بزرگترین پرونده پاکستان علیه افغانستان
آوردهاند در سرزمینی دور، کشوری بود که حساب بانکیاش از حساب قرضهایش کوچکتر شده بود، خزانهاش نفسنفس میزد، اقتصادش روی تخت شفاخانه افتاده بود و طلبکاران، یکییکی پشت در صف کشیده بودند. اما کشور قصه ما یک مشکل بزرگ داشت و هرگز حاضر نبود بپذیرد مشکل از خودش است. حتی اگر روزی یکی در اسلامآباد عطسه میکرد و دیگری میپرسید: «چرا؟»، احتمالاً وزارت خارجه بیانیه میداد: بررسیهای اولیه نشان میدهد منشأ این عطسه در افغانستان بوده است.
در همین حال گزارشهای رسیده از پاکستان نشان میدهد اوضاع اقتصادی این کشور آنقدر خوب است که فقط یک معجزه لازم دارد. پیدا شدن یک مقصر تازه برای هر چیزی که هنوز به گردن افغانستان نیفتاده است. بررسیهای میدانی نشان میدهد پاکستان در سالهای اخیر با بدهی، فشارهای مالی، مشکلات انرژی، تورم، بحران ارزی و دشواریهای امنیتی روبهرو بوده است. برنامه چند میلیارد دالری صندوق بینالمللی پول هم همچنان بخشی از تلاش اسلامآباد برای سر و سامان دادن به وضعیت اقتصادی است.
اما ظاهراً در اسلامآباد یک روش اقتصادی بسیار مدرن کشف شده که در دانشگاههای اقتصاد جهان هنوز تدریس نمیشود، یعنی «مقصر افغانستان است». طبق این نظریه، هرگاه یک کشور با مشکل مواجه شد، لازم نیست زیاد خودش را خسته کند. کافی است به سمت همسایه ببیند.
دالر بالا رفت؟ افغانستان.
برق قطع شد؟ افغانستان.
آب کم شد؟ افغانستان.
تورم بالا رفت؟ افغانستان.
بازار به هم ریخت؟ افغانستان.
اقتصاد پول کم آورد؟ باز افغانستان.
ناامنی زیاد شد؟ افغانستان.
یکی از کارشناسان اقتصادی در اسلامآباد که نخواست نامش فاش شود، در گفتوگو با اتاق خبر گفت: مشکل اصلی پاکستان نه قرضداری است، نه تورم و نه ساختار اقتصادی. او توضیح داد که مشکل اصلی این است که افغانستان هنوز وجود دارد و همین موضوع کار را برای تحلیلگران پاکستانی بسیار راحت کرده است.
به گفته این کارشناس، اگر افغانستان نبود، دولت پاکستان مجبور میشد درباره بعضی مشکلات داخلی خودش توضیح بدهد، اتفاقی که میتواند برای اقتصاد ملی بسیار خطرناک باشد، چون ممکن است مردم سوالهای بیشتری بپرسند. او پیشنهاد کرد برای جلوگیری از چنین بحرانی، نام افغانستان در تمام گزارشهای اقتصادی پاکستان درج شود، حتی در گزارشهایی که هیچ ارتباطی با افغانستان ندارند.
پاکستان در بخش امنیتی نیز با افزایش حملات و فشارهای جدی روبهرو بوده است. گزارشهای مختلف از افزایش فعالیتهای مسلحانه، بهویژه در خیبرپختونخوا و بلوچستان، خبر میدهند و مقامهای پاکستانی نیز بارها گروههای مسلح را به ارتباط با افغانستان متهم کردهاند.
در این بخش هم ظاهراً فرمول ساده است. اگر حملهای در پاکستان رخ داد، قبل از آنکه کسی بپرسد مهاجم از کجا آمده، شبکهاش چگونه فعالیت کرده، تجهیزاتش را از کجا آورده و چرا دستگاه امنیتی نتوانسته جلوی آن را بگیرد، دوربینها به سمت افغانستان میچرخند.
کارشناس امنیتی ما نیز در این قسمت وارد شد. او گفت: پاکستان برای تأمین امنیت خود تجهیزات، ارتش، پولیس، استخبارات و بودجههای سنگین دارد، اما خوشبختانه یک ابزار بسیار ارزانتر هم در اختیار دارد و آن «افغانستان» است.
کافی است نامش را در یک کنفرانس خبری بیاورید. اگر یک حمله خنثی شد، موفقیت نیروهای امنیتی است. اگر حمله رخ داد، افغانستان. اگر مهاجم دستگیر شد، موفقیت استخبارات است. اگر فرار کرد، افغانستان. اگر مهاجم اصلاً معلوم نبود چه کسی است، احتمالاً افغانستان.
این کارشناس حتی پیشنهاد داده در آینده یک واحد ویژه تشکیل شود که وظیفهاش فقط بررسی نقش افغانستان در حوادثی باشد که هنوز اتفاق نیفتادهاند. این واحد میتواند هر صبح پیشبینی کند که امروز چه مشکلی ممکن است رخ دهد و برایش از شب قبل مقصر تعیین کند.
البته مشکل پاکستان اینجاست که افغانستان ظاهراً یک کشور معمولی نیست. بر اساس تصویری که از اظهارات برخی مقامهای پاکستانی به دست میآید، افغانستان باید همزمان بانک مرکزی مخفی پاکستان، شرکت برق، اداره آب، مرکز کنترل نرخ دالر، وزارت اقتصاد، اتاق فرمان امنیتی و حتی بخشی از اداره هواشناسی پاکستان باشد. چون اگر این همه مشکل از افغانستان میآید، پس افغانستان باید قدرت عجیبی داشته باشد.
یک کشور کمدرآمد و گرفتار بحرانهای خودش، از آن سوی مرز نشسته و همزمان اقتصاد پاکستان را خراب میکند، امنیتش را به هم میزند، برقش را قطع میکند، آبش را کم میکند و بازار ارز را تکان میدهد. در واقع افغانستان باید از امروز عضو گروه هفت باشد. البته نه به عنوان عضو اقتصادی، بلکه به عنوان «عامل همه مشکلات».
حتی شاید صندوق بینالمللی پول هم روزی به جای اسلامآباد، یک نامه به کابل بفرستد و بگوید: لطفاً قرض پاکستان را شما پرداخت کنید، چون ظاهراً طبق گزارشهای داخلی پاکستان، همهاش تقصیر شماست!
احمدی











