درگیریهای اخیر میان جبهه آزادی افغانستان و طالبان در ولسوالی کامدیش ولایت نورستان، بار دیگر پرسشهای کهنهای را درباره ماهیت، اهداف و پشتوانههای جبهههای مخالف طالبان زنده کرده است. آنچه اینبار متفاوت از گذشته است، واکنش تند و صریح یکی از باتجربهترین چهرههای نظامی و سیاسی مخالف طالبان، عطامحمد نور میباشد؛ مردی که خود بیش از چهار دهه از عمرش را در میدان جنگ و سیاست افغانستان گذرانده است.
اهمیت این هشدار را نمیتوان تنها در چارچوب یک واکنش لحظهای به یک رویداد نظامی محدود دید. زیرا سخنان عطامحمد نور در واقع بازتاب نگرانی عمیقتری است که در میان بخشی از نخبگان سیاسی و نظامی مخالف طالبان درباره روش، زمانبندی و پشتوانه واقعی برخی عملیاتهای اخیر شکل گرفته است. از اینرو پرسش اساسی اینست که آیا مبارزه مسلحانه علیه طالبان در حال حاضر بر پایه یک استراتژی ملی و مستقل پیش میرود یا به ابزاری در دست بازیگران و رقابتهای منطقهای بدل شده است؟
هشدار صریح عطامحمد نور؛ «جوانان را به کام مرگ نفرستید»
عطامحمد نور، رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان، در پیامی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر نموده، با لحنی هشدارآمیز و در عین حال دردمندانه از فرماندهان جبهههای مخالف طالبان خواست که جوانان را قربانی برنامههای شتابزده نکنند. او با تأکید بر تجربه ۴۵ ساله خود از جنگ و مبارزه از رهبران جبههها خواست که به خاطر خشنودی بیگانگان و کسب شهرت، با برنامههای عجولانه، جوانان محتاج، مهاجر و فرزندان مردم مظلوم را به کام مرگ نفرستند.
نکته کلیدی در پیام او، تمایز روشنی است که میان «جنگ مستقل ملی» و «جنگ نیابتی» ترسیم میکند. به باور او، جنگهای چریکی و گریلایی به داشتن یک راهبرد و چشمانداز روشن، تجربه گسترده و برنامههای پخته، مسئولانه، متحدانه و سراسری نیاز دارد، نه به عملیاتهای پراکنده و بیهماهنگی که تنها هزینهی جانی برای جوانان به همراه دارد.
عطامحمد نور در ادامهی پیامش با صراحت بیشتری هشدار داده که آزادی افغانستان تنها با اراده مستقل و اقدام جسورانه مردم خودِ این کشور به دست میآید، نه با تبدیل شدن به نیروی نیابتی و پیادهنظام قدرتهای خارجی. این جمله، در واقع هسته اصلی نگرانی او را آشکار میکند. عطامحمد نور و دیگر رهبران مخالف طالبان، بیم از آن دارند که مقاومت مسلحانه افغانها، آگاهانه یا ناخواسته، در خدمت منافع و رقابتهای جیوپلیتیک بازیگران خارجی قرار گیرد و جوانان افغان تنها به عنوان ابزار و سوخت این رقابتها به کار گرفته شوند.
مخاطب خاموش پیام استاد عطا؛ اشارهای بینام به یاسین ضیا
هرچند عطامحمد نور در سراسر پیام خود از هیچ جبهه یا فرد مشخصی نام نبرده است، اما بافت زمانی و محتوایی سخنانش به روشنی نشان میدهد که مخاطب اصلی او کسی نیست، جز یاسین ضیا، رهبر جبهه آزادی افغانستان. رسانهها نیز با وجود عدم اشاره مستقیم نور به جبهه آزادی، این پیام را در پیوند با تازهترین گزارشها درباره انتشار تصاویر اعتراف نیروهای این جبهه در کامدیش نورستان توسط طالبان تفسیر کردهاند.
یاسین ضیا، که پیشتر از مقامهای ارشد امنیتی حکومت جمهوریت بود و ریاست ستاد کل ارتش را برعهده داشت، بارها تأکید کرده که هدف جبهه آزادی نهتنها سرنگونی طالبان، بلکه گذار افغانستان به نظامی قانونی و پاسخگو است. او همچنین صراحتاً گفته که تا زمانی که خواست جنگ در میان مردم زنده است، مذاکره و صلح با طالبان بیمعناست.
اما همین رویکرد تهاجمی و گسترش پیدرپی عملیاتها (از بدخشان تا نورستان و کنر) اکنون هدف انتقاد چهرههایی چون عطامحمد نور قرار گرفته است. پیام او را میتوان چنین خلاصه کرد: مسئولیتپذیری در قبال جان جوانان، پیششرط هرگونه ادامه مبارزه مسلحانه است، و رهبری یک جبهه نمیتواند بدون سنجیدن پیامدهای واقعی میدانی، نیروهای تازهکار و کمتجربه را وارد عملیاتهایی کند که از پیش لو رفته و با شکست همراه میشود.
جالب اینجاست که به گفته منابع نزدیک به طالبان، مسئولان امنیتی پیشاپیش از برنامه عملیات جبهه آزادی در کامدیش آگاه بوده و با این آگاهی، ضربه غافلگیرکنندهای به نیروهای این جبهه وارد کرده است. از اینرو باتوجه به آگاهی طالبان از برنامههای جبههی آزادی، نگرانی عطامحمد نور درباره فقدان «برنامههای پخته و مسئولانه» کاملا واقعی است؛ زیرا که نشان میدهد میان برنامهریزی و اجرای عملیات، رخنههای امنیتی جدی وجود داشته که به قیمت جان و آزادی دهها جوان تمام شده است.
از شکست بدخشان تا چترال پاکستان؛ مسیر پرمخاطره جبهه آزادی
برای فهم عمیقتر هشدار عطا محمد نور، باید به روند اخیر عملیاتهای جبهه آزادی افغانستان نگاهی گذرا انداخت. این جبهه که از سال ۲۰۲۲ به رهبری یاسین ضیا فعالیت خود را آغاز کرده، در ماههای گذشته عمده تمرکز میدانی خود را بر ولایت بدخشان، بهویژه ولسوالی زیباک، متمرکز کرده بود. گزارشها نشان میدهند که موقعیت مرزی زیباک با منطقه چترال پاکستان و ارتباط آن با مسیرهای کوهستانی به سمت پنجشیر و نورستان، اهمیت استراتژیک این منطقه را برای جریانهای مقاومت افزایش داده است.
چنانچه حتی گزارشهایی از حمله هوایی طالبان به مواضع جبهه آزادی در منطقه «شاهسلیم» در خاک چترال پاکستان منتشر شد که ادعاهای طالبان درباره وابستگی این جبهه به استخبارات خارجی را تائید میکند. این همان نقطه حساسی است که هشدار عطامحمد نور را باید در پرتو آن خواند: چترال، منطقهای در ایالت خیبرپختونخوای پاکستان، از مدتها پیش به عنوان یکی از محلهای تجمع و رفتوآمد برخی نیروهای مخالف طالبان شناخته میشود؛ واقعیتی که تصویر یک مقاومت کاملاً مستقل و بومی را با پرسشهای جدی روبهرو میکند.
پس از فروکش نسبی و شکست عملیاتی جبهه آزادی در بدخشان -جایی که طالبان با اقدامات ضدشورشی و کنترل مسیرهای مرزی موفق شد پیشروی این جبهه را متوقف کند، به نظر میرسد این جریان اکنون کانون فعالیت خود را از بدخشان به سمت جنوب، یعنی مسیر چترال به نورستان و کنر، منتقل کرده است.
درگیری اخیر کامدیش که در آن به گفته منابع مختلف، بین 21 تا ۳۲ عضو جبهه آزادی کشته یا بازداشت شدند، دقیقاً در همین مسیر تازه رخ داده است؛ منطقهای که به گفته گزارشها پیش از این نیز صحنه حملههای چریکی این جبهه از جمله در ولسوالی دوآب نورستان بوده است.
این جابهجایی جغرافیایی، بهویژه با توجه به نزدیکی نورستان و کنر به مرزهای پاکستان، این پرسش را در اذهان بسیاری از ناظران و رهبران مخالف طالبان زنده کرده که آیا استراتژی جبهه آزادی بر پایه ارزیابی واقعبینانه از توان نظامی و پشتیبانی مردمی داخل افغانستان بنا شده، یا صرفاً از یک منطقه مرزی به منطقه مرزی دیگر جابهجا میشود بدون آنکه ریشه واقعی در دل جامعه افغانستان بدواند.
در نهایت، آنچه از مجموع این تحولات برمیآید این است که مقاومت مسلحانه علیه طالبان اکنون در نقطهای حساس و شکننده قرار دارد؛ نقطهای که در آن مرز میان مبارزه ملی و مستقل با وابستگی به بازیگران بیرونی، هر روز کمرنگتر میشود. هشدار عطامحمد نور، فارغ از اینکه چه کسی مخاطب مستقیم آن است، در واقع فریادی است برای بازگشت به عقلانیت استراتژیک، پیش از آنکه نسل دیگری از جوانان افغان، اینبار در دامنههای نورستان، بهای سنگین بیبرنامگی و شتابزدگی را با جان خود بپردازند.

مریم مرادی











