Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

وحدت اسلامی 

حج، یکی بزرگترین اجتماع سالانه مسلمانان جهان، تنها یک عبادت فردی و مناسک محدود به طواف، سعی، وقوف و قربانی نیست؛ حج نمایش زنده‌ای از وحدت، برابری، هویت مشترک و سرنوشت واحد امت اسلامی است. میلیون‌ها مسلمان از کشورهای مختلف، با زبان‌ها، رنگ‌ها، مذهب‌ها و فرهنگ‌های متفاوت، در یک لباس، در یک مسیر و با یک شعار گردهم می‌آیند تا معنای بندگی، اخوت و رهایی از امتیازات ساختگی دنیا را تجربه کنند. اما همین اجتماع عظیم، در زمانه‌ای برگزار می‌شود که جهان اسلام با زخم‌های عمیق و بحران‌های سنگین روبه‌رو است؛ از کشتار مردم غزه و ادامه اشغال فلسطین گرفته تا حملات بر لبنان، تنش‌ها علیه ایران و نقش قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه امریکا، در حمایت از رژیم صهیونیستی اسرائیل.

در چنین وضعیتی، موضع عربستان مبنی بر جلوگیری از «سیاسی شدن حج» بار دیگر بحثی جدی را در میان مسلمانان و ناظران جهان اسلام مطرح کرده است: آیا دور نگه‌داشتن حج از سیاست به معنای حفظ امنیت و نظم مراسم است، یا می‌تواند به خاموش ساختن صدای امت اسلامی در برابر ظلم و اشغال تعبیر شود؟ این پرسش، تنها یک بحث دیپلماتیک یا اختلاف میان دولت‌ها نیست؛ بلکه پرسشی درباره ماهیت حج، مسئولیت مسلمانان و نسبت عبادت با عدالت است.

  • حج؛ عبادت فردی یا وجدان جمعی امت؟

حج در ظاهر، سفری عبادی است؛ اما در باطن، مکتبی بزرگ برای تربیت فرد و امت و نماد وحدت اسلامی است. حاجی وقتی لباس احرام می‌پوشد، نشانه‌های طبقاتی، قومی و ملی را کنار می‌گذارد. ثروتمند و فقیر، حاکم و شهروند، عرب و عجم، سیاه و سفید، همه در یک لباس و در یک صف قرار می‌گیرند. این خود، پیام سیاسی و اجتماعی بزرگی دارد: انسان‌ها در برابر خداوند برابر هستند و هیچ قدرت، نژاد، دولت یا طبقه‌ای حق ندارد بر دیگران برتری‌جویی کند.

از همین‌جا روشن می‌شود که حج ذاتا از جامعه و سرنوشت مسلمانان جدا نیست. اگر حج مسلمان را از خودخواهی، غرور، وابستگی و بی‌تفاوتی رها می‌کند، چگونه می‌توان پذیرفت که همین مسلمان در برابر رنج مردم غزه، آوارگی فلسطینیان، بمباران کودکان و سکوت نهادهای جهانی بی‌تفاوت بماند؟ حج اگر تنها به اعمال ظاهری محدود شود و از دردهای واقعی امت اسلامی جدا گردد، بخش مهمی از پیام تاریخی و اخلاقی خود را از دست می‌دهد.

البته این سخن به معنای آن نیست که حج باید به میدان نزاع‌های حزبی، شعارهای تفرقه‌انگیز یا رقابت‌های دولت‌ها تبدیل شود. هیچ انسان مسئول نمی‌تواند امنیت میلیون‌ها حاجی را نادیده بگیرد. اداره مراسم حج، با آن عظمت و پیچیدگی، نیازمند نظم، مدیریت، آرامش و جلوگیری از هر نوع بی‌ثباتی است. اما مسئله اصلی این‌جاست که آیا هر سخن درباره فلسطین، غزه، عدالت، اشغال و جنایت علیه مسلمانان باید «سیاسی‌سازی حج» خوانده شود؟ آیا دفاع از مظلوم، یک موضع حزبی است یا مسئولیتی اسلامی و انسانی؟

  • سیاست‌زدگی با عدالت‌خواهی فرق دارد

یکی از خطاهای مهم در بحث «سیاسی شدن حج» این است که میان سیاست‌زدگی و عدالت‌خواهی تفاوت گذاشته نمی‌شود. سیاست‌زدگی یعنی استفاده ابزاری از حج برای منافع دولت‌ها، گروه‌ها یا جریان‌های خاص؛ یعنی تبدیل مناسک عبادی به صحنه رقابت، تبلیغات، تحریک و تنش. چنین چیزی نه به سود حج است و نه به سود امت اسلامی.

اما عدالت‌خواهی چیز دیگری است. وقتی مسلمانان از سراسر جهان در مکه جمع می‌شوند و همزمان مردم غزه زیر بمباران، محاصره و آوارگی قرار دارند، یاد کردن از آنان سیاست‌زدگی نیست؛ بلکه نشانه زنده بودن وجدان اسلامی است. وقتی رژیم صهیونیستی اسرائیل سال‌هاست سرزمین فلسطین را اشغال کرده و با حمایت آشکار قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه امریکا، به کشتار و سرکوب ادامه می‌دهد، سکوت در برابر آن بی‌طرفی نیست؛ نوعی همراهی غیرمستقیم با عادی‌سازی ظلم است.

عربستان می‌تواند و باید از نظم حج محافظت کند؛ اما اگر تعریف نظم به گونه‌ای باشد که در آن صدای مظلوم جایی نداشته باشد، این نظم به سکوتی نگران‌کننده تبدیل می‌شود. امنیت حج نباید به معنای حذف کامل پیام‌های اخلاقی و اجتماعی آن باشد. حج امن، مطلوب است؛ اما حج بی‌روح، خاموش و جدا از دردهای امت، نمی‌تواند تصویر کامل این عبادت بزرگ باشد.

  • عربستان و مدیریت حج؛ مسئولیت بزرگ، پرسش‌های بزرگ‌تر

بدون تردید، عربستان به دلیل میزبانی حرمین شریفین مسئولیت بزرگی بر دوش دارد. اما این مسئولیت بزرگ، با پرسش‌های بزرگ‌تر نیز همراه است. آیا عربستان تنها میزبان یک مراسم اداری است، یا میزبان یکی از بزرگ‌ترین اجتماع‌های امت اسلامی؟ اگر حج متعلق به همه مسلمانان است، پس دردها، آرمان‌ها و نگرانی‌های جهان اسلام نیز باید در فضای آن قابل شنیدن باشد. نمی‌توان حج را از امت اسلامی جدا کرد و آن را صرفا به مجموعه‌ای از خدمات، هوتل‌ها، ترانسپورت، مدیریت جمعیت و برنامه‌های رسمی کاهش داد.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که «سیاسی نشدن حج» به یک مفهوم مبهم و قابل استفاده علیه هر نوع اعتراض اخلاقی تبدیل می‌شود. اگر سخن گفتن درباره غزه سیاسی است، پس سکوت درباره غزه چه نام دارد؟ اگر اعتراض به اشغال فلسطین سیاسی است، پس عادی‌سازی روابط با اشغال‌گر و همکاری‌های امنیتی و اقتصادی با قدرت‌های حامی آن غیرسیاسی است؟ این همان دوگانگی‌ای است که بسیاری از مسلمانان آن را نگران‌کننده می‌دانند.

  • فلسطین؛ مسئله سیاسی یا زخم ایمانی امت؟

فلسطین برای مسلمانان فقط یک پرونده سیاسی نیست. قدس، مسجدالاقصی و سرزمین فلسطین بخشی از حافظه دینی، تاریخی و عاطفی امت اسلامی است. مردم فلسطین دهه‌هاست با اشغال، محاصره، آوارگی، تبعیض و خشونت روبه‌رو اند. غزه، به‌ویژه در سال‌های اخیر، به نماد مظلومیت، مقاومت و ناکامی نظام جهانی در دفاع از عدالت تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، موسم حج می‌تواند فرصتی برای یادآوری مسئولیت جمعی مسلمانان باشد؛ نه از طریق خشونت، آشوب یا شعارهای تحریک‌آمیز، بلکه از راه بیان آرام، مسئولانه و روشن حمایت از مظلومان. دعا برای مردم غزه، سخن گفتن از رنج آنان، درخواست اقدام مشترک انسانی و تاکید بر پایان اشغال، نه تهدیدی برای حج است و نه خطری برای امنیت حجاج. برعکس، چنین موضعی می‌تواند حج را به جایگاه واقعی خود نزدیک‌تر سازد: اجتماع ایمانی امت در برابر خداوند و در برابر مسئولیت‌های تاریخی‌اش.

اگر حج در زمانی برگزار شود که کودکان مسلمان در غزه جان می‌دهند، خانواده‌ها زیر آوار می‌مانند و جهان اسلام نظاره‌گر است، بی‌تفاوتی در برابر این فاجعه، حج را از یکی از عمیق‌ترین پیام‌هایش تهی می‌کند. حج باید انسان را حساس‌تر، مسئول‌تر و آگاه‌تر بسازد؛ نه اینکه او را به عبادتی منزوی و جدا از واقعیت‌های دردناک جهان سوق دهد.

  • امریکا، رژیم صهیونیستی اسرائیل و آزمون استقلال جهان اسلام

یکی از محورهای مهم در بحث استکبارستیزی، نقش قدرت‌های بزرگ در تداوم بحران‌های جهان اسلام است. امریکا در دهه‌های گذشته یکی از اصلی‌ترین حامیان رژیم صهیونیستی اسرائیل بوده و در بسیاری از مقاطع، حمایت سیاسی، نظامی و دیپلماتیک واشنگتن، زمینه ادامه اشغال و حملات نظامی را فراهم کرده است. از نگاه بسیاری از ملت‌های مسلمان، مشکل تنها رفتار اسرائیل نیست؛ بلکه ساختار حمایتی گسترده‌ای است که اجازه می‌دهد این رژیم بدون پاسخگویی جدی به اقدامات خود ادامه دهد.

در این چوکات، حج می‌تواند فرصتی برای طرح این پرسش باشد که جهان اسلام تا چه اندازه در برابر فشارهای خارجی مستقل است؟ آیا کشورهای اسلامی توانسته‌اند در برابر کشتار مردم فلسطین موضع واحد، موثر و عملی بگیرند؟ آیا نهادهای اسلامی، سازمان‌های منطقه‌ای و دولت‌های مسلمان توانسته‌اند فراتر از بیانیه‌های رسمی عمل کنند؟ یا اینکه وابستگی‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی، بسیاری از پایتخت‌های اسلامی را به سکوت یا موضع‌گیری‌های محدود کشانده است؟

استکبارستیزی در این‌جا به معنای نفرت‌پراکنی علیه ملت‌ها نیست. مردم امریکا یا مردم هر کشور دیگر، با سیاست‌های دولت‌های‌شان یکی نیستند. نقد اصلی متوجه نظام‌های سلطه‌گر، ساختارهای اشغال‌گر و سیاست‌هایی است که حقوق ملت‌های مسلمان را نادیده می‌گیرند. حج، با پیام توحیدی خود، مسلمان را به رهایی از بندگی قدرت‌های ظاهری فرامی‌خواند. این رهایی، تنها در سطح فردی معنا ندارد؛ بلکه در سطح سیاسی و تمدنی نیز قابل فهم است.

وحدت اسلامی
حج، نماد وحدت اسلامی
  • حج را نباید میدان آشوب ساخت، اما نباید خاموش کرد

حج نباید میدان آشوب، نزاع، رقابت‌های دولتی و شعارهای تفرقه‌انگیز شود. امنیت حجاج، حرمت حرمین شریفین و آرامش مناسک، اموری حیاتی و غیرقابل چشم‌پوشی اند. اما در عین حال، حج نباید به مراسمی خاموش، بی‌تفاوت و جدا از رنج‌های امت اسلامی تبدیل گردد. میان این دو، راهی روشن وجود دارد: حفظ نظم همراه با اجازه بیان مسئولانه، اخلاقی و وحدت‌آفرین دردهای جهان اسلام.

جلوگیری از سیاسی شدن حج، اگر به معنای جلوگیری از درگیری و سوءاستفاده حزبی باشد، قابل دفاع است؛ اما اگر به معنای بستن دهان مسلمانان در برابر غزه، فلسطین، اشغال، کشتار و حمایت قدرت‌های استکباری از رژیم صهیونیستی اسرائیل باشد، نیازمند نقد جدی است. حج، مکتب سکوت در برابر ظلم نیست؛ مکتب توحید، برابری، بیداری و مسئولیت است.

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12064

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *