ممنوعیت خشخاش
در روزهای اخیر، ولایت بدخشان افغانستان شاهد یکی از جدیترین تنشهای محلی در ماههای گذشته بوده است. اعتراضات در ولسوالی ارگوی این ولایت، پس از آغاز عملیات تخریب کشتزارهای خشخاش از سوی نیروهای طالبان شکل گرفت و به درگیری میان باشندگان محل و نیروهای حکومتی انجامید. بر بنیاد گزارشها، این تنشها از روز جمعه در منطقه «آتنجلو» ولسوالی ارگو آغاز شد و در نتیجه آن دستکم دو تن جان باختند و شماری دیگر زخمی شدند.
هرچند ظاهر ماجرا به مبارزه با مواد مخدر ارتباط دارد، اما بحران بدخشان تنها به موضوع خشخاش محدود نمیشود. آنچه امروز در این ولایت جریان دارد، ترکیبی از فشار اقتصادی، محرومیت جغرافیایی، ضعف فرصتهای معیشتی و نارضایتی اجتماعی است؛ عواملی که اکنون در قالب اعتراضات مردمی خود را نشان دادهاند.
چرا بدخشان به کانون تنش تبدیل شد؟
طالبان پس از بازگشت دوباره به قدرت، ممنوعیت کشت مواد مخدر را به عنوان بخشی از سیاست رسمی خود اعلام کردند و در شماری از ولایتها عملیات تخریب کشتزارهای خشخاش را آغاز نمودند. با این حال، اجرای این سیاست در بدخشان با حساسیتهای بیشتری همراه شده است.
بدخشان از جمله ولایتهایی است که بخش بزرگی از مناطق آن کوهستانی و دور از مسیرهای اصلی تجارت قرار دارد. در برخی ولسوالیها، محدود بودن فرصتهای شغلی، ضعف زیرساختها و دسترسی دشوار به بازارها باعث شده که شماری از کشاورزان همچنان به کشت خشخاش وابسته بمانند؛ محصولی که نسبت به بسیاری از کشتهای دیگر درآمد بالاتری دارد و فروش آن نیز سادهتر است.
در چنین شرایطی، اجرای سیاست ممنوعیت خشخاش در برخی مناطق با نگرانیهای اقتصادی همراه شده است. شماری از باشندگان محل باور دارند که بدون ایجاد بدیل اقتصادی مناسب، عملی شدن این سیاست میتواند فشارهای معیشتی را افزایش دهد. همین مسئله سبب شد که تنشها در ولسوالی ارگو گسترش پیدا کند و اعتراضات وارد مرحله جدیتری شود.
تفاوت بدخشان با ولایتهای جنوبی
یکی از نکات مهم در بررسی بحران بدخشان، تفاوت شرایط این ولایت با برخی مناطق جنوبی افغانستان است. ولایتهایی مانند هلمند و قندهار، با وجود وابستگی گسترده به کشت خشخاش، همچنان از زمینهای وسیعتر، شبکههای تجاری فعالتر و فرصتهای اقتصادی بیشتری برخوردارند.
اما در بدخشان، شرایط متفاوت است. بسیاری از مناطق این ولایت با فقر، کمبود زیرساخت و دشواریهای جغرافیایی روبهرو هستند. همین مسئله باعث شده که اجرای یک سیاست مشابه در تمام ولایتهای افغانستان، نتایج یکسانی نداشته باشد.
شماری از آگاهان باور دارند که اگر حکومت طالبان بخواهد تنها از مسیر فشار امنیتی با کشت مواد مخدر مقابله کند، بدون آنکه برنامه جدی اقتصادی برای مناطق محروم ارائه شود، احتمال گسترش نارضایتیها افزایش خواهد یافت.
