پانزدهم می، روز نکبت، تنها یک تاریخ در تقویم سیاسی جهان نیست، بلکه زخمی باز در حافظه ملتهایی است که قربانی اشغال، تجاوز و سیاستهای سلطهگرانه شدهاند. روزی که فلسطین در آتش اشغال سوخت و میلیونها انسان، خانه، سرزمین، هویت و آینده خویش را از دست دادند. «یوم النکبه» آغاز پروژهای بود که نهتنها جغرافیای فلسطین را تغییر داد، بلکه ساختار سیاسی و امنیتی خاورمیانه را نیز برای دههها دستخوش بحران ساخت.
هفتاد و شش سال از آن روز میگذرد، اما هنوز صدای انفجار در غزه خاموش نشده و هنوز کودکان فلسطینی زیر آوار خانههایی جان میدهند که با پول و سلاح امریکا و متحدان غربیاش ویران میشوند. آنچه امروز در فلسطین رخ میدهد، ادامه همان پروژهای است که در ۱۹۴۸ آغاز شد؛ پروژهای مبتنی بر کوچ اجباری، کشتار غیرنظامیان، حذف هویت تاریخی فلسطین و سرکوب هرگونه مقاومت.
اما این تراژدی تنها به فلسطین محدود نماند. جهان اسلام در دهههای اخیر بارها قربانی سیاستهای مداخلهجویانه امریکا و متحدانش شد. افغانستان در هفتم اکتوبر ۲۰۰۱ زیر عنوان مبارزه با تروریسم اشغال گردید. جنگی که قرار بود امنیت بیاورد، به گسترش ناامنی، تولید گروههای افراطی و ویرانی زیرساختهای انسانی و اقتصادی انجامید. در همین مسیر، جمهوری اسلامی ایران نیز همواره هدف فشارها، تحریمها، تهدیدها و تجاوزهای مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفت، زیرا حاضر نشد در برابر پروژه سلطهطلبانه امریکا و رژیم صهیونیستی تسلیم شود.
امروز، از غزه تا کابل و از تهران تا صنعا، یک حقیقت مشترک آشکار شده است؛ ملتهایی که در برابر اشغال و تجاوز ایستادگی کردند، اگرچه هزینههای سنگینی پرداختند، اما توانستند معادلات قدرت را تغییر دهند. امریکا و اسرائیل که زمانی خود را شکستناپذیر میپنداشتند، اکنون با بحران مشروعیت، انزوای جهانی و موج گسترده نفرت ملتها روبهرو شدهاند.
اکنون این پرسش اساسی مطرح میشود که چرا باوجود دههها جنگ، اشغال و جنایت، ملتهای فلسطین، افغانستان و ایران نهتنها تسلیم نشدند، بلکه به نماد مقاومت در برابر نظام سلطه تبدیل گردیدند؟ این مقاله در پی آن است تا با بررسی واقعیتهای تاریخی و سیاسی، پاسخی روشن برای این پرسش ارائه کند.
هفتاد و شش سال نکبت
یوم النکبه یا روز نکبت، یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر جهان اسلام به شمار میرود. در ۱۵ می ۱۹۴۸، رژیم صهیونیستی با حمایت قدرتهای غربی اعلام موجودیت کرد و بلافاصله موج گستردهای از اشغال، کشتار و کوچ اجباری مردم فلسطین آغاز شد. در جریان این فاجعه، بیش از هفتصد هزار فلسطینی از خانههای خود رانده شدند، صدها روستا به آتش کشیده شد و هزاران انسان بیگناه قتلعام گردیدند. از همان زمان تا امروز، سیاست رژیم صهیونیستی بر پایه اشغال سرزمین، ترور، تبعیض نژادی و حذف تدریجی ملت فلسطین استوار بوده است.
در طول هفتاد و شش سال گذشته، فلسطین شاهد دهها جنگ و هزاران عملیات نظامی بوده است. از قتلعام دیر یاسین گرفته تا محاصره غزه، از تخریب خانهها در کرانه باختری تا بمباران شفاخانهها و مکاتب در غزه، همه نشان میدهد که رژیم صهیونیستی نه یک دولت عادی، بلکه یک ماشین جنگی مبتنی بر خشونت سازمانیافته است. گزارشهای متعدد نهادهای حقوق بشری بینالمللی بارها این رژیم را به ارتکاب جنایات جنگی و نقض آشکار حقوق بشر متهم و محکوم کردهاند. اما آمریکا و دولتهای غربی با استندردهای دوگانه از اسرائیل حمایت کرده و نگذاشته اند که سران این رژیم پلید محاکمه گردد.
چنانچه امروز دیگر کسی در جهان تردید ندارند که نتانیاهو و بسیاری از مقامهای رژیم صهیونیستی باید بهعنوان جنایتکاران جنگی محاکمه شوند. اگر محاکم بینالمللی واقعاً مستقل و عدالتمحور عمل کنند، دوسیه جنایتهای رژیم اسرائیل بهتنهایی برای چندین محکمه تاریخی کافی خواهد بود. حمله به شفاخانهها، هدف قراردادن خبرنگاران، کشتار امدادگران، محاصره غذایی و استفاده گسترده از سلاحهای ممنوعه، نمونههایی آشکار از جنایاتی است که جهان هر روز به چشم میبیند.
بخش بزرگی از این جنایتها با حمایت مستقیم امریکا انجام میشود. میلیاردها دالر کمک تسلیحاتی و حمایت سیاسی واشنگتن، رژیم صهیونیستی را به یکی از خطرناکترین بازیگران نظامی منطقه تبدیل کرده است. همانگونه که امریکا در افغانستان به نام مبارزه با تروریسم جنگی طولانی و ویرانگر را تحمیل کرد، امروز نیز در کنار اسرائیل ایستاده و از کشتار مردم فلسطین حمایت میکند. جنایتهایی که در غزه، فلسطین، افغانستان و حتی در حملات تجاوزکارانه علیه ایران و مکاتبی چون میناب رخ داده، نشان میدهد که قربانی اصلی این سیاستها، زنان و کودکان بیدفاع استند.
رژیم صهیونیستی بارها ثابت کرده که قدرت واقعیاش نه در میدان نبرد با نظامیان، بلکه در بمباران خانههای غیرنظامیان و کشتار کودکان است. دهها هزار کودک فلسطینی در سالهای اخیر قربانی حملات هوایی اسرائیل شدند. تصاویر کودکان آغشته به خون در غزه، وجدان بشریت را تکان داد، اما حامیان غربی این رژیم همچنان از ارسال سلاح و مهمات دست نکشیدند. این در حالی است که گروههای مقاومت فلسطین عمدتاً مراکز نظامی، پایگاهها و نیروهای نظامی رژیم را هدف قرار میدهند و توانستهاند معادلات امنیتی اسرائیل را به چالش بکشند.
از سوی دیگر، تجربه افغانستان نیز نشان داد که اشغال، هرچقدر طولانی شود، سرانجام شکست خواهد خورد. امریکا با حضور نظامی گسترده و همراهی بیش از پنجاه کشور وارد افغانستان شد، اما پس از بیست سال جنگ، ناچار به فرار خفت بار گردید. در حالی که نهتنها تروریسم از بین نرفت، بلکه گروههایی چون داعش خراسان در همان دوران ظهور کردند و ناامنی گسترش یافت. این واقعیت برای فلسطینیها نیز الهامبخش گردیده است و امید را در دل آنان زنده نموده که هیچ قدرت اشغالگری ابدی نیست.
سکوت شرمآور جهان عرب و افتخار ایستادگی محور مقاومت
یکی از تلخترین واقعیتهای بحران فلسطین، سکوت و بیعملی بسیاری از دولتهای عربی در برابر جنایتهای رژیم صهیونیستی است. در حالی که مردم غزه زیر بمباران جان میدهند و کودکان فلسطینی از گرسنگی و محاصره رنج میبرند، برخی حکومتهای عربی نهتنها اقدامی مؤثر انجام ندادهاند، بلکه روابط سیاسی و اقتصادی خود با اسرائیل را نیز گسترش دادهاند.
در سالهای اخیر، کشورهایی مانند امارات متحده عربی با عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، عملاً در کنار رژیمی قرار گرفتند که قاتل و محکوم به کشتار هزاران غیرنظامی است. این همسفره شدن با قاتلان کودکان غزه، خشم ملتهای مسلمان را برانگیخته و شکاف میان ملتها و برخی حکومتهای عربی را عمیقتر ساخته است. بسیاری از مردم جهان عرب، سکوت رهبران خود را نوعی خیانت به آرمان فلسطین میدانند.
در مقابل، کشورها و جریانهایی نیز بودند که آشکارا در کنار فلسطین ایستادند. چنانچه ایران با وجود فشارها و تحریمهای گسترده، حمایت سیاسی و معنوی خود از مقاومت فلسطین را ادامه داده است و از آن طرف یمن نیز با وجود جنگ و محاصره، مواضع تندی علیه اسرائیل اتخاذ کرده و حمایت خود را از مردم غزه اعلام نموده و همچنان لبنان و نیروهای مقاومت منطقه نیز نشان دادند که فلسطین هنوز مسئله نخست جهان اسلام است. در افغانستان نیز با وجود مشکلات گسترده داخلی، مردم بارها حمایت خود را از ملت فلسطین ابراز کردند و جنایتهای اسرائیل را محکوم نمودند.
ایران، افغانستان و فلسطین؛ سنگر و سرنوشت مشترک
تحولات سالهای اخیر نشان داده که سرنوشت ملتهای مستقل و مخالف سلطه، بهگونهای عمیق به یکدیگر پیوند خورده است. فلسطین، افغانستان و ایران، هرکدام در دورهای متفاوت قربانی جنگ، تحریم، اشغال یا تجاوز شدند، اما در عین حال به نماد مقاومت و ایستادگی نیز تبدیل گردیدند. امروز این ملتها بیش از هر زمان دیگری در یک صف مشترک قرار دارند؛ صف مقابله با سلطهطلبی و دفاع از استقلال و عزت ملتها.
افغانستان تجربهای تلخ اما آموزنده را پشت سر گذاشت. امریکا با شعار مبارزه با تروریسم وارد این کشور شد، اما نتیجه دو دهه حضور نظامی، ویرانی زیرساختها، گسترش ناامنی، فساد و رشد گروههای افراطی بود. سرانجام واشنگتن مجبور شد افغانستان را ترک کند و این مسئله نشان داد که قدرتهای بزرگ نیز در برابر اراده ملتها شکست میخورند. همین تجربه امروز برای مردم فلسطین الهامبخش است.
این در حالی است که ایران به عنوان ستون اصلی و ثابت محور مقاومت، در جنگ اخیر موفق گردید که شاخ ابر قدرت دنیا را بشکند و فشارهای اقتصادی، تحریمها، تهدیدهای نظامی و حملات مستقیم، نتوانست این کشور را وادار به عقبنشینی کند. برعکس، ایران توانست تواناییهای نظامی و موشکی خود را گسترش دهد و به بازیگری تأثیرگذار در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل شود. ایستادگی ایران در برابر امریکا و اسرائیل، تنها دفاع از یک کشور نیست، بلکه دفاع از استقلال ملتهایی است که نمیخواهند زیر سلطه قدرتهای خارجی زندگی کنند.
امروز بسیاری از ملتهای جهان، قدرت ایران را قدرت همه امت اسلامی و آزادگان جهان میدانند. کشوری که توانست در برابر فشارهای گسترده دوام بیاورد، اکنون به نماد مقاومت سیاسی و نظامی تبدیل شده است. امریکا و اسرائیل که روزی خود را قدرتهای بلامنازع منطقه تصور میکردند، اکنون با بحرانهای عمیق امنیتی، اقتصادی و سیاسی روبهرو شدهاند. جنگ غزه نشان داد که حتی پیشرفتهترین سامانههای نظامی اسرائیل نیز در برابر اراده مقاومت آسیبپذیر است.
آینده منطقه بدون تردید با گذشته متفاوت خواهد بود. نسل جدید جهان اسلام دیگر حاضر نیست اشغال و تحقیر را بهعنوان یک واقعیت دائمی بپذیرد. همانگونه که افغانستان از اشغال خارجی عبور کرد و همانگونه که ایران در برابر فشارها ایستاد، فلسطین نیز روزی آزاد خواهد شد. امروز ملتهای آزاده جهان درک کردهاند که مسئله فلسطین تنها مسئله یک ملت نیست، بلکه مسئله عدالت، آزادی و کرامت انسانی است. رژیم صهیونیستی و حامیانش شاید با سلاح و رسانه بتوانند جنگ را ادامه دهند، اما نمیتوانند حقیقت را برای همیشه پنهان کنند. حقیقت این است که ملتهای مقاوم هرگز شکست نخواهند خورد و آینده از آن ملتهایی خواهد بود که برای آزادی و عزت خویش ایستادگی میکنند.
عایشه ببرک خیل












