Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

شکست امریکا و اسرائیل در برابر ایران

در شبی که آسمان ایران از انفجارهای موشک‌های امریکایی و صهیونیستی روشن شده بود، قلب میلیون‌ها ایرانی برای لحظه‌ای ایستاد. زیرا شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، در آغاز تهاجم همه‌جانبه دشمن به شهادت رسید؛ شهادتی که واشنگتن و تل‌آویو آن را کلید فروپاشی نظام می‌دانستند.

اما همانطور که مشاهده می‌گردد، آنچه رخ داد، نه پایان، که آغاز فصل جدیدی از تاریخ است؛ فصلی که دشمنان را در بهت و خشم فرو برد. این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است: چگونه ترور رهبر انقلاب نه تنها نظام ایران را متزلزل نکرد، بلکه آن را منسجم‌تر، مقاوم‌تر و مصمم‌تر ساخت؟

  • توهم فروپاشی و سه ضربه مهلک به محاسبات امریکا و اسرائیل

امریکا و رژیم صهیونیستی سال‌ها بر این باور بودند که ساختار سیاسی ایران شکننده است؛ و تصور می‌کردند که ایران دارای نظامی است که تنها به یک فرد وابسته است و با حذف او، همه‌چیز فرو خواهد ریخت. به همین دلیل آنها ترور رهبر انقلاب را نه فقط یک اقدام نظامی، بلکه یک سرمایه‌گذاری راهبردی می‌دیدند. آنها فکر می‌کردند که با شهادت رهبر انقلاب، خلأ قدرت ایجاد می‌شود، اغتشاشات داخلی شعله‌ور می‌گردد و در نهایت تغییر رژیم از درون با حمایت حملات خارجی، اتفاق می‌افتد.

اما سه عامل کلیدی، این توهم را به خاک سیاه نشاند. نخست، حملات شجاعانه نیروهای مسلح ایران؛ موشک‌های بالستیک و پهپادهایی که آسمان فلسطین اشغالی و پایگاه‌های آمریکا در منطقه را درنوردیدند، نشان داد که ایران نه تنها فلج نشده، بلکه ضربه‌ای کاری به دشمن وارد کرده است. این پاسخ سریع و کوبنده، روحیه نیروهای نظامی ایران را بالا برد و پیام داد که شهادت رهبر انقلاب، زنجیره فرماندهی را قطع نکرده، بلکه آن را تیزتر و محکم‌تر ساخته است.

دوم، ورود مردم انقلابی ایران به صحنه؛ از تهران تا مشهد، از تبریز تا شیراز، میلیون‌ها ایرانی در مراسم تشییع رهبر شهید و در خیابان‌ها فریاد «مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل » سر دادند. این حضور خودجوش و عظیم، نه تنها اغتشاش ایجاد نکرد، بلکه انسجام ملی را به نمایش گذاشت. دشمن که منتظر آشوب بود، با موجی از وحدت و خشم مقدس روبه‌رو شد.

سوم و شاید تعیین‌کننده‌ترین ضربه، انتخاب سریع و قاطع رهبر جدید توسط مجلس خبرگان رهبری ایران بود. چنانچه مجلس خبرگان ایران، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر شهید را با اکثریت قاطع آرا به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی برای این‌کشور برگزید. این انتخاب، آن هم در میانه جنگ و تهدیدات خارجی، نمادی از تداوم خط امام و رهبری شهید بود.

انتخاب فرزند رهبر فقید، که از جنس همان روحیه جهادی و انقلابی است، نشان داد که ایران نه تنها جانشین دارد، بلکه جانشینی دارد که مسیر را دقیقاً ادامه خواهد داد. این سه عامل با هم، محاسبات واشنگتن و تل‌آویو را نقش بر آب کرد و ثابت نمود که نظام حاکم در ایران، نظامی مبتنی بر یک فرد نیست؛ بلکه نهادی استوار بر ایمان، مردم و ساختار انقلابی است.

  • درک ناقص آمریکا و اسرائیل از ایران و معجزه شهادت

اشتباه فاحش امریکا و اسرائیل ریشه در یک نقص بزرگ داشت: درک ناقص و سطحی از جامعه و مردم ایران. آنها ایران را با الگوهای غربی یا عربی سنجیدند؛ کشوری که با حذف رهبرش به هرج‌ومرج می‌افتد. اما نفهمیدند که در فرهنگ شیعی و انقلابی ایران، شهادت نه پایان، که آغاز است. به همین دلیل اگر آمریکا و اسرائیل اندکی از مفهوم شهادت درک داشتند، هرگز دست به این خطای راهبردی نمی‌زدند.

