Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در روزهایی که خاک افغانستان همچنان زیر بار سنگین تحولات و زخم‌های کهنه می‌لرزد، گاه صداهایی از آن سوی مرزها برمی‌خیزد که نه تنها التیام نمی‌بخشد، بلکه نمک نیز بر زخم‌ها می‌پاشد. اظهارات اخیر سمیع سادات، رئیس «جبهه متحد افغانستان»، درباره نظامیان سابق و اتهام خیانت و وطن‌فروشی به کسانی که با حکومت فعلی همکاری می‌کنند، یکی از همین صداهاست؛ صدایی خش‌دار و آزاردهنده‌ی که به شدت مارا به تامل وامیدارد و ناچاریم تا گذشته‌ی این افراد را بررسی و برای خوشان بازگو کنیم.

بنابراین ادعاها و اظهارات سمیع سادات، در فضایی که هنوز، زخم‎های فرار، سقوط و رهاشدگی افغانها تازه‌اند، نمی‌تواند بی‌پاسخ بماند. از همین‌رو پرسش‌های که همین اکنون باید پاسخ داده شود اینست که واقعا چه کسی خائن و وطن فروش است؟ آنهای‌که امکانات دفاعی را در اختیار داشتند، ولی پایتخت را رها کردند و به آمریکا گریختند، یا سربازانی که در میدان تنها ماندند و اکنون برای زنده‌ماندن تصمیم می‌گیرند؟

  • سمیع سادات؛ برساخته فساد و منفور افکار عمومی

سمیع سادات نه یک فرمانده برخاسته از دل جنگ و مقاومت، بلکه محصول سیستم فاسد و ناکارآمد جمهوریت است. در سال‌های پایانی حکومت اشرف غنی، یکی از عوامل مهم سقوط، انتصاب افراد بی‌تجربه و وابسته به حلقه‌های قدرت در سمت‌های حیاتی نظامی و امنیتی بود. سمیع سادات نیز از جمله همین افراد بود؛ کسی که مسئولیت دفاع از حوزه‌های کلیدی را بر عهده داشت، اما در لحظات حساس نتوانست آن مسئولیت را به سرانجام برساند.

چنان‌که حنیف اتمر در سال ۲۰۲۴ در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت که «سمیع سادات مسئول دفاع از حوزه هلمند و در آخر مسئول حفظ پایتخت بود و امکانات و قابلیت‌های عظیم دفاعی و امنیتی را در اختیار داشت. وی و سایر مسئولین باید از بابت ناکامی شرم‌آور و مصیبت‌بار در دفاع از کشور و نظام پاسخ‌گو قرار داده شوند.» این سخنان، نه اتهام یک مخالف، بلکه یادآوری واقعیتی است که بسیاری از افغان‌ها هنوز آن را با پوست و گوشت خود احساس می‌کنند؛ واقعیتی که مستقیماً به مسئولیت کسانی بازمی‌گردد که در حساس‌ترین روزهای سقوط، در رأس ساختارهای نظامی و امنیتی قرار داشتند.

طنز تلخ روزگار این است که اکنون همان فرد، به‌جای عذرخواهی از مردم و پذیرش سهم خود در سقوط، با ادبیات تهدیدآمیز به نظامیان سابق حمله می‌کند و آنان را خائن می‌خواند. این رویکرد در حالی صورت می‌گیرد که سمیع سادات خود نیز بخشی از همان ساختاری بود که امروز عملکرد آن زیر سؤال است و پس از سقوط نیز به‌جای پاسخ‌گویی درباره کارنامه گذشته‌اش، مسیر فعالیت سیاسی و نظامی تازه‌ای را در پیش گرفته است.

چنانچه سمیع سادات و خوشحال خان سادات که هر دو در پیشگاه مردم افغانستان به دلیل عملکرد سابق و رفتارهای خلاف عرف و شرع، منفورند در رأس «جبهه متحد افغانستان» قرار دارد؛ جبهه‌ای که در سال ۱۴۰۲ در ویرجینیای آمریکا اعلام موجودیت کرد و از زمان تاسیس تا همین آواخر در سکوت مطلق به سر می برد.

زیرا آنها، میدانند که مردم افغانستان از خیانت‌کاران و افرادی که فاقد اخلاق اسلامی و انسانی باشند، متنفرند و افرادی که مانند خوشحال خان سادات عکس‌های شان از کلوپ‌ها و دیسکوهای لندن بیرون آمده اند و یا سمیع سادات که بارها با بوتل‌های شراب، دیده شده است، در میان مردم افغانستان جای و جایگاهی ندارند و افغانها تحت هیچ شرایطی به دعوت و درخواست اینگونه افراد، اقدام و قیامی نمی کنند.

اما، اکنون فعال شدن جبهه متحد پس از تحرکات پاکستان، خود گویای بسیاری از ناگفته‌هاست. زیرا اگر حمایت نظامی و اطلاعاتی یک کشور همسایه نبود، بعید بود سمیع سادات بتواند در چند ولایت ادعای عملیات کند. از این‌رو کسی که خود در خدمت قدرت خارجی قرار گرفته، اکنون دیگران را به خیانت متهم می‌کند؛ این وارونگی، نه شجاعت، بلکه اوج بی‌شرمی است.

  • واکنش فضای مجازی به اظهارات سمیع سادات؛ لعن و نفرین به جای تمجید و تأیید

اظهارات تهدیدآمیز سمیع سادات مبنی بر این‌که نظامیان سابق ظرف پانزده روز همکاری با طالبان را قطع کنند وگرنه در اولویت اهداف نظامی جبهه متحد قرار می‌گیرند، موجی از خشم و انزجار را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است. کاربران افغانستان در فضای مجازی سادات و همکاران و هم‌قطارانش را مخاطب قرار داده و به صراحت می گویند که «باعث و بانی این وضعیت شما هستید. حالا بی‌شرمانه به جای پذیرش مسئولیت، دیگران را تهدید می‌کنید؟ فاجعه است… فاجعه.»

بسیاری تأکید کردند که سمیع سادات و خوشحال سادات در حال حاضر بیش از آن‌که مدافع وطن باشند، در پی اثبات وفاداری خود به باداران خارجی‌اند. اما مردم افغانستان خیانت را فراموش نکرده‌اند. کسی که در روزهای سخت میدان را ترک کرد و اکنون از آمریکا فرمان صادر می‌کند، نمی‌تواند ادعای نمایندگی سربازان رهاشده را داشته باشد. این واکنش‌ها نشان می‌دهد که مشروعیت چنین ادبیات تهدیدآمیزی در میان افغان‌ها نزدیک به صفر است.

  • جمع‌بندی؛ مزدوران خارجی و انزجار ملی

سمیع سادات امروز نماد شخصیتی است که از دل فساد نظام پیشین برآمد، در لحظه سقوط مسئولیت را رها کرد و اکنون با اتکا به حمایت خارجی، دیگران را به خیانت متهم می‌کند. مردم افغانستان در این سال‌ها هزینه سنگینی برای اشتباهات نخبگان نظامی و سیاسی پرداخته‌اند. انزجار عمومی از کسانی که خود را در خدمت قدرت‌های خارجی قرار می‌دهند و سپس با زبان تهدید با هموطنان خود سخن می‌گویند، عمیق و ریشه‌دار است. سمیع سادات هرچه بیشتر تلاش کند خود را ناجی معرفی کند، بیشتر چهره واقعی یک فراری آشکار می‌شود.

در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین توصیه‌ی که میتوان نمود اینست که وطن‌دوستی با فریاد بلندتر، تهدید شدیدتر یا استفاده بیشتر از واژه «خائن» ثابت نمی‌شود. وطن‌دوستی زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان در برابر مردم خود احساس مسئولیت داشته باشد؛ در شکست، سهم خود را بپذیرد؛ در قدرت، پاسخ‌گو باشد و در برابر فشار قدرت‌های خارجی، منافع افغانستان را بر منافع شخصی ترجیح دهد.

مردم افغانستان از کسانی که سال‌ها با شعار نجات کشور وارد میدان شدند و سرانجام کشور را در بحرانی‌ترین لحظه تنها گذاشتند، خاطره خوشی ندارند. از این رو، اگر سمیع سادات می‌خواهد صفحه تازه‌ای در کارنامه خود باز کند، نخست باید با گذشته خویش روبه‌رو شود؛ زیرا هیچ اولتیماتومی  نمی‌تواند سال‌ها پرسش و تردید درباره مسئولیت کسانی را که در رأس ساختار پیشین قرار داشتند، از حافظه یک ملت پاک کند.

سمیع سادات
سمیع سادات

بسم الله ختک

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12866

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *