سُبکبازی، بیخردی، دروغپردازی و روحیه خودبرتربینی در طول تاریخ عمل هر سیاستمداری که بوده، نهتنها زمینه سقوط خود را رقم زده، بلکه باعث شده کشورش نیز دچار افول و حتی سقوط شود.
دونالد ترامپ، ریس جمهور امریکا نیز همین خصوصیات را دارد و با روحیه خودبرتربینی و قاضی جهان بودن، نهتنها خود را منفور عالم کرده، بلکه سبب افول و فروپاشی سیاسی و نظامی امریکا نیز شده است. جنگ ایران برای ترامپ هزینههای زیادی داشته و خواهد داشت. از آنجایی که او با هوای سقوط نظام ایران به این کشور حمله کرده بود، ولی نهتنها چیزی بدست نیاورد، بلکه آبرو و حیثیت خود و کشور خود را نیز به باد فنا داد.
سیلیِ که ترامپ در انگلیس خورد
در حالیکه تمامی سناریوهای ترامپ در قبال ایران فروکش کرده و نتیجهای در پی نداشته، وی در حال استفاده از آخرین گزینهها برای برونرفت از این وضعیت است.
پادشاه بریتانیا سفری به امریکا داشت، اما بهقولی در این سفر بخت یار ترامپ نبوده و حواشی زیادی را دارا بود. چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، در واکنشی کنایهآمیز به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، گفت: «آقای رئیسجمهور! شما اخیراً گفتهاید که اگر ایالات متحده نبود، کشورهای اروپایی به زبان آلمانی صحبت میکردند؛ اما من میگویم اگر ما نبودیم، شما به زبان فرانسوی صحبت میکردید.»
این اظهارات با واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی همراه شده و از سوی بسیاری بهعنوان پاسخی طعنهآمیز و تاریخی تعبیر شده است.
شکاف عمیق بین امریکا و اروپا
این کنایه، حامل یک واقعیت عمیقتر در روابط بینالملل است: شکاف گفتمانی و راهبردی میان امریکا و اروپا، بهویژه در قبال پروندههایی مانند ایران. این کنایه در سفر شاهزاده بریتانیا به امریکا و در حضور ترامپ گفته شد. سفری که اگرچه در لایه سطحی با حواشی دیپلماتیک همراه بود، اما در عمق خود بازتابدهنده یک بحران در روابط فراآتلانتیک است.
در حالی که محتوای رسمی دیدار ترامپ با چارلز سوم هنوز مشخص نیست، ولی تحلیلها حاکی از آن است که ترامپ در پی بازسازی ائتلافهای خود برای جبران ناکامیهای راهبردی در پرونده ایران بوده است.
شوخی چارلز سوم، شوخی ساده نبود
با این حال، این تلاش برای جلب حمایت متحدان، با برخورد مستقیمی از سوی سلطنت بریتانیا مواجه شد که فراتر از یک شوخی ساده، حامل پیامی ژئوپلیتیک بود.
واکنش کنایهآمیز چارلز سوم به ادعای ترامپ مبنی بر «وابستگی اروپا به ایالات متحده برای حفظ هویت»، در واقع واکاویِ تناقض میان «استثناگرایی امریکایی» و «واقعگرایی اروپایی» است. پاسخ پادشاه بریتانیا، با بازگرداندن بحث به ریشههای تاریخی و فرهنگی، تلاش ترامپ برای بازتعریف سلسلهمراتب قدرت را به چالش کشید.
این تقابل، نشاندهنده شکاف عمیق میان دو رویکرد متفاوت در سیاست خارجی است. از یک سو، دکترین ترامپ که سیاست را ابزاری برای فشار حداکثری و معاملات تکجانبه میبیند، و از سوی دیگر، رویکرد اروپایی که بر حفظ توازن میان ملاحظات امنیتی و دیپلماسی چندجانبه تأکید دارد.
اروپا قربانی دیوانگیهای خواهد شد؟
سیاست «فشار حداکثری» واشنگتن که با هدف تغییر بنیادین ساختار قدرت در تهران دنبال میشد، در دوره فعلی هرچند زودوبندهایی ممکن وجود داشته باشد، ولی با مقاومت و احتیاط راهبردی اروپا مواجه بوده است. ترامپ با تلاش برای کشاندن متحدان کلاسیک خود به سمت تقابل مستقیم، در واقع میخواست برتری اخلاقی و تاریخی خود را به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل کند؛ اما پاسخ نمادین چارلز سوم، بر این واقعیت تأکید داشت که روابط بینالملل نه بر پایه برتریجویی یکجانبه، بلکه بر پایه تعاملات متقابل و هزینههای مشترک بنا شده است.
جدای از اینکه خود انگلیس «امالفساد» است، کنایه پادشاه، در واقع بازنماییِ اصطکاک میان «خودخواهیهای تکجانبهگرایانه» و «واقعیتهای پیچیده نظم جهانی» بود. بهاین معنی که این سفر، مجددا و مرتبا اختلاف امریکا و اروپا را بهنمایش گذاشت و چارلز سوم، خواسته یا ناخواسته، سیلی محکمی به صورت ترامپ بخاطر زیادهخواهی و خودخواهیهایش نواخت.

احمدی











