تجهیزات باقی مانده امریکا در افغانستان
در هفتههای گذشته، حملات هوایی پاکستان به نقاط مختلف افغانستان، از پایگاههای نظامی گرفته تا مراکز متعلق به اردوی حکومت طالبان، بحثها و گمانهزنیهای فراوانی را در میان تحلیلگران منطقهای برانگیخته است. اسلامآباد مدعی است که هدف این حملات، نابودی پایگاههای «تحریک طالبان پاکستان» در خاک افغانستان است؛ اما واقعیت میدان جنگ چیز دیگری را نشان میدهد. چنانچه بسیاری از حملات پاکستان نه بر مخفیگاههای تیتیپی، بلکه بر پایگاههای نظامی افغانستان و زیرساختهایی صورت گرفته که از ایالات متحده و نیروهای ناتو بهجا مانده است.
از سوی دیگر، شواهد و گزارشهایی منتشر شده است که نشان میدهد یکی از اهداف این حملات، نابودی تجهیزات نظامی عظیمی است که پس از فرار امریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱ در این کشور باقی ماند. تجهیزات باقی مانده امریکا در افغانستان، که ارزش آنها توسط منابع امریکایی حدود ۷ میلیارد دالر تخمین زده شده، شامل هیلکوپترهای بلکهاوک، طیارههای نظامی، موترهای زرهی، سیستمهای مخابراتی، سلاحهای سبک و سنگین و حجم گستردهای از مهمات است. در چنین شرایطی یک پرسش اساسی مطرح میشود: آیا حملات هوایی پاکستان به افغانستان صرفاً عملیات ضد تیتیپی است، یا یک مأموریت پنهان برای نابودی تجهیزات باقیمانده امریکا در افغانستان؟
-
چرا پاکستان؛ پایگاههای نظامی افغانستان را هدف قرار میدهد؟
پاکستان در موضع رسمی خود اعلام کرده است که هدف عملیاتهای نظامیاش در افغانستان، نابودی پایگاههای تحریک طالبان پاکستان تیتیپی است؛ گروهی که اسلامآباد آن را مسئول بسیاری از حملات در داخل خاک خود میداند. این ادعا در ظاهر منطقی به نظر میرسد، زیرا تیتیپی سالهاست که یکی از چالشهای امنیتی بزرگ پاکستان محسوب میشود. با این حال، اما بررسی اهداف حملات هوایی پاکستان ابهامهای جدی ایجاد میکند. زیرا گزارشهای رسانهای و منابع موثق نشان میدهد که بسیاری از حملات پاکستان به پایگاههای نظامی افغانستان، انبارهای تجهیزات نظامی و مراکز مرتبط با اردوی حکومت طالبان صورت گرفته است.
این روند چند پرسش مهم را مطرح میکند:
اگر هدف پاکستان نابودی مخفیگاههای تیتیپی است، چرا پایگاههای نظامی رسمی افغانستان هدف قرار میگیرد؛ چرا برخی از این حملات در مناطقی صورت گرفته که اساساً پایگاه شناختهشدهای برای تیتیپی در آنها گزارش نشده است؛ چرا مراکزی که قبلا محل استقرار نیروهای آمریکایی بودهاند، در فهرست اهداف اسلامآباد قرار گرفتهاند؟
با همه حال رفتارهای متناقض اسلامآباد، باعث شده است که بسیاری از تحلیلگران، این فرضیه را مطرح کنند که هدف واقعی پاکستان در واقع نابودی تجهیزات باقی مانده امریکا در افغانستان است. زیرا پس از فرار امریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱، حجم عظیمی از تجهیزات نظامی در اختیار طالبان قرار گرفته است که چنین زرادخانهای نه تنها برای افغانستان، بلکه برای کل منطقه اهمیت استراتژیک دارد. زیرا اگر این تجهیزات حفظ و عملیاتی شوند، میتوانند توازن قدرت در منطقه را تغییر دهند. از همین رو، نابودی آنها برای برخی قدرتها ممکن است به یک اولویت تبدیل شده باشد.
-
بمباران میدانهوایی بگرام؛ نشانهای از نابودی تجهیزات باقی مانده امریکا در افغانستان
یکی از مهمترین شواهدی که فرضیه نابودی تجهیزات باقیمانده امریکا در افغانستان، توسط پاکستان را تقویت میکند، حملات به میدانهوایی بگرام است. زیرا بگرام در دوران حضور نظامی امریکا، بزرگترین و مهمترین مرکز نظامی امریکا در افغانستان به شمار میرفت. با این حال طی چند روز گذشته، گزارشهای رسانهها از وقوع چندین حمله هوایی به این میدانهوایی حکایت دارند و حتی تصاویر ماهوارهای نیز آثار انفجارها و تخریبها را در محوطه بگرام نشان دادهاند؛ موضوعی که توجه بسیاری از تحلیلگران را به خود جلب کرده است.
از طرفی اهمیت میدانهوایی بگرام تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود، بلکه بگرام در طول دو دهه جنگ افغانستان، قلب تپنده عملیاتهای نظامی امریکا به شمار میرفت. به عبارت بهتر که بگرام مرکز اصلی عملیات هوایی، اطلاعاتی و لجستیکی ایالات متحده در افغانستان بود و بخش بزرگی از تجهیزات پیشرفته نظامی، انبارهای مهمات، سامانههای ارتباطی و زیرساختهای لجستیکی در آن نگهداری میشد.
به همین دلیل، هدف قرار گرفتن چنین پایگاهی میتواند معنایی فراتر از یک عملیات معمولی نظامی داشته باشد. اگر هدف اصلی پاکستان صرفاً نابودی مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) است، حمله به پایگاهی مانند بگرام چندان توجیهپذیر به نظر نمیرسد. همین مسئله باعث شده است که برخی تحلیلگران اطمينان داشته باشند که در پس این حملات اهداف دیگری نیز نهفته است؛ اهدافی که به نابودی تجهیزات و زیرساختهای به جا مانده از حضور نظامی امریکا در افغانستان ارتباط دارند.
-
مأموریت پنهان اسلام؛ عمل به دستور ترامپ در افغانستان
افزون بر آنچه که در بالا گفته آمدیم، نقش ایالات متحده و بهویژه دونالد ترامپ در پشت پرده این عملیاتها نیز پر رنگ است. زیرا ترامپ حتی پیش از بازگشت دوباره به قدرت، بارها از باقی ماندن حجم بزرگی از تجهیزات نظامی امریکا در افغانستان انتقاد کرده بود و این موضوع را یکی از «اشتباهات بزرگ» در روند خروج نیروهای آمریکایی از این کشور میدانست.
ترامپ بارها در سخنرانیها و مواضع مختلف تأکید داشت که واشنگتن باید تجهیزات باقی مانده امریکا در افغانستان را دوباره به دست آورد و اجازه ندهد که چنین زرادخانه بزرگی در اختیار دیگران قرار گیرد. با این حال، در عمل بازپسگیری این تجهیزات با دشواریهای فراوانی روبهرو بود؛ زیرا بخشی از آنها در نقاط مختلف افغانستان پراکنده شده، بخشی دیگر در اختیار طالبان قرار گرفته و انتقال آنها نیز مستلزم حضور دوباره نیروهای آمریکایی در خاک افغانستان است؛ اقدامی که از نظر سیاسی و نظامی بسیار پیچیده و پرهزینه به نظر میرسید.
در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند که پس از ناامیدی از امکان بازپسگیری این تجهیزات، گزینه دیگری در محافل امنیتی امریکا مطرح شده است: نابودی این تجهیزات به جای بازگرداندن آنها. در این چارچوب، پاکستان میتواند یکی از مناسبترین بازیگران برای اجرای چنین مأموریتی باشد. زیرا اردوی پاکستان از یک سو یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی در منطقه به شمار میرود و از سوی دیگر روابط امنیتی و اطلاعاتی دیرینهای با ایالات متحده دارد. افزون بر این، هممرزی جغرافیایی پاکستان با افغانستان و دسترسی اطلاعاتی و عملیاتی آن به بسیاری از مناطق این کشور، شرایطی فراهم میکند که اسلامآباد بتواند در صورت وجود چنین مأموریتی، نقش عملیاتی مهمی را ایفا کند.
از سوی دیگر، همزمانی برخی تحولات سیاسی نیز به تقویت این فرضیه دامن زده است. چنانچه در ماههای اخیر سفرهای عاصم منیر فرمانده اردوی پاکستان و شهباز شریف نخستوزیر این کشور به ایالات متحده با استقبال گرم دونالد ترامپ همراه بوده است؛ موضوعی که از نگاه برخی تحلیلگران نشانهای از هماهنگیهای امنیتی جدید میان واشنگتن و اسلامآباد تلقی میشود.
این در حالی است که بسیاری از چهرههای نزدیک به حاکمیت کابل نیز به این احتمال اشاره کردهاند و هدف اصلی حملات هدفمندانهی پاکستان را نابودی تجهیزات باقی مانده امریکا در افغانستان دانستهاند. چنانچه ملا یعقوب وزیر دفاع حکومت طالبان در گفتوگو با طلوعنیوز نیز به طور تلویحی این گمانه را مطرح کرده و گفته است که ممکن است بخشی از این حملات با هدف از بین بردن تجهیزات نظامی صورت گرفته باشد.

-
جمعبندی
در یک نتیجهگیری کلی میتوان گفت که تحولات اخیر در افغانستان نشان میدهد که آنچه امروز در این کشور جریان دارد، صرفاً یک تنش مرزی میان کابل و اسلامآباد و یا نابودی تیتیپی نیست؛ بلکه بخشی از یک معادله پیچیدهتر در صحنه ژئوپولیتیکی منطقه است. بررسی الگوی حملات هوایی پاکستان نشان میدهد که بسیاری از این عملیاتها نه بر مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان، بلکه به مراکز نظامی افغانستان و زیرساختهایی متمرکز بوده است که در دوران حضور ایالات متحده ایجاد شده و پس از خروج نیروهای امریکایی در این کشور باقی ماندهاند.
همزمانی این تحولات با تلاشهای گستردهتر ایالات متحده برای مهار توان نظامی برخی بازیگران منطقهای نیز این فرضیه را تقویت میکند که واشنگتن همچنان در پی مدیریت و کنترل توازن قدرت در خاورمیانه و آسیای مرکزی است. بر این اساس، حملات اخیر پاکستان را میتوان بخشی از یک بازی بزرگتر دانست؛ بازیای که در آن سرنوشت تجهیزات باقی مانده امریکا در افغانستان، به یکی از قطعات مهم معادله قدرت در منطقه تبدیل شده است.
نقيب الله جمشید