Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

بیانیه اسلام‌آباد

در پایان هشتمین دور گفتگوی راهبردی میان اتحادیه اروپا و پاکستان در اسلام‌آباد، دو طرف در بیانیه مشترک خود بار دیگر افغانستان را در محور نگرانی‌های امنیتی قرار دادند. در این بیانیه بر مبارزه با تروریسم تأکید شده و از حکومت افغانستان خواسته شده است تا اجازه ندهد خاک این کشور علیه سایر کشورها مورد استفاده قرار گیرد. همچنان نگرانی‌هایی درباره حقوق بشر، آزادی بیان و وضعیت زنان و دختران در افغانستان مطرح شده است.

در ظاهر، این مواضع بخشی از ادبیات رایج دیپلماتیک درباره افغانستان محسوب می‌شود؛ اما در پس این جملات، پرسش‌های مهم‌تری نهفته است. چه کسانی در دو دهه گذشته مسئول شکل‌گیری وضعیت کنونی افغانستان بودند؟ چه کشورهایی از شبکه‌های افراطی به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کردند؟ و چه بازیگرانی در برابر رشد تروریسم در منطقه سکوت اختیار نمودند؟

از منظر واقع‌گرایی سیاسی، حافظه تاریخی نباید قربانی مصلحت‌های دیپلماتیک شود. هرگونه بحث درباره تروریسم در افغانستان زمانی معتبر خواهد بود که نقش تمام بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به صورت متوازن مورد بررسی قرار گیرد.

افغانستان امروز با بحران‌های گسترده امنیتی، اقتصادی و انسانی مواجه است؛ اما این بحران‌ها در خلأ به وجود نیامده‌اند. آنها محصول دهه‌ها رقابت ژئوپلیتیکی، جنگ‌های نیابتی و سیاست‌های متناقض قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی‌اند. در چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای تقلیل مسئله تروریسم به افغانستان، بدون اشاره به زیرساخت‌های تاریخی آن در منطقه، تصویری ناقص و حتی گمراه‌کننده ارائه می‌کند.

بیانیه اسلام‌آباد شاید در ظاهر یک متن دیپلماتیک معمولی باشد؛ اما در واقع بازتاب رقابت بر سر روایت‌ها است: روایت اینکه چه کسی قربانی تروریسم بوده و چه کسی از آن به عنوان ابزار قدرت استفاده کرده است.

  • بازی دوگانه پاکستان با تروریسم؛ میراثی که پاک نمی‌شود

نام پاکستان در عرصه بین‌المللی طی چهار دهه گذشته به گونه‌ای جدایی‌ناپذیر با مسئله گروه‌های افراطی و شبکه‌های شبه‌نظامی گره خورده است. از دوران جنگ سرد تا جنگ علیه تروریسم، این کشور همواره در نقطه تلاقی میان همکاری امنیتی با غرب و حمایت از بازیگران غیردولتی قرار داشته است.

اسلام‌آباد سال‌ها کوشیده است خود را قربانی تروریسم معرفی کند. بدون تردید پاکستان قربانی حملات متعدد گروه‌های افراطی بوده و هزاران شهروند آن جان باخته‌اند. اما این تنها بخشی از واقعیت است. بخش دیگر واقعیت آن است که ساختار امنیتی پاکستان برای دهه‌ها برخی گروه‌های مسلح را به عنوان ابزار سیاست منطقه‌ای خود حفظ کرده است.

در دوران جمهوریت افغانستان، مقامات آمریکایی، ناتو و بسیاری از دولت‌های غربی بارها به صورت غیررسمی از حضور رهبران طالبان در خاک پاکستان سخن گفته‌اند؛ هرچند این مسئله به ندرت در اسناد رسمی با صراحت مطرح می‌شد.

در منطق واقع‌گرایی، دولت‌ها برای تأمین منافع ملی خود گاه از ابزارهای نامتعارف استفاده می‌کنند. پاکستان نیز افغانستان و کشمیر را به عنوان دو جبهه اصلی رقابت راهبردی خود با هند تعریف کرده بود و بخشی از سیاست امنیتی این کشور بر استفاده از بازیگران نیابتی استوار شد.

امروز اما همان کشوری که سال‌ها متهم به تساهل یا حمایت از برخی شبکه‌های افراطی بود، می‌کوشد تمام بار مسئولیت ناامنی‌های منطقه را متوجه افغانستان سازد. این تغییر روایت، بخشی از تلاش گسترده‌تر برای بازسازی چهره بین‌المللی پاکستان است. اما واقعیت‌های تاریخی به آسانی فراموش نمی‌شوند. اعتبار بین‌المللی نه از طریق صدور بیانیه‌های مشترک، بلکه از مسیر پاسخگویی نسبت به گذشته به دست می‌آید.

  • تی‌تی‌پی؛ هیولایی که از دل جنگ‌های نیابتی بیرون آمد

یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیتی امروز پاکستان، تحریک طالبان پاکستان یا تی‌تی‌پی است؛ گروهی که اکنون به بزرگ‌ترین تهدید داخلی علیه دولت پاکستان تبدیل شده است. از منظر تحلیلی، ظهور تی‌تی‌پی را نمی‌توان جدا از محیط سیاسی و امنیتی دو دهه گذشته بررسی کرد. این گروه محصول فضای گسترده نظامی‌گری، افراط‌گرایی و شبکه‌سازی جهادی در منطقه است.

سال‌ها استفاده ابزاری از گروه‌های مسلح، مرز میان «دارایی راهبردی» و «تهدید امنیتی» را از میان برد. بسیاری از گروه‌هایی که زمانی در محاسبات امنیتی مفید تلقی می‌شدند، بعدها به تهدیدی علیه خود پاکستان تبدیل شدند. تجربه پاکستان نمونه‌ای کلاسیک از پدیده «بازگشت آتش» یا Blowback در مطالعات امنیتی است؛ وضعیتی که در آن ابزارهای سیاست خارجی به مرور زمان از کنترل خارج می‌شوند.

امروز اسلام‌آباد افغانستان را به پناه دادن به تی‌تی‌پی متهم می‌کند؛ اتهامی که مقام‌های افغانستان آن را رد کرده‌اند. اما حتی اگر بخشی از این نگرانی‌ها واقعی باشد، باز هم پرسش اساسی پابرجاست: ریشه‌های شکل‌گیری چنین شبکه‌هایی در کجا قرار دارد؟ پاسخ این پرسش بدون بازخوانی سیاست‌های امنیتی چند دهه گذشته پاکستان ممکن نیست.

  • اتحادیه اروپا و مسئولیت فراموش‌شده در افغانستان

اتحادیه اروپا در کنار ایالات متحده نزدیک به بیست سال در افغانستان حضور سیاسی، نظامی و مالی داشت. میلیاردها دالر هزینه شد، هزاران سرباز خارجی در افغانستان مستقر شدند و پروژه عظیم دولت‌سازی به اجرا درآمد. بنابراین اروپا نمی‌تواند خود را صرفاً ناظر بیرونی وضعیت کنونی افغانستان معرفی کند. این قاره بخشی از روندی بوده است که افغانستان امروز از دل آن بیرون آمده است.

هنگامی که مقامات اروپایی درباره وضعیت افغانستان ابراز نگرانی می‌کنند، این نگرانی مشروع است؛ اما در کنار آن، پرسش از مسئولیت نیز مطرح می‌شود. چگونه پروژه‌ای که بیست سال برای آن سرمایه‌گذاری شد، در مدت کوتاهی فروپاشید؟ چرا نهادهای سیاسی و امنیتی ایجادشده نتوانستند دوام بیاورند؟ و نقش سیاست‌های غرب در شکل‌گیری این شکست چه بود؟

واقع‌گرایی سیاسی ایجاب می‌کند که بازیگران بین‌المللی پیش از متهم کردن دیگران، سهم خود در وضعیت موجود را نیز بپذیرند. افغانستان امروز تنها به بیانیه‌های انتقادی نیاز ندارد؛ بلکه به بازنگری صادقانه در اشتباهات راهبردی دو دهه گذشته نیازمند است.

  • ابیت‌آباد؛ پرسشی که هنوز بی‌پاسخ مانده است

در دوم می ۲۰۱۱، نیروهای ویژه آمریکا رهبر شبکه القاعده، اسامه بن لادن را در شهر ابیت آباد  پاکستان کشتند. آنچه این رویداد را به یکی از بحث‌برانگیزترین وقایع جنگ علیه تروریسم تبدیل کرد، محل اختفای بن‌لادن بود. محل زندگی او در فاصله اندکی از آکادمی نظامی پاکستان قرار داشت.

این رویداد پرسش‌های بزرگی را درباره کارآمدی ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی پاکستان ایجاد کرد؛ پرسش‌هایی که تاکنون نیز به طور کامل پاسخ داده نشده‌اند. آیا ممکن است تحت تعقیب‌ترین فرد جهان سال‌ها در چنین منطقه‌ای زندگی کرده باشد بدون آنکه هیچ نهادی از حضور او اطلاع داشته باشد؟ این پرسشی است که همچنان در محافل امنیتی و سیاسی مطرح می‌شود.

هرچند هیچ اجماع قطعی درباره میزان آگاهی نهادهای پاکستانی از محل اختفای بن‌لادن وجود ندارد، اما خود این واقعیت که رهبر القاعده در چنین موقعیتی پیدا شد، ضربه‌ای جدی به اعتبار روایت رسمی پاکستان وارد کرد. به همین دلیل، ابیت‌آباد همچنان نمادی از تناقض‌های جنگ علیه تروریسم و یکی از مهم‌ترین نقاط تاریک در تاریخ امنیتی پاکستان باقی مانده است.

  • جمع‌بندی بیانیه اسلامآباد: حافظه تاریخی در برابر روایت‌های سیاسی

بیانیه مشترک پاکستان و اتحادیه اروپا بار دیگر افغانستان را در مرکز بحث‌های امنیتی منطقه قرار داده است. اما هرگونه تحلیل منصفانه از وضعیت کنونی باید بر پایه حافظه تاریخی استوار باشد. پاکستان حق دارد درباره امنیت خود نگرانی داشته باشد؛ همان‌گونه که افغانستان نیز حق دارد درباره نقش تاریخی پاکستان در جنگ‌های نیابتی پرسش مطرح کند.

اتحادیه اروپا نیز می‌تواند درباره حقوق بشر و تروریسم سخن بگوید؛ اما نمی‌تواند از مسئولیت خود در قبال سرنوشت افغانستان شانه خالی کند. واقعیت آن است که بحران امروز افغانستان نتیجه عملکرد یک بازیگر واحد نیست. این بحران محصول مجموعه‌ای از سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است که طی چند دهه انباشته شده‌اند.

در چنین شرایطی، متهم‌سازی یک‌جانبه نه کمکی به ثبات منطقه می‌کند و نه پاسخی برای ریشه‌های ناامنی ارائه می‌دهد. صلح پایدار زمانی ممکن خواهد شد که همه بازیگران، از اسلام‌آباد تا بروکسل و واشنگتن، سهم خود در شکل‌گیری وضعیت موجود را بپذیرند و به جای بازنویسی تاریخ، با آن روبه‌رو شوند.

بیانیه اسلام‌آباد
در بیانیه اسلام‌آباد و اتحادیه اروپا مطرح شد: افغانستان، محور نگرانی های امنیتی

مجتبی همت

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12239

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *