Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

کالبدشکافیِ اخراجِ محصلانِ طب از پاکستان

خبرهای واصله از پاکستان، حکایت از تصمیمی دارد که نه تنها آینده‌ی صدها محصل افغان، بلکه آینده‌ی طبابت و نظام صحتِ افغانستان را نشانه رفته است. دستور «شورای آموزش‌های طبی و ستوماتولوژی پاکستان» (PMDC) مبنی بر اخراج محصلان افغان، تنها یک دستور اداری نیست؛ بلکه تجلیِ عریانِ یک رویکردِ استراتژیک است که در آن، «دانش» و «شفای» انسان‌ها به اهرم‌های فشارِ سیاسی تبدیل شده‌اند.

تحلیل این رخداد، از آن رو ضرورت می‌یابد که ما را از توهمِ «همسایگیِ برادرانه» خارج ساخته و با واقعیتی روبرو می‌کند که سال‌هاست در پسِ پرده‌ی شعارهای دیپلماتیک پنهان مانده بود. این رخداد، دعوتی است به بازخوانیِ تاریخِ روابطِ دو کشور و درکِ این نکته که چگونه می‌توان از ابزارهای انسانی، برای اهدافِ غیرانسانی بهره جست. پرسشی که این مقاله به دنبال پاسخ به آن است، اینست که آیا اخراجِ محصلانِ طب از پاکستان، تنها یک واکنشِ هیجانی به تنش‌های مرزی است، یا پرده‌برداری از چهره‌ی واقعیِ سیاستی است که همواره «افغانستان» را نه به عنوان یک «همسایه»، بلکه به عنوان یک «حیاطِ خلوتِ امنیتی» و «ابزارِ چانه‌زنی» نگریسته است؟

  • پاکستان در قبال افغانستان؛ مرزهای بسته و حمله به صنف‌های درس

پاکستان در دهه‌های اخیر، دایره‌ی وسیعی از ابزارهای فشار را علیه کابل آزموده است؛ از بستنِ گذرگاه‌های مرزی و توقفِ تجارت که شریانِ حیاتیِ اقتصادِ افغانستان است، تا اخراجِ گسترده‌ی مهاجرین که ریشه‌های اجتماعیِ دو ملت را هدف قرار داده بود. حتی استفاده از نظامیانِ سابقِ افغان به عنوان اهرمِ فشار، بخشی از این پازلِ پیچیده‌ی امنیتی بوده است. اما اکنون، اسلام‌آباد با پرونده‌ی «محصلان طب»، وارد فازِ جدید و خطرناکی شده است؛ فازی که در آن، «امید» و «آینده» گروگان گرفته می‌شود.

اقدامِ حکومت پاکستان در ممنوعیتِ ادامه‌ی تحصیل و اخراجِ محصلان افغان، به‌ویژه در رشته‌ی حساس و استراتژیکِ طب، یک مانورِ حساب‌شده‌ی «جنگِ ترکیبی» است. هدفِ نهایی این تصمیم، صرفاً تنبیه‌ی حکومت طالبان نیست، بلکه «تحریکِ افکار عمومیِ پاکستان» و ایجادِ یک شکافِ روانی میانِ دو جامعه است. اسلام‌آباد می‌کوشد با نمایشِ این اقدام، به مخاطبِ داخلیِ خود و جامعه‌ی جهانی پیام دهد که «ما تواناییِ هدف قرار دادنِ آینده‌ی نخبگانِ رقیب را داریم» و همزمان با ایجادِ نارضایتی در میانِ اقشارِ مختلف، فشار را بر کابل برای امتیازدهی در مسائلِ امنیتی افزایش دهد.

این رویکرد، نشان‌دهنده‌ی یک بدفهمیِ استراتژیک و یک کوته‌بینیِ فلسفی در سیاستِ خارجیِ پاکستان است. وقتی شما با «طبیبان آینده» یک ملت دشمنی می‌کنید، در واقع در حالِ تضعیفِ زیرساختِ انسانیِ منطقه‌ای استید که ثباتِ آن، ضامنِ امنیتِ خودِ شماست. تبدیل کردنِ دانشگاه‌ها به میدانِ نبرد و محصلان به گروگان‌های سیاسی، نشان می‌دهد که در دکترینِ امنیتیِ پاکستان، «انسانیت» نه یک ارزش، بلکه یک «متغیر» در معادلاتِ قدرت است.

این اقدام، تلاش برای پروژه‌سازی علیه طالبان از طریقِ ایجادِ نارضایتیِ مدنی است، اما غافل از آنکه رنجِ کشیده شده بر دوشِ محصلانی که بسیاری‌شان با هزاران امید و آرزو برای خدمت به مردمِ رنج‌دیده‌ی افغانستان درس می‌خواندند، چهره‌ی واقعیِ آن «دوستیِ ادعایی» را برای همیشه مخدوش می‌کند و محال است که افغانها چنین ظلمی را فراموش کنند.

  • واکنشها به اخراجِ محصلانِ طب از پاکستان و سکوتِ ریاکارانه ملاله یوسفزی

مهم‌ترین نکته‌ی قابل توجه در این رخداد، آشکار شدنِ یک حقیقتِ تاریخی و انکارناپذیر است: «پاکستان دوست مردم افغانستان نبوده و نخواهد بود». هرگاه منافعِ امنیتیِ اسلام‌آباد با منافعِ حیاتیِ مردمِ افغانستان در تضاد قرار گرفته، کفه‌ی ترازو به نفعِ اولی سنگینی کرده است. اخراجِ محصلانِ طب، به‌ویژه دختران، تناقضی آشکار و ریاکاریِ عظیمی را در رفتارِ پاکستان و حامیانِ غربی‌اش نمایان می‌کند.

پاکستان که همواره با صدایی رسا و با ابزارهای رسانه‌ایِ قدرتمند، حکومت طالبان را به دلیلِ محدودیت‌های تحصیلی برای دختران افغان سرزنش می‌کرد و خود را مدافعِ حقوقِ زنان در منطقه معرفی می‌نمود، اکنون با اخراجِ محصلان، عملاً همان بلایی را بر سرِ آینده‌ی این زنان می‌آورد که منتقدِ آن بود. این اقدام، محرومیتِ مستقیمِ زنانِ افغان از حقِ تحصیل و خدمت است که با برچسبِ «امنیت ملی» توجیه می‌شود.

در این میان، سکوتِ «ملاله یوسفزی»، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل و نمادِ جهانیِ آموزشِ دختران، کرکننده و رسواتر از فریاد است. ملاله که سال‌هاست از تریبون‌های جهانی برای نکوهشِ طالبان استفاده می‌کند و همواره در خدمتِ روایتِ سیاسیِ سیاستمدارانِ پاکستانی و غربی بوده است، اکنون در برابرِ اخراجِ محصلان که قربانیِ سیاست‌های دولتِ متبوعِ او (پاکستان) شده‌اند، سکوت اختیار کرده است.

سکوت یوسفزی، پرده از ماهیتِ «فعالیتِ حقوقِ بشریِ» او برمی‌دارد؛ فعالیتی که گزینشی، سیاسی و در خدمتِ منافعِ دولتِ پاکستان است. ملاله ثابت کرد که وقتی پایِ منافعِ دولتِ پاکستان در میان باشد، حتی «حقِ تحصیلِ دختران» نیز قربانیِ مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی می‌شود. او که صدایِ دخترانِ سوات بود، اکنون صدایِ دخترانِ اخراجیِ کابل و قندهار را نمی‌شنود، زیرا این بار، «آزاردهنده» نه طالبان، بلکه دولتِ پاکستان است.

واکنش‌های جهانی و داخلی نیز نشان از عمقِ این فاجعه‌ی اخلاقی دارد. چنانچه «ذبیح‌الله مجاهد»، سخنگوی حکومت طالبان، به درستی این تصمیم را «غیرانسانی» خواند، چرا که تأثیرِ مستقیم آن بر جانِ مریضانِ افغان در آینده خواهد بود. از طرف دیگر «سازمان عفو بین‌الملل» نیز با استناد به قوانینِ بین‌المللی، یادآور شد که پاکستان مکلف به تضمینِ حقِ آموزش بدونِ تبعیضِ ملیتی است.

افزون بر این، واکنشِ چهره‌های سیاسیِ خودِ پاکستان، نیز قابل توجه است؛ «محسن داور»، نماینده‌ی پیشین پارلمان، این اقدام را «شرم‌آور» خواند و «آصف درانی»، نماینده‌ی ویژه‌ی پیشین پاکستان برای افغانستان، آن را «شوک‌آور» توصیف کرد. این واکنش‌ها نشان می‌دهد که حتی در درونِ ساختارِ سیاسیِ پاکستان نیز، عده‌ای از نخبگان آگاهند که این سیاست، نه تنها اخلاقی نیست، بلکه در درازمدت به ضررِ روابطِ دو ملت تمام خواهد شد. با این حال، چرخ‌دنده‌های ماشینِ امنیتیِ پاکستان، بی‌توجه به این نداها، به مسیرِ تخریبِ پل‌های دوستی ادامه می‌دهند.

  • وظیفه‌ی اخلاقیِ دهلی‌نو و فرصت تاریخی هند در میزبانی از محصلان افغان

اگر پاکستان درهای دانشگاه‌هایش را بر روی آینده‌سازانِ افغانستان می‌بندد، هند به عنوان یک قدرتِ نوظهور با پیوندهای عمیقِ تاریخی و فرهنگی با افغانستان، و به عنوان کشوری که همواره خود را حامیِ توسعه و دموکراسی در منطقه معرفی کرده است، باید نقشی فراتر از یک ناظر ایفا کند. زیرا اخراجِ محصلان افغان، از پاکستان، یک بحرانِ انسانیِ فوری است.

هند باید با درکِ این واقعیت که «محصلان طب، سرمایه‌هایِ انسانیِ کلِ منطقه استند»، زمینه‌ی ادامه‌ی تحصیلِ این محصلان را در دانشگاه‌های معتبرِ خود فراهم سازد. این اقدام برای هند، تنها یک عملِ خیریه نیست، بلکه یک فرصتِ استراتژیک و یک پیامِ روشن به جهان است: آنجا که سیاست‌هایِ تنگ‌نظرانه‌ی امنیتی، مانعِ رشدِ انسان‌ها می‌شوند، تمدن‌هایِ کهن و مسئولیت‌پذیر، آغوشِ خود را برای دانش و پیشرفت می‌گشایند.

هند با پذیرشِ این دانشجویان، می‌تواند نشان دهد که تفاوتِ میانِ «پروپاگاندایِ حمایت از زنان» (مانند رویکردِ ملاله و پاکستان) و «عملِ واقعیِ حمایت از زنان» (مانند میزبانی از محصلانِ اخراجی) در چیست. فراهم کردنِ بورسیه و تسهیلات برای این محصلان، پاسخی است به تاریکیِ تبعیض و سیاست.

در نهایت، این واقعه باید به عنوانِ یک درسِ بزرگِ تاریخی در اذهانِ ملتِ افغانستان ثبت شود. مرزها ممکن است بسته شوند، دانشگاه‌ها ممکن است تخلیه گردند و سیاستمداران ممکن است بازی‌هایِ خود را ادامه دهند، اما حقیقتِ آشکار این است که سرنوشتِ مردمِ افغانستان، در گروِ اراده‌ی داخلی و حمایتِ دوستانِ واقعیِ منطقه‌ای و جهانی است، نه همسایه‌ای که «دوستی» را ابزاری برای «فشار» می‌داند.

اخراجِ محصلانِ طب از پاکستان
اخراجِ محصلانِ طب از پاکستان ثابت کرد که پاکستان دوست مردم افغانستان نبوده و نخواهد بود

عایشه ببرک خیل

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13131

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *