دیدار نتانیاهو و ترامپ، دو شیطان در واشنگتن
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، به بهانهی اشتراک در مراسم خاکسپاری لیندسی گراهام به امریکا سفر کرده است. اما واقعیت این است که گپ تنها یک سفر دیپلماتیک معمولی یا یک مراسم ختم نیست. بلکه هدف اصلی نتانیاهو در این سفر دیدار با دونالد ترامپ بود. این دیدار در شرایطی رخ میدهد که معادلات منطقه به طرز حیرتانگیزی تغییر کرده است. حضور نظامی اسرائیل در لبنان، انسداد بابالمندب و تشدید محاصرههای دریایی ایران، همگی نشان میدهد که واشنگتن و تلآویو عزم خود را جزم کردهاند تا طرحی نوین و خطرناک برای تقابل مستقیم با تهران روی دست بگیرند.
توجه به این موضوع یک ضرورت جدی است، زیرا ما با یک دسیسهی ساده روبرو نیستیم، بلکه با یک نقشهی جامع و چندلایه مواجه استیم که مستقیماً امنیت، جان میلیونها انسان و آیندهی کشورهای منطقه را هدف قرار داده است. اگر این دیدار و توافقات پنهان آن به درستی واکاوی نشود، عواقب جبرانناپذیری بر دوش کشورهای اسلامی و به ویژه مردم منطقه تحمیل خواهد شد. ما باید بدانیم در اتاقهای بستهی واشنگتن چه گپها میگذرد و چگونه سرنوشت منطقه در حال معامله است.
پرسش اساسی و بنیادینی که باید پاسخ داده شود اینست که آیا دیدار نتانیاهو و ترامپ، آغاز یک جنگ دیوانهوار دیگراست که در آن از سربازان امریکایی گرفته تا بسیاری از مردم ملکی برای دفاع و منافع اسرائیل قربانی میشوند، یا این یک توطئهی شیطانی برای از بین بردن وحدت مسلمانان و ایجاد اختلاف میان آنان است تا اسرائیل و امریکا به اهداف توسعهطلبانهی خود برسند؟
دنبالهروی ترامپ فاسد از نتانیاهوی قاتل در جنگافروزی
در بررسی روابط دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، باید یک واقعیت روشن و تلخ را پذیرفت، اینکه ترامپ در این معادله یک رهبر مستقل نیست، بلکه یک دنبالهروی تندخوی و فاسد برای نتانیاهو است. تاریخچهی دیدارهای این دو نفر به طرز دیوانهکنندهای یک الگوی مشخص و خطرناک را نشان میدهد. هر بار که نتانیاهو با ترامپ دیدار کرده است، بلافاصله یک جنگ جدید، یک بحران بزرگ و یک تنش حیرتانگیز در منطقه شکل گرفته است. از پاره کردن توافقنامهی برجام (توافقنامه بین ایران و آمریکا) گرفته تا ترورهای هدفمند و افزایش فشارهای اقتصادی، همگی نتیجهی مستقیم همین دیدارها و پیروی کورکورانهی ترامپ از خواستههای نتانیاهو بوده است.
ترامپ که همواره ادعا میکند منافع امریکا را در اولویت قرار میدهد، در عمل ثابت کرده است که یک سیاستمدار فاسد است که منافع رژیم صهیونیستی را بر جان و مال شهروندان امریکایی ترجیح میدهد. نتانیاهو با استفاده از ویژگیهای شخصیتی ترامپ و تمایل او به نمایش قدرت، او را به سمت جنگافروزی سوق میدهد. دیدار نتانیاهو و ترامپ نیز یک جلسهی توجیهی است تا رئیس جمهور فاسد آمریکا را برای پذیرش یک طرح قاتلانه آماده کند. نتانیاهو میداند که برای پیشبرد اهداف توسعهطلبانهی خود و بقای سیاسیاش، نیاز به حمایت بیچون و چرای واشنگتن دارد و ترامپ نیز دقیقاً همان کسی است که این دستورکار را بدون هیچگونه مقاومتی اجرا میکند.
باید توجه داشت که جنگافروزی نتانیاهو اکنون با حمایت مستقیم ترامپ رنگ و بوی رسمی و اجرایی به خود گرفته است. ترامپ نه تنها در برابر زیادهخواهیهای نتانیاهو مقاومت نمیکند، بلکه با اشتیاق کامل در این توطئهی شیطانی شریک میشود. این رابطه نشان میدهد که کاخ سفید در واقع به یک ابزار اجرایی برای طرحهای خطرناک تلآویو تبدیل شده و هربار دست دادن ترامپ و نتانیاهو، هشداری برای ریخته شدن خون بیشتر در خاورمیانه است.
بهانههای اسرائیل و توطئهی شیطانی برای تشدید تنشها در منطقه
یکی از خطرناکترین و حیرتانگیزترین بخشهای دسیسهی شیطانی اسرائیل، مربوط به معلومات و جزئیاتی است که اخیراً رد و بدل شده است. چنانچه در روزهای اخیر خبری منتشر شد که نشان میدهد اسرائیل معلومات دقیق و حساس تاسیسات هستهیی در «کوه کلنگ ـ ایران»، را به امریکاییها تسلیم کرده است. این اقدام یک اشتراکگذاری معمولی معلومات میان دو متحد نیست، بلکه بخشی از یک طرح از پیش طراحی شده و شیطانی است.
چنانکه هفتهی گذشته، رئیس سازمان جاسوسی موساد به واشنگتن سفر کرد و با رئیس سیا دیدار نمود. بنا به نوشتهی وبسایت اکسیوس، محور اصلی این نشست «جنگ با ایران» بوده است. این نشان میدهد که استراتژی آنها از اقدامات پنهان و خرابکاری به سمت یک رویارویی مستقیم و تمامعیار تغییر یافته است. ارائهی معلومات «کوه کلنگ» به ترامپ، در واقع یک جلسهی توجیهی است تا او را قانع کنند که حمله به این تاسیسات امکانپذیر است و باید هرچه زودتر اجرا شود.
اما واقعیت این است که حمله به تاسیسات «کوه کلنگ» تنها یک بهانهی دیوانهوار و ساختگی است. نتانیاهو و ترامپ به دنبال بهانه استند تا تنشها را به اوج برسانند و یک جنگ بزرگ را در منطقه آغاز کنند. آنها میدانند که برای تغییر نقشهی جغرافیایی و سیاسی منطقه و نابودی زیرساختهای حیاتی کشورها، نیاز به یک جرقه دارند. انتقال معلومات کوه کلنگ دقیقاً برای ساختن همین جرقه و بهانهتراشی برای افکار عمومی و جامعهی جهانی است. این یک توطئهی کاملاً حسابشده است تا از طریق ایجاد یک بحران نظامی بزرگ، معادلات منطقه را به نفع خود تغییر دهند و ایران را در یک محاصرهی همهجانبهی نظامی و اطلاعاتی قرار دهند.
طرح شیطانی برای نابودی وحدت مسلمانان و قربانی کردن سربازان امریکایی
بخش دیگر دسیسهی شیطانی تل آویو، مربوط به ابعاد سیاسی و اجتماعی آن است. نتانیاهو و ترامپ به خوبی میدانند که بزرگترین مانع در برابر طرحهای توسعهطلبانهی آنها، وحدت و یکپارچگی کشورهای اسلامی است. به همین دلیل، برنامهی اصلی آنها برای عدم وحدت کشورهای اسلامی و ایجاد اختلاف و تفرقه میان آنان، در دستور کار این دیدار قرار دارد.
آنها میخواهند با ایجاد ترس و وحشت از یک جنگ بزرگ، کشورهای منطقه را مجبور کنند تا در یک جبههی مصنوعی علیه ایران قرار بگیرند. استراتژی آنها این است که اگر قرار است جنگی رخ دهد، این جنگ در خاک کشورهای عربی و اسلامی جریان داشته باشد و ملتهای مسلمان را در برابر هم قرار دهند.
تشدید محاصرههای دریایی و ایجاد بحران در بابالمندب، بخشی از همین فشارها برای ایجاد نارضایتی اقتصادی و سیاسی در میان کشورهای اسلامی و شکاف انداختن میان آنان است. هدف نهایی این است که جهان اسلام از مسئلهی اصلی خود یعنی فلسطین و قدس غافل شود و درگیر جنگهای نیابتی و داخلی گردد.
در این میان، نکتهی قابل توجه اینست که عساکر امریکایی به طرز وحشتناکی قربانی طرحها و پلانهای نتانیاهو میشوند. زیرا نتانیاهو با فریب دادن ترامپ، پای عساکر امریکایی را به میان کشیده است. چنانچه در هر درگیری و جنگی که به بهانهی کوه کلنگ یا هر بهانهی دیگر آغاز شود، این عساکر امریکایی استند که در خط مقدم قرار میگیرند و کشته میشوند تا از اسرائیل دفاع کنند.
نتانیاهو خون عساکر امریکایی را بهای امنیت نامشروع رژیم صهیونیستی قرار داده است و ترامپ نیز به عنوان یک دنبالهروی فاسد، این قربانی کردن جان شهروندان کشور خود را تایید و اجرا میکند. این یک خیانت آشکار به منافع ملی امریکا و یک جنایت قاتلانه در حق عساکری است که فریب وعدههای دروغین واشنگتن را خوردهاند.
خلاصه اینکه، سفر نتانیاهو به امریکا و دیدار با ترامپ، یک رویداد معمولی دیپلماتیک نیست، بلکه نقطهی عطف یک دسیسهی شیطانی و دیوانهوار برای به آتش کشیدن منطقه است. این دو رهبر با یک طرح شیطانی و از پیش طراحیشده به دنبال تشدید تنشها استند. هرچند ترامپ در این معادله نقش مستقلی ندارد و صرفاً یک دنبالهروی است که هر بار با دیدار نتانیاهو، مقدمات یک جنگ جدید را فراهم میکند.
در کنار این جنگافروزی، توطئهی دیگری برای از بین بردن وحدت کشورهای مسلمان و ایجاد اختلاف میان آنان در جریان است تا مسیر برای زیادهخواهیهای اسرائیل هموار شود. و در نهایت، باید با تلخی پذیرفت که در این بازی خطرناک، جهان اسلام و اتحاد کشورهای اسلامی به طرز دیوانهکنندهای قربانی میشوند تا منافع و امنیت رژیم صهیونیستی تامین گردد. زیرا این دیدار، امضای یک قرارداد خونین است که هزینهی آن را مردم بیگناه منطقه و مسلمانان با جان خود پرداخت خواهند کرد.

نقیب الله جمشید











