Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

تغییر نظام

در تاریخ سیاسی جهان، بارها تصور شده است که با حذف یک رهبر یا چند فرمانده، یک نظام سیاسی فرو خواهد ریخت. این تصور ساده‌انگارانه بیشتر شبیه نگاه به سیاست مانند یک بازی شطرنج است؛ گویی با حذف «شاه» بازی تمام می‌شود. اما نظام‌های سیاسی واقعی بسیار پیچیده‌تر از این هستند. آنها شبکه‌هایی از نهادها، باورها، و مهم‌تر از همه، مردم‌اند.

در روزهای اخیر و پس از آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، بسیاری از تحلیلگران در رسانه‌های غربی چنین گمانی را مطرح کردند که جمهوری اسلامی ممکن است در آستانه فروپاشی و تغییر نظام قرار گیرد. این تصور با کشته شدن برخی چهره‌های ارشد سیاسی و نظامی ایران، از جمله رهبر این کشور، تقویت شد.

اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که حذف رهبران همیشه به سقوط نظام‌ها منجر نمی‌شود. بسیاری از دولت‌ها دقیقاً در چنین لحظاتی به نوعی «انسجام اضطراری» دست پیدا می‌کنند؛ وضعیتی که در علوم سیاسی به آن اثر «همبستگی در برابر دشمن» یا «رالی حول پرچم» گفته می‌شود. پژوهش‌های دانشگاهی نشان داده‌اند که فشار خارجی یا تحریم‌ها حتی می‌تواند در برخی موارد باعث افزایش همبستگی ملی در حمایت از حکومت شود.

به همین دلیل، آنچه در ایران طی روزهای گذشته رخ داد، برای بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی شگفت‌آور نبود. نظام سیاسی ایران نه تنها فرو نریخت، بلکه توانست به سرعت ساختار فرماندهی خود را بازسازی کند.

پرسش اصلی این مقاله همین جا شکل می‌گیرد: چرا برخی نظام‌ها حتی در شرایط حملات خارجی و حذف رهبران خود همچنان پابرجا می‌مانند؟ پاسخ، برخلاف تصور رایج، اغلب نه در قدرت نظامی بلکه در رابطه میان دولت و جامعه نهفته است.

  • تلاش ناکام آمریکا برای تغییر نظام در ایران

در سیاست خارجی ایالات متحده، ایده «تغییر رژیم» سابقه‌ای طولانی دارد. از عراق در سال ۲۰۰۳ گرفته تا لیبی در ۲۰۱۱، تصور غالب در برخی محافل سیاسی واشنگتن این بوده است که فشار نظامی می‌تواند ساختارهای سیاسی ناخواسته را از بین ببرد.

در مورد ایران نیز طی سال‌های اخیر بارها چنین سخنانی مطرح شده است. برخی سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی به طور علنی از تغییر نظام در ایران سخن گفته‌اند. تجمع‌های مخالفان حکومت ایران در خارج از کشور نیز اغلب همین هدف را دنبال می‌کردند.

اما مشکل اساسی این راهبرد، همان چیزی است که بسیاری از نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل بارها توضیح داده‌اند: نظام‌های سیاسی معمولاً از بیرون فرو نمی‌ریزند، مگر آنکه در داخل دچار فروپاشی شوند.

حتی گزارش‌های رسانه‌ای غربی نیز نشان می‌دهد که ساختارهای امنیتی و سیاسی ایران به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در برابر حذف رهبران، نوعی «انعطاف نهادی» داشته باشند؛ به این معنا که فرماندهی می‌تواند به سرعت به سطوح پایین‌تر منتقل شود.

این ویژگی در بسیاری از دولت‌های ایدئولوژیک دیده می‌شود. چنین نظام‌هایی معمولاً شبکه‌ای از نهادهای موازی، سازمان‌های امنیتی و ساختارهای اجتماعی دارند که از آنها در برابر شوک‌های سیاسی محافظت می‌کند.

در نتیجه، تصور فروپاشی فوری یک نظام تنها به دلیل حملات خارجی، اغلب بیش از آنکه یک تحلیل علمی باشد، یک امید سیاسی است. واقعیت این است که نظام‌ها زمانی سقوط می‌کنند که جامعه از آنها روی برگرداند، نه زمانی که دشمنان خارجی به آنها حمله می‌کنند.

