Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

نشست مجازی شماری از رهبران سیاسی و نظامی مخالف طالبان به مناسبت هفته شهید، بیش از آن‌که صرفاً یک مراسم یادبود باشد، تصویری فشرده از وضعیت کنونی جریان‌های مخالف طالبان ارائه کرد. در سخنان احمد مسعود، یاسین ضیا، عبدالرشید دوستم، محمد محقق، صلاح‌الدین ربانی و فوزیه کوفی، اگرچه مخالفت با طالبان و تأکید بر تغییر وضعیت موجود نقطه مشترک بود، اما در مورد چگونگی رسیدن به این هدف، فاصله‌های قابل توجهی دیده می‌شود. از جنگ و مذاکره گرفته تا چگونگی سازمان‌دهی مخالفان و نوع رابطه با جامعه جهانی، هر کدام از این چهره‌ها مسیر متفاوتی را ترسیم کردند.

این تفاوت‌ها زمانی مهم‌تر می‌شود که بدانیم مخالفان طالبان پس از نزدیک به پنج سال هنوز نتوانسته‌اند یک مرکز تصمیم‌گیری مشترک و یک راهبرد واحد برای آینده افغانستان ایجاد کنند. سخن از اتحاد در میان آنان فراوان است، اما در عرصه عمل، منافع، محاسبات و برداشت‌های متفاوت از آینده سیاسی کشور همچنان بر رفتار آنان سایه انداخته است. پرسش اساسی این است که آیا مخالفان طالبان با وجود این اختلافات می‌توانند به یک راهبرد مشترک برای آینده افغانستان دست پیدا کنند یا آن‌که اختلافات درونی همچنان بزرگ‌ترین مانع آنان در برابر طالبان باقی خواهد ماند؟

  • جنگ یا مذاکره، نخستین شکاف جدی مخالفان طالبان

شاید مهم‌ترین بخش سخنان مخالفان طالبان، تفاوت آشکار آنان درباره جنگ و مذاکره باشد. احمد مسعود بر ضرورت مقاومت جمعی و مشترک در برابر طالبان تأکید کرد. این موضع نشان می‌دهد که از نگاه او، مقاومت همچنان یکی از ابزارهای اصلی فشار بر طالبان است و مخالفان برای رسیدن به نتیجه، باید ظرفیت‌های پراکنده خود را در یک چارچوب مشترک قرار دهند. با این حال، سخنان احمد مسعود را نمی‌توان به معنای نفی کامل هرگونه راه سیاسی دانست. موضع او در نقطه‌ای میان مقاومت و امکان راه‌حل سیاسی قرار دارد و همین مسئله باعث شده است که سیاست او با موضع صریح‌تر یاسین ضیا تفاوت داشته باشد.

یاسین ضیا با تأکید بر ادامه جنگ، اساساً امکان مذاکره و صلح با طالبان را رد کرد. چنین موضعی، در مقایسه با سخنان دوستم، فاصله بسیار زیادی دارد. عبدالرشید دوستم در سوی دیگر این طیف قرار گرفت و گفت طالبان برای جلوگیری از خونریزی بیشتر باید به مذاکره تن بدهند و هیئت‌های مخالفان نیز برای مذاکره آماده‌اند. بنابراین، در میان مخالفان طالبان دست‌کم دو برداشت متفاوت از مسیر آینده دیده می‌شود. یک نگاه، ادامه فشار نظامی و مقاومت را راه تغییر می‌داند و نگاه دیگر، مذاکره را وسیله‌ای برای جلوگیری از ادامه جنگ و رسیدن به یک توافق سیاسی تلقی می‌کند.

محمد محقق نیز موضعی متفاوت اتخاذ کرد. او از بازگشت به جهاد به عنوان راه نجات کشور سخن گفت، اما برخلاف یاسین ضیا مستقیماً از جنگ با طالبان دفاع نکرد و در عوض از جامعه جهانی خواست با طالبان معامله نکند. این موضع را می‌توان نوعی موضع محتاطانه دانست که نه به روشنی در صف مذاکره قرار می‌گیرد و نه مانند یاسین ضیا بر جنگ تأکید می‌کند. در نتیجه، اگر سخنان این چهار چهره در کنار هم گذاشته شود، یک شکاف آشکار شکل می‌گیرد. دوستم راه مذاکره را باز می‌داند، یاسین ضیا آن را رد می‌کند، محقق موضعی میان این دو دارد و احمد مسعود همچنان در مرز میان مقاومت و راه‌حل سیاسی حرکت می‌کند.

  • هفته شهید و مخالفان طالبان؛ اتحاد در سخن و اختلاف در عمل

بخش دیگری از سخنان این نشست به مسئله اتحاد اختصاص داشت و همین موضوع شاید یکی از معنادارترین بخش‌های آن باشد. صلاح‌الدین ربانی از مخالفان طالبان خواست بر آرمان مشترک تمرکز کنند و هر اقدامی در جهت انسجام را قابل قدر دانست. احمد مسعود نیز هشدار داد که طالبان تلاش می‌کنند میان مقاومت‌گران اختلاف و بی‌اعتمادی ایجاد کنند و پاسخ مخالفان به این وضعیت باید اتحاد باشد. فوزیه کوفی نیز اختلافات فکری را الزاماً نقطه ضعف ندانست و خواستار تبدیل تفاوت‌ها به یک نقطه قوت شد.

اما میان این سخنان و واقعیت سیاسی و جاری فاصله‌ای جدی وجود دارد. اگر اختلافات صرفاً تفاوت دیدگاه درباره شیوه مبارزه بود، شاید می‌توانست به یک ظرفیت سیاسی تبدیل شود، اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که اختلاف دیدگاه به رقابت و بی‌اعتمادی متقابل تبدیل شود. چنانچه احمد مسعود، عطامحمد نور، امرالله صالح، یاسین ضیا و صلاح‌الدین ربانی، با وجود اشتراکات قومی، سیاسی و تاریخی، تاکنون نتوانسته‌اند زیر یک چتر سیاسی واحد قرار بگیرند. هر کدام مسیر و محاسبات خاص خود را دنبال کرده‌اند.

در همین راستا ماجرای کشته شدن حسیب پنجشیری معروف به حسیب قوای مرکز نیز به این فضای بی‌اعتمادی دامن زد. درباره علت کشته‌شدن او روایت‌ها و ادعاهای متفاوتی مطرح شده و برخی افراد نزدیک به جریان‌های مقاومت، بدون ارائه شواهد عمومی و قطعی، از خیانت سخن گفته‌اند. در مقابل، روایت‌های دیگری نیز درباره نقش رقابت‌های درونی مطرح شده است. با اینکه در این مورد، نمی‌توان یک ادعا را به عنوان واقعیت قطعی پذیرفت، اما حتی صرف انتشار چنین روایت‌هایی نشان می‌دهد که سطح بی‌اعتمادی در میان بخشی از مخالفان طالبان، چنان عمیق و پیچیده است که نمی‌شود آن را نادیده گرفت.

  • وضعیت مخالفان طالبان؛ پنج سال گذشت ولی مشکل فقط طالبان نیست

مخالفان طالبان در طول نزدیک به پنج سال گذشته بارها از تشکیل جبهه واحد، ایجاد حکومت فراگیر و فراهم‌کردن زمینه برای افغانستان پساطالبان سخن گفته‌اند. اما پرسش اصلی این است که چرا با وجود گذشت این مدت، هنوز تصویری روشن از ساختار سیاسی آینده ارائه نشده است. مشکل را نمی‌توان تنها به قدرت طالبان نسبت داد. بخشی از مشکل در داخل خود جریان‌های مخالف وجود دارد و به رقابت بر سر رهبری، تفاوت منافع و نبود اعتماد میان گروه‌ها بازمی‌گردد.

چنانچه سخنان فوزیه کوفی درباره این‌که افغانستان پساطالبان آمدنی است و مخالفان باید از اکنون برای آن برنامه داشته باشند، از یک جهت سخن قابل تأملی است. هر جریان سیاسی که خود را جایگزین احتمالی طالبان می‌داند، باید برنامه مشخصی برای حکومت‌داری، اقتصاد، امنیت، حقوق شهروندی و روابط خارجی داشته باشد. اما این سخن یک پرسش مهم دیگر را نیز به وجود می‌آورد. مردم افغانستان که سال‌ها تجربه حکومت‌های مختلف، جنگ، فساد و رقابت‌های سیاسی را پشت سر گذاشته‌اند، آیا بدون دیدن یک برنامه روشن و بدون پاسخ‌گویی رهبران سابق، دوباره به همان چهره‌ها اعتماد خواهند کرد؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که برخی رهبران مخالف طالبان در خارج از افغانستان زندگی‌های کاملاً مرفه و مجلل دارند، در حالی که بخش بزرگی از مردم افغانستان با مشکلات اقتصادی، بیکاری و مهاجرت دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بنابراین، اگر قرار است از افغانستان پساطالبان سخن گفته شود، باید در کنار آن از تجربه گذشته و منابع مالی و سیاسی رهبران نیز سخن گفت. مردم افغانستان حق دارند بدانند کسانی که برای آینده کشور برنامه می‌دهند، خود چه میزان پاسخ‌گویی و شفافیت دارند.

در رابطه به یاسین ضیا نیز سخنان او درباره ادامه جنگ نیازمند بررسی جدی است. تأکید بر جنگ، زمانی که جامعه افغانستان هنوز زخم‌های چند دهه درگیری را با خود حمل می‌کند، تنها زمانی می‌تواند از نظر سیاسی قابل دفاع باشد که هدف، ظرفیت، هزینه انسانی و چشم‌انداز آن به صورت روشن توضیح داده شود. جنگ نباید به یک شعار سیاسی تبدیل شود که هزینه آن را سربازان، خانواده‌های فقیر و مردم عادی بپردازند.

این در حالی است که بسیاری از منابع ادعاهایی دقیق و عمیق را درباره ارتباطات جبهه آزادی با پاکستان منتشر کرده‌اند. چنانچه فایل صوتی منسوب به دین‌محمد جرئت، از تعاملات گسترده یاسین ضیا با اسلام‌آباد پرده برداشته و نشان میدهد که جبهه آزادی از همین اکنون، استقلالش را از دست داده و تحت سیطره و فرمان ای اس آی فعالیت میکند.

خلاصه اینکه افغانستان پساطالبان، اگر روزی شکل بگیرد، تنها با شعار ساخته نخواهد شد. جامعه افغانستان از رهبران آینده، برنامه، پاسخ‌گویی، شفافیت و مهم‌تر از همه، توانایی عبور از منافع شخصی و گروهی را میخواهد. مخالفان طالبان اگر واقعاً خواهان تغییر استند، نخست باید نشان دهند که می‌توانند در میان خود اختلافات را مدیریت کنند. زیرا دشوارترین آزمون آنان شاید شکست طالبان نباشد، بلکه اثبات این باشد که پس از طالبان، افغانستان دوباره قربانی رقابت همان گروه‌هایی نخواهد شد که امروز از اتحاد و آینده کشور سخن می‌گویند.

هفته شهید
نشست مجازی به مناسبت هفته شهید، اختلافات میان مخالفان طالبان را بیش از پیش نشان داد

نقیب الله جمشید

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13144

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *