در میان رشتهکوههای پامیر و هندوکش، نوار باریکی از قلمرو افغانستان موقعیت دارد که از شرق با چین، از شمال با تاجیکستان و از جنوب با پاکستان هممرز است. این منطقه که به نام کریدور واخان شناخته میشود، حدود ۳۵۰ کیلومتر طول و میان ۱۶ تا ۶۰ کیلومتر عرض دارد و یکی از ویژهترین گذرگاههای جغرافیایی آسیا بهشمار میرود.
کریدور واخان در اواخر قرن نزدهم میلادی و در اوج رقابتهای استعماری میان امپراتوری بریتانیا و روسیه تزاری، بهعنوان یک منطقه حایل ایجاد شد تا از رویارویی مستقیم این دو قدرت جلوگیری گردد. اکنون، پس از گذشت بیش از یک قرن، این کریدور دیگر تنها یک میراث تاریخی یا یک مرز دورافتاده نیست، بلکه به یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی منطقه مبدل شده است؛ نقطهای که منافع اقتصادی، امنیتی و راهبردی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در آن به یکدیگر گره خورده است.
در سالهای اخیر، همزمان با گسترش ابتکار «کمربند و راه» چین، افزایش رقابت بر سر دهلیزهای ترانزیتی، تلاش کشورهای منطقه برای کاهش وابستگی به مسیرهای سنتی تجارت و دگرگونی موازنه قدرت در آسیا، اهمیت کریدور واخان بیش از هر زمان دیگر افزایش یافته است. از همین رو، واخان دیگر صرفاً یک مسیر جغرافیایی نیست، بلکه به یکی از محورهای اصلی رقابت بر سر شکلدهی نظم آینده منطقه و بازآرایی معادلات ژئوپلیتیکی آسیا تبدیل شده است.
کریدور واخان؛ طلاییترین کریدور خفتهٔ آسیا
اهمیت استراتژیک کریدور واخان بسیار فراتر از یک گذرگاه معمولی مرزی است. این کریدور که از خاور به چین، از شمال به تاجیکستان و از جنوب به پاکستان محدود میشود، دروازهای زرین برای وصل کردن بازارهای پررونق شرق آسیا به کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه به شمار میرود. براساس گزارشهای موجود، زیربناهای کریدور واخان تا ۷۰ فیصد تکمیل شده و پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۲۶ افغانستان را بهگونهٔ مستقیم به چین وصل کند.
برای چین، این کریدور فقط یک راه تجاری نیست. پکن که از طریق کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) سرمایهگذاریهای کلانی در منطقه انجام داده، به دنبال راههای جایگزین است تا وابستگیاش را به گذرگاههای آبی آسیبپذیر همچون تنگهٔ مالاکا، و نیز وابستگی استراتژیکاش را به پاکستان کاهش دهد. کریدور واخان میتواند چین را مستقیماً به منابع معدنی غنی افغانستان وصل نماید و راهی امنتر و کوتاهتر برای تجارت با آسیای میانه و غرب آسیا فراهم آورد.
برای ایران، کریدور واخان در استراتژی دور زدن تحریمها نقشی حیاتی دارد. با کاهش ۵۳ فیصدی تجارت مرزی پاکستان، ایران به دنبال راههای دیگری برای وصل شدن به بازارهای شرق آسیا است. کریدور واخان که از دل جادهٔ ابریشم تاریخی میگذرد، میتواند ایران را از مسیر افغانستان به چین وصل کند و یک کریدور زمینی برای تبادل کالا، انرژی و تکنالوژی به وجود آورد. این راه برای ایران نه تنها یک فرصت اقتصادی، بلکه در شرایط تحریمهای بینالمللی یک ضرورت جیوپولیتیک (ژئوپلیتیک) به حساب میآید.
برای پاکستان، وضعیت دوگانه و پیچیده است. از یک سو، کریدور واخان میتواند فرصتهای تازهای برای تجارت با آسیای میانه ایجاد کند و برآوردها نشان میدهد که بهرهبرداری از این مسیر، صادرات به کشورهای آسیای میانه را ۳۳ فیصد رشد میدهد. اما از سوی دیگر، گشایش این کریدور به معنای تضعیف نقش انحصاری پاکستان بهعنوان دروازهٔ اصلی ترانزیت برای افغانستان و چین است. اسلامآباد همیشه کوشیده است افغانستان را در وابستگی اقتصادی به خود نگه دارد و کریدور واخان این معادله را برهم میزند.
افغانستان؛ از چهارراه بحران به چهارراه تجارت
برای افغانستان، کریدور واخان تنها یک پروژهٔ ترانسپورتی نیست؛ بلکه میتواند نقطهٔ عطفی در تغییر جایگاه این کشور از یک سرزمین محصور در خشکه به یک حلقهٔ مهم اتصال منطقهای مبدل شود.
اقتصاد افغانستان در چندین دههٔ گذشته، به دلیل جنگهای دوامدار، بیثباتی سیاسی و وابستگی به مسیرهای محدود ترانزیتی، همواره در برابر تحولات سیاسی و امنیتی کشورهای همسایه آسیبپذیر بوده است. با وجود آنکه تجارت خارجی افغانستان در سال ۲۰۲۵ به نزدیک ۱۴ میلیارد دالر رسیده، اما وابستگی ساختاری به مسیرهای ترانزیتی پاکستان، این کشور را در موقعیت یکی از آسیبپذیرترین اقتصادهای منطقه قرار داده است. بستهشدن گذرگاههای مرزی یا افزایش تنشهای سیاسی، بارها روند تجارت خارجی افغانستان را با چالشهای جدی مواجه ساخته است.
در چنین شرایطی، ایجاد یک مسیر مستقیم زمینی به چین از طریق واخان میتواند گزینههای ترانزیتی افغانستان را متنوعتر سازد، زمینهٔ جذب سرمایهگذاری در بخشهای معادن، انرژی و زیربناها را فراهم کند و این کشور را به بخشی از شبکهٔ گستردهٔ تجارت در منطقهٔ اوراسیا مبدل نماید.
حکومت سرپرست افغانستان نیز در سالهای اخیر، توسعهٔ کریدور واخان را از اولویتهای اقتصادی خود عنوان کرده و آن را فرصتی برای افزایش سرمایهگذاری، گسترش روابط اقتصادی منطقهای و تقویت جایگاه افغانستان در معادلات ترانزیتی آسیا دانسته است.
نگرانی قدرتهای غربی و نقشهٔ پنهان ناامنسازی
اما دقیقاً همین پتانسیل تحولآفرین کریدور واخان است که موجی از نگرانی را میان قدرتهای غربی و برخی بازیگران منطقهای ایجاد کرده است. آمریکا و بریتانیا که قرنها بر معادلات جیوپولیتیک این منطقه تسلط داشتهاند، خوب میدانند که کریدور واخان میتواند توازن قوا در آسیای میانه و جنوبی را به نفع چین، ایران و روسیه تغییر دهد. غرب نمیخواهد شاهد ظهور کریدوری باشد که چین را مستقیماً به ایران و سپس به اروپا وصل کند، بدون اینکه آمریکا یا متحدانش بتوانند بر آن نظارت یا اعمال نفوذ کنند.
در این میان، پاکستان با حمایت ضمنی قدرتهای غربی، بهگونهٔ فعال در تلاش برای ناامنسازی کریدور واخان است. در ۲۱ فبروری سال جاری، استخبارات طالبان یک محموله شامل ۵۲۵ قبضه سلاح و ۲۷۰۰۰ تیر مهمات را در مرز تورخم کشف و ضبط کرد که از سوی سازمانهای اطلاعاتی پاکستان به مقصد کریدور واخان ارسال شده بود. این سلاحها برای گروههای مخالف طالبان، از جمله جبههٔ استقلال افغانستان، داعش خراسان و گروههای شبهنظامی دیگر در نظر گرفته شده بود تا علیه شرکتهای معدنی چین و سرمایهگذاران خارجی در کریدور واخان اقدام کنند.
کارشناسان ضدتروریسم باور دارند که سازمان اطلاعاتی پاکستان با تضعیف پروژههای چین در افغانستان، میخواهد به پکن یادآوری کند که پاکستان هنوز دروازهبان اصلی اتصال منطقهای باقی میماند. به عبارت دیگر، اسلامآباد با ایجاد ناامنی در کریدور واخان، میخواهد چین را مجبور سازد که همچنان به مسیر CPEC وابسته بماند.
تشدید تنشها در بدخشان
درگیریهای اخیر در ولایت بدخشان، به ویژه در منطقهٔ یفتل، نشاندهندهٔ عزم گروههای مخالف برای اخلال در پروژهٔ کریدور واخان است. بر اساس گزارشها، ملا یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، به منظور ارزیابی وضعیت امنیتی در امتداد مرزهای واخان، اشکاشم و شغنان عازم بدخشان شده است. همزمان، گفتوگوهای کمیسیون ویژهٔ طالبان با جمعهخان فتح، فرماندهٔ مخالف طالبان، به شکست انجامیده است.
معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان به صراحت هشدار داده که هرگونه تلاش برای ناامنسازی کریدور واخان با واکنش شدید مواجه خواهد شد. وی تأکید کرده است که «دشمنان داخلی و خارجی افغانستان باید جدیت و حساسیت نیروهای طالبان را در برابر هرگونه نیت شوم در اینباره درک کنند». این اظهارات نشان میدهد که طالبان به خوبی از ابعاد توطئهآمیز ناامنسازی کریدور آگاه است و آن را بخشی از یک جنگ نیابتی گستردهتر میداند.
هند و معادلهٔ جدید منطقه
تحولات واخان برای هند نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. دهلینو که از طریق کریدور واخان، مرز ۱۰۶ کیلومتری با افغانستان دارد، با دقت روند توسعهٔ این کریدور و گسترش همکاریهای اقتصادی میان افغانستان و چین را دنبال میکند؛ زیرا هرگونه تغییر در شبکههای ترانزیتی منطقه میتواند بر موازنهٔ جیوپولیتیک جنوب آسیا تأثیر بگذارد.
از نگاه هند، افزایش نفوذ اقتصادی چین در افغانستان و آسیای میانه بخشی از رقابت استراتژیک گستردهتر میان دو قدرت آسیایی است؛ رقابتی که در سالهای اخیر از حوزهٔ نظامی فراتر رفته و به عرصهٔ اقتصاد، زیربنا و اتصال منطقهای نیز کشیده شده است. دهلینو بهروشنی میداند که کریدور واخان میتواند وزن جیوپولیتیک چین را در جنوب آسیا به گونهای بیسابقه افزایش دهد و این همان چیزی است که هند به هر قیمتی در پی مهار آن است.
جمعبندی
کریدور واخان بسیار فراتر از یک پروژهٔ زیربنایی ساده است. این کریدور، نماد تغییر نظم جیوپولیتیک در آسیاست. اگر این پروژه به سرانجام برسد، شاهد تحول بنیادین در روابط اقتصادی و سیاسی منطقه خواهیم بود: چین به مسیری امنتر و کوتاهتر برای وصل شدن به غرب آسیا دست مییابد، ایران از بند تحریمها رها شده و به کریدوری حیاتی برای تجارت با شرق تبدیل میگردد، افغانستان از فقر و وابستگی نجات یافته و به مرکز ترانزیتی منطقه بدل میشود، و پاکستان نقش انحصاری خود را بهعنوان دروازهٔ تجاری منطقه از دست میدهد.
اما دقیقاً به همین دلیل، قدرتهای غربی و برخی بازیگران منطقهای با حمایت از گروههای شبهنظامی و ایجاد ناامنی در بدخشان، سعی در نابودی این رویا دارند. آنها نمیخواهند شاهد ظهور افغانستانی مستقل و متصل به شبکههای اقتصادی شرق باشند. نبرد بر سر کریدور واخان، در حقیقت نبرد بر سر آیندهٔ نظم منطقهای آسیاست؛ نبردی که در آن، سرنوشت میلیونها نفر در ترازوی جغرافیای سیاست سنگینی میکند.

زهرا هاشمی











