بیانیه اخیر وزارت خارجه حکومت طالبان در محکومیت حمله موشکی انصارالله یمن به یک نفتکش مرتبط با عربستان سعودی در تنگه بابالمندب، بار دیگر نگاهها را به نوع مواجهه کابل با تحولات منطقهای معطوف ساخته است. در این بیانیه، طالبان ضمن محکوم کردن این حمله، بر ضرورت حفظ امنیت مسیرهای بینالمللی دریایی و آزادی کشتیرانی تأکید کردند؛ موضعی که در ظاهر بر اصول پذیرفتهشده حقوق بینالملل استوار به نظر میرسد، اما در بستر تحولات سالهای اخیر یمن و فلسطین، پرسشهای فراوانی را برمیانگیزد.
این موضعگیری در شرایطی صورت میگیرد که انصارالله یمن پس از آغاز جنگ غزه در هفتم اکتوبر، یکی از فعالترین بازیگران محور حمایت از فلسطین است و با هدف قرار دادن کشتیهای مرتبط با اسرائیل، تلاش نموده تا هزینههای جنگ علیه مردم غزه را برای حامیان تلآویو افزایش دهد. از سوی دیگر، همین حکومت طالبان تنها دو سال پیش حملات آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی علیه یمن را با شدیدترین عبارات محکوم کرده و آن را نتیجه بیعملی قدرتهای جهانی در برابر «نسلکشی» غزه دانسته بود.
از این منظر، تحلیل موضع طالبان در قبال انصارالله یمن، بیش از یک خبر دیپلماتیک؛ بلکه آینهای از تناقضات سیاست خارجی، رفتار پارادوکسیکال میان تصمیمات رسمی با واقعیتهای انسانی منطقه را نشان میدهد. از اینرو لازم است تا به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه محکومیت انصارالله یمن توسط طالبان، با گذشته خودش، جنایات مستند عربستان و آمریکا و دیدگاه مردم افغانستان در تناقض قرار گرفته است؟
از محاصره یمن تا نبرد بابالمندب؛ ریشههای بحرانی که دیده نشد
برای تحلیل موضع اخیر حکومت طالبان، نخست باید زمینههای شکلگیری بحران یمن را مورد توجه قرار داد. زیرا حمله موشکی اخیر انصارالله یمن را نمیتوان جدا از جنگی ارزیابی کرد که از سال ۲۰۱۵ با مداخله نظامی عربستان سعودی و ائتلاف تحت رهبری این کشور آغاز شد. از سال 2015، عربستان با همراهی متحدان خود، محاصره زمینی، هوایی و دریایی یمن را برقرار کرد؛ محاصرهای که در سال ۲۰۱۶ با مشارکت مستقیم ایالات متحده آمریکا ابعاد گستردهتری یافت و پس از سال ۲۰۱۷، شدت بیشتری پیدا کرد.
پیامدهای این محاصره، صرفاً نظامی نبوده؛ بلکه به یکی از بزرگترین فجایع انسانی قرن حاضر انجامیده است. طبق گزارشهای منتشرشده، بیش از ۱۷ هزار شهروند یمنی که نزدیک به چهار هزار نفر از آنان کودک و حدود دو هزار نفر زن بودهاند، در نتیجه حملات زمینی، هوایی و دریایی ائتلاف سعودی جان خود را از دست دادهاند.
در کنار تلفات انسانی، محاصره اقتصادی و دریایی، میلیونها شهروند یمنی را در معرض گرسنگی قرار دادند. یونیسف، قحطی ناشی از این محاصره را بدترین بحران غذایی جهان توصیف کرده است؛ بحرانی که بیش از ۲۴ میلیون یمنی، از جمله ۱۲ میلیون کودک را درگیر کرد. در تمام این سالها، آمریکا و انگلیس نه تنها از عملیات ائتلاف سعودی حمایت سیاسی و اطلاعاتی کردند، بلکه با پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی، بخشی از ساختار جنگ علیه یمن محسوب میشدند.
تمام تحلیلگران معتقدند که فشارهای گسترده بر انصارالله یمن، صرفاً به دلیل منازعات داخلی یمن نبوده و نیست، بلکه به دلیل مواضع ضداسرائیلی و مخالفت یمن با سیاستهای منطقهای واشنگتن و تلآویو صورت گرفته است. در چنین بستری، نمیتوان تحولات امروز بابالمندب را صرفاً از منظر امنیت کشتیرانی تحلیل کرد، بیآنکه به سالها محاصره، بمباران، قحطی و فشارهای بیسابقه علیه مردم یمن اشاره شود.
طالبان و رفتار پارادوکسیکال در قبال یمن، غزه و فلسطین
باتوجه به آنچه که توضیح داده آمدیم، موضعگیری اخیر حکومت طالبان در محکومیت انصارالله یمن، به طرز چشمگیری متناقض و پارادوکسیکال است. زیرا کابل در بیانیهی خود، صرفاً به نکوهش اقدام نظامی انصارالله بسنده کرده و هیچ اشارهای به مجموعه عواملی که به این بحران دامن زدهاند، نکرده است. این در حالی است که تنها دو سال پیش، همین حکومت، حملات آمریکا و انگلیس به یمن را به شدت محکوم کرده بود. وزارت خارجه طالبان در آن زمان، حمله رژیم صهیونیستی به بندر الحدیده را با تندترین عبارات نکوهش کرد و ذبیحالله مجاهد نیز تأکید نمود که ناتوانی قدرتهای جهانی در مهار جنگ غزه، دامنه بحران را به دیگر کشورهای منطقه کشانده است.
از سوی دیگر، طالبان همواره از آمریکا و متحدانش به عنوان دشمنان دیرین جهان اسلام یاد میکنند و برای بیرون راندن آنها از افغانستان، بیش از دو دهه هزینههای سنگین مالی و جانی متحمل شدند. پس از بازگشت به کابل نیز، تمام قواعد و هنجارهای برجایمانده از آمریکاییان را یکسره لغو کردند. با این وجود، موضعگیری کنونی حاکمان کابل در قبال یمن، دقیقاً یادآور دوران جمهوریت است؛ همان روزگاری که حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن به شدت محکوم میشد، اما در برابر هزاران حمله هوایی ائتلاف سعودی، سکوتی معنادار اختیار میگردید.
نکته قابل تأمل اینکه انصارالله امروز یکی از فعالترین حامیان مردم غزه محسوب میشود و بارها اعلام کرده که هدف از عملیات دریاییاش، جلوگیری از ارسال کالا و تجهیزات به رژیمی است که دست به نسلکشی در فلسطین زده است. در چنین شرایطی، در حالی که آمریکا، انگلیس و عربستان همچنان مهمترین دشمنان انصارالله یمن به شمار میروند، لحن رسمی کابل به ناگاه تغییر یافته است. این تناقض زمانی برجستهتر میشود که بدانیم بسیاری از دولتهای اسلامی تنها به صدور بیانیههای سیاسی اکتفا کردند، اما انصارالله عملاً وارد میدان نبرد شد و هزینههای سنگین سیاسی و نظامی حمایت از فلسطین را بر دوش کشید.
موضعگیری طالبان در قبال انصارالله یمن، موضع مردم افغانستان نیست
جامعه افغانستان طی دو دهه گذشته، تجربه مستقیمی از حضور نظامی آمریکا و متحدان غربی واشنگتن را داشته است. به همین دلیل، آمریکا و متحدانش در پیشگاه مردم افغانستان، به شدت منفور است. زیرا افغانها به تجربه عینی دیده اند که آمریکا و متحدانش با مداخله در امور کشورهای عراق، افغانستان، یمن، لیبا و سوریه، چه جنایتهای فجیعی را مرتکب شده اند.
از همین منظر، افغانها، جنگ یمن را صرفاً یک اختلاف داخلی نمیدانند، بلکه آن را بخشی از رقابتهای جیوپلیتیکی میبینند که در آن آمریکا، انگلیس و عربستان نقش تعیینکنندهای داشتهاند.در مقابل، مسئله فلسطین و غزه در میان مردم افغانستان جایگاه ویژهای دارد. حمایت گسترده مردمی از فلسطین، در سالهای اخیر بارها در راهپیماییها، فضای مجازی و موضعگیریهای اجتماعی نمایان شده است. از نگاه افغانها، هر جریان یا گروهی که به صورت عملی در کنار مردم غزه قرار گرفته باشد، شایسته حمایت و احترام است و انصارالله نیز در این چارچوب ارزیابی میشود.
به همین دلیل، واکنشهای منفی به بیانیه اخیر حکومت طالبان در شبکههای اجتماعی، از جمله در بخش نظرات ذیل پیام عبدالقهار بلخی در شبکه ایکس، از سوی کاربران به عنوان نشانهای از فاصله میان موضع رسمی حکومت و برداشت بخشی از افکار عمومی افغانستان مطرح شده است. در این دیدگاهها، کاربران از اینکه بیانیه طالبان، انصارالله یمن را محکوم کرده است، انتقاد کردهاند و آن را با مواضع مردم افغانستان درباره یمن ناسازگار دانستهاند.

عایشه ببرک خیل