زیرا با شهادت در اسلام، خون تازه‌ای در رگ‌های امت می‌دمد و بیداری توده‌های خفته را به دنبال دارد و میوه‌اش مقاومت است. تاریخ اسلام پر است از نمونه‌هایی که شهادت همیشه طغيان حق علیه باطل را به ارمغان آورده و نقطه‌ی پایان به ظلم و ستم گذاشته است. چنانچه شهادت امام حسین (رض)، به تقویت جبهه حق و مقاومت انجامید و منشأ درس ایستادگی و آزادی برای بشریت گردید.

ترور رهبر انقلاب ایران نیز همین اثر را داشت. به جای تزلزل، انسجام بی‌سابقه‌ای ایجاد کرد. از طرف دیگر، نهاد مجلس خبرگان ایران، به عنوان نمایندگان مردم و خبرگان دین، با اکثریت قاطع آرا، فردی را برگزید که ادامه‌دهنده همان راه است. از این‌رو شکنندگی مورد انتظار آمریکا و اسرائیل نه تنها محقق نشد، بلکه حملات آنها به عاملی برای انسجام داخلی در ایران تبدیل شد. این انسجام، از جنس همان ایمانی است که دشمن هرگز نتوانسته آن را محاسبه کند.

  • شکست امریکا و اسرائیل در برابر ایران؛ استیصال و خشم در کاخ سفید و تل‌آویو

پس از اعلام انتخاب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی ایران، موجی از خشم و استیصال کاخ سفید و تل‌آویو را فرا گرفته است. ترامپ، که پیش‌تر با لحنی آمرانه انتخاب رهبر جدید را مشروط به «تأیید آمریکا» کرده و هشدار داده بود بدون حمایت واشنگتن «دوام نخواهد آورد»، حالا با اظهارات پراکنده و عصبی، که گاه با تهدیدهای مبهم «ما خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد»، پرده از عمق سر درگمی و سرخوردگی‌اش برداشته که حکایت از درماندگی و شکست مطلق دارد. نتانیاهو نیز، که پیش از این رجز خوانی می‌نمود و ایرانیان را به «فرصت تاریخی» برای سرنگونی ایران دعوت کرده بود، اکنون در سکوت و سردرگمی فرو رفته است.

گفته می‌شود که ترامپ در گفت‌وگوی تلفونی، نتانیاهو را به شدت سرزنش کرده است. زیرا طرح ترور رهبر ایران، که از سوی اسرائیل پیشنهاد و سپس با حمایت آمریکا اجرا شد، نه تنها میلیاردها دالر هزینه گزاف بر دوش آمریکا نهاده، بلکه ده‌ها سرباز آمریکایی را به کام مرگ فرستاده و اقتصاد غرب را با جهش قیمت انرژی به آستانه فروپاشی کشاند.

به‌هر حال با توجه به آنچه که گفته آمدیم، وضعیت افتضاح امریکا واسرائیل، نمادی از شکست محاسبات راهبردی است؛ جایی که آنها گمان می‌کردند با یک ضربه، ایران را فلج کنند، اما حالا با رهبری جدید روبه‌رو استند که از جنس همان روحیه جهادی پدر است و بدون تردید به روش خودش، قاتلان را به اشد مجازات خواهد رساند.

ترامپ، که بیش از هر چیز نگران بازارها و محبوبیت خود است، در برابر واقعیت‌های لجستیکی و تاب‌آوری تمدنی ایران، در شوک و سر درگمی به سر می‌برد؛ جنگی که قرار بود کوتاه و پیروزمندانه باشد، حالا به باتلاقی فرسایشی تبدیل شده که خروج از آن، حتی با اعلام «پیروزی» ظاهری، دشوار به نظر می‌رسد.

در نهایت باید گفت که استیصال ترامپ و نتانیاهو، نه تنها شکست یک عملیات نظامی، که شکست یک جهان‌بینی است؛ جهان‌بینی‌ای که تاب‌آوری ملت‌ها را نادیده می‌گیرد و شهادت را پایان می‌پندارد، در حالی که در فرهنگ ایران، شهادت آغاز بیداری و پیروزی است. طوفان خشم در کاخ سفید و تل‌آویو، تنها صدای شکست محاسبات غلطشان است؛ صدایی که در خیابان‌های تهران با فریاد وحدت و مقاومت پاسخ داده می‌شود.

شکست امریکا و اسرائیل در برابر ایران
شکست امریکا و اسرائیل در برابر ایران تنها مربوط به عملیات نظامی نیست، بلکه شکست یک جهان بینی است

عايشه ببرک خیل

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11212

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات