Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

بعضی تاریخ‌ها تنها یک روز در تقویم نیستند؛ آغاز رویدادهایی‌اند که سال‌ها بر زندگی و سرنوشت ملت‌ها سایه می‌اندازند. 7 اکتوبر برای افغانستان با آغاز جنگ امریکا در سال ۲۰۰۱ گره خورده است و برای فلسطین، با رویدادی که در سال ۲۰۲۳ بار دیگر توجه جهان را به مسئله فلسطین جلب کرد. فاصله میان این دو تاریخ ۲۲ سال است، اما هر دو در یک نقطه به هم می‌رسند: در این پرسش که آیا یک قدرت بزرگ می‌تواند تنها با تکیه بر نیروی نظامی، سرنوشت ملت‌ها را به میل خود تعیین کند؟

در 7 اکتوبر ۲۰۰۱، امریکا حملات نظامی خود را بر افغانستان آغاز کرد. واشنگتن هدف این حملات را مبارزه با القاعده و طالبان و جلوگیری از استفاده افغانستان به‌عنوان پناهگاه گروه‌های تروریستی اعلام کرد. نیروهای امریکایی و متحدانش با توان نظامی گسترده وارد افغانستان شدند و جنگی آغاز شد که قرار بود به شکست تروریزم و تأمین امنیت و ثبات در این کشور منجر شود.

اما بیست سال بعد، نیروهای امریکایی افغانستان را ترک کردند و طالبان دوباره وارد کابل شدند. در این میان، مردم افغانستان بودند که بهای سنگین این جنگ را پرداختند؛ هزاران خانواده عزیزان خود را از دست دادند، خانه‌های زیادی ویران شد و یک نسل با جنگ و ناامنی بزرگ شد.

تجربه افغانستان نشان داد که قدرت نظامی، هرچقدر هم بزرگ باشد، به‌تنهایی نمی‌تواند سرنوشت یک کشور را تعیین کند. امریکا توانست جنگ را آغاز کند، اما نتوانست پایان آن را به شکلی که می‌خواست رقم بزند. شاید نخستین نشانه‌های افول یک قدرت نیز از همین‌جا دیده شود؛ جایی که نیروی نظامی دیگر برای تحمیل خواست آن قدرت کافی نیست.

  • از افغانستان تا فلسطین

بیست‌ودو سال بعد، 7 اکتوبر بار دیگر به یکی از تاریخ‌های مهم منطقه تبدیل شد؛ این‌بار در فلسطین، سرزمینی که مردم آن دهه‌ها با اشغال، محرومیت، محاصره و خشونت زندگی کرده‌اند و مسئله فلسطین در سال‌های اخیر زیر سایه تحولات سیاسی منطقه تا حد زیادی به حاشیه رفته بود. 7 اکتوبر ۲۰۲۳ با عملیات «طوفان الاقصی» این وضعیت را تغییر داد. این عملیات معادله‌ای را که سال‌ها بر مسئله فلسطین حاکم بود برهم زد و فلسطین را دوباره در مرکز توجه جهان قرار داد.

اما آنچه پس از آن در غزه رخ داد، تنها یک درگیری نظامی نبود. جنگ گسترده‌ای آغاز شد و حملات اسرائیل به غزه، جان شمار زیادی از افراد ملکی را گرفت، مناطق مسکونی گسترده‌ای را ویران کرد و میلیون‌ها فلسطینی را آواره ساخت. تصاویر غزه نیز به سراسر جهان رسید و ابعاد فاجعه انسانی را برای افکار عمومی جهان آشکار کرد.

در روزهای نخست پس از 7 اکتوبر، بیشتر توجه جهان بر حمله حماس و مسئله امنیت اسرائیل متمرکز بود؛ اما با ادامه جنگ، پرسش دیگری دوباره مطرح شد: فلسطین چگونه به اینجا رسید و مردم آن در چند دهه گذشته با چه شرایطی زندگی کرده‌اند؟ از همین‌جاست که اهمیت 7 اکتوبر تنها به خود عملیات محدود نمی‌شود. این تاریخ مسئله‌ای را که سال‌ها زیر سایه تحولات دیگر منطقه قرار گرفته بود، دوباره به مرکز توجه آورد؛ اشغال، محاصره، آوارگی و حقوق مردم فلسطین بار دیگر در برابر چشم جهان قرار گرفت.

  • وقتی روایت دیگر کافی نیست

در این میان، نقش امریکا نیز مهم بود. واشنگتن در جریان جنگ از اسرائیل حمایت سیاسی و نظامی کرد و این حمایت را با حق اسرائیل برای دفاع از خود توجیه کرد. اما هرچه جنگ در غزه ادامه یافت، فاصله میان این موضع و آنچه مردم جهان از وضعیت انسانی غزه می‌دیدند، بیشتر شد.

به این ترتیب، 7 اکتوبر ۲۰۲۳ تنها یک تحول در میدان جنگ نبود؛ بلکه روایت غالب درباره این درگیری نیز بیش از گذشته زیر پرسش رفت. تصاویر و گزارش‌های منتشرشده از غزه باعث شد توجه جهان تنها به رویداد 7 اکتوبر محدود نماند و بار دیگر به سال‌ها اشغال، محاصره و وضعیت مردم فلسطین معطوف شود.

این وضعیت تا حدی تجربه افغانستان را به یاد می‌آورد. امریکا جنگ افغانستان را با شعار مبارزه با تروریزم و تأمین امنیت آغاز کرد، اما بیست سال جنگ در نهایت نشان داد که میان آنچه در آغاز گفته می‌شد و آنچه در پایان اتفاق افتاد، فاصله زیادی وجود داشت. در فلسطین نیز با ادامه جنگ، روایت اولیه دیگر نمی‌توانست همه واقعیت را توضیح دهد و پرسش‌های بزرگ‌تری درباره ریشه‌های این درگیری دوباره مطرح شد.

  • ایران؛ آزمون دیگری برای تصور قدرت مطلق

در سال ۲۰۲۶، رویارویی امریکا و اسرائیل با ایران بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که قدرت نظامی تا کجا می‌تواند خواست یک کشور را بر طرف مقابل تحمیل کند. در این درگیری، تنها شمار حملات و خسارات نظامی مطرح نبود. پرسش اصلی این بود که آیا امریکا و اسرائیل می‌توانند با تکیه بر برتری نظامی خود، در مدت کوتاه ایران را وادار به عقب‌نشینی و تسلیم کنند یا خیر.

امریکا و اسرائیل سال‌ها از برتری نظامی خود در منطقه برای فشار بر رقبای‌شان استفاده کرده‌اند. اما ادامه درگیری با ایران نشان داد که داشتن توان نظامی گسترده، لزوماً به این معنا نیست که یک کشور می‌تواند در مدت کوتاه به نتیجه سیاسی مورد نظر خود برسد. درباره میزان آسیب واردشده به توان هسته‌ای ایران نیز گزارش‌ها و ارزیابی‌های متفاوتی منتشر شد.

در پایان، این درگیری را نمی‌توان تنها با واژه‌های «پیروزی» یا «شکست» توضیح داد. آنچه روشن بود این است که ایران توانست در برابر حملات مقاومت کند و پاسخ نظامی بدهد؛ موضوعی که نشان داد برتری نظامی امریکا و اسرائیل لزوماً به معنای توانایی آنها برای تحمیل خواست خود بر کشورهای منطقه نیست.

  • 7 اکتوبر در سایه یک تغییر بزرگ‌تر

اکنون بار دیگر 7 اکتوبر فرا رسیده است؛ اما جهان امروز با جهان سال ۲۰۰۱ تفاوت زیادی دارد. در آن زمان، امریکا با اعتمادبه‌نفس بالا وارد افغانستان شد و جنگ علیه تروریزم را بخشی از نظم جدید جهانی معرفی کرد. دو دهه بعد، همان جنگ با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان پایان یافت؛ در حالی که طالبان دوباره به کابل برگشته بودند.

در ۲۰۲۳، عملیات 7 اکتوبر و جنگی که پس از آن آغاز شد، اسرائیل را وارد یکی از طولانی‌ترین وپرهزینه‌ترین جنگ‌های سال‌های اخیر کرد و مسئله فلسطین را دوباره به یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه جهان تبدیل کرد. و در ۲۰۲۶، رویارویی مستقیم امریکا و اسرائیل با ایران بار دیگر نشان داد که میان قدرت نظامی و رسیدن به نتیجه سیاسی فاصله زیادی وجود دارد؛ یعنی داشتن توان نظامی گسترده، همیشه به این معنا نیست که یک کشور می‌تواند خواست خود را بر طرف مقابل تحمیل کند.

در عرصه دیپلماسی نیز نشانه‌هایی از افزایش فشار سیاسی بر اسرائیل دیده می‌شود. در جریان سخنرانی بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶، ده‌ها هیأت در اعتراض به سیاست‌های اسرائیل سالن را ترک کردند؛ رویدادی که رویترز آن را نشانه‌ای از افزایش انزوای دیپلماتیک اسرائیل توصیف کرد.

این صحنه نشان داد که جایگاه اسرائیل در افکار عمومی و عرصه بین‌المللی با گذشته تفاوت کرده است. قدرتی که سال‌ها با تکیه بر نفوذ سیاسی، رسانه‌ای و حمایت گسترده امریکا توانسته بود روایت خود را در بخش بزرگی از جهان پیش ببرد، اکنون با مخالفت و انتقاد بیشتری روبه‌رو است. خروج ده‌ها هیأت از تالار مجمع عمومی سازمان ملل هنگام سخنرانی نتانیاهو نیز نشان داد که فاصله میان روایت رسمی اسرائیل و نگاه بخش بزرگی از جامعه جهانی بیشتر شده است.

  • افغانستان؛ درسی که هنوز ادامه دارد

در 7 اکتوبر ۲۰۰۱، امریکا با این تصور وارد افغانستان شد که قدرت نظامی آن می‌تواند در مدت کوتاهی وضعیت یک کشور را تغییر دهد. بیست سال بعد، همان قدرت از افغانستان خارج شد و طالبان دوباره وارد کابل شدند. در این فاصله، چیزی که برای مردم افغانستان باقی ماند، سال‌های طولانی جنگ، ویرانی و رنج بود. این تجربه نشان داد که هیچ قدرتی، هرچقدر هم بزرگ باشد، نمی‌تواند تنها با نیروی نظامی آینده یک ملت را به میل خود تعیین کند.

بیست‌ودو سال بعد، 7 اکتوبر در فلسطین نیز نشان داد که مسئله‌ای که سال‌ها زیر سایه سیاست و قدرت نظامی قرار گرفته بود، می‌تواند دوباره توجه جهان را به خود جلب کند. در ۲۰۲۶ نیز رویارویی امریکا و اسرائیل با ایران بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که آیا قدرت نظامی واقعاً می‌تواند در مدت کوتاه یک کشور بزرگ منطقه را وادار به تسلیم کند؟

شاید به همین دلیل، 7 اکتوبرر را امروز باید فراتر از یک تاریخ دید. از افغانستان تا فلسطین و ایران، هر بار بخشی از تصویری که از قدرت مطلق ساخته شده بود، ترک برداشت. قدرت هنوز می‌تواند جنگ را آغاز کند و ویرانی به بار آورد؛ اما دیگر نمی‌تواند به آسانی نتیجه جنگ و آینده ملت‌ها را به تنهایی تعیین کند. شاید افول یک قدرت دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که دیگر قدرتش برای تحمیل اراده‌اش کافی نیست.

7 اکتوبر
7 اکتوبر، روز شکست تاریخی اسرائیل و هم پیمانانش

زهرا هاشمی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13385

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات