نشست فرمت مسکو؛ میدان رقابت دو روایت
در مناسبات پیچیده منطقهای، اهمیت یک نشست دیپلوماتیک در مواضعی است که کشورها حاضر نیستند از آنها عقبنشینی کنند. هشتمین نشست فرمت مسکو درباره افغانستان، که پنجم اکتوبر ۲۰۲۶ برگزار شد، نمونه روشنی از یک چنین نشستی بود. این نشست قرار بود زمینه تفاهم منطقهای درباره امنیت، مبارزه با تروریسم و همکاری اقتصادی را فراهم سازد، اما در نهایت به صحنه تقابل دو برداشت متفاوت از وضعیت افغانستان تبدیل شد.
در یک سوی این تقابل، پاکستان قرار داشت که تلاش میکرد نگرانیهای امنیتی خود را به محور اصلی گفتوگوها تبدیل کند و افغانستان را بهعنوان منشأ تهدیدهای فرامرزی معرفی نماید. در سوی دیگر، حکومت طالبان میکوشید تصویری متفاوت ارائه کند؛ تصویری از افغانستان به عنوان کشوری که پس از دههها جنگ، به ثبات نسبی دست یافته و اکنون بیش از فشار سیاسی، به همکاری اقتصادی و امنیتی منطقه نیاز دارد.
آنچه این نشست را از بسیاری از نشستهای مشابه متمایز ساخت، موضعگیری آشکار روسیه بود. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در سخنرانی افتتاحیه نه تنها از عملکرد حکومت طالبان در عرصههای مختلف ستایش کرد، بلکه با برجستهساختن دستاوردهای امنیتی و اقتصادی آن، عملا روایت متفاوتی را در برابر روایت انتقادی پاکستان قرار داد.
تلاشهای پاکستان پیش از آغاز هشتمین نشست فرمت مسکو
دیپلوماسی پاکستان در نشست فرمت مسکو، از پیش از آغاز گفتوگوهای رسمی فعال شده بود. محمد صادق، نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان، در آستانه نشست با مقامهای مرتبط با پرونده افغانستان از ایران، ازبکستان و تاجیکستان دیدار کرد. این ملاقاتها در ظاهر بخشی از رایزنیهای معمول منطقهای بودند، اما در فضای تشدید اختلافات کابل و اسلامآباد، اهمیت سیاسی ویژهای پیدا کردند.
پاکستان در سالهای اخیر تلاش کرده است مسئله حضور تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروههای مسلح را به نگرانی مشترک کشورهای منطقه تبدیل کند. هدف چنین سیاستی آن است که موضوع از سطح یک اختلاف دوجانبه فراتر رود و به مسئلهای تبدیل شود که مجموعه کشورهای منطقه درباره آن از کابل مطالبه اقدام کنند. تجربه نشست سال گذشته نیز نشان داده بود که اسلامآباد برای جلب همراهی کشورهای منطقه، به ویژه در موضوع مبارزه با تروریسم، اهمیت زیادی قائل است.
با این حال، شرایط منطقهای در سال جاری متفاوت بود. کشورهای آسیای مرکزی روابط اقتصادی و ترانزیتی خود با افغانستان را گسترش دادهاند. ایران خواهان جلوگیری از گسترش ناامنی در مرزهای شرقی خود است و چین نیز ثبات افغانستان را برای امنیت مرزها و اتصال اقتصادی منطقه ضروری میداند. از این منظر، پاکستان با یک مانع جدی روبهرو بود: نگرانی کشورهای منطقه از تروریسم، الزاما به معنای آمادگی آنان برای همراهی با سیاست فشار حداکثری بر کابل نیست.
تغییر آشکار در ادبیات سیاسی روسیه
برای درک تأثیر روسیه بر نشست، باید به جایگاه آن بهعنوان میزبان و طراح اصلی این سازوکار منطقهای توجه کرد. کشور میزبان معمولا از طریق تنظیم دستور کار، مدیریت گفتوگوها و تعیین اولویتهای سیاسی میتواند بر فضای عمومی نشست تأثیر بگذارد. مسکو نیز با دعوت از نمایندگان منطقه و فراهمساختن زمینه حضور وزیر خارجه طالبان، به کابل امکان داد دیدگاه خود را مستقیما مطرح کند.
در چنین فضایی، سخنرانی لاوروف نقش تعیینکنندهای در جهتدهی سیاسی به آغاز مذاکرات داشت. پاکستان میکوشید افغانستان را عمدتا در چارچوب تهدیدهای امنیتی مطرح سازد؛ اما روسیه با برجستهکردن مبارزه با داعش، کاهش مواد مخدر و پیشرفتهای اقتصادی، نشان داد که ارزیابی آن از وضعیت افغانستان گستردهتر است. این تفاوت، فضای لازم برای شکلگیری یک روایت یکجانبه علیه کابل را محدود ساخت.
وزیر خارجه روسیه سخنرانی خود را با یادآوری پنجمین سال پایان حضور نظامی امریکا و ناتو در افغانستان آغاز کرد و خروج نیروهای غربی را نتیجه مقاومت و ایستادگی افغانها دانست. این سخنان فراتر از یک اشاره تاریخی بود. لاوروف با توصیف پایان حضور نظامی غرب بهعنوان شکست یک ماشین نظامی قدرتمند، در واقع برداشت رسمی مسکو از تحولات افغانستان را به نمایش گذاشت.
اما بخش مهمتر سخنان او، ارزیابی عملکرد حکومت طالبان بود. لاوروف تصریح کرد که حکومت تحت رهبری طالبان توانسته است کنترل قلمرو افغانستان را به دست گیرد و اداره کشور را نسبتا موفقانه پیش ببرد. چنین ارزیابی آشکاری از زبان وزیر خارجه یکی از قدرتهای بزرگ جهانی، دارای وزن سیاسی قابل توجهی است.
روسیه در جولای ۲۰۲۵ نخستین کشوری بود که حکومت طالبان را به رسمیت شناخت. از این رو، ستایش لاوروف را باید ادامه همان رویکرد دانست؛ رویکردی که میخواهد تعامل رسمی با کابل را به عنوان انتخابی واقعبینانه و متناسب با شرایط جدید افغانستان معرفی کند. نکته مهم آن است که لاوروف تنها به حمایت کلی سیاسی بسنده نکرد. او مجموعهای از شاخصهای امنیتی، اقتصادی و اداری را مطرح ساخت تا برای این حمایت، استدلالهای مشخص ارائه کند.
در نتیجه، سخنرانی او عملا دو پیام داشت: نخست اینکه روسیه حکومت طالبان را یک واقعیت سیاسی تثبیتشده میداند؛ دوم اینکه مسکو معتقد است این حکومت در برخی حوزههای مورد توجه کشورهای منطقه، عملکرد قابل دفاعی داشته است. در شرایطی که پاکستان تلاش داشت مسئله تروریسم را در مرکز مذاکرات قرار دهد، لاوروف بخش مهمی از سخنان خود را به مبارزه نیروهای امنیتی افغانستان با داعش و سایر گروههای تروریستی اختصاص داد. او از کشتهشدن صدها جنگجوی داعش و جلوگیری از چندین حمله بزرگ تروریستی سخن گفت؛ حملاتی که به گفته وی، برخی از آنها شهروندان خارجی و نمایندگیهای دیپلوماتیک را هدف قرار میدادند.
اهمیت این موضع تنها در ستایش عملیات ضدتروریستی طالبان نبود. لاوروف فراتر رفت و خواهان تقویت توانایی ضدتروریستی کابل از طریق همکاریهای تخنیکی، تجهیزاتی، کارشناسی و ارتباط میان نهادهای امنیتی شد. این سخنان نشان میدهد که مسکو برخلاف رویکرد مبتنی بر انزوای امنیتی افغانستان، تقویت نهادهای موجود در کابل را بخشی از راهحل میداند.
سخنرانی متقی؛ اتهام سنگین کابل علیه پاکستان
یکی از مهمترین بخشهای نشست زمانی رقم خورد که امیرخان متقی، وزیر خارجه حکومت طالبان، موضوع اختلاف با پاکستان را با لحنی صریح مطرح کرد. متقی گفت حکومت افغانستان خواهان حل اختلافات از مسیر گفتوگو و دیپلوماسی است، اما به باور او، ساختار نظامی پاکستان بهجای تفاهم سیاسی از ابزار فشار و اقدام نظامی استفاده میکند. او حملات هوایی پاکستان به خاک افغانستان را محکوم کرد و مدعی شد که در این حملات غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، آسیب دیدهاند.
اما مهمترین بخش سخنان او، طرح اتهام آغاز یک پروژه جدید برای ناامنسازی افغانستان بود. متقی ادعا کرد که در این پروژه، شماری از نیروهای نظامی حکومت پیشین افغانستان در کنار اعضای داعش مورد استفاده قرار میگیرند و هزاران فرد مسلح در نزدیکی خط دیورند گردآوری شدهاند. او همچنین به تحرکات ادعایی در نورستان، بدخشان و دیگر مناطق اشاره کرد.
تا پیش از این، پاکستان عمدتا تلاش میکرد کابل را در موقعیت پاسخگویی به اتهامات حمایت از گروههای مسلح قرار دهد. سخنان متقی کوششی برای معکوسساختن این وضعیت بود. او عملا این پرسش را در برابر کشورهای منطقه قرار داد که آیا تهدید امنیت افغانستان صرفا از داخل این کشور سرچشمه میگیرد یا سیاستها و اقدامات بازیگران بیرونی نیز در ایجاد ناامنی نقش دارند؟ طرح چنین پرسشی در حضور نمایندگان روسیه، چین، ایران و کشورهای آسیای مرکزی، برای کابل یک فرصت مهم دیپلوماتیک بود.
نبود بیانیه مشترک؛ نشانه قدرت چانهزنی کابل
مهمترین نتیجه سیاسی هشتمین نشست فرمت مسکو، عدم صدور بیانیه مشترک بود. ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان، تأیید کرد که اختلاف میان هیأتهای افغانستان و پاکستان مانع توافق بر متن نهایی شده است. براساس توضیحات منتشرشده، هیأت افغانستان با عبارتهایی مخالفت کرده بود که به باور آن، افغانستان را بیش از اندازه در ارتباط با تروریسم مطرح میساختند.
این مسئله از چند جهت اهمیت دارد. نخست، حکومت طالبان نشان داد که حاضر نیست برای حفظ ظاهر توافق منطقهای، متنی را بپذیرد که آن را برخلاف موضع رسمی خود میداند. دوم، نشست نتوانست روایت امنیتی مورد حمایت پاکستان را به موضع رسمی و مورد توافق تمام اعضا تبدیل کند. سوم، عدم توافق نشان داد که حکومت طالبان در این سازوکار صرفا یک طرف شنونده نیست، بلکه میتواند با مخالفت خود بر نتیجه نهایی تأثیر بگذارد.
این وضعیت برای کابل یک دستاورد دفاعی محسوب میشود: جلوگیری از تصویب سندی که احتمالا میتوانست در آینده بهعنوان ابزار فشار سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. ایستادگی هیأت افغانستان نشان داد که وزن چانهزنی کابل افزایش یافته است. طالبان ثابت کرد دیگر نمیتوان درباره امنیت افغانستان، بدون درنظرگرفتن موضع حکومت مستقر در کابل، به آسانی اجماع منطقهای ایجاد کرد.

شکریه نورزی











