راه آهن افغانستان
همزمان با تکمیل فاز نخست قطعه چهارم خط آهن هرات–خواف و پایان ریلگذاری خط آهن چابهار–زاهدان، دو تحول مهم در شبکه ریلی منطقه رقم خورده است؛ تحولاتی که برای افغانستان میتواند فراتر از یک پروژه زیربنایی باشد و در سالهای آینده، راههای تازهای برای تجارت، صادرات و واردات کشور باز کند.
فاز نخست قطعه چهارم خط آهن هرات–خواف به طول ۴۳ کیلومتر تکمیل و به بهرهبرداری رسیده است. این بخش با هزینه حدود ۵۸ میلیون دالر ساخته شده و با تکمیل فاز دوم، خط آهن به پارک صنعتی هرات خواهد رسید. در سوی دیگر، ریلگذاری خط آهن چابهار–زاهدان نیز به پایان رسیده است؛ پروژهای به طول ۶۳۰ کیلومتر که با خطوط فرعی آن به ۷۳۵ کیلومتر میرسد و ظرفیت انتقال نزدیک به ۸ میلیون تُن کالا در سال برای آن پیشبینی شده است.
اهمیت این دو پروژه زمانی روشنتر میشود که آنها را دو بخش از یک شبکه بزرگتر بدانیم. خط آهن هرات–خواف از سمت غرب افغانستان را به شبکه ریلی ایران وصل میکند و چابهار نیز میتواند در صورت تکمیل اتصالهای لازم، یکی از مسیرهای مهم کشور برای دسترسی به آبهای آزاد باشد. اگر حلقههای بعدی این مسیرها تکمیل شود، افغانستان میتواند در آینده جایگاه مهمتری در ارتباط اقتصادی میان آسیای مرکزی، ایران، هند و بازارهای جهانی پیدا کند.
خواف–هرات؛ دروازه غربی
در طرف دیگر، خط آهن هرات–خواف قرار دارد؛ مسیری که برای هرات و اقتصاد افغانستان اهمیت مستقیم دارد. این خط آهن در مجموع ۲۲۶ کیلومتر طول دارد که ۷۷ کیلومتر آن در خاک ایران و ۱۴۹ کیلومتر آن در داخل افغانستان قرار گرفته است. با تکمیل بخشهای مختلف این پروژه، ارتباط ریلی هرات با شبکه خط آهن ایران گستردهتر میشود.
فاز نخست قطعه چهارم نیز ۴۳ کیلومتر طول دارد و فاز دوم آن ۴۷ کیلومتر است. هدف نهایی این بخش، رساندن خط آهن به پارک صنعتی هرات است؛ موضوعی که میتواند ارتباط میان کارخانهها، تولیدکنندگان و بازارهای داخلی و خارجی را بهتر کند.
وقتی یک مرکز صنعتی به خط آهن وصل باشد، انتقال مواد خام به کارخانه و رساندن محصولات تولیدشده به بازار آسانتر میشود. این مسئله میتواند برای صنایع هرات، بهخصوص در بخشهایی که حجم انتقال کالا زیاد است، یک مزیت مهم باشد. این موضوع میتواند برای تولیدکننده داخلی اهمیت بیشتری داشته باشد؛ زیرا هزینه انتقال بخشی از قیمت نهایی کالا را تشکیل میدهد و کاهش هزینه حمل میتواند توان رقابت محصولات افغانستان را در بازارهای بیرونی افزایش دهد.
یک شبکه؛ دو فرصت
اهمیت این دو پروژه زمانی بیشتر میشود که آنها را جدا از هم نبینیم. البته امروز هنوز خط آهن چابهار تا هرات بهصورت مستقیم و یکپارچه وجود ندارد و نباید چنین تصوری ایجاد شود. اما توسعه خطوط ریلی در ایران و افغانستان، زمینهای را فراهم کرده است که در آینده بتوان این مسیرها را به شکل مؤثرتری به یکدیگر وصل کرد.
اگر شبکه ریلی ایران در آینده از مسیرهای شرقی خود به افغانستان متصل شود و در داخل کشور نیز خط آهن از هرات به سمت مزارشریف و مرزهای شمالی توسعه پیدا کند، میتوان به شکلگیری یک مسیر پیوسته میان آسیای مرکزی و بندر چابهار فکر کرد.
در این شبکه، هرات–خواف میتواند حلقه غربی و خط آهن هرات–مزارشریف ستون ارتباطی داخل کشور باشد؛ مسیرهای متصل به مرزهای شمالی نیز میتوانند راه افغانستان به سوی آسیای مرکزی را شکل دهند و در سوی دیگر، مسیرهای منتهی به چابهار گزینهای برای دسترسی کشور به آبهای آزاد فراهم کنند.
در چنین وضعیتی، کالاهای کشورهای آسیای مرکزی میتوانند در آینده از مسیر افغانستان به سمت بازارهای جنوبی و بندر چابهار حرکت کنند. در جهت دیگر نیز کالاهای واردشده از چابهار میتوانند پس از ورود به افغانستان، به سمت بازارهای شمالی و کشورهای آسیای مرکزی انتقال پیدا کنند. این یعنی افغانستان میتواند از موقعیت جغرافیایی خود استفاده بیشتری ببرد؛ نه فقط بهعنوان بازار مصرف، بلکه بهعنوان بخشی از زنجیره انتقال، نگهداری، توزیع و تجارت کالا.
چابهار؛ یک گزینه بیشتر برای تجارت افغانستان
خط آهن چابهار–زاهدان برای افغانستان از این جهت اهمیت دارد که بندر چابهار را به شبکه ریلی ایران وصل میکند. این بندر در ساحل دریای عمان قرار دارد و میتواند در صورت تکمیل اتصالهای لازم، یکی از مسیرهای مهم افغانستان برای دسترسی به آبهای آزاد باشد.
پایان ریلگذاری این خط آهن، ظرفیت انتقال کالا از چابهار به سمت شبکه ریلی ایران را افزایش میدهد. اگر در سالهای آینده ارتباطهای ریلی لازم میان این شبکه و افغانستان نیز تکمیل شود، بخشی از کالاهای وارداتی کشور میتواند از این مسیر وارد افغانستان شود و کالاهای صادراتی نیز امکان دسترسی به بازارهای بیرونی را پیدا کنند.
این موضوع برای ما اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افغانستان به آبهای آزاد راه مستقیم ندارد و تجارت خارجی کشور به مسیرهای کشورهای همسایه وابسته است. هرچه گزینههای بیشتری برای انتقال کالا داشته باشیم، تاجران افغانستان میتوانند بر اساس هزینه، زمان و شرایط بازار، مسیر مناسبتری را انتخاب کنند. از این نگاه، ارزش چابهار فقط در ایجاد یک مسیر تازه برای انتقال کالا نیست؛ بلکه در افزایش قدرت انتخاب تاجران و کاهش وابستگی تجارت خارجی به یک مسیر مشخص است.
چابهار برای هند نیز اهمیت دارد؛ زیرا میتواند دسترسی این کشور به افغانستان و در مرحله بعد به بازارهای آسیای مرکزی را بدون عبور از خاک پاکستان آسانتر کند. با این حال، برای افغانستان اهمیت اصلی این مسیر در ایجاد یک گزینه بیشتر برای تجارت خارجی و دسترسی به بازارهای بیرونی است.
اگر این مسیر در آینده با شبکه ریلی داخل افغانستان و زیرساختهایی مانند گمرک، پایانههای بار، انبارها و جادههای دسترسی همراه شود، میتواند به کاهش هزینه و زمان انتقال کالا کمک کند و فرصتهای بیشتری برای تجارت افغانستان ایجاد کند.
افغانستان در مسیر آسیای مرکزی
اگر شبکه راه آهن افغانستان به سمت مزارشریف و مرزهای شمالی توسعه پیدا کند، کشور ما میتواند به یکی از مسیرهای انتقال کالا میان آسیای مرکزی و بازارهای جنوبی تبدیل شود. چنین جایگاهی تنها به عبور کالا از خاک افغانستان محدود نمیشود؛ بلکه میتواند فعالیتهای اقتصادی تازهای را در شهرهای مسیر ایجاد کند.
با افزایش رفتوآمد کالا، نیاز به انبارها، پایانههای بار، مراکز توزیع، خدمات گمرکی و شرکتهای حملونقل نیز بیشتر میشود. این فعالیتها میتواند برای شهرهای مسیر، زمینه اشتغال و درآمد تازه ایجاد کند و به رشد بخشهای مختلف اقتصاد کمک کند. بنابراین، توسعه راهآهن برای افغانستان زمانی ارزش اقتصادی بیشتری پیدا میکند که بخشی از یک برنامه گستردهتر برای اتصال شهرها، مراکز صنعتی و مرزهای کشور باشد.
حلقه گمشده راه آهن افغانستان
تکمیل هرات–خواف یک گام مهم است، اما کافی نیست. حلقه بعدی، توسعه خط آهن هرات–مزارشریف و سپس اتصال آن به مرزهای شمالی کشور است. با شکلگیری این مسیر، شبکه ریلی افغانستان میتواند از یک خط ارتباطی در غرب کشور فراتر برود و ارتباط منظمتری با بازارهای آسیای مرکزی پیدا کند.
در کنار توسعه مسیرهای ریلی، افغانستان باید زیرساختهای لازم برای جابهجایی و نگهداری کالا را نیز ایجاد کند. پایانههای بار، انبارهای بزرگ، گمرکات مجهز، مراکز توزیع و جادههای دسترسی باید همزمان با توسعه خطوط آهن مورد توجه قرار گیرند. ریل زمانی به یک فرصت اقتصادی واقعی تبدیل میشود که کالا پس از رسیدن به ایستگاه، امکان انتقال سریع و کمهزینه به مقصد بعدی را نیز داشته باشد.
از سوی دیگر، مسیرهای ریلی باید به مراکز صنعتی و تولیدی کشور نیز وصل شوند. اگر کارخانهها و مراکز تولیدی به شبکه ریلی دسترسی داشته باشند، انتقال مواد خام به واحدهای تولیدی و رساندن محصولات به بازارهای داخلی و خارجی آسانتر میشود. این ارتباط میتواند هزینه حمل را کاهش دهد و زمینه رقابت بهتر تولیدکنندگان افغانستان را در بازارهای بیرونی فراهم کند.
در نتیجه، توسعه راهآهن باید با یک برنامه واحد دنبال شود؛ برنامهای که در آن اتصال شهرهای مهم، مراکز صنعتی، پایانههای بار و مرزهای کشور در کنار یکدیگر دیده شود. چنین رویکردی میتواند زمینه استفاده اقتصادی گستردهتر از شبکه ریلی افغانستان را فراهم کند.
فرصت بزرگ راه آهن افغانستان
برای افغانستان، مسئله فقط ساخت ریل و حرکت قطار نیست؛ مسئله این است که آیا کشور میتواند موقعیت جغرافیایی خود را به یک مزیت اقتصادی تبدیل کند یا خیر. اگر هرات به شبکه داخلی، شمال کشور به آسیای مرکزی و مسیرهای مناسب به آبهای آزاد وصل شوند و در کنار آن گمرک، پایانه، انبار و خدمات تجارتی توسعه پیدا کنند، راهآهن میتواند از یک پروژه زیربنایی به بخشی از اقتصاد افغانستان تبدیل شود. در این صورت، افغانستان فقط محل عبور کالا نخواهد بود؛ بلکه میتواند به بخشی فعال از شبکه تجارت منطقه تبدیل شود.

زهرا هاشمی











