Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

جنایت‌های اقتصادی آمریکا و اسرائیل

تهاجم و تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنها یک تقابل سیاسی ـ نظامی محدود نیست؛ بلکه زلزله‌ای اقتصادی است که زیر بناهای شکننده‌ی اقتصادی منطقه را لرزانده است. افغانستان، به عنوان همسایه‌ای که تاریخچه‌ای طولانی از وابستگی متقابل با ایران دارد، در خط مقدم این شوک‌های اقتصادی قرار گرفته است.

اهمیت این موضوع زمانی دوچندان می‌شود که دریابیم که اقتصاد افغانستان، شدیداً به ثبات بازارهای ایران و جریان آزاد کالا و نیروی کار وابسته است. هرگونه اختلال در این شریان‌های حیاتی، نه تنها آمارهای کلان اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه مستقیماً امنیت غذایی و معیشت میلیون‌ها خانواده‌ی افغان را نیز هدف قرار می‌دهد.

این مقاله بر آن است تا لایه‌های پنهان این بحران را واکاوی کند و به این پرسش پاسخ دهد که وحشی‌گری‌های نظامی و تحریم‌های فلج‌کننده‌ی آمریکا و اسرائیل علیه زیرساخت‌های اقتصادی ایران، چگونه و با چه مکانیزمی به یک فاجعه‌ی انسانی و اقتصادی در افغانستان تبدیل شده و سفره‌ی مردم این سرزمین را کوچک‌ و تهی ساخته است؟

  • وحشی‌گری‌های آمریکا و اسرائیل؛ هدف قرار دادن زیرساخت‌های اقتصادی و غیر نظامی ایران

تاریخ جنگ‌های قرن بیست و یکم نشان می‌دهد که استراتژی ایالات متحده و متحدانش، از جمله رژیم صهیونیستی، از نبرد مستقیم نظامی به سمت «جنگ اقتصادی» و «تروریسم زیرساختی» تغییر جهت داده است. وقتی قدرت نظامی حریف به اندازه‌ای باشد که پیروزی سریع و کم‌هزینه ممکن نباشد، مهاجمان به سراغ هدف قرار دادن منابعی می‌روند که بقای جامعه‌ی هدف به آن‌ها وابسته است. در مورد ایران، آمریکا و اسرائیل با وقاحت تمام، زیرساخت‌های اقتصادی، بنادر، پالایشگاه‌ها و مراکز توزیع انرژی را هدف حملات قرار دادند.

این رویکرد مصداق بارز جنایات جنگی مدرن است؛ جایی که غیرنظامیان نه با گلوله، بلکه با گرانی نان و نبود سوخت کشته می‌شوند. آمریکا با اعمال تحریم‌های ثانویه و فشار حداکثری، و اسرائیل با حملات تروریستی به تأسیسات نفتی و گازی ایران، سعی در قطع شریان‌های حیاتی اقتصاد ایران داشتند. آن‌ها می‌دانند که ایران مرکز ثقل انرژی و ترانزیتی منطقه است و هرگونه اختلال در این سیستم، موجی از بی‌ثباتی را به کشورهای همسایه صادر خواهد کرد.

این وحشی‌گری کثیف و جنایت‌های اقتصادی آمریکا و اسرائیل که پشت نقاب «فشار برای مذاکره» پنهان شده بود، در واقع تلاشی برای ایجاد هرج‌ومرج منطقه‌ای بود تا از طریق ناامنی اقتصادی، ثبات سیاسی را در تهران و کشورهای پیرامونی برهم زند. آن‌ها با هدف قرار دادن زیرساخت‌های اقتصادی، عملاً حق حیات میلیون‌ها انسان را در منطقه قربانی منافع ژئوپلیتیک خود کردند.

  • جنایتهای اقتصادی آمریکا و اسرائیل؛ وابستگی و پیوند ناگسستنی اقتصاد افغانستان به ایران

برای درک عمق فاجعه‌ای که در حال وقوع است، باید ابتدا ساختار اقتصاد افغانستان کالبدشکافی گردد. اقتصاد افغانستان، اقتصادی واردات‌محور و به شدت وابسته به همسایگان، به ویژه ایران است. این وابستگی چنان عمیق و ساختاری است که می‌توان آن را به رابطه‌ی یک خانواده‌ی پرجمعیت با پدری دانست که نان‌آور اصلی خانه است. اگر ضربانی به قلب اقتصاد ایران وارد شود، خون‌رسانی به اندام‌های حیاتی اقتصاد افغانستان قطع می‌گردد. میلیون‌ها تن کالای اساسی، از مواد غذایی گرفته تا مساله‌جاتِ ساختمانی و دوا، از مسیر ایران وارد افغانستان می‌شود.

این در حالی است که فراتر از کالا، مسئله‌ی نیروی کار میباشد. تخمین زده می‌شود که بیش از پنج تا شش میلیون شهروند افغانستان در ایران اقامت دارند و مشغول به کار استند. تقریباً در هر خانواده‌ی افغان، حداقل یک نفر در ایران کار می‌کند و درآمد حاصل از کار او، منبع اصلی تأمین مخارج زندگی، تحصیل فرزندان و درمان مریضان در داخل افغانستان است.

این جریان مالی، یعنی انتقال غیر تجاری پول یا وجوه ارسالی مهاجران، ستون فقرات اقتصاد خانواده‌های افغانستان است. وقتی جنگ و ناامنی اقتصادی در ایران شدت می‌گیرد، اولین قربانیان کارگران مهاجر افغان استند. زیرا بیکاری، کاهش ارزش پول ملی ایران (ریال) و بلاتکلیفی مهاجران، باعث می‌شود که این جریان مالی مسدود گردد. از سوی دیگر، بسته شدن مرزها یا کندی در تردد موترهای باربری به‌خاطر مسائل امنیتی، زنجیره‌ی تأمین کالا را مختل می‌کند.

افغانستان مانند بدنی است که رگ‌های تغذیه‌ی آن از خاک ایران می‌گذرد. هرگونه انسداد در این رگ‌ها، چه از طریق تحریم‌های بانکی که تجارت را دشوار می‌کند و چه از طریق حملات نظامی که سرک‌ها و مرزها را ناامن می‌سازد، منجر به ایست قلبی اقتصاد افغانستان می‌شود. بنابراین، جنگ علیه ایران، در عمل جنگ علیه معیشت مستقیم مردم افغانستان است، زیرا شریان‌های حیاتی واردات این کشور و عایدات افغانها را هدف قرار می‌دهد.

  • جنگ و طوفان گرانی؛ گرسنگی در کمین فقرا در افغانستان

تبعات تهاجم و تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران و فشارهای اقتصادی آن بر افغانستان، نه به صورت تئوری‌های انتزاعی، بلکه در قالب واقعیت‌های تلخ و عینی بر سفره‌ی مردم نشسته است. آنچه امروز در بازارهای کابل، هرات، مزارشریف و سایر ولایات مشاهده می‌شود، تصویری هولناک از فقرِ تحمیلی است. قیمت کالاهای اساسی که قوت غالب مردم را تشکیل می‌دهند، تحت تأثیر مستقیم اختلالات ناشی از جنگ در ایران، جهشی ناگهانی و ویرانگر داشته است.

چنانچه پیش از تشدید تنش‌ها و حملات به زیرساخت‌های اقتصادی ایران، قیمت یک بوجی برنج درکابل و حتی در بازارهای محلی حدود ۲۵۰۰ افغانی بود. اما اکنون، همان بوجی برنج با قیمتی نزدیک به 4800 تا 5000 افغانی فروخته می‌شود. این در حالی است که درآمد طبقات فقیر و کارگر نه تنها افزایش نیافته، بلکه به دلیل بازگشت مهاجران بیکار از ایران، کاهش نیز یافته است.

وضعیت روغن نباتی، رب، آرد، چای، بوره و دیگر ضرورویات اولیه نیز همین‌گونه است. زیرا ایران یکی از تأمین‌کنندگان اصلی روغن و مواد پروتئینی برای افغانستان است و اختلال در بازارها و بنادر این کشور، باعث میگردد که در بازارهای محلی و حتی شهرهای افغانستان، قیمت‌ها سر به فلک کشیده و دسترسی مردم به ضروریات اولیه محدود و یا باهزینه‌ها‌ی سنگین مواجه گردد.

چنانچه یک قوطی روغن که قبلاً با قیمتی 900 تا یک هزار افغانی خریداری می‌شد، اکنون کالایی لوکس محسوب می‌شود که بسیاری از خانواده‌ها مجبورند از مصرف آن صرف‌نظر کنند. تیل، به عنوان شریان حرکت اقتصاد، نیز دچار نوسانات شدید شده است. افزایش قیمت تیل و گاز، هزینه‌ی تولید نان، ترانسپورت عمومی و ده‌ها مسائل دیگر در افغانستان را غیرقابل تحمل کرده است.

اما دردناک‌ترین بُعد این ماجرا، تأثیر روانی و اجتماعی آن است. کارگرانی که شرمنده‌ی نگاه گرسنه‌ی فرزندان خود استند، خانواده‌های که پیوسته اخبار جنگ را دنبال و بر اساس آن وعده‌های غذایی اولادهای شان را مدیریت می‌کنند، و جوانانی که امیدشان به کار در ایران نقش بر آب شده است. این جنگ، که هزاران کیلومتر دورتر از کابل به وقوع پیوسته است، گرسنگی را به خانه‌های افغان‌ها آورده است.

آمریکا و اسرائیل شاید ادعا کنند که هدفشان تأسیسات نظامی یا هسته‌ای ایران است، اما واقعیت این است که جنایت‌های اقتصادی آمریکا و اسرائیل و تحریم‌ها و وحشی‌گری‌های آن‌ها، نان شب کودکان افغانستان را هدف گرفته است. این فجایع انسانی، لکه‌ی ننگی ابدی بر پیشانی کسانی است که با بازی‌های ژئوپلیتیک، زندگی میلیون‌ها انسان بی‌پناه را قربانی می‌کنند. خلاصه اینکه اقتصاد افغانستان در این طوفان، در حال فروپاشی است و هیچ پناهگاهی برای مردم عادی جز تحمل رنج‌های روزافزون باقی نمانده است.

جنایت‌های اقتصادی آمریکا و اسرائیل
جنایت‌های اقتصادی آمریکا و اسرائیل در منطقه، افغانستان را نیز تحت تاثیر قرار داده است

حبیبه احمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11649

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *