پایگاههای امریکا امنیت نمی سازند
بعد از حملات ۱۱ سپتمبر، افغانستان خیلی زود به مرکز اصلی جنگ امریکا تبدیل شد. واشنگتن با شعار مبارزه با القاعده و جلوگیری از تکرار چنین حملاتی وارد افغانستان شد و در سالهای بعد، حضور نظامی خود را به شکل وسیعی گسترش داد. در میان همه پایگاهها و تاسیسات نظامی امریکا، بگرام جایگاه ویژهای داشت.
اما در دوم جولای ۲۰۲۱، نیروهای امریکایی و ناتو بگرام را ترک کردند. چند هفته بعد، نظام سیاسی مورد حمایت واشنگتن فروپاشید و طالبان دوباره کابل را در اختیار گرفت. امروز بگرام برای کشورهای منطقه میتواند یک پرسش مهم درباره ماهیت پایگاههای نظامی امریکا نیز ایجاد کند: آیا استقرار نیروهای امریکایی الزاما امنیت کشور میزبان را تضمین میکند یا این پایگاهها در درجه نخست برای پیشبرد اهداف راهبردی خود واشنگتن ساخته میشوند؟ این پرسش اکنون از افغانستان به خلیج فارس منتقل شده است.
امریکا هنوز شبکه گستردهای از تاسیسات و پایگاههای نظامی در منطقه دارد. مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی امریکا و فرماندهی نیروهای دریایی سنتکام در بحرین قرار دارد. پایگاه هوایی العدید در قطر یکی از مراکز مهم عملیات هوایی امریکا در منطقه است و کمپ عریفجان در کویت نیز نقش مهمی در پشتیبانی لوژستیکی عملیات نیروهای امریکایی در حوزه سنتکام دارد.
در جریان دور تازه درگیری امریکا و ایران، تهران در واکنش به حملات امریکا، تاسیسات و پایگاههای مرتبط با نیروهای امریکایی در شماری از کشورهای منطقه از جمله بحرین، کویت، عراق و اردن را هدف قرار داده است. اینجاست که مفهوم «امنیت» نیازمند بازتعریف میشود.
اگر کشوری میزبان پایگاهی باشد که از آن برای عملیات علیه کشور دیگری استفاده شود، آیا آن پایگاه همچنان فقط یک سپر دفاعی است؟ یا همزمان میتواند کشور میزبان را به بخشی از محاسبات نظامی طرف مقابل تبدیل کند؟ افغانستان پاسخ سادهای برای این پرسش ندارد، اما تجربه مهمی در اختیار منطقه گذاشته است.
بگرام؛ پایگاهی که جنگ را پایان نداد
امریکا در افغانستان تنها چند سرباز و مشاور نداشت. یک شبکه گسترده نظامی، استخباراتی، لوژستیکی و هوایی ایجاد کرده بود که بگرام قلب آن محسوب میشد. باوجود این حجم از قدرت نظامی، جنگ پایان نیافت. طالبان از میان نرفت. منازعه سال به سال ادامه یافت. هزینههای جنگ افزایش پیدا کرد و در نهایت واشنگتن با همان گروهی وارد مذاکره شد که بیست سال برای شکست آن جنگیده بود.
دانشگاه براون هزینه جنگ امریکا در افغانستان و پاکستان را بیش از ۲.۳ تریلیون دالر برآورد کرده و شمار کشتهشدگان مستقیم این جنگ را حدود ۲۴۳ هزار نفر دانسته است. با وجود این هزینه عظیم، بگرام در نهایت نتوانست نتیجه سیاسی جنگ را تضمین کند. این شاید مهمترین درس افغانستان باشد: وجود یک پایگاه قدرتمند میتواند ظرفیت عملیات نظامی ایجاد کند، اما الزاما قادر به تولید امنیت پایدار نیست.
پایگاه برای چه کسی امنیت میسازد؟
از این زاویه، باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت: امنیت امریکا، امنیت متحدان امریکا و امنیت کشور میزبان. این سه همیشه یک چیز نیستند. برای واشنگتن، پایگاههای خلیج فارس بخشی از شبکه جهانی قدرت نظامی امریکا هستند. این تاسیسات امکان نظارت بر آبراههای مهم، پشتیبانی از عملیات منطقهای، حفاظت از نیروهای امریکایی، انتقال تجهیزات و واکنش سریع به بحرانها را فراهم میکنند. برای متحدان نزدیک امریکا، به ویژه رژیم اسرائیل، حضور نظامی گسترده واشنگتن در منطقه نیز بخشی از موازنه قدرت منطقهای محسوب میشود. اما منافع کشور میزبان الزاما در تمام شرایط با این اهداف منطبق نیست.
حملات متقابل امریکا و ایران نه تنها دو کشور، بلکه مسیرهای نفتی، کشورهای خلیج فارس و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را نیز تحت تاثیر قرار داده است. یک پایگاه نظامی خارجی ممکن است در دوران آرامش بهعنوان عامل بازدارندگی دیده شود، اما در هنگام جنگ همان پایگاه میتواند به هدف تبدیل گردد.
افغانستان این مسیر را قبلا پیموده است
پس از حملات ۱۱ سپتمبر، حضور نظامی امریکا در افغانستان با وعده مبارزه با تروریسم و ایجاد امنیت آغاز شد. اما جنگی که قرار بود شبکه القاعده را از میان ببرد، به طولانیترین جنگ تاریخ امریکا تبدیل شد.
در طول این بیست سال، پایگاههای امریکا بیشتر شدند، عملیات گسترش یافت، نیروهای امنیتی افغانستان افزایش یافتند و میلیاردها دالر هزینه شد. تصور غالب این بود که مجموعه چنین ظرفیت عظیمی سرانجام ثبات ایجاد خواهد کرد. اما پایان ماجرا متفاوت بود. امریکا خارج شد. بگرام تخلیه شد. حکومت پیشین سقوط کرد و طالبان دوباره قدرت را به دست گرفت. این حضور امریکا یک درس مهم برای ما و مردم منطقه بود: وابستگی امنیت ملی به یک قدرت خارجی همیشه با منافع و تصمیمهای همان قدرت گره میخورد. یعنی وقتی اولویتهای واشنگتن تغییر کند، راهبرد نظامی آن نیز تغییر میکند.
افغانستان به اصطلاح زمانی مرکز «جنگ جهانی علیه تروریسم» بود. بیست سال بعد، امریکا تصمیم گرفت خارج شود. پایگاهی که روزگاری تصور میشد یکی از استوارترین مراکز حضور امریکا در آسیای مرکزی است، ظرف چند هفته از معادلات واشنگتن کنار رفت.
امنیت منطقهای یا امنیت وارداتی؟
برای کشورهای عربی، شاید مهمترین درس افغانستان همین باشد. امنیت را نمیتوان برای همیشه از بیرون وارد کرد. کشورهای منطقه ممکن است با امریکا، چین، روسیه یا هر قدرت دیگری همکاری نظامی داشته باشند، اما امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که دولتهای منطقه بتوانند درباره منافع مشترک خود به تفاهم برسند.
عربستان سعودی، قطر، امارات، بحرین، کویت و عمان نمیتوانند جغرافیای خود را تغییر دهند. این کشورها حتی اگر اختلافهای عمیق سیاسی داشته باشند، ناچارند در یک منطقه در کنار یکدیگر زندگی کنند. امریکا اما یک اشغالگر فرامنطقهای است. ممکن است نیروهایش را افزایش دهد، کاهش دهد یا روزی بخشی از آنها را خارج کند. همانگونه که حضور گستردهاش در افغانستان سرانجام پایان یافت. به همین دلیل، معماری امنیتی خلیج فارس اگر تنها بر پایگاههای خارجی استوار باشد، همواره یک ضعف بنیادی خواهد داشت.
راه پایدارتر، کاهش تنش میان خود کشورهای منطقه، ایجاد سازوکارهای مشترک امنیتی، تضمین عدم استفاده از خاک کشورهای همسایه علیه یکدیگر و حل بحرانها از مسیر سیاسی است.
پایگاههای امریکا از بگرام تا خلیج فارس
بگرام امروز یک نماد است. نه فقط نماد خروج امریکا از افغانستان، بلکه نماد محدودیت قدرت نظامی. امریکا تقریبا تمام ابزارهای یک ابرقدرت را در افغانستان در اختیار داشت؛ از پیشرفتهترین طیارهها و تجهیزات استخباراتی گرفته تا بزرگترین بودجه نظامی جهان. با این حال، نتوانست نتیجه سیاسی مورد نظر خود را برای همیشه حفظ کند.
کشورهای عربی میتوانند از این تجربه یک پرسش ساده بپرسند: اگر روزی منافع واشنگتن تغییر کند، چه چیزی باقی خواهد ماند؟ تجربه افغانستان نشان میدهد هیچ پایگاه خارجی ابدی نیست و هیچ تضمین امنیتی خارجی نیز نمیتواند جای یک نظم منطقهای پایدار را بگیرد.
برای کشورهای خلیج فارس، شاید پیام آن روشن باشد: پایگاهی که برای حفاظت از شما ساخته شده است، اگر وارد جنگ دیگری شود، میتواند همان زمینی را که قرار بود محافظت کند به بخشی از میدان نبرد تبدیل کند. امنیت واقعی زمانی آغاز میشود که کشورهای یک منطقه، امنیت خود را جدا از امنیت همسایهشان تعریف نکنند.

سعید محمدی











