حمله به رستورانت چینیها در کابل
در عصر روز دوشنبه، 30 جدی 1404، پایتخت افغانستان، شاهد یک انفجار بمب در یک رستورانت در منطقه شهر نو بود. این حمله تروریستی که یک شهروند چینی و شش شهروند افغانستان را به کشته رساند و 13 نفر دیگر را زخمی کرد، نه تنها یک ضربه امنیتی، بلکه یک ضربه سیاسی و اقتصادی به افغانستان و منطقه بود. گروه تروریستی داعش مسئولیت این حمله را پذیرفته است، که نشاندهنده حضور فعال این گروه در مناطق تحت کنترل طالبان است.
این حادثه در یک زمان مهم رخ داده است که افغانستان در حال سعی برای بازگشت به یک حالت نسبی امنیت و پایداری است. پس از ورود طالبان به قدرت در سال 1400، شهر کابل بهنوعی از حملات گذشته دور بود و مردم به تدریج به زندگی عادی بازگشته بودند. با این حال، این انفجار نشان میدهد که تهدید تروریسم هنوز حضور دارد و میتواند در هر لحظه بازگردد.
حمله به یک مرکز چینی در کابل نیز یک پیام قوی است. چین یکی از مهمترین شرکای اقتصادی افغانستان است و حمله به یکی از رستورانتهای مورد استفاده آنها میتواند اعتماد چین به امنیت در افغانستان را تضعیف کند. این حادثه نه تنها به امنیت افغانستان، بلکه به روابط بینالمللی آن نیز ضربه میزند و میتواند منجر به تغییرات جدی در سیاستهای منطقهای شود.
در این مقاله، هدف اصلی تحلیل این حادثه از منظر مسائل منطقهای است. افغانستان یک کشور مرکزی در جنوب آسیا است که روابط پیچیدهای با کشورهای اطراف خود دارد. این حمله نه تنها یک رویداد داخلی، بلکه یک رویدادی است که میتواند تأثیرات گستردهای در منطقه داشته باشد. این مقاله به بررسی نقش کشورهای منطقه، از جمله ایران، چین و روسیه، در مهار تروریسم و حفظ امنیت در افغانستان میپردازد.
همچنین، این مقاله به بررسی فعالیت گروه داعش در افغانستان، تلاشهای پاکستان برای بر هم زدن روابط میان چین و افغانستان، و نقش طالبان در مقابله با گروههای تروریستی میپردازد. با توجه به اهمیت این حادثه، این مقاله به دنبال ارائه یک تحلیل جامع و مبتنی بر منابع معتبر است تا بهتر بتواند تصویری روشن از وضعیت امنیتی و سیاسی افغانستان ارائه دهد.
حمله به رستورانت چینیها در کابل چه پیامی در پی دارد؟
پس از ورود طالبان به قدرت در اگست 2021، شهر کابل بهنوعی امنتر شده بود. بسیاری از مناطق مرکزی این شهر از حملات گذشته دور بودند و مردم به تدریج به زندگی عادی بازگشته بودند. با این حال، این انفجار نشان میدهد که خطر تروریسم هنوز حضور دارد و ممکن است در هر لحظه بازگردد. حمله به یک مرکز چینی نیز یک پیام قوی است؛ این حمله نه تنها به امنیت افغانستان، بلکه به روابط بینالمللی آن نیز ضربه میزند. چین یکی از مهمترین شرکای اقتصادی افغانستان است و حمله به یکی از رستورانتهای مورد استفاده آنها میتواند اعتماد چین به امنیت در افغانستان را تضعیف کند.
حمله به رستورانت چینیها در کابل همچنین نشان میدهد که تروریستها هنوز از حملات به اهداف خارجی اجتناب نمیکنند. با وجود اینکه بسیاری از این اهداف در حال کاهش فعالیت در کابل هستند، هر حملهای میتواند اثرات گستردهای در سیاست و اقتصاد افغانستان داشته باشد. این انفجار نه تنها یک حمله امنیتی، بلکه یک حمله سیاسی نیز بود.
چرا داعش در افغانستان فعال است و طالبان چه نقشی دارند؟
گروه تروریستی داعش مسئولیت حمله به رستورانت شهر نو کابل را پذیرفته است. این ادعا بهخوبی نشان میدهد که داعش هنوز حضور فعالی در افغانستان دارد و توانایی انجام حملات بزرگ را دارد. با این حال، طالبان، که اکنون حکومت افغانستان را در دست دارند، هرگونه فعالیت داعش را رد میکنند و ادعا میکنند که این گروه در مناطق تحت کنترل خودشان فعالیت نمیکند.
این تردید بین طالبان و واقعیتهای رو به رشد فعالیت داعش، یکی از چالشهای امنیتی اصلی افغانستان است. طالبان بهخوبی میدانند که داعش یک تهدید جدی است، اما بهدلیل نیاز به حفظ امنیت سیاسی خود، گاه این گروه را نادیده میگیرند. این سکوت یا انکار میتواند منجر به گسترش فعالیتهای داعش در مناطق مختلف افغانستان شود.
در سالهای اخیر، داعش در مناطق مختلف افغانستان، از جمله ننگرهار، هلمند و کندهار، فعالیت کرده است. این گروه با حملاتی به اهداف غربی و اسلامی، سعی در ایجاد بیثباتی در کشور دارد. طالبان نیز بهخوبی میدانند که داعش یک تهدید جدی است، اما بهدلیل عدم داشتن منابع کافی برای مقابله با این گروه، نمیتوانند بهخوبی آنها را مهار کنند.
این حمله نشان میدهد که داعش در حال جذب جوانان ناراضی و ایجاد شبکههای تروریستی در مناطق مختلف افغانستان است. طالبان نیز بهدلیل عدم داشتن منابع کافی برای مقابله با این گروه، نمیتوانند بهخوبی آنها را مهار کنند. این وضعیت میتواند منجر به بیثباتی بیشتر در کشور شود.
در عین حال، طالبان بهخوبی میدانند که این حملات میتواند به سیاست خارجی آنها نیز ضربه بزند. بهویژه اگر این حملات به اهداف غربی یا کشورهای دوست افغانستان مانند چین و ایران مربوط شود، میتواند منجر به اقدامات سیاسی و امنیتی جدی در منطقه شود. با این حال، طالبان بهجای مقابله با داعش، گاه سیاستهای سکوت را انتخاب میکنند.
در نهایت، فعالیت داعش در افغانستان نشان میدهد که حکومت طالبان هنوز قادر به کنترل کامل امنیت در کشور نیست. این گروه تروریستی بهخوبی میتواند از فضای سیاسی و امنیتی ناپایدار بهره ببرد و فعالیتهای خود را گسترش دهد. این وضعیت میتواند منجر به تشدید تنشها در منطقه و جهان شود.
پاکستان و سیاست تضعیف طالبان در منطقه: چه هدفی وجود دارد؟
حمله به یک مرکز چینی در کابل میتواند به عنوان یک پیام به چین باشد. این حمله ممکن است توسط گروههایی انجام شده باشد که تحت حمایت پاکستان قرار دارند. با این حال، چین بهخوبی میداند که پاکستان نمیخواهد روابط خود با طالبان را بهبود دهد، زیرا این گروه بهخوبی میداند که چین به دنبال توسعه پروژههای بزرگ اقتصادی در افغانستان است و این میتواند به منافع پاکستان آسیب بزند.
پاکستان سعی میکند با ایجاد بیثباتی در افغانستان، چین را از این کشور دور کند. این کشور میخواهد چین را متقاعد کند که سرمایهگذاری در افغانستان خطرناک است. با این حال، چین بهخوبی میداند که افغانستان یک بازار مهم برای منابع طبیعی و اقتصادی است و نمیخواهد این فرصت را از دست بدهد.
این تلاشها میتواند منجر به تشدید تنشها در منطقه شود. پاکستان میخواهد چین را از افغانستان دور کند، اما چین بهخوبی میداند که این کشور نمیتواند بهتنهایی این هدف را دنبال کند. با این حال، هر حملهای در افغانستان میتواند به عنوان یک ابزار برای ایجاد ترس در چین استفاده شود.
نقش کشورهای منطقه در مهار تروریسم: ایران، چین و روسیه چه میکنند؟
تروریسم در افغانستان یک تهدید منطقهای است که تأثیراتش فراتر از مرزهای این کشور میرود. ایران، چین و روسیه بهخوبی میدانند که گسترش گروههای تروریستی مانند داعش میتواند منجر به بیثباتی در منطقه و افزایش خطرات امنیتی برای خودشان شود. این سه کشور بهعنوان قدرتهای مهم منطقهای، سعی میکنند با طالبان همکاری کنند، اما چالشهای سیاسی و امنیتی هنوز این همکاریها را محدود میکند.
ایران میداند که افغانستان مرز طولانی با آن دارد و هرگونه فعالیت تروریستی در این کشور میتواند به ایران نفوذ کند. به همین دلیل، ایران اقداماتی را انجام داده است تا امنیت در مرزهای خود را تضمین کند. این کشور با طالبان در چندین بحث امنیتی همکاری میکند.
چین بهعنوان یکی از مهمترین شرکای اقتصادی افغانستان، نیز نگران گسترش تروریسم در این کشور است. چین میداند که حملات تروریستی میتواند به مناطق مرزی خودش نیز گسترش یابد، بهویژه در مناطق استانهای چینی نزدیک به مرز با پاکستان. به همین دلیل، چین سعی میکند با طالبان همکاری کند و بهخوبی امنیت در مناطق مرزی را مهار کند. علاوه بر این، چین سرمایهگذاریهای اقتصادی خود را در افغانستان ادامه میدهد و سعی میکند با جذب جوانان به پروژههای اقتصادی، فقر را کاهش دهد و یکی از عوامل اصلی گسترش تروریسم را مهار کند.
روسیه نیز پی میبرد که تروریسم در افغانستان میتواند به مناطق مرزی خودش نفوذ کند و تهدیدی برای امنیت داخلی باشد. این کشور در سالهای گذشته با حضور نظامی در منطقه، سعی کرده است تا تأثیرات تروریسم را مهار کند. اما پس از خروج نیروهای آمریکایی، روسیه نیز بهخوبی نمیتواند بهتنهایی این تهدید را کنترل کند. به همین دلیل، روسیه سعی میکند با طالبان همکاری کند و در عین حال، از حضور گروههای مخالف در مناطق مرزی افغانستان نیز ناراحت است.
در نهایت، هر سه کشور ایران، چین و روسیه میدانند که تروریسم در افغانستان یک تهدید منطقهای است و نیاز به همکاری بینالمللی دارد. با این حال، هیچکدام از این کشورها نمیتوانند بهتنهایی این تهدید را مهار کنند. همکاری بینالمللی، همافزاری بین کشورهای منطقه و توانمندسازی طالبان در مقابله با گروههای تروریستی ضروری است. بدون همکاری جدی، افغانستان همچنان یک منبع تهدید برای منطقه خواهد بود.

جمع بندی
انفجار رستورانت شهر نو کابل یک رویداد مهم در افغانستان بود که نشان میدهد تروریسم هنوز حضور دارد و میتواند در هر لحظه بازگردد. این حمله نه تنها به امنیت افغانستان، بلکه به روابط بینالمللی آن نیز ضربه زد. حمله به یک مرکز چینی نشان میدهد که تروریستها هنوز از حملات به اهداف خارجی اجتناب نمیکنند.
فعالیت داعش در افغانستان نیز نشان میدهد که این گروه در حال جذب جوانان ناراضی و ایجاد شبکههای تروریستی در مناطق مختلف افغانستان است. طالبان نیز بهدلیل عدم داشتن منابع کافی برای مقابله با این گروه، نمیتوانند بهخوبی آنها را مهار کنند.
پاکستان نیز سعی میکند با ایجاد بیثباتی در افغانستان، چین را از این کشور دور کند. با این حال، چین بهخوبی میداند که افغانستان یک بازار مهم برای منابع طبیعی و اقتصادی است و نمیخواهد این فرصت را از دست بدهد.
داعش یکی از اهرمهای فشار اصلی پاکستان بر طالبان است؛ گروهی که در این اواخر منافع پاکستان را در سطح منطقه ای هدف گرفته است؛ قابل پیشبینی بود که گروه تروریستی داعش در آیینه تی تی پی، در برابر طالبان افغانستان قامت نشان دهد.
کشورهای منطقه، بهویژه ایران، چین و روسیه، نقش مهمی در مهار تروریسم در افغانستان دارند. با این حال، هیچکدام از آنها نمیتوانند بهتنهایی این تهدید را مهار کنند.
پاکستان از زمان ورود طالبان به قدرت، روابط خود با این گروه را بهخوبی نگه نداشته است. طالبان بهدلیل متهم شدن به حمایت از گروههای تروریستی در پاکستان، با این کشور اختلاف داشتهاند. با این حال، چین یکی از مهمترین شرکای اقتصادی افغانستان است و پاکستان میخواهد این رابطه را بهخوبی مدیریت کند.
چشم انداز کلی از این حادثه و تحلیلی که در روابط منطقه ای پیرامون افغانستان وجود دارد، نشان میدهد، فعالیت های تروریستی و امنیت افغانستان، متکی به رویکردهای پاکستان در قبال این کشور است.
تنش شدید میان کابل و اسلام آباد، سرچشمه اصلی حوادث امنیتی در افغانستان به شمار میرود؛ هدفی که پاکستان خود را به عنوان اپراتور سیاست و امنیت افغانستان میخواهد تعریف کند.
مجتبی همت











