جنگ نیابتی پاکستان
تحولات امنیتی در منطقه جنوب آسیا همواره لایههای پنهان و پیچیدهای داشته است؛ لایههایی که در ظاهر بهعنوان اقدامات مقطعی و تاکتیکی جلوه میکنند، اما در عمق، بیانگر راهبردهای بلندمدت و گاه پرهزینه برای کشورهای درگیر استند. پاکستان، بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی این معادله، در سالهای اخیر با چالشهای فزاینده امنیتی و داخلی مواجه بوده و همین امر، آن را به سمت اتخاذ رویکردهای جدید سوق داده است.
در چنین شرایطی، گزارشهای غیررسمی از شکلگیری یک جبهه تازه با استفاده از نیروهای افغان، از سوی پاکستان، بار دیگر پرسشهای جدی درباره ماهیت سیاستهای امنیتی اسلامآباد و پیامدهای آن برای منطقه مطرح میکند. پرسش اساسی این است که آیا تاکتیک جدید و جنگ نیابتی پاکستان میتواند تهدیدهای داخلی این کشور را مهار کند، یا اینکه زمینهساز یک دور تازه از بیثباتی در افغانستان و منطقه خواهد شد؟
وضعیت نامتعارف پاکستان؛ امنیت شکننده و بحرانهای انباشته
پاکستان در سالهای اخیر با وضعیتی روبهرو بوده که میتوان آن را «نامتعارف» توصیف کرد. از یکسو، موج فزاینده ناامنی در ایالتهای بلوچستان و خیبرپختونخوا، و از سوی دیگر، بحرانهای اقتصادی نظیر فقر گسترده، بیکاری و تورم، این کشور را در موقعیتی دشوار قرار داده است. گروههای مسلح مانند جداییطلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان (TTP) فشار بیسابقهای بر اردوی ملی این کشور وارد کردهاند؛ فشاری که نهتنها امنیت داخلی را تضعیف کرده، بلکه اقتدار نهادهای نظامی را نیز به چالش کشیده است.
با این حال، این وضعیت را نمیتوان صرفاً نتیجه تحرکات مخالفان دانست. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ریشههای این بحران به سیاستهای چند دهه اخیر پاکستان بازمیگردد؛ سیاستهایی که بر مداخله در امور کشورهای همسایه و ایفای نقش در معادلات امنیتی منطقه استوار بوده است. در این چارچوب، اولویت دادن به اهداف جیوپلیتیک و جلب رضایت قدرتهای غربی، گاه به قیمت نادیده گرفتن منافع ملی و ثبات داخلی تمام شده است. اکنون، همان سیاستها بهگونهای بازگشت کردهاند که امنیت داخلی پاکستان را با چالش جدی مواجه ساختهاند.
تکنیکهای بحثبرانگیز؛ از حمایت غیرمستقیم تا دوگانگی امنیتی
یکی از محورهای مهم در تحلیل سیاستهای امنیتی پاکستان، اتهامات مکرر درباره رویکرد دوگانه این کشور در قبال گروههای مسلح است. در طول سالهای گذشته، بارها ادعا شده که برخی گروهها در خاک پاکستان امکان فعالیت، سازماندهی یا پناهگیری داشتهاند. چنین وضعیتی، تصویری از این کشور بهعنوان یکی از کانونهای پیچیده و متناقض در مبارزه با تروریسم ایجاد کرده است.
رویکرد دوگانه و مخرب پاکستان به مسائل منطقوی، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی یا امنیتی تلقی شود، اما در بلندمدت پیامدهای سنگینی به همراه دارد که دامن گیر پاکستان نیز خواهد شد. تقویت یا تحمل برخی گروهها، بهطور ناگزیر به گسترش شبکههای خشونتگرا منجر شده و کنترل اوضاع را دشوارتر میسازد. در نتیجه، پاکستان اکنون با وضعیتی مواجه است که بخشی از تهدیدهای امنیتی آن، محصول همان سیاستهایی است که در گذشته بهعنوان ابزار نفوذ مورد استفاده قرار میگرفت.
جنگ نیابتی پاکستان، تاکتیک جدید؛ بهرهگیری از نیروهای سرخورده و شکلدهی جبهه نیابتی
در چنین بستری، گزارشهای غیررسمی از ایجاد یک جبهه جدید متشکل از نیروهای سابق افغان، بهویژه اعضای پولیس محلی و نظامیان پیشین، اهمیت ویژهای پیدا میکند. این افراد که بسیاری از آنان پس از تحولات افغانستان در وضعیت بلاتکلیف و دشوار، بهویژه در کمپهای مهاجرین قرار دارند، اکنون بهعنوان نیروی بالقوه برای یک پروژه امنیتی جدید و جنگ نیابتی پاکستان در نظر گرفته میشوند.
بر اساس این گزارشها، پاکستان در تلاش است با جذب این نیروها، از آنان در مقابله با گروههایی چون تحریک طالبان پاکستان و جداییطلبان بلوچ استفاده کند. این اقدام، در ظاهر میتواند بهعنوان راهحلی تاکتیکی برای کاهش فشارهای داخلی تلقی شود؛ اما در واقع، حامل پیامدهای عمیقتری است.
نخست، این رویکرد نهتنها به حل منازعه کمک نخواهد کرد، بلکه احتمالاً ابعاد تازهای به آن خواهد افزود. ورود نیروهای نیابتی جدید، پیچیدگیهای درگیری را افزایش داده و زمینهساز چرخهای تازه از خشونت خواهد شد.
دوم، این سیاست مستقیماً جان افغانها را در معرض خطر قرار میدهد. احتمال استفاده از مهاجرین افغان در پاکستان و پیوند دادن اقامت خانوادههای آنان با مشارکت در این جبهه، میتواند آنان را در موقعیتی دشوار و ناخواسته قرار دهد؛ وضعیتی که انتخاب واقعی را از آنان سلب میکند.
سوم، این اقدام میتواند به شکلگیری یک جبهه نیابتی جدید علیه افغانستان منجر شود. تجربههای گذشته نشان داده که چنین پروژههایی، در نهایت به بیثباتی گستردهتر در منطقه انجامیدهاند. بهنظر میرسد که پس از ناکامی نسبی در سیاست تقابل مستقیم با حکومت طالبان، نهادهای امنیتی پاکستان در حال حرکت بهسوی رویکردی غیرمستقیم و پیچیدهتر استند.
با همه حال، تاکتیک جدید جنگ نیابتی پاکستان، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بهعنوان پاسخی به فشارهای امنیتی داخلی مطرح شود، اما در واقع بازتولید همان الگوهای قدیمی است که پیشتر نیز پیامدهای سنگینی به همراه داشتهاند. استفاده از نیروهای نیابتی، بهویژه از میان افراد آسیبپذیر و سرخورده، نهتنها بحرانها را حل نمیکند، بلکه آنها را به سطوح جدیدی منتقل میسازد.
در صورت تحقق این سناریو، نهتنها روابط افغانستان و پاکستان وارد مرحلهای تازه و پرتنش خواهد شد، بلکه بار دیگر مردم افغانستان بهعنوان قربانیان اصلی یک بازی پیچیده منطقهای مطرح خواهند شد؛ بازیای که پایان آن، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.

عایشه ببرک خیل











