظامی خود را در بخش‌هایی از جنوب این کشور گسترش داده است.

این روند یک تناقض جدی ایجاد می‌کند: اسرائیل هم‌زمان که در سرزمین‌های عربی حضور نظامی دارد، روابط خود را با بخشی از جهان عرب نیز عادی می‌کند. وقتی چنین رفتاری مانع جدی برای روابط سیاسی و اقتصادی اسرائیل ایجاد نمی‌کند، طبیعی است که هزینه منطقه‌ای ادامه این سیاست‌ها کاهش یابد.

اکنون جنوب لبنان نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. اسرائیل پس از درگیری‌های اخیر در بخش‌هایی از جنوب لبنان حضور نظامی دارد و اکنون بر ادامه این حضور تا تحقق شروط امنیتی خود تأکید می‌کند. وقتی حمله و اشغال با هزینه سیاسی جدی روبه‌رو نشود، ادامه و گسترش حضور نظامی برای اسرائیل آسان‌تر خواهد شد و می‌تواند این تصور را تقویت کند که ادامه یا گسترش حضور نظامی در کشورهای منطقه با هزینه قابل‌توجهی روبه‌رو نخواهد شد.

بنابراین، مسئله فقط یک حمله یا یک ارتفاع نیست؛ بحث بر سر این است که آیا لبنان هم به نقطه دیگری برای تثبیت حضور نظامی اسرائیل تبدیل خواهد شد، در حالی که روند عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل همچنان ادامه دارد.

  • حزب‌الله؛ یکی از آخرین بازمانده‌های جریان مقاومت

در شرایطی که شماری از کشورهای عربی به سمت عادی‌سازی روابط با اسرائیل رفته‌اند و تقابل مستقیم با این رژیم در سیاست رسمی بسیاری از دولت‌های عربی کم‌رنگ‌تر شده است، حزب‌الله همچنان مقاومت در برابر اسرائیل را در مرکز هویت سیاسی و نظامی خود قرار داده و بر حفظ توان نظامی و ادامه رویارویی با این رژیم تأکید دارد.

از این منظر، حزب‌الله را می‌توان یکی از آخرین جریان‌های مهم مقاومت مسلحانه در جهان عرب دانست؛ جریانی که در شرایط گسترش روابط کشورهای عربی با اسرائیل، همچنان بر مقابله با این رژیم تأکید می‌کند. بنابراین، تحولات علی‌ الطاهر فقط یک درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله نیست؛ بلکه بخشی از تقابل دو رویکرد متفاوت در جهان عرب است: عادی‌سازی و کاهش تقابل با اسرائیل در برابر مقاومت و مقابله با آن.

  • لبنان؛ آزمون جهان عرب

در نهایت، علی‌ الطاهر فقط یک ارتفاع در جنوب لبنان نیست؛ مسئله، تثبیت حضور نظامی اسرائیل در خاک یک کشور عربی است. تجربه فلسطین و سوریه نشان داده است که حضور نظامی اسرائیل، اگر با واکنش جدی و هزینه سیاسی روبه‌رو نشود، می‌تواند از یک اقدام موقت به واقعیتی پایدار تبدیل شود.

اکنون لبنان در برابر همان روند قرار گرفته است. در حالی که بخشی از کشورهای عربی روابط خود را با اسرائیل عادی کرده‌اند، این رژیم هم‌زمان در فلسطین به اشغال ادامه می‌دهد، در سوریه حضور نظامی خود را گسترش داده و اکنون در جنوب لبنان نیز در پی تثبیت مواضع خود است.

این وضعیت دیگر با صدور اعلامیه‌های محکومیت قابل توضیح نیست. اگر جهان عرب در برابر این روند واکنش مؤثر نشان ندهد، عادی‌سازی روابط عملاً در کنار اشغال و گسترش حضور نظامی اسرائیل پیش خواهد رفت. علی‌ الطاهر از این منظر یک آزمون جدی است؛ نه فقط برای لبنان، بلکه برای جهان عرب: آیا قرار است اشغال سرزمین‌های عربی همچنان یک اقدام پرهزینه و غیرقابل‌قبول باشد، یا آن‌قدر تکرار شود که به بخشی عادی از نظم منطقه تبدیل شود؟

علی‌ الطاهر
علی‌ الطاهر فقط یک ارتفاع در جنوب لبنان نیست؛ مسئله، تثبیت حضور نظامی اسرائیل در خاک یک کشور عربی است.

زهرا هاشمی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12922

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *