فعال مدنی افغانستان در اسرائیل
در روزهایی که بحران انسانی در غزه به اوج خود رسیده و تصاویر دردناک از حملات نظامی اسرائیل وجدان جهانی را به لرزه درآورده است، حضور ظریفه غفاری، فعال مدنی افغانستان، در نشستی در اسرائیل، واکنشهای گستردهای در میان شهروندان افغانستان برانگیخت. این حضور در حالی رخ داد که بسیاری از نهادهای بینالمللی بارها نسبت به نقض حقوق غیرنظامیان و وضعیت بحرانی در غزه هشدار دادهاند.
ظریفه غفاری در صفحه رسمی خود در لینکدین اعلام کرده است که در نشست زنان و رهبری جهانی شرکت کرده و درباره وضعیت زنان، بهویژه زنان افغانستان، سخن گفته است. اما این اقدام پرسشهایی جدی درباره عدالت و حقوق زنان مطرح کرده است: آیا میتوان در کشوری که به نقض حقوق بشر متهم است، از حقوق زنان سخن گفت و همزمان نسبت به رنج زنان و کودکان در غزه سکوت کرد؟ آیا عدالت، جغرافیایی است یا اخلاقی؟
برای مردم افغانستان، که خود سالها قربانی جنگ و خشونت بودهاند، همدلی با زنان و کودکان غزه امری طبیعی و از دل تجربه مشترک میآید. آنها رنج فلسطینیان را ادامه همان رنجی میدانند که نسلها در افغانستان تجربه کردهاند.
واقعیت میدانی در غزه
بر اساس گزارشهای رسمی سازمان ملل متحد و عفو بینالملل، وضعیت انسانی در غزه بحرانی است. حملات نظامی اسرائیل هزاران غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان را کشته یا زخمی کرده است. محاصره غزه، قطع برق و آب، و محرومیت از خدمات درمانی، بهعنوان «مجازات جمعی» و نقض صریح حقوق بینالملل بشردوستانه ثبت شده است.
دیدبان حقوق بشر نیز با ارائه گزارشهای میدانی، استفاده گسترده از نیروی نامتناسب و هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی را مستند کرده است. این اسناد رسمی، وضعیت واقعی غزه را نشان میدهد و فراتر از تحلیل سیاسی صرف هستند.
نگاه افغانها؛ همدردی از دل تجربه
مردم افغانستان که سالها زیر سایه جنگ و ناامنی زندگی کردهاند، به بحران غزه از زاویهای انسانی و همدلانه مینگرند، نه صرفاً سیاسی. بسیاری از افغانها رنج زنان و کودکان فلسطینی را با تجربه تلخ خود در طول دههها جنگ و خشونت در افغانستان مرتبط میدانند. گزارشهای داخلی نشان میدهد که مهاجران افغانستانی مقیم ایران و شهروندان افغانستانی در تجمعات مختلف، حمایت خود را از مردم مظلوم غزه اعلام کرده و جنایات اسرائیل را محکوم کردهاند.
در این شرایط، حضور یک فعال مدنی افغانستان در نشستهای اسرائیل پرسشهای اخلاقی جدی ایجاد میکند: آیا میتوان درباره حقوق زنان سخن گفت و همزمان سکوت اختیار کرد در برابر رنج مردمی که زیر بمباران و محاصره زندگی میکنند؟ تحلیلگران ایرانی تأکید میکنند که همدردی با مردم فلسطین در میان افغانها نه تنها احساسی، بلکه ریشهدار در تجربه مشترک تاریخی، اعتقادات دینی و حس عدالتخواهی است.
عدالت گزینشی، بیمعنا است و سکوت نسبت به رنج دیگران، مشروعیتبخشی ناخواسته به ناقضان حقوق بشر محسوب میشود؛ تجربه افغانها نشان میدهد که همدلی و همبستگی انسانی فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی است.
چالش اخلاقی در فعالیت مدنی
فعالیت مدنی تنها زمانی معتبر است که بر اصول اخلاقی جهانشمول استوار باشد. حضور در نشستهایی که در کشوری برگزار میشود که متهم به نقض گسترده حقوق بشر است، میتواند ناخواسته به مشروعیتبخشی آن نظام کمک کند.
برای افکار عمومی افغانستان، دفاع از حقوق زنان ضروری است، اما نباید به قیمت نادیده گرفتن رنج دیگر زنان و کودکان تمام شود. عدالت، اگر گزینشی شود، دیگر عدالت نیست.
نتیجه گیری
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند صدایی مستقل، انسانی و صادق هستیم؛ صدایی که فارغ از مرزها، قدرتها و مصلحتها، در کنار قربانیان بایستد. زنان افغانستان شایسته حمایتاند، همانگونه که زنان غزه شایسته شنیدهشدناند. تفکیک این دو نه تنها به عدالت کمکی نمیکند، بلکه اعتماد عمومی به حقوق بشر را نیز تضعیف میکند.
در جهانی که حقیقت اغلب قربانی سیاست میشود، بزرگترین مسئولیت فعالان مدنی این است که اجازه ندهند صدای انسانیت، در هیاهوی منافع و سیاست گم شود.

زهرا هاشمی











