چرا حمله هوایی پاکستان بحران را عمیقتر میکند؟
مرز افغانستان و پاکستان هنوز هم یکی از شکنندهترین خطوط در منطقه است؛ خطی که هر از چندگاهی با یک رویداد نظامی، به صدر اخبار میآید و فضای سیاسی و اجتماعی را در هر دو سوی مرز تکان میدهد.
-
مرز افغانستان و پاکستان؛ خطی که فقط جغرافیا نیست
مرز افغانستان و پاکستان، از نگاه بسیاری از مردم، تنها یک مرز رسمی میان دو کشور نیست؛ بلکه مسئلهای تاریخی، قومی، سیاسی و امنیتی است. در طول دههها، این مرز بارها شاهد برخوردهای مرزی، درگیریهای پراکنده، بسته شدن گذرگاهها، اخراج مهاجران، تنشهای سیاسی و حتی عملیاتهای نظامی بوده است. هرگاه امنیت در مناطق مرزی پاکستان به چالش کشیده شده، اسلامآباد نگاه خود را به آن سوی مرز یعنی خاک افغانستان نیز دوخته است. در مقابل، کابل، چه در دوران حکومتهای پیشین و چه اکنون زیر حاکمیت طالبان، بارها پاکستان را به نقض حریم و رفتارهای یکجانبه متهم کرده است.
پس از حاکمیت طالبان، برخی در پاکستان گمان میکردند روابط کابل و اسلامآباد هموارتر خواهد شد؛ زیرا پاکستان در دورههای گذشته همواره متهم به حمایت یا نفوذ بر طالبان بوده است. اما واقعیتهای میدان سیاست و امنیت نشان داد که تغییر حکومت در کابل به معنای حل شدن اختلافات بنیادی نیست. در بسیاری از موارد، تنشها حتی شکل تازهتری به خود گرفت؛ زیرا اکنون یک طرف (پاکستان) خود را در برابر یک حکومت جدید میبیند که مشروعیت بینالمللی محدود دارد، اما از نظر داخلی خود را حاکم میداند و در برابر فشارهای بیرونی حساسیت شدید نشان میدهد.
این حساسیت وقتی بیشتر میشود که موضوع به حاکمیت و تمامیت ارضی مربوط گردد؛ یعنی همان چیزی که حملات هوایی، مستقیم به آن ضربه میزند.
-
روایت پاکستان؛ تلافی و هدف قرار دادن TTP و داعش خراسان
پاکستان در توضیح حمله اعلام کرده که این عملیات “تلافیجویانه” بوده و هدف آن اردوگاههای تحریک طالبان پاکستان و گروههای وابسته به داعش خراسان است. همین دو واژه تلافی و هدفهای تروریستی، کلید فهم روایت رسمی پاکستان است.
الف) چرا پاکستان بر تلافی تاکید میکند؟
وقتی یک دولت میگوید تلافی، یعنی میخواهد نشان دهد که اقدامش واکنشی بوده، نه تهاجمی؛ یعنی این پیام را به مخاطب داخلی و بیرونی بدهد که ما مجبور شدیم. در واقع چنین واژههایی به دولتها کمک میکند تا از زیر بار انتقاد بیرون شوند و عمل خود را در چوکات دفاع از خود یا پاسخ به تهدید، جا بزنند.
اما در عمل، تلافی یا دفاع مشروع زمانی پذیرفتنی است که ادعاهای امنیتی با شواهد روشن و قابل راستیآزمایی همراه باشد و اصل تناسب و ضرورت رعایت شده باشد. در حملات اخیر پاکستان، تعداد زیادی از کوکان و زنان و افراد عادی کشته و زخمی شدند و ادعاهای پاکستان مبنی بر هدف قرار دادن شبهنظامیان ثابت نشده است.
ب) چرا پاکستان نام داعش خراسان را کنار TTP میآورد؟
قرار دادن داعش خراسان در کنار تحریک طالبان پاکستان، یک انتخاب تصادفی نیست. TTP دشمن اصلی داخلی پاکستان است و اسلامآباد سالها با آن درگیر بوده است. اما داعش خراسان نامی است که در سطح منطقه و جهان بار سنگینتری دارد و حساسیت بینالمللی بیشتری ایجاد میکند. وقتی پاکستان میگوید داعش، تلاش میکند عملیات خود را در چوکات مبارزه با تروریزم بینالمللی مطرح کند و از این طریق، شدت انتقادها را کاهش دهد یا حتی حمایتهای ضمنی را جلب کند.
-
هزینههای پنهان یک حمله هوایی
در کوتاهمدت، شاید پاکستان فکر کند با حمله هوایی توانسته تهدید را عقب براند. افغانستان هم شاید با موضعگیری تند بخواهند نشان دهند که حملات بیپاسخ نمیماند. اما در بلندمدت، هر دو طرف با هزینههای جدی روبهرو میشوند.
-
هزینههای افغانستان
بیثباتی در مناطق مرزی: حملات هوایی باعث ترس، کوچ، توقف زندگی عادی و افزایش تنش محلی میشود.
ضربه به اقتصاد محلی و مرزی: هر نوع تنش با پاکستان میتواند گذرگاهها و تجارت را تحت تاثیر قرار دهد.(بسته بودن گذرگاههای مرزی در ماههای اخیر یکی از اثرات این تنشها بوده است.)
افزایش فشار اجتماعی: مردم از حکومت میخواهند پاسخ دهد و امنیت را تامین کند.
تقویت روایتهای ضدپاکستانی: رویدادهای اینچنینی نفرت تاریخی را تازه میکند.
-
هزینههای پاکستان
کاهش اعتماد در افغانستان: حمله نظامی، حتی اگر با ادعای هدف قرار دادن گروههای مسلح باشد، احساس دشمنی را در جامعه افغانستان تقویت میکند.
خطر پاسخ متقابل: هر پاسخ، حتی محدود، میتواند چرخه تشدید را آغاز کند.
نقد حقوقی و اخلاقی: تلفات غیرنظامی یا تخریب مکانهای غیرنظامی مثل مدارس، پاکستان را با انتقاد گسترده روبهرو خواهد کرد.
پیچیدهتر شدن تعامل با طالبان: پاکستان هنوز هم به نوعی تعامل با کابل نیاز دارد؛ از موضوع مهاجران گرفته تا تجارت و امنیت مرزی. تنش شدید، این تعامل را دشوارتر میکند.
-
دیپلماسی در وضعیت بحرانی
افغانستان و پاکستان به دلایل متعدد نمیتوانند ارتباط خود را قطع کنند: مرز مشترک، تجارت، مسائل ترانزیتی، مهاجران، آب و امنیت منطقهای. وقتی یک کشور به خاک کشور دیگر حمله میکند، فضای دیپلماسی تنگ میشود. گفتوگوهای پشت پرده سختتر میشود. میانجیها با مشکل روبهرو میشوند و هر اقدام کوچک، بزرگ تعبیر میشود.
در برخی بحرانهای مرزی، نه جنگ بزرگ رخ میدهد و نه صلح پایدار؛ بلکه حملات و برخوردهای پراکنده تکرار میشود. این بدترین حالت برای مردم دو کشور است؛ زیرا زندگیشان همیشه در حالت اضطراب باقی میماند.

-
حمله هوایی پاکستان؛ امنیت با بمباران ساخته نمیشود
حمله هوایی پاکستان به افغانستان یک رویداد ساده امنیتی نیست؛ این حمله در متن یک رابطه پیچیده و پرتنش رخ داده و پیامدهای سیاسی و اجتماعی دارد. اگر مقامات پاکستان به امنیت میاندیشند، باید بدانند که امنیت با حملههای یکجانبه پایدار نمیشود. امنیت با سازوکارهای مشترک، گفتوگو، شفافیت و مدیریت تهدیدها به روشهایی که جان غیرنظامیان را حفظ کند، ساخته میشود. هر حمله هوایی ممکن است یک پیروزی کوتاهمدت تبلیغاتی ایجاد کند، اما در بلندمدت نفرت و بیاعتمادی را بیشتر میسازد و زمینه را برای بحرانهای بزرگتر آماده میکند.
افغانستان و پاکستان، خواه بخواهند یا نه، همسایهاند؛ و همسایهها نمیتوانند همیشه با طیاره و توپ با هم حرف بزنند. اگر دیپلماسی بسته شود، زبان تفنگ بازتر میشود و تجربه منطقه نشان داده است که وقتی زبان تفنگ باز شد، خاموش کردن آن بسیار دشوار است.
احمد کریمی