روایت اربعین از افغانستان تا کربلا
هنوز بوی باروت از آسمان منطقه پاک نشده است. هنوز تصاویر موشکها، ویرانیها و مادرانی که داغ فرزندانشان را بر دل دارند، از حافظه خاورمیانه محو نشده است. در روزگاری که برخی قدرتها میکوشند با جنگ، تحریم و فشار، اراده ملتها را تغییر دهند، میلیونها انسان بیآنکه سلاحی در دست داشته باشند، تنها با کولهباری از عشق و ایمانی مشترک، راهی جادهای میشوند که مقصدش کربلاست. شاید همین تصویر، بزرگترین پرسش را پیش روی جهان امروز قرار میدهد: آیا تاریخ را فقط ارتشها، موشکها و قدرتهای نظامی مینویسند؟
گاهی تاریخ را قدمهایی مینویسند که کیلومترها بر خاک داغ راه میروند تا یک پیام را تکرار کنند؛ اینکه برخی ارزشها را نمیتوان با زور خاموش کرد. در شرایطی که منطقه بار دیگر شاهد رویاروییهای نظامی و فشارهای سیاسی است و حملات آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، معادلات امنیتی خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده است، ایستادگی ایران در برابر این فشارها، برای بسیاری از ملتهای منطقه مفهوم مقاومت را بار دیگر برجسته کرده است.
در چنین فضایی، اربعین امسال تنها یادآور یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه به صحنه بازخوانی مفاهیمی مانند ایستادگی، استقلال و مقابله با سلطه تبدیل شده است. جاده نجف تا کربلا شاهد صحنهای متفاوت است؛ حرکتی که نه فرمانده نظامی دارد، نه با اجبار سیاسی شکل گرفته و نه با منفعت مادی توضیح داده میشود.
در این مسیر، پیرمرد عراقی دست کودک افغانستانی را میگیرد، جوان پاکستانی ویلچر زائر ایرانی را هل میدهد و انسانی از سرزمینی دور، آب و غذا را با کسی تقسیم میکند که شاید زبان او را نداند. در اربعین، مرزهای جغرافیایی کمرنگ میشود و زبان مشترک انسانیت خود را نشان میدهد.
اربعین تنها یک آیین سوگواری نیست؛ یکی از بزرگترین گردهماییهای صلحآمیز جهان است که میلیونها انسان از کشورهای مختلف را کنار هم قرار میدهد. اهمیت این اجتماع فقط در شمار زائران آن نیست، بلکه در فرهنگ ایثار، مهماننوازی و همبستگیای است که در آن شکل میگیرد.
در میان این جمعیت عظیم، افغانستان تنها یک کشور زائر نیست؛ بخشی از این روایت است. سرزمینی که دههها جنگ، مهاجرت و بحران را تجربه کرده، اما هنوز در نام حسین(ع) نقطهای برای پیوند و همدلی میان مردم خود مییابد.
امام حسین(ع)؛ نامی فراتر از مرزهای مذهبی و فرهنگی
چه چیزی یک انسان را پس از گذشت بیش از چهارده قرن همچنان زنده نگه میدارد؟ چگونه شخصیتی که در یک روز تاریخی و با شمار اندکی از یارانش در برابر قدرتی بزرگ ایستاد، امروز میتواند میلیونها انسان را از فرهنگها و سرزمینهای مختلف به حرکت وادارد؟ پاسخ این پرسش را نمیتوان تنها در نتیجه یک نبرد تاریخی جستوجو کرد؛ زیرا ماندگاری کربلا نه از پیروزی نظامی، بلکه از معنایی سرچشمه گرفت که برای انسانها به یادگار گذاشت.
عاشورا مسئلهای فراتر از یک واقعه تاریخی است؛ مسئله نسبت میان قدرت و عدالت، مصلحت و حقیقت، و ترس و آزادگی. امام حسین(ع) در کربلا نشان داد که انسان میتواند در سختترین شرایط، حاضر نشود ارزشهای خود را قربانی قدرت کند.
به همین دلیل، شخصیت امام حسین(ع) در مرزهای مذهبی و جغرافیایی محدود نمانده است. برای شیعیان، او امامی است که قیامش سرچشمه الهام دینی و اخلاقی است؛ برای بسیاری از اهل سنت، او از بزرگان اهل بیت پیامبر(ص) و نماد ایستادگی در برابر ظلم است؛ و برای پژوهشگران علوم اجتماعی و ادیان، عاشورا نمونهای از نقش نمادهای اخلاقی در شکلدهی به هویت جمعی جوامع انسانی است.
پژوهشگرانی مانند کارن آرمسترانگ در مطالعات خود درباره ادیان، بر نقش روایتهای دینی در شکلدهی به ارزشهای اجتماعی تأکید کردهاند. همچنین ویلیام بیمن به نقش آیینهای جمعی در بازتولید هویت فرهنگی پرداخته است. از این منظر، اربعین تنها یک مراسم مذهبی نیست؛ بلکه نمونهای از یک پدیده اجتماعی است که نشان میدهد چگونه یک نماد تاریخی میتواند پس از قرنها، همچنان میلیونها انسان را گرد هم آورد.
اما همین ماندگاری، پرسشی مهم را پیش روی علم سیاست قرار میدهد: اگر قدرت فقط با ارتش، ثروت و ابزارهای مادی سنجیده میشود، چگونه شخصیتی که چنین ابزارهایی در اختیار نداشت، توانسته چنین نفوذی در تاریخ ایجاد کند؟
از ماکیاولی تا کربلا؛ معمای قدرت
در علوم سیاسی، قدرت معمولاً با توانایی اثرگذاری بر رفتار دیگران تعریف میشود. ماکیاولی بقای حکومت را یکی از مهمترین اهداف سیاست میدانست و بسیاری از نظریهپردازان روابط بینالملل، قدرت را در توان نظامی، اقتصادی و سیاسی دولتها جستوجو کردهاند. حتی جوزف نای با طرح مفهوم «قدرت نرم»، از توانایی جذب و اثرگذاری سخن گفت. اما کربلا پرسشی متفاوت مطرح میکند.
اگر معیار قدرت، تعداد سربازان باشد، یاران حسین(ع) در برابر سپاه مقابل اندک بودند. اگر معیار قدرت، تشکیل حکومت باشد، او حکومتی تشکیل نداد. اگر معیار قدرت، منابع مادی باشد، هیچیک از این ابزارها در اختیار او نبود. پس راز ماندگاری او چیست؟
شاید پاسخ در این باشد که قدرت همیشه از ابزارهای مادی سرچشمه نمیگیرد. گاهی قدرت در توانایی ایجاد معنا، بیدار کردن وجدانها و ساختن یک معیار اخلاقی برای نسلهای آینده است.
اربعین جلوه زنده همین نوع قدرت است؛ قدرتی که نه با اجبار، بلکه با انتخاب انسانها شکل میگیرد. میلیونها نفری که هر سال راه کربلا را طی میکنند، نشان میدهند که نفوذ پایدار بیش از آنکه از ترس ساخته شود، از باور و اعتماد شکل میگیرد.
افغانستان؛ روایت دیگری از قدرت
برای افغانستان، اربعین تنها یک سفر مذهبی نیست؛ تصویری متفاوت از کشوری است که سالها با جنگ و بحران شناخته شده است. در میان کاروانهای زائران افغانستانی، داستان انسانهایی وجود دارد که با وجود مشکلات اقتصادی و دشواریهای مسیر، راه کربلا را انتخاب میکنند. این حرکت تنها یک سفر نیست؛ نشاندهنده این باور است که برخی ارزشها میتوانند از مرزهای سیاست و جغرافیا عبور کنند.
در فرهنگ دینی افغانستان، امام حسین(ع) تنها متعلق به یک گروه مذهبی نیست؛ بلکه نماد عدالتخواهی و ایستادگی در برابر ظلم شناخته میشود. در میان علمای شیعه افغانستان نیز بر همین جنبه تأکید شده است. آیتالله محمدحسین جعفری قندوزی، عاشورا را مکتب مبارزه با ظلم و پاسداری از ارزشهای انسانی دانسته و بر جهانی بودن پیام قیام امام حسین(ع) تأکید کرده است.
در سوی دیگر، محبت به اهل بیت پیامبر(ص) و احترام به امام حسین(ع) در میان بسیاری از پیروان اهل سنت افغانستان نیز جایگاه ویژهای دارد. همین اشتراک معنایی، ظرفیت مهمی برای وحدت و همگرایی در جامعه افغانستان ایجاد میکند. در جامعهای که سالها برخی اختلافات مذهبی و قومی به ابزار شکاف تبدیل شدهاند، اربعین تصویر دیگری ارائه میدهد؛ تصویری که در آن تفاوتها مانع همدلی نیستند. حضور افغانستانیها در اربعین، نمونهای از نوع دیگری از قدرت است؛ قدرتی که نه بر سلاح، بلکه بر باور و پیوند انسانی استوار است.
روایت اربعین از افغانستان تا کربلا؛ از برخورد تمدنها تا همگرایی تمدنها
ساموئل هانتینگتون در نظریه «برخورد تمدنها» بر این باور بود که بسیاری از منازعات آینده جهان حول تفاوتهای فرهنگی و تمدنی شکل خواهد گرفت. اما اربعین نمونهای است که نشان میدهد هویتها همیشه عامل جدایی نیستند؛ گاهی میتوانند زمینهای برای همگرایی باشند.
در مسیر کربلا، انسانهایی از ملیتها و فرهنگهای مختلف کنار هم قرار میگیرند؛ افغانستانی، ایرانی، عراقی، پاکستانی و انسانهایی از نقاط مختلف جهان. آنها تفاوتهای خود را حذف نمیکنند، بلکه حول ارزشهایی مشترک مانند عدالت، ایثار و کرامت انسانی گرد هم میآیند. شاید پیام اربعین برای جهان امروز همین باشد: آینده بشر فقط با رقابت قدرتها ساخته نمیشود؛ بلکه به توانایی ملتها برای یافتن نقاط اتصال نیز وابسته است.
جمعبندی؛ قدرتی که در قلبها ماندگار شد
در جهانی که هنوز بسیاری از معادلات سیاسی بر پایه قدرت نظامی و اقتصادی تعریف میشوند، اربعین یادآور نوع دیگری از قدرت است؛ قدرتی که از باور انسانها سرچشمه میگیرد. کربلا نشان داد که پیروزی همیشه به معنای غلبه در میدان نبرد نیست. گاهی یک اندیشه و یک ایستادگی اخلاقی میتواند قرنها پس از یک واقعه تاریخی، همچنان الهام بخش میلیونها انسان باشد.
از ماکیاولی تا نظریهپردازان معاصر، بسیاری تلاش کردهاند راز ماندگاری قدرت را توضیح دهند؛ اما اربعین پرسشی اساسی مطرح میکند: چگونه واقعهای که از نظر نظامی پیروز نشد، توانست چنین اثر تاریخی و جهانی بر جای بگذارد؟
پاسخ شاید در این حقیقت باشد: قدرتی که بر معنا، عدالت و کرامت انسانی بنا شود، از مرزهای زمان و جغرافیا عبور میکند. از کابل تا کربلا، اربعین فقط یک مراسم نیست؛ روایتی است از اینکه انسانها هنوز میتوانند فراتر از مرزها و اختلافها، حول ارزشهایی مشترک گرد هم بیایند.

الهام قاسمی