  • مردم ایران و تجمعات حمایتی؛ مهم‌ترین برگ برنده جمهوری اسلامی

در روزهای پس از آغاز حملات نظامی، آنچه در بسیاری از تصاویر و گزارش‌های منتشر شده از شهرهای مختلف ایران بیش از هر چیز توجهات را جلب کرد، صحنه‌هایی از حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و میدان‌های عمومی بود. در تمام شهرهای خورد و کلان ایران، جمعیت‌هایی شکل گرفت که با شعارها و تجمعات خود حمایت از جمهوری اسلامی و ساختار سیاسی آن را اعلام می‌کردند.

چنین صحنه‌هایی صرفاً یک تجمع خیابانی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فعال شدن نوعی همبستگی اجتماعی در لحظات بحران است. در علم سیاست، این لحظات همان زمان‌هایی هستند که رابطه میان حکومت و جامعه به شکلی آشکار در فضای عمومی ظاهر می‌شود و میزان پشتیبانی اجتماعی از یک نظام سیاسی قابل مشاهده می‌گردد.

در بسیاری از بحران‌های بین‌المللی، حمله خارجی یا فشار نظامی می‌تواند جامعه یک کشور را دچار شکاف کند؛ اما در برخی موارد نتیجه کاملاً معکوس است. آنچه در ایران در روزهای اخیر دیده شد، به نظر می‌رسد بیشتر به همین حالت دوم شباهت دارد؛ حالتی که در آن بخش قابل توجهی از جامعه، تهدید خارجی را نه صرفاً حمله به یک حکومت بلکه حمله به یک کشور یا هویت دینی و ملی تلقی می‌کند.

در چنین شرایطی، حمایت از نظام سیاسی برای مردم به معنای دفاع از ارزش‌های باوری، استقلال و تمامیت کشور تعبیر می‌شود. پژوهش‌های علوم سیاسی این پدیده را نوعی «همبستگی در برابر تهدید بیرونی» توصیف می‌کنند؛ وضعیتی که در آن فشار خارجی می‌تواند به افزایش انسجام داخلی منجر شود.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، مهم‌ترین دارایی هر نظام سیاسی نه زرادخانه نظامی آن، بلکه شبکه‌ای از روابط اجتماعی و باورهای مشترکی است که میان دولت و جامعه شکل گرفته است. این همان چیزی است که بسیاری از پژوهشگران از آن با عنوان «سرمایه اجتماعی حکومت» یاد می‌کنند. زمانی که بخشی از جامعه یک نظام سیاسی را بازتابی از هویت، استقلال یا تاریخ سیاسی خود بداند، آن نظام در لحظات بحران از نوعی پشتوانه اجتماعی برخوردار می‌شود که می‌تواند از آن در برابر فشارهای خارجی محافظت کند. در ایران نیز تجمعات حمایتی در روزهای اخیر تا حد زیادی نشان‌دهنده وجود چنین سرمایه اجتماعی در میان بخش‌هایی از جامعه بوده است.

تاریخ معاصر نمونه‌های روشنی از نقش تعیین‌کننده مردم در سرنوشت حکومت‌ها ارائه می‌دهد. در جریان تحولات موسوم به بیداری اسلامی در سال ۲۰۱۱، رژیم‌های تونس و مصر نه به دلیل حملات خارجی، بلکه به دلیل از دست دادن حمایت اجتماعی فروپاشیدند. هنگامی که بخش بزرگی از جامعه دیگر حاضر نبود از حکومت دفاع کند، ساختار سیاسی این کشورها در مدت کوتاهی فرو ریخت. این تجربه تاریخی بارها در پژوهش‌های علوم سیاسی مورد اشاره قرار گرفته است تا نشان دهد که دوام حکومت‌ها در نهایت به رابطه آنها با جامعه وابسته است.

