جبهه مقاومت
در دنیای پرتلاطم امروز، جایی که قدرتهای استکباری با تمام ابزارهای نظامی، رسانهای و دیپلماتیک خود به دنبال شکافاندازی میان جبهههای مقاومت استند، یک حقیقت درخشان و انکارناپذیر خودنمایی میکند: جبههای که بر پایه آرمان مشترک، ایمان عمیق و استراتژی هوشمندانه بنا شده، نه تنها در برابر طوفانها ایستادگی میکند، بلکه با هر فشار، محکمتر و یکپارچهتر میشود.
جبهه مقاومت، که از عمق تاریخ و باورهای ریشهدار ملتها سرچشمه میگیرد، در برابر دسیسههای پیچیده دشمنان، همچون صخرهای استوار مانده و نشان داده که اتحاد واقعی، فراتر از مرزهای جغرافیایی و حتی تفاوتهای تاکتیکی، ریشه در وحدت عقیده و هدف دارد.
در چنین بستری، وقتی دشمنان پس از شکستهای پیدرپی در میدان نبرد، به دنبال ایجاد شکاف میان اضلاع این جبهه میروند، سوال این است که چگونه جبهه مقاومت توانسته است در شرایطی که واشنگتن و تلآویو همزمان بر جبهههای نظامی و دیپلماتیک فشار وارد میکنند و روایتهای دوگانهای از «مذاکره جداگانه ایران» و «تقاطع نظامی لبنان» را ترویج میدهند، این هماهنگی نامرئی را حفظ کند و در برابر پروژههای گسستآفرین، استوارتر از پیش ظاهر شود؟
شکست مفتضحانه آمریکا و اسرائیل در برابر جبهه مقاومت؛ فروپاشی هیمنه در جنگ و مذاکره
آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ تمامعیار علیه جبهه مقاومت، یکی از شرمآورترین و بیسابقهترین شکستهای تاریخ خود را متحمل شدند؛ شکستی که نه تنها آبروی جهانیشان را ریخت، بلکه هیمنه ظاهریشان را نیز به باد داد. در حالی که واشنگتن با تمام پمپاژ رسانهای و لابیگری، تلاش کرد ائتلاف بینالمللی علیه ایران و متحدانش بسازد، نه تنها ناکام ماند، بلکه در میدان عمل، دهها فروند از پیشرفتهترین طیارههای جنگیاش سقوط کرد و متلاشی و اهداف اعلامشدهاش (از نابودی زیرساختها تا تغییر معادلات منطقه) به طور کامل به باد رفت.
شکست امریکا، محدود به میدان نظامی نبود؛ در عرصه دیپلماسی نیز واشنگتن در مذاکرات به بنبست رسید و نتوانست حتی یک امتیاز واقعی بگیرد. تجربه تاریخی نشان میدهد که هیچ قدرتی در طول قرن اخیر، چنین ترکیبی از شکست نظامی و دیپلماتیک را همزمان ندیده بود: از ناتوانی در مهار پاسخهای دقیق و هوشمندانه مقاومت تا فروریختن تصویر «ابرقدرت شکستناپذیر». اسرائیل هم که همیشه پشت سر آمریکا پنهان میشد، حالا با فروپاشی بازدارندگیاش روبهرو است؛ هیمنهای که با هر موشک و پهپاد مقاومت، بیشتر به خاک سپرده شد. این استیصال، آمریکا را به جایی رساند که دیگر حتی قادر به پنهان کردن خشم و درماندگیاش نبود.
استیصال و درماندگی؛ از ترور و خرابکاری تا کشتار بیگناهان لبنان
حتی پیش از آغاز جنگ مستقیم، آمریکا و رژیم صهیونیستی با تمام وجود به دنبال مشکلسازی برای ایران و محور مقاومت بودند: ترور دانشمندان، خرابکاری در تأسیسات، تحریک گروههای حاشیهای و ایجاد تنشهای مصنوعی. اما پس از تحمل این شکست تاریخی در جنگ، استراتژیشان به سطح جدیدی از حیلهگری رسید؛ تلاشی آشکار برای ایجاد افتراق میان اضلاع جبهه مقاومت. چنانچه رژیم اسرائیل، با حمایت تمامعیار آمریکا و به دلیل ناتوانی در برابر جبهه متحد به رهبری ایران، دست به کشتار وحشیانه مردم بیگناه لبنان زد تا جبهههای جداگانه باز کند، فشار روانی ایجاد نماید و تصویری از «دو محور جدا» یعنی یکی (ایران-آمریکا و دیگری لبنان-اسرائیل) در ذهنها بسازد.
چنانکه حمله رژیم اشغالگر صهیونیسم به لبنان، همزمان با آغاز مذاکرات در پاکستان، دقیقاً برای القای این جداسازی طراحی شده بود. اما این نیرنگ هم، همچون بقیه دسیسهها، به ضد خودش تبدیل شد. زیرا نه تنها هیچ اختلافی ایجاد نشد، بلکه محور مقاومت (با اضلاع جمهوری اسلامی ایران، حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق و انصارالله یمن) متحدتر از همیشه ظاهر شد. هر ضلع، بر مبنای آرمان مشترک و صلاحدید مستقل اما هماهنگ، اقدامات خود را انجام داد و نشان داد که این جبهه، نه مجموعهای از گروههای پراکنده، بلکه یک بدن واحد با روحی واحد است.
استواری جاودان؛ هماهنگی دیپلماسی و نظامی در یک جبهه متحد
پرپایهی آنچه دیده شد و گفته شد، اکنون به صراحت می توان گفت که در واقعیت، هیچ اختلافی میان جبهه مقاومت وجود ندارد و هرگز نخواهد داشت؛ زیرا همه بر پایه بینش مشترک و هدف واحد حرکت میکنند. چنانچه همزمان با مذاکرات، ایران میدان دیپلماسی را با اقتدار در دست داشت و حزبالله، با هماهنگی کامل، میدان نظامی را مدیریت میکرد. از آنطرف عملیات حزبالله در پاسخ به بمبارانهای رژیم صهیونیستی و اقدام ایران در بستن تنگه هرمز، دقیقاً بر اساس تصمیمگیری مشترک پیش رفت.
بنابراین هماهنگی بین اضلاع جبهه مقاومت، نه تصادفی، بلکه نتیجه استراتژی هوشمندانهای است که هر ضلع را در جای خود و با صلاحدید خود، اما در جهت یک هدف قرار میدهد. چنانکه اکنون، جبهه مقاومت مستحکمتر، متحدتر و استوارتر از همیشه در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستاده است. این اتحاد را میتوان به وضوح هم در میدان دیپلماسی (جایی که ایران با عزت تمام مذاکره میکند) و هم در میدان نظامی (جایی که حزبالله و دیگر اضلاع محور مقاومت با قدرت پاسخ میدهند) مشاهده کرد.
این یکپارچگی، نه تنها توطئه جداسازی را خنثی کرده، بلکه پیام روشنی به جهان ارسال میکند؛ جبهه مقاومت، با این اتحاد آهنین، مسیر پیروزی نهایی را طی میکند و هیچ نیرنگی قادر به شکستن آن نخواهد بود. این داستان، داستان اتحادی است که تاریخ را تغییر خواهد داد.

بسم الله ختک