مدیریت بحران بدخشان؛ ممنوعیت خشخاش آزمونی مهم برای حکومت طالبان
تحولات اخیر بدخشان در عین حال به یکی از آزمونهای مهم برای حکومت طالبان نیز تبدیل شده است. حکومت سرپرست افغانستان در سالهای اخیر مبارزه با مواد مخدر را به عنوان بخشی از سیاست رسمی خود مطرح کرده و تلاش داشته است تا کشت خشخاش را در مناطق مختلف کشور محدود سازد. با این حال، رویدادهای اخیر نشان میدهد که اجرای این سیاست در ولایتهای مختلف، با شرایط و پیچیدگیهای متفاوتی روبهرو است.
از یکسو، طالبان تلاش دارند ممنوعیت کشت مواد مخدر را عملی سازند و از گسترش اقتصاد مواد مخدر جلوگیری کنند؛ اما از سوی دیگر، در برخی مناطق دورافتاده مانند بدخشان، مشکلات اقتصادی و محدود بودن فرصتهای معیشتی باعث شده که اجرای این سیاست با حساسیتهای اجتماعی همراه شود.
به همین دلیل، بسیاری از آگاهان باور دارند که مدیریت موفق این بحران، نیازمند ترکیبی از اقدامات امنیتی، برنامههای اقتصادی و ایجاد معیشت جایگزین برای مردم محل است. در غیر آن، احتمال دارد تنشها در برخی مناطق ادامه پیدا کند و روند مبارزه با مواد مخدر را نیز با دشواری روبهرو سازد.
آیا بحران بدخشان تنها اقتصادی است؟
هرچند ریشه اصلی اعتراضات را میتوان در مشکلات معیشتی جستجو کرد، اما این بحران ابعاد اجتماعی و سیاسی نیز پیدا کرده است. بدخشان در سالهای اخیر یکی از ولایتهایی بوده که نارضایتیهای محلی در آن بیشتر دیده شده است. ادامه فشارهای اقتصادی و نبود برنامه توسعهای، سبب شده که بخشی از مردم احساس کنند مشکلات آنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
به همین دلیل، برخی ناظران هشدار میدهند که اگر حکومت طالبان نتواند میان مبارزه با مواد مخدر و بهبود وضعیت اقتصادی مردم توازن ایجاد کند، این تنشها ممکن است در آینده گستردهتر شود.
راهحل بحران بدخشان چیست؟
واقعیت این است که مبارزه با مواد مخدر در افغانستان، بدون ایجاد بدیل اقتصادی برای مردم، به آسانی به نتیجه نخواهد رسید. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که از میان بردن کشتزارهای خشخاش، اگر همزمان با برنامههای معیشتی و توسعهای همراه نباشد، معمولاً نمیتواند اقتصاد وابسته به مواد مخدر را به صورت پایدار مهار کند.
در بدخشان، بسیاری از خانوادهها در شرایطی زندگی میکنند که فرصتهای کاری محدود است و امکانات اقتصادی گستردهای در دسترس ندارند. در چنین شرایطی، شماری از آگاهان باور دارند که مدیریت این بحران تنها از مسیر اقدامات امنیتی ممکن نیست، بلکه نیاز به برنامهریزی اقتصادی درازمدت نیز دارد.
ایجاد فرصتهای شغلی، سرمایهگذاری در بخش زراعت، توسعه راههای تجاری و فراهمسازی کشتهای جایگزین، از جمله اقداماتی است که میتواند وابستگی مردم به اقتصاد مواد مخدر را کاهش دهد. در غیر آن، احتمال میرود که مشکلات کنونی همچنان ادامه پیدا کند و بدخشان در آینده نیز با تنشهای مشابه روبهرو شود.
بدخشان امروز تنها با بحران خشخاش روبهرو نیست، بلکه در نقطه تلاقی فقر، اقتصاد مواد مخدر و چالشهای توسعه قرار گرفته است. نحوه مدیریت این بحران، نه تنها بر آینده این ولایت، بلکه بر شیوه مواجهه حکومت طالبان با مسائل اقتصادی و اجتماعی افغانستان نیز تأثیر خواهد گذاشت.

زهرا هاشمی