در مقابل، نظام‌هایی همچون جمهوری اسلامی ایران که حتی در شرایط بحران توانسته‌اند جامعه را در کنار خود نگه دارند، معمولاً دوام بیشتری داشته‌اند و بقا یافته‌اند. تجمعات حمایتی در ایران را می‌توان در همین چارچوب تحلیلی مشاهده کرد. حضور جمعیت‌هایی که در حمایت از جمهوری اسلامی شعار می‌دادند، برای بسیاری از تحلیلگران نشانه‌ای از آن بود که این نظام هنوز در میان جامعه پایگاه اجتماعی دارد. چنین حمایتی در لحظات بحرانی می‌تواند نقش مهمی در تقویت روحیه سیاسی و انسجام داخلی ایفا کند و نشان دهد که ساختار سیاسی کشور تنها بر پایه نهادهای حکومتی استوار نیست.

به همین دلیل است که در بحران‌های بزرگ، خیابان‌ها به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش قدرت سیاسی تبدیل می‌شوند. حضور مردم در فضای عمومی، به‌ویژه در شرایطی که کشور با تهدید خارجی مواجه است، می‌تواند پیام مهمی درباره میزان انسجام اجتماعی ارسال کند. در مورد ایران نیز تجمعات حمایتی در روزهای اخیر به عنوان نشانه‌ای از همین انسجام تلقی شده است؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد در معادلات سیاسی، گاهی حمایت اجتماعی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده‌تر از بسیاری از ابزارهای سخت قدرت ایفا کند.

  • چرا احتمال عقب‌نشینی آمریکا و اسرائیل وجود دارد

در محاسبات ژئوپولیتیکی، قدرت‌های بزرگ معمولاً زمانی به عقب‌نشینی فکر می‌کنند که هزینه ادامه یک بحران از منافع آن بیشتر شود. اگر یک عملیات نظامی نتواند به سرعت به هدف سیاسی خود برسد، احتمال تغییر راهبرد افزایش می‌یابد.

در مورد ایران نیز هدف برخی تحلیلگران غربی از فشار نظامی، ایجاد بی‌ثباتی داخلی و تسریع تغییر نظام عنوان شده بود. اما وقتی چنین تغییری رخ ندهد، ادامه جنگ می‌تواند به یک درگیری طولانی و پرهزینه تبدیل شود.

تاریخ سیاست خارجی آمریکا مثال‌های متعددی دارد که در آنها محاسبات اولیه با واقعیت‌های اجتماعی کشور هدف سازگار نبوده است؛ از ویتنام تا عراق. در چنین شرایطی، حمایت حتی بخشی از جامعه از نظام سیاسی می‌تواند معادلات جنگ را تغییر دهد. زیرا جنگ‌ها تنها در میدان نبرد تعیین نمی‌شوند؛ آنها در اراده سیاسی ملت‌ها نیز تعیین می‌شوند. اگر این اراده وجود داشته باشد، فشار خارجی معمولاً دیر یا زود با محدودیت‌های خود روبه‌رو می‌شود.

تغییر نظام
تغییر نظام در ایران، رویای شیرینی بود که مردم ایران آن را به کابوسی برای ترامپ و نتانیاهو تبدیل کردند
  • جمع‌بندی

درس اصلی این بحران، در واقع یک اصل قدیمی در علوم سیاسی است: نظام‌ها با مردم زنده می‌مانند، نه با رهبران. رهبران می‌آیند و می‌روند. فرماندهان کشته می‌شوند، دولت‌ها تغییر می‌کنند و نخبگان سیاسی جای خود را به نسل‌های جدید می‌دهند. اما آنچه یک نظام سیاسی را حفظ می‌کند، رابطه آن با جامعه است.

اگر مردم یک حکومت را بخشی از هویت سیاسی و ملی خود بدانند، فشار خارجی به ندرت می‌تواند آن را از بین ببرد. اما اگر این رابطه از بین برود، حتی قوی‌ترین ارتش‌ها نیز قادر به حفظ آن نخواهند بود. به همین دلیل است که بسیاری از جامعه‌شناسان سیاسی معتقدند آینده هر نظامی نه در کاخ‌های قدرت، بلکه در خیابان‌های کشورش تعیین می‌شود.

در نهایت، تاریخ بارها نشان داده است که سرنوشت حکومت‌ها را نه بمب‌ها و موشک‌ها، بلکه مردم رقم می‌زنند و شاید همین واقعیت ساده، پیچیده‌ترین معادله سیاست جهانی باشد که آمریکا در قضیه ایران آن را ندید و با توهم اسرائیلی پای در جنگی منتهی به ناکامی گذاشت.

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11480

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات