جنگ یمن و مداخله قدرتهای جهانی
یمن، کشوری که سالهاست درگیر جنگ و محاصره است، در اواخر ماه حوت بار دیگر هدف حملات گستردهی هوایی قرار گرفت. این حملات، به رهبری ایالات متحده و با حمایت بریتانیا، بیش از چهل نقطه را در سراسر کشور هدف قرار داد، از جمله میدان هوایی بینالمللی صنعا، مناطق مسکونی و مراکز صحی در صعده. گزارشها نشان میدهد که این حملات دستکم ۵۸ کشته و نزدیک به ۱۰۰ زخمی برجای گذاشته است. در حالی که این حملات بحران بشری در یمن را شدت بخشیده، پرسشهایی جدی در مورد نقش قدرتهای خارجی و تأثیر آنها در ادامهی جنگ مطرح شده است.
افزایش مداخلات نظامی: تغییر راهبرد ایالات متحده
از سال ۲۰۱۵ که جنگ یمن آغاز شد، این کشور به صحنهی مداخلات نظامی مستقیم و غیرمستقیم قدرتهای منطقهای و جهانی مبدل شده است. اما حملات اخیر نشاندهندهی تغییر در استراتژی ایالات متحده است که بیش از پیش نقش محوری آن را در جنگ برجسته میسازد. واشنگتن با تشدید حملات هوایی تلاش دارد تواناییهای نظامی انصارالله را محدود ساخته و از نفوذ این گروه در معادلات منطقهای بکاهد.
انصارالله: مقاومتی فراتر از مرزهای یمن
در قلب این جنگ، جنبش انصارالله یعنی حکومت یمن با استفاده از تکنالوژیهای داخلی، از جمله طیارههای بیسرنشین و راکتهای هدایتشونده، توانسته است معادلات نظامی را تغییر بدهد. حملات اخیر ایالات متحده را میتوان واکنشی مستقیم به اقدامات انصارالله در جلوگیری از تردد کشتیهای مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ دانست. این اقدامات، که از سوی برخی دولتها بهعنوان تهدیدی علیه تجارت جهانی تلقی شده، از منظری دیگر نمایانگر تلاشی برای حمایت از مردم فلسطین است.
انصارالله با این اقدامات نشان داده که تواناییهای نظامیاش فراتر از یک گروه محلی است و میتواند در سطحی استراتژیک تأثیرگذار باشد. این ایستادگی، که در برابر فشارهای نظامی و اقتصادی بیامان ادامه یافته، ریشه در تاریخی دارد که یمن را بهعنوان سرزمینی مقاوم در برابر تجاوزات خارجی معرفی میکند. حملات اخیر امریکا نه تنها این گروه را تضعیف نکرده، بلکه به نظر میرسد عزم آن را برای تداوم مبارزه مستحکمتر ساخته است.
رابطهی یمن و فلسطین: اتحاد مقاومت در برابر فشارها
یکی از جنبههای برجسته این بحران، ارتباط آن با وضعیت فلسطین است. اسرائیل با پشتیبانی ایالات متحده به اقدامات جنایتکارانه خویش ادامه میدهد. انصارالله با هدف قرار دادن منافع مرتبط با این رژیم در دریای سرخ، پیامی روشن ارسال کرده است: یمن حاضر است بهای حمایت از مردم غزه را بپردازد. این پیوند، که فراتر از مرزهای جغرافیایی عمل میکند، بخشی از شبکهای گستردهتر است که مقاومت را در منطقه به هم متصل میسازد.
حملات اخیر به یمن را میتوان تلاشی برای قطع این ارتباط دانست. ایالات متحده، که از حامیان اصلی اسرائیل به شمار میرود، با این تهاجمات نه تنها به دنبال تضعیف یمن است، بلکه میخواهد مانع از گسترش دامنه حمایت از فلسطین شود. با این حال، این اقدامات تاکنون نتیجه معکوس داده و همبستگی میان گروههای مقاومت در یمن، لبنان و فلسطین را تقویت کرده است.
حکام عرب و خیانت به آرمان فلسطین؛ سکوتی که به نفع اشغالگران تمام شد
در حالی که یمن با اقدامات جسورانهی خود در دریای سرخ به دفاع از مردم فلسطین برخاسته، بسیاری از کشورهای عربی، که روزگاری شعار حمایت از آرمان فلسطین را سر میدادند، اکنون در سکوت مطلق و حتی در همکاری غیرمستقیم با اسرائیل به سر میبرند. کشورهایی مانند امارات و بحرین، که به پیمان ابراهیم پیوستند، عملاً اسرائیل را بهعنوان یک متحد پذیرفته و روابط اقتصادی و امنیتی خود را با تلآویو گسترش دادهاند. عربستان سعودی نیز هرچند در حملات مارچ ۲۰۲۵ دخیل نبود، اما شواهد نشان میدهد که بدون هماهنگی و حمایت این کشور، چنین حملاتی ممکن نبود.
پایگاههای نظامی آمریکا در خاک عربستان، که نقش مهمی در حمایت لوجستیکی و عملیاتی این حملات دارند، همچنان عامل کلیدی در جنگ یمن شمرده میشوند. این همکاری، که ریشه در وابستگی استراتژیک ریاض به واشنگتن دارد، نشاندهندهی سیاستی است که آرمان دفاع از فلسطین را قربانی روابط با قدرتهای خارجی میسازد. در چنین شرایطی، یمن به الگویی از مقاومت تبدیل شده است؛ کشوری که با وجود جنگ و محاصرهی طولانیمدت، به جای معامله بر سر حقوق فلسطینیان، برای دفاع از آنان در صف مقدم ایستاده است.

یمن: پیام روشن به جهان؛ تا زمانی که غزه در آتش است، ما آرام نخواهیم نشست
یکی از مهمترین مواضع یمن در قبال تحولات اخیر، اعلام همبستگی بیقیدوشرط با مردم فلسطین است. رهبران این کشور بارها اعلام کردهاند که تا زمانی که جنگ در غزه ادامه داشته باشد، عملیات آنها علیه کشتیهای مرتبط با اسرائیل و حامیان آن نیز متوقف نخواهد شد. این رویکرد، نهتنها یمن را به یک بازیگر تأثیرگذار در معادلات منطقهای تبدیل کرده، بلکه نشان داده است که فلسطین دیگر تنها نیست.
این موضعگیری شجاعانه، برخلاف واکنشهای محتاطانهی دیگر کشورهای عربی، نشان داد که یمن بهعنوان یک محور مقاومت منطقهای، حاضر است هزینهی سنگینی برای اصول خود بپردازد. حملات آمریکا و بریتانیا به یمن، که با هدف پایان دادن به این تهدید انجام شد، نهتنها این کشور را متوقف نکرد، بلکه عزم آن را برای تداوم حمایت از مردم فلسطین راسختر ساخت. این یک پیام روشن برای قدرتهای جهانی است که نمیتوانند با فشار نظامی، ارادهی مردمانی را که برای حقانیت خود میجنگند، در هم بشکنند.
ایالات متحده و ادامهی بیثباتی در منطقه
حضور ایالات متحده در خاورمیانه، بهویژه در قالب عملیات نظامی چون آنچه در یمن رخ داد، از دیرباز بهعنوان یکی از عوامل اصلی بیثباتی شناخته شده است. حملات اخیر بر یمن، که با ادعای “حفظ امنیت منطقه” انجام شد، در عمل تنها باعث افزایش ویرانی و شدت گرفتن بحران بشری شد. این حملات نهتنها انصارالله را تضعیف نکرده، بلکه ناکارآمدی استراتژی نظامی را در حل بحرانهای منطقهای بار دیگر به نمایش گذاشت.
ایالات متحده با این تهاجمات، همچنین به دنبال حفظ منافع خویش و متحدانش، بهویژه اسرائیل، است. این کشور با پشتیبانی از رژیم اشغالگر در فلسطین و همزمان حمله به یمن، سیاستی دوگانه را دنبال میکند که نتیجهای جز تشدید تنشها در منطقه نداشته است. این حضور نظامی و سیاسی، که اغلب با هماهنگی کشورهای وابسته منطقهای همراه است، مانع از آن میشود که ملتهای خاورمیانه خود سرنوشت خویش را رقم زنند.
آیا یمن به صلح دست خواهد یافت؟
حملات اخیر نشان داد که یمن در برابر فشارهای خارجی تسلیم نخواهد شد. انصارالله با مقاومت خود پیام واضحی به جهان مخابره کرده است: این کشور با وجود همهی موانع به مسیر خود ادامه خواهد داد. نقش قدرتهای خارجی، بهویژه ایالات متحده، باید مورد بازنگری قرار گیرد، زیرا ادامهی حضور نظامی این کشور در منطقه نهتنها کمکی به حل بحرانها نکرده، بلکه آنها را پیچیدهتر ساخته است.
از جامعه جهانی انتظار میرود که این تهاجمات را محکوم کرده و از تلاشهایی برای پایان دادن به مداخلات خارجی حمایت کند. یمن، مانند دیگر کشورهای منطقه، شایسته آن است که بدون فشار بیگانگان، مسیر خویش را به سوی صلح و بازسازی هموار سازد.

حکیم تاجیک