Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در شب دهم سنبله‌ی سال جاری، آمریکا در حمله‌ای وحشیانه بر یک مراسم عروسی در منطقه سیریک ایران، 5 تن از غیرنظامیان بی‌گناه را به شهادت رساند و جشن عروسی را به صحنه‌ی هم‌آغوشی خون و خاکستر بدل کرد. در حالی که ایالات متحده طی بیست سال گذشته نیز بارها در هلمند، قندهار و لوگر به مراسم‌های عروسی حمله کرده و شادی‌های مردم افغانستان را به خاک و خون کشانده بود.

از همین‌روکل تاریخ مداخلات آمریکا به خاورمیانه و کشورهای اسلامی را می‌شود در فرمول «دیالکتیک خون و خاکستر»، خلاصه کرد. زیرا واشنگتن در تمام جنگ‌ها و خشونت‌های که به راه می‌اندازد و زمانی که مغلوب می شود، شکست میخورد و کم می‌آورد، با قتل عام غیر نظامیان و افراد ملکی، دریای خون راه می‌اندازد و طوفان خاکستر به پا می‌کند.

سال‌هاست که جهانیان و به ویژه مردم منطقه عدالت می‌خواهند و خواستار خروج آمریکا از منطقه‌ای خاورمیانه اند، اما حاکمیت لجوج واشنگتن، اعتراض جهانی را به هیچ می‌گیرد و بر عکس اقدام به راه اندازی جنگ‌ها و خشونت‌های لایتناهی به دنبال حضور بیشتر و مخرب‌تر در منطقه اند. بنابراین اهمیت و لزوم توجه به این موضوع از آن روست که پرده از چهره‌ی واقعی ابرقدرتی بردارد که با نقاب حقوق بشر، وحشی‌گری را تقدیس می‌کند و طی دو دهه، خاورمیانه را به مسلخ تبدیل ساخته است.

اما در این میان، یک پرسش اساسی و بی‌پاسخ در افق تاریخ قد علم می‌کند و آن اینکه چگونه ممکن است ابرقدرتی که مدعی تمدن و دموکراسی است، با وقاحتی تمام‌عیار و به صورت سیستماتیک، جنگ و خشونت راه می اندازد و مقدس‌ترین لحظات حیات بشری را به مسلخ‌گاه می‌کشاند و آیا این کارناوال بی‌پایان خون و خاکستر، تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و چگونه به پایان خود نزدیک می‌شود؟

  • هم‌آغوشی خون و خاکستر در سیریک؛ تجلی عریان ذات پلید ماشین جنگی امریکا

بدون تردید امروزه همه‌ی پلیدی‌ها و وحشی‌گری‌های را که ما شاهدیم باید بی‌واسطه و بی‌پرده به پای آمریکا نوشت. حمله به عروسی سیریک و به شهادت رساندن 5 انسان بی‌گناه، تجلی عریان ذات پلید ماشین جنگی ایالات متحده است. زیرا وقتی موشک‌ها و پهپادهای آمریکایی بر سقف خانه‌ای فرود می‌آیند که در آن عروسی برپاست، دیگر سخن از «تلفات جانبی» یا «اشتباهات اطلاعاتی» نیست؛ سخن از یک جنایت سازمان‌یافته، وقیحانه و حساب‌شده است.

در سیریک، 5 انسان، 5 رویا و پیوند مقدسی که قرار بود نور و امید را در تاریکی این‌روزها تکثیر کنند، در کسری از ثانیه به گوشت و استخوان و خاکستر بدل شدند. کودکی که قرار بود با خنده‌هایش جهان را زیباتر کنند، پدر و مادری که با شوق فرزندشان را به خانه‌ی بخت می‌فرستادند، همه در یک چشم بر هم زدن به خاطره‌ای تلخ بدل شدند. این تصویر دردناک، تکرار همان کابوسی است که دهه‌هاست بر سر خاورمیانه سایه افکنده است.

حادثه سیریک، یک نقطه در یک خط خونین طولانی است. برای درک عمق این پلیدی، باید به سوابق آمریکا در هدف قراردادن وقیحانه غیرنظامیان در افغانستان نگریست. زیرا طی دو دهه اشغالگری، عروسی‌های افغانستان بارها به میدان جنگ و گورستان دسته‌جمعی تبدیل شدند. این خط زمانی وحشی‌گری، سندی است بر ذات جنایتکاران واشنگتن و نشان می‌دهد که از افغانستان تا ایران، عروسی‌هایی که میدان جنگ شدند، همگی قربانی یک سیاست واحد اند.

  • سایه سنگین تاریخ؛ خط زمانی کشتار در عروسی‌های افغانستان

جنایت سیریک برای مردم افغانستان تصویری کاملاً آشنا به تلخی اشک و خون است. زیرا نگاهی به سوابق عملکرد اردوی ایالات متحده در افغانستان نشان می‌دهد که هدف قرار دادن مراسم‌های عروسی نه یک استثنا، بلکه یک الگوی رفتاری و ساختاری مکرر بوده است.  چنانچه در سال ۲۰۰۲ طیاره 130AC- آمریکایی به یک مراسم عروسی در روستای «کاکرَک ـ دهراوود، ولایت اورزگان» حمله کردند. در این جنایت، بیش از ۵۴ غیرنظامی ـ غالباً زن و کودک ـ شهید و ده‌ها نفر دیگر زخمی شدند.

در سال ۲۰۰۸، بمب‌افکن‌های آمریکایی کاروان عروسی را در قریه‌یی ده‌بالای ولایت ننگرهار، که در حال هدایت عروس به خانه داماد بود مورد حمله قرار دادند. در این حمله، ۴۷ غیرنظامی از جمله عروس جان باختند. در نومبر همان سال (2008)، حمله هوایی نیروهای امریکا به یک مراسم عروسی در روستای «ویچ‌باغتوی ولسوالی شاه‌ولی‌کوت، ولایت قندهار » منجر به شهادت حداقل ۴۰ غیرنظامی شد.

در سپتمبر سال ۲۰۱۹، در جریان یک عملیات با پشتیبانی سنگین هوایی آمریکا بر روی یک منزل مسکونی در ولسوالی موسی‌قلعه‌ی ولایت هلمند که مراسم عروسی در آن جریان داشت، دست‌کم ۴۰ غیرنظامی به شهادت رسیدند. علاوه بر این، ولایت‌های لوگر و پکتیا نیز بارها شاهد بمباران تجمعات مردمی بوده‌اند.

این خط زمانی افشا می‌کند که کشتار افراد ملکی و به خاک و خون کشیدن مراسم‌های عروسی‌ چه در سیریک ـ ایران و چه در ولایات افغانستان، یک «تصادف» نیست؛ بلکه یک «روش» است که ویژه‌ی رفتار قوای هوایی اردوی پلید آمریکا است. زیرا آمریکا طی بیست سال گذشته بارها در هلمند، قندهار و لوگر به مراسم‌های عروسی حمله کرده و ثابت کرده است که بزرگ‌ترین دشمن شادی، امنیت و حیات بشری در این منطقه، پرچم‌دار دروغین آزادی و دموکراسی است.

  • امتناع تاریخی ایران؛ طلوع روشنایی در پایان دیالکتیک خون و خاکستر

دیالکتیک خون و خاکستر، میراث شوم و نفرین‌شده‌ی آمریکاست؛ طوفانی از وحشی‌گری که دهه‌هاست بر سر خاورمیانه می‌وزد. اما این گردابِ سیاه، دیر یا زود فروخواهد نشست و آنچه از دلِ این ویرانی‌ها سر بر می‌آورد، کوه استواری است به نام «امتناع تاریخی». ملت‌هایی چون ایران، در طول تاریخ ثابت کرده‌اند که اجازه نمی‌دهند خونِ پاکشان در خاکسترِ امپراتوری‌های دروغین گم شود؛ آن‌ها همواره از دلِ خاکستر، ققنوسِ مقاومت را به پرواز درآورده‌اند.

عروسی‌هایی که به میدان جنگ تبدیل شدند؛ از ویرانه‌های سیریک ـ ایران تا خاک و خونِ افغانستان، دیگر تنها نمادِ ماتم نیستند، بلکه به یادگارهای خونینی بدل شده‌اند که فریادِ ایستادگی را در گوشِ تاریخ زمزمه می‌کنند. چرا که آمریکا در تمام سال‌های حضورِ شومش در منطقه، ماهیتِ واقعی‌اش را عریان کرده است. واشنگتن ثابت کرده که در ذاتِ خود، ذره‌ای توانایی برای ساختن و آبادانی ندارد؛ هنرِ این ابرقدرتِ زوال‌یافته، تنها گستراندنِ تاریکی است. آن‌ها با موشک‌های هدایت‌شونده‌شان، بذرِ وحشت می‌کارند، جشنِ پیوندِ عاشقانه را به ماتمِ ابدی بدل می‌کنند و زنان و کودکانِ بی‌گناه را بی‌رحمانه سلاخی می‌کنند.

اما در برابرِ این همه پلیدی، اکنون ایران ایستاده است؛ نه به عنوان یک تماشاچی، بلکه به عنوان یک کوه استوار. تهران پا به پایِ طوفانِ دشمن حرکت می‌کند، از پا نمی‌ایستد و خسته نمی‌شود. هرچه دشمنِ غدار با زره و سپرِ قدرتِ بیشتر واردِ میدان می‌شود، ایران شجاعانه‌تر و استوارتر قدم برمی‌دارد. فشارها و تهدیدها نه تنها این ملت را خم نکرده، بلکه پولادِ اراده‌اش را در کوره‌ی حوادث آب‌دیده‌تر و گام‌هایش را راسخ‌تر ساخته است.

ایران امروز، فراتر از مرزهای جغرافیایی، به یک ناجی و پناهگاهِ مستضعفان بدل شده است. تهران، پرچمدارِ انتقامِ خونِ کودکانِ مظلومِ افغانستان، عروس‌های به‌خاک‌خفته‌ی لوگر، قندهار، هلمند و سیریک است. این همان ندایِ عدالت‌خواهی است که اکنون برای گرفتنِ انتقامِ خونِ کودکانِ بی‌پناهِ غزه و لبنان نیز به پا خاسته است. این شجاعتِ بی‌نظیر، این ایستادگیِ خستگی‌ناپذیر، تنها یک کنشِ سیاسی نیست، بلکه تجلیِ یک رسالتِ تاریخی و انسانی است که در صحیفه‌ی زمان تا ابد ماندگار خواهد شد.

سرانجام، این امتناعِ تاریخی، پرده از چهره‌ی کریه‌ی استکبار خواهد کشید. رویِ سیاهِ بشرکُش‌ترین رژیمِ جهانی، با جوهرِ خونِ مظلومان، تا ابد افشا و در پیشگاهِ وجدانِ بیدارِ بشریت ثبت خواهد شد. دیالکتیکِ خون و خاکسترِ آمریکا، با طلوعِ خورشیدِ امتناعِ ایران، به پایانِ راهِ خویش رسیده است و فردایِ خاورمیانه و منطقه، از آنِ روشنایی، عدالت و پیروزی خواهد بود.

سیریک
عروسی‌هایی که به میدان جنگ تبدیل شدند؛ از ویرانه‌های سیریک ـ ایران تا خاک و خونِ افغانستان، دیگر تنها نمادِ ماتم نیستند، بلکه به یادگارهای خونینی بدل شده‌اند که فریادِ ایستادگی را در گوشِ تاریخ زمزمه می‌کنند.

عایشه ببرک خیل

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13055

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات