Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

دونالد ترامپ، پس از آن‌که در جنگ ۴۰ روزه نتوانست به اهداف خود و رژیم صهیونیستی دست یابد و در میز مذاکرات اسلام‌آباد نیز با سد محکم عزت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران مواجه شد، حالا به آخرین کارت خود چنگ زده: محاصره دریایی تنگه هرمز. در حالی که آتش‌بس دو هفته‌ای برقرار است و جهان نفس راحتی کشیده، سنتکام به دستور مستقیم ترامپ از عصر دوشنبه اجرای این فرمان را آغاز کرده است.

ترامپ می‌خواهد کشتی‌هایی را که به بنادر ایران می‌روند، از بنادر این کشور بارگیری کرده‌اند یا عوارض تنگه را پرداخته‌اند، متوقف کند؛ همان تنگه‌ای که خودش چندی پیش فریاد می‌زد باید «باز بماند». اما این بار، قمار ترامپ بر روی آب‌هایی است که ایران نه‌تنها بر آن‌ها اشراف و تسلط دیرینه دارد، بلکه با برخورداری از مرزهای دریایی گسترده در جنوب، مرزهای آبی قابل توجه در شمال و مرزهای زمینی فراوان و طولانی، شبکه‌ای وسیع از مسیرهای لجستیکی و تجاری را در نقاط متعدد کشور سامان داده و فعال کرده است.

در چنین شرایطی، پرسش بنیادین این است که آیا این قمار تازه می‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، یا خود ترامپ را در باتلاقی عمیق‌تر از گذشته غرق خواهد کرد؟

  • محاصره دریایی؛ ترامپ پس از دو شکست سنگین؛ قمار تازه برای جبران ناکامی های گذشته

مهم‌ترین اصل در تحلیل رفتار اخیر دولت ترامپ این است که او پس از شکست مفتضحانه در جنگ ۴۰ روزه و ناکامی کامل در مذاکرات اسلام‌آباد، حالا با محاصره دریایی تنگه هرمز تلاش می‌کند ایران را وادار به تسلیم نماید. این اقدام نه یک تصمیم استراتژیک هوشمندانه، بلکه واکنش ناامیدانه‌ای است به دو شکست متوالی. ترامپ که نتوانست با بمب و موشک اراده ایران را بشکند و در میز دیپلماسی نیز نتوانست حتی بخشی از خواسته‌های خود را تحمیل کند، اکنون به فکر فخرفروشی با یک «پیروزی ظاهری» افتاده است. او می‌خواهد با ایجاد تصویر «محاصره موفق» در رسانه‌های وابسته، شکست‌های قبلی را بپوشاند.

با این حال، واقعیت‌های میدانی و تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که فشارهای یک‌جانبه، به‌ویژه در موضوعات حساس منطقه‌ای، معمولاً به نتایج سریع و قطعی منجر نمی‌شود. ایران طی سال‌های گذشته نشان داده است که با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی، انعطاف‌پذیری در مسیرهای اقتصادی و توان سازگاری با شرایط دشوار، می‌تواند در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کند. از همین رو، اعتقاد بر اینست که هرگونه اقدام نمایشی و غیر قانونی، تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند معادلات پیچیده منطقه را به‌طور بنیادین تغییر دهد، زیرا سرنوشت این رقابت بیش از هر چیز به توان مدیریت بحران و واقع‌بینی سیاسی وابسته است.

  • تغییر مکرر اهداف اعلامی ترامپ؛ اعترافی آشکار به ناکامی و سردرگمی

ترامپ در طول ماه‌های اخیر، همچون قماربازی که یک‌بار دیگر همه چیزش را روی میز می‌ریزد، اهداف اعلامی خود را بارها و بارها تغییر داده است. ابتدا شعار پرطمطراق «نابودی کامل برنامه هسته‌ای و موشکی ایران» را سر می‌داد، سپس به «تغییر رژیم» پناه برد، بعد از آن «توافق جدید» را فریاد زد و حالا، در آخرین چرخش، به «محاصره دریایی تنگه هرمز» رسیده است.

این چرخش‌های پی‌درپی و شتاب‌زده، هیچ‌گاه نشانه قدرت و ابتکار عمل نبوده؛ بلکه اعترافی تلخ و آشکار به ناکامی کامل در دستیابی به اهداف اولیه است. هر بار که یکی از راه‌های فشار بسته می‌شود و ایران با اقتدار ایستادگی می‌کند، ترامپ به سرعت به سراغ گزینه بعدی می‌رود؛ گویی با عوض کردن چند کلمه و شعار جدید، می‌تواند واقعیت تلخ میدان نبرد را عوض کند.

محاصره دریایی تنگه هرمز، آخرین حلقه این زنجیره طولانی از ناکامی‌هاست. همان ترامپ که پیش‌تر با صدای بلند تأکید می‌کرد «تنگه هرمز باید باز بماند»، امروز خودش دستور بسته شدن آن را صادر کرده است. این تناقض آشکار و شرم‌آور، بیش از هر تحلیل و سند دیگری، عمق سردرگمی، آشفتگی ذهنی و ضعف راهبردی عمیق کاخ سفید را برملا می‌کند. در واقع، ترامپ نه با استراتژی، بلکه با واکنش‌های لحظه‌ای و عصبی در حال بازی است؛ بازی‌ای که هر دور آن، او را بیشتر از قبل در باتلاق واقعیت‌های میدانی غرق می‌کند.

  • تنگه هرمز و پایان یک قمار؛ پیروزی ایران و فرو رفتن آمریکا در باتلاق انزوا

ایران، با تسلط کامل و دیرینه بر تنگه هرمز، نه قربانی این محاصره خواهد بود، بلکه بازیگر اصلی آن است. زیرا عبور و مرور کشتی‌ها از این آبراه استراتژیک، از این پس دقیقاً طبق شرایط و ضوابط جدید ایران کنترل خواهد شد و واشنگتن در موقعیتی قرار می‌گیرد که هرگز انتظارش را نداشته است. این اقدام، پیش از هر چیز، آتش قیمت جهانی تیل و سوخت را شعله‌ور خواهد کرد. جهش ناگهانی بهای انرژی، نه تنها اقتصاد جهان را به لرزه درخواهد آورد، بلکه افکار عمومی دنیا را بیش از پیش علیه آمریکا متحد خواهد ساخت.

در داخل ایالات متحده نیز، یکی از سناتورهای آمریکایی همین حالا این تصمیم را «حماقت محض» نامیده و هشدار داده که افزایش نرخ سوخت، زندگی روزمره آمریکایی‌ها را سخت‌تر از هر زمان دیگری خواهد کرد. حزب دموکرات و میلیون‌ها شهروند عادی، ترامپ را مسئول مستقیم این بحران خواهند دانست و فشار بر کاخ سفید، لحظه به لحظه بیشتر خواهد شد.کشورهای بزرگ مصرف‌کننده انرژی هم سکوت نخواهند کرد.

چین، جاپان، هند و کره جنوبی که بخش عمده تیل و گاز خود را از مسیر تنگه هرمز تأمین می‌کنند، نمی‌توانند برای مدت طولانی در برابر این شوک اقتصادی بی‌تفاوت بمانند. فشار دیپلماتیک و اقتصادی آن‌ها بر آمریکا، اجتناب‌ناپذیر است. در مقابل، ایران با تاب‌آوری مثال‌زدنی خود، ضربه‌ای جدی نخواهد خورد.

پیش از این، حجم عظیمی از تیل معادل شصت روز صادرات کامل را از مسیرهای جایگزین خارج کرده و حالا با دریای خزر، مرزهای زمینی گسترده و شبکه صادراتی به آسیا و اروپا، لجستیک خود را به راحتی حفظ خواهد کرد. اما خطر بزرگ‌تر، تهدید تنگه باب‌المندب است؛ آبراهی که در اختیار متحدان ایران قرار دارد.

یمن به راحتی می‌تواند با یک اقدام متقابل، باب‌المندب را ببندد و جهان را با شوک دوم مواجه سازد؛ شوکی که آمریکا پیش از این یک بار طعم تلخ آن را چشیده و هرگز فراموش نکرده است. افزون بر همه این‌ها، توان دریایی واشنگتن، درست مانند توان هوایی‌اش، محدودیت‌های جدی و غیرقابل انکار دارد. چنانچه حتی وقتی تمام قدرت هوایی آمریکا در کنار رژیم صهیونیستی به میدان آمد، نتوانست اراده ایران را بشکند؛ حالا با ناوگان دریایی محدود، چه امیدی به پیروزی دارد.

به رغم دروغ‌پراکنی‌های ترامپ درباره «همراهی گسترده کشورها»، دولت انگلیس رسماً اعلام کرده که در این طرح هیچ مشارکتی نخواهد داشت. کانادا، استرالیا و دیگر متحدان سنتی واشنگتن نیز پاسخ منفی داده‌اند. آمریکا مجبور است این قمار پرریسک را به تنهایی و با دستان خالی به پیش ببرد. از این‌رو ترامپ با این اقدام نه تنها نتوانسته ایران را به زانو درآورد، بلکه خود را در موقعیتی قرار داده که هر نتیجه‌ای جز شکست برای او و متحدانش متصور نیست.

تاریخ بارها نشان داده که ملت ایران در برابر فشارهای ظالمانه نه تسلیم می‌شود و نه عقب‌نشینی می‌کند؛ بلکه با عزت و اقتدار، هر توطئه‌ای را به فرصتی برای نمایش قدرت خود تبدیل می‌نماید. این قمار آخر، احتمالاً آخرین پرده از نمایش پرهیاهوی ترامپ خواهد بود؛ نمایشی که با فریاد پرطمطراق «آمریکا اول» آغاز شده، اما با واقعیت انکارناپذیر «ایران قوی» به پایان خواهد رسید.

محاصره دریایی
محاصره دریایی تنگه هرمز، آخرین حلقه ناکامی های ترامپ است

مریم مرادی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11582

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات