Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در افغانستان، تذکره برای دهه‌ها چیزی بود شبیه یک رسید که ثابت می‌کرد این فرد، این نام را دارد. اما تذکره الکترونیکی یک قدم جلوتر می‌رود و عملا می‌گوید: این فرد، در یک سیستم ثبت شده و قابل تطبیق است. همین تفاوت کوچک، پیامدهای بزرگ دارد. چون در جهان امروز، دولت‌ها نه فقط با تفنگ، بلکه با داده و اطلاعات حکومت می‌کنند: داده جمعیت، داده خدمت، داده درآمد، داده حرکت، داده مالکیت.

افغانستان در یک قرن اخیر، بارها حکومت عوض کرده، ساختارها فروپاشیده، جنگ و مهاجرت و بی‌جاشدگی، رد پای اداری را نابود کرده است. بخش بزرگی از مردم، یا اساسا در سیستم ثبت منظم وارد نشده‌اند، یا ثبت‌شان ناقص، محلی و قابل جعل بوده است. نتیجه؟ دولت در نهایت با یک جامعه نیمه ‌نامرئی رو به ‌رو می‌شود. مردم هستند، اما در دفترها عدد و ارقام باهم نمی‌خوانند. تذکره الکترونیکی اگر درست اجرا شود، می‌تواند این جامعه را از نامرئی بودن بیرون کند.

  • دولت‌سازی از مسیر هویت؛ کشوری که شهروندش را نشناسد، خدماتش را هم گم می‌کند

در افغانستان مشکل فقط کمبود منابع نیست؛ مشکل گم شدن منابع است. بودجه می‌آید، پروژه نوشته می‌شود، کمک توزیع می‌شود، اما همیشه یک سوال تکراری وجود دارد: دقیقا به چه کسی رسید؟ کجا؟ چند نفر جا ماندند؟ چند نفر دوباره گرفتند؟

تذکره الکترونیکی در تئوری، این گم‌گشتگی را کم می‌کند. چون وقتی هر فرد یک شناسه یکتا دارد، سیستم می‌تواند تشخیص دهد که این شخص قبلا کمک گرفته یا نه؟ این خانواده چند عضو ثبت ‌شده دارد؟ این فرد واقعا همان کسی است که می‌گوید؟ و این خدمات در این منطقه چند پوشش دارد؟

اگر این‌ها درست کار کند، فساد اداری هم مجبور می‌شود شکل عوض کند. فساد که از بین نمی‌رود، اما گران‌تر می‌شود: جعل سخت‌تر، تکرار دشوارتر و ردگیری ممکن‌تر.

اما باید واقع‌بین بود. هویت دیجیتال به ‌تنهایی فساد را نابود نمی‌کند. اگر در پشت سیستم، همان اداره‌های غیرپاسخ‌گو، همان فرهنگ واسطه، همان تبعیض و همان معامله‌گری سیاسی باشد، تذکره الکترونیکی فقط تبدیل می‌شود به یک لایه جدید کاغذبازی، این‌بار با چیپ و شماره.

  • تذکره الکترونیکی و سرشماری؛ وقتی کشور قابل‌شمردن شود، قابل‌برنامه‌ریزی هم می‌شود

یکی از بزرگ‌ترین مشکل‌های افغانستان این بوده که سال‌ها درباره جمعیتش بیشتر حدس و گمان وجود داشته تا آمار دقیق. سرشماری سراسری در کشورهایی مثل افغانستان فقط یک پروژه آماری نیست؛ یک عملیات بزرگ اداری و امنیتی است: دسترسی به ولسوالی‌ها، ثبت دقیق، جمع‌آوری معلومات و اعتماد مردم.

تذکره الکترونیکی دقیقا در همین نقطه می‌تواند نقش میان‌بر یا زیرساخت کمک‌کننده را بازی کند چون هر تذکره صادرشده، یک ثبت رسمی از یک فرد در یک زمان و یک مکان است و اگر این ثبت‌ها استاندارد و قابل‌ تطبیق باشد، می‌تواند به جایگزین بخشی از کار سرشماری تبدیل شود یا حداقل سرشماری را دقیق‌تر کند.

  • خدمات عمومی؛ از صف و مهر به حق دسترسی

یک شهروند افغان معمولا برای کوچکترین کار اداری، تجربه‌ای شبیه عبور از یک هزارتو دارد: از دفتر به دفتر، از مهر به مهر، از شاهد به شاهد. این فرآیند هم وقت می‌خورد، هم عزت. و دقیقا همین‌جا، تذکره الکترونیکی می‌تواند نقش کلید را بازی کند.

در یک مدل ساده، تذکره الکترونیکی می‌تواند: ثبت‌نام مکتب را استاندارد کند، روند پاسپورت و اسناد را منظم‌تر کند، استخدام را تا حدی قابل ‌راستی‌آزمایی کند، سیستم‌های صحی را در ثبت بیماران و پرونده‌ها کمک کند و حتی در ثبت تولد یا مرگ و وقایع مدنی، نظم ایجاد کند.

اما این «می‌تواند» وابسته به یک شرط حیاتی است: یکپارچگی سیستم‌ها.
اگر تذکره الکترونیکی صادر شود ولی اداره‌ها هنوز با دفترچه‌های دستی کار کنند، یا هر اداره پایگاه خودش را داشته باشد و با دیگری وصل نباشد، نتیجه این می‌شود: مردم هم کارت دارند، هم باز باید شاهد ببرند.

  • کمک‌های بشردوستانه؛ تذکره الکترونیکی می‌تواند عدالت را بیشتر کند

در افغانستان، کمک‌های بشردوستانه برای بسیاری از خانواده‌ها نه کمک، بلکه نان و زندگی است. توزیع کمک همیشه با دو مشکل روبه‌رو بوده: تکرار (یک نفر چند بار می‌گیرد)، حذف (یک نفر هیچوقت نمی‌گیرد).

هویت دیجیتال می‌تواند تکرار را کم کند و هدف‌گیری را دقیق‌تر سازد و با ایجاد یک بانک مشخص از خانوارها، امکان دسته‌بندی بهتر را بدهد: خانواده بی‌سرپرست، خانواده دارای کودک خردسال، خانواده دارای معلول، خانواده بی‌جا شده، خانواده بدون درآمد ثابت و…اینگونه کمک‌ها را به سمت اولویت‌ها ببرد.

  • جرم و جنایت وقتی قابل ‌پیگرد می‌شود که هویت قابل ‌تطبیق باشد

یکی از ریشه‌های پنهان بی‌قانونی در افغانستان، فقط ضعف پولیس یا کمبود امکانات نبود؛ یک مشکل بنیادی‌تر هم وجود داشت: مشکل هویت. وقتی یک جامعه نتواند با دقت بگوید این شخص دقیقا کی است، پیگرد قانونی شبیه دویدن در مه می‌شود. مجرم می‌تواند نام عوض کند، سند عوض کند، محل عوض کند و سیستم، به‌جای دنبال کردن یک فرد واقعی، دنبال یک قصه روی کاغذ می‌دود.

تذکره الکترونیکی و هویت دیجیتال به‌خصوص وقتی با اثر انگشت، عکس استاندارد، و ثبت بیومتریک همراه باشد این مه را کم می‌کند. نه به این معنا که جرم از بین می‌رود، بلکه به این معنا که فرار کردن از هویت واقعی سخت‌تر می‌شود و همین، پایه قابل‌پیگرد شدن جرم است.

  • چرا حکومت باید مردم را به گرفتن تذکره الکترونیکی تشویق کند؟

اگر تذکره الکترونیکی قرار است ستون نظم اداری، عدالت در خدمات و قابل ‌پیگرد شدن جرم باشد، باید به یک واقعیت ساده احترام گذاشت: هیچ سیستم ملی بدون مشارکت داوطلبانه مردم ملی نمی‌شود.

در افغانستان، مردم سال‌ها با اداره‌ها رابطه بی‌اعتماد داشته‌اند؛ برای بسیاری، اداره یعنی صف، تحقیر، واسطه و رشوه. در چنین فضایی، اگر حکومت فقط دستور بدهد و فشار بیاورد، نتیجه احتمالا مقاومت خاموش و دور زدن سیستم است. اما اگر مردم قانع شوند که تذکره الکترونیکی به نفع‌شان است، آن‌وقت پروژه از یک برنامه حکومتی به یک عادت اجتماعی تبدیل می‌شود.

تذکره الکترونیکی
تذکره الکترونیکی، راهی برای منظم کردن امور افغانستان
  • کلام آخر

تذکره الکترونیکی در افغانستان فقط یک کارت نیست؛ یک تغییر در منطق حکومت‌داری است. کشوری که سال‌ها با جنگ، مهاجرت، فروپاشی اداره‌ها و ثبت‌های ناقص زندگی کرده، ناچار است برای بیرون شدن از نامرئی‌بودن به یک نظام هویت قابل‌ تطبیق تکیه کند چون بدون شناخت دقیق شهروندان، هم خدمات گم می‌شود، هم بودجه هدر می‌رود، هم کمک‌ها بی‌عدالت توزیع می‌شود و هم مجرم در سایه هویت‌های مبهم، راحت‌تر فرار می‌کند.

تذکره الکترونیکی می‌تواند این سایه را کم کند: سرشماری را دقیق‌تر بسازد، خدمات را به مسیرهای شفاف‌تر ببرد، توزیع کمک را هدفمندتر کند و پیگرد جرم را عملی‌تر سازد؛ یعنی همان چیزی که در نهایت ظرفیت دولت نامیده می‌شود.

اما این ظرفیت خود به‌ خود ساخته نمی‌شود. اگر سیستم‌ها یکپارچه نباشند، اگر اداره‌ها همان فرهنگ واسطه و تبعیض را حفظ کنند، اگر روند صدور دشوار و پرهزینه و آلوده به رشوه باشد، یا اگر مردم احساس کنند ثبت شدن به جای منفعت، ریسک می‌آورد، تذکره الکترونیکی به جای زیرساخت توسعه، به یک کاغذبازی دیجیتال تبدیل می‌شود.

بنابراین موفقیت این پروژه به یک شرط اصلی وابسته است: تبدیل کردن تذکره الکترونیکی از وظیفهٔ اجباری به منفعت ملموس؛ با تسهیل دسترسی، شفافیت، پاسخگویی و اعتمادسازی. در افغانستان، هویت دیجیتال زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم باور کنند این کارت قرار است راه را باز کند، نه اینکه در تازه‌ای برای حذف و تحقیر بسازد.

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=10673

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *